eitaa logo
فرهنگ هزار موضوعی داستان، طنز،لطيفه ها و خاطرات آموزنده
115 دنبال‌کننده
14 عکس
1 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🎂تاثير شير 🌷مرحوم شهيد آية اللّه حاج فضل اللّه نورى را در زمان به دار زدند. 👈اين مجتهد عادل انقلابى , عليه مشروطه غيرمشروعه آن زمان قد علم كرد. 👈با اين كه اول مشروطه خواه بود, اماچون مـشـروطـه در جـهت اسلام نبود, با آن مخالفت كرد. عاقبت او راگرفتند و كردند. 🌷شيخ پـسرى داشت . 👈اين 3پسر, بيش از بقيه اصرار داشت كه پدرش را اعدام كنند. يكى از بزرگان گفته بـود, مـن بـه زندان رفتم و علت را از _فضل_اللّه نورى كردم . 🌷ايشان فرمود:خود من هم انتظارش را داشتم كه پسرم چنين از كار درآيد. 👈چـون شـيخ شهيد, اثر را در چهره آن مرد ديد, اضافه كرد:اين بچه در نجف متولد شد. در آن هـنگام مادرش بيمار بود, لذا شيرنداشت . مجبور شديم يك براى او بگيريم . پس از مـدتى كه آن زن به پسرم شير مى داد, ناگهان متوجه شديم كه وى زن اى است , علاوه بر آن از (ع ) نيز بود.... كـار ايـن پـسـر به جايى رسيد كه در هنگام اعدام پدرش كف زد. 🎂آن پسر فاسد, پسرى ديگر تحويل جامعه داد به نام كه رئيس حزب توده شد. ☺️تربیت فرزند در اسلام، ص 89. 🌷بـيـان : كـودك وقـتى كه خون و پوست و گوشت و استخوانش پرورش يافته است , نيز جداى از روحيات مادرنخواهد بود. https://eitaa.com/dastan_latifeh
🔰 به نوجوان 🌷يكى از علماى وارسته , كلاس درسى داشت و از ميان شاگردانش به نوجوانى بيشتر احترام مـى گـذاشـت . 🍎روزى يكى از شاگردان از آن عالم پرسيد: چرا بى دليل , اين نوجوان را آن همه احترام مى كنيد؟ 🌷آن عالم دستور داد چند مرغ آوردند. 👈آن مرغ ها را بين تقسيم نمود و به هر كدام كاردى داد و گفت : هريك از شما مرغ خود رادر جايى كه كسى نبيند ذبح كند و بياورد. ☺️شاگردان به سرعت به راه افتادند و پس از ساعتى هر يك از آنها, مرغ ذبح كرده خود را نزد آورد, اما نوجوان مرغ را زنده آورد. 🌷عالم به او گفت : چرا مرغ را ذبح نكرده اى ؟ او در گفت : شما فرموديد مرغ را در جايى ذبح كنيد كه كسى نبيند, من هر جا رفتم ديدم مرا مى بيند. ☺️شاگردان به و توجه عميق آن شاگرد برگزيده پى بردند,او را كردند و دريافتند كه آن وارسته چرا آن قدر به او احترام مى گذارد. مجموعه ورام، ص 235. https://eitaa.com/dastan_latifeh
🔰احترام به كودك 🌷شبى مرحوم آية اللّه در حال بازگشت ازنماز جماعت , در خيابان اطراف حرم مطهر حضرت معصومه (س ) كودكى را در حال گريه كردن مى بيند. 👈وقتى علت گريه اش را مى پرسد, جواب مى دهد: پولى را كه براى گرفتن نان به همراه داشتم گم كرده ام . 🌷بـى درنـگ آن مـرجـع بزرگ به حالت نيمه نشسته , مشغول جستجو مى شود تا اين كه آن دو ريال گـمشده را پيدا مى كند و به كودك مى دهد. 🌷ايشان به راحتى مى توانستند چند برابر آن پول را به كودك بدهند, اما براى اين كه او احساس نكند, به اين شكل به او كمك كردند. درس اخلاق آیة الله مکارم شیرازی، 7/3/72، مدرسه امیرالمومنین https://eitaa.com/dastan_latifeh
🔰از جمله هايي که بايد بِشتر به آن توجه شود های تاريخی است که گويای معصومان بزرگوار عليهم السلام بود چرا که آنان به متصل بودند و بخواطر بودن در کارها از آن ها سر نمی زده .
👈از جمله بايدها آشنا سازی فرزندان با سيره معصومان عليهم السلام است. https://eitaa.com/dastan_latifeh
🔰كودكان امروز بزرگان فردا 🌷حـضـرت مجتبى (ع ) هر از گاهى ،فرزندان را دور خود جمع مى كرد و آنان را مـى نـمـود. 👈روزى فـرزنـدان خـود و فرزندان برادرش را فرا خواند. قبل از شرفياب شدن بـه حضورامام , نمى دانستند ايشان به چه قصدى آنها را دعوت كرده است , ولى خوشحال بودند كه هر وقت نزد امام مى روند, با دست پربازمى گردند. 🌷همه كودكان كه دور امام (ع ) گرد آمدند, امام (ع ) فرمود: 👈همه شما, كودكان امروز هستيد و اميد مـى رود كـه بـزرگان اجتماع فردا نيز باشيد, پس بياموزيد و در كسب كوشش كنيد. ☺️بحارالانوار، ج 2، ص 152. https://eitaa.com/dastan_latifeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰نبايدهای گفتاری 🌷 👈جوانی نزد پدر رفت و گفت : بابا یادت هست که می گفتی اولین دفعه ای که ماشین پدرت را راه بردی تصادف کردی و ماشین خرد شد؟ 🌷- بله پسر جانم، پسر گفت : بازهم یادت می آید که همیشه می گفتی تاریخ تکرار می شود؟ 🌷- بله پسر حالا منظورت از این حرفها چیست؟ 🎂پسر گفت پدرجان امروز یکبار دیگر تاریخ تکرار شد! بر گرفته از : کتاب نکته ها و لطيفه ها بر چسب ها: ، ، ، ، ، ، ، https://eitaa.com/dastan_latifeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا