گفتارها l مهدی مومنی
دوست عزیز در بخشی از این متن اشاره میکند که قرآن و دین را نباید سلیقهای فهم کرد و فهم صحیح قرآن ر
ممنون از یکی از دوستان که وقت گذاشتند و نقد کردند.
📍دین و حکومت
بطور کلی در طول تاریخ هیچ دین یا مذهبی بدون کسب حکومت و قدرت، گسترش نیافته و نتوانسته وظائفی را که برای خود تعریف کرده است، انجام دهد.
همه آیینهای بزرگی که امروز میشناسیم، قبل از اینکه به حکومت دست پیدا کنند، آیینهایی پنهانی بودند که عدهای معدود از آن پیروی میکردند؛عدهای که عموما تحت آزار و اذیت حکومت و جامعه قرار میگرفتند. به همین خاطر این ادیان نه میتوانستند جذب گسترده داشته باشند و پیروانشان نیز نمیتوانستند براساس آموزههای خود عمل کنند و مجبور به زندگی مخفیانه بودند.
برای مثال مسیحیت قبل از اینکه کنستانتین آن را قانونی اعلام کند و خودش هم مسیحی شود، دینی بود که توسط اقلیتی محروم از حقوق اجتماعی پیروی میشد. اسلام نیز قبل از تشکیل حکومت در مدینه چندان وضعیت خوبی نداشت و مسلمانان مدام تحت آزار و اذیت بودند.
بنابراین بطور کلی حکومت مهمترین ابزار تبلیغ و استحکام هر دینی است. به همین خاطر دین بدون در دست داشتن حکومت قطعا رو به اضمحلال میرود.
اما دلیل این امر شاید در این نکته نهفته باشد که دین یک امر هویتی است. یعنی دین هویت اجتماعی و فردی اشخاص را بگونهای تغییر میدهد که دیگر نه جامعه گذشته آنها را میپذیرد و نه آنها میتوانند در آن جامعه زندگی کنند. به همین خاطر دین چارهای ندارد جز اینکه مطابق هویت خودش یک جامعه بسازد و این مهم جز با به دست گرفتن حکومت ممکن نیست.
از سوی دیگر همه ادیان بزرگ خود را جهان شمول میدانند و ادعا دارند که همه انسانها برای سعادتشان باید به دین آنها بگروند و وظیفه خودشان را نیز هدایت بشر میدانند، بنابراین برای انجام این وظیفه ادیان چارهای ندارند جز تشکیل یک حکومت.
بنابراین با توجه به این دو امر میتوان گفت نه تنها اسلام بلکه هر دینی ارتباط عمیق و اساسی با تشکیل حکومت دارد و بدون تشکیل یک حکومت عملا دین عقیم است و کاری که باید را نمیتواند انجام دهد. بنابراین خاطر ادیان ناگزیرند به تشکیل حکومتی که مطابق هویتشان باشد.
به همین خاطر اندیشه جدایی دین از سیاست و سکولاریسم، اندیشهای نیست مگر برای عقیمسازی دین و بازداشتنش از اهداف مورد نظر، چرا که چنین دینی قطعا از اهدافش باز میماند.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
#پست_ثابت | در حال به روزرسانی
✍️ پویش نوشتن
#بانک_صفحات_نویسندگان_حوزوی_کرمان👇
1. محمدعلی رنجبر
2. ابراهیم انجم شعاع
3. علی رشیدی
4. محمد نخعی
5. محمد حسن عرب زاده
6. سجاد انجم شعاع
7.ابوالفضل انجم شعاع
8. غلامحسین خالقی
9.سیدمرتضی خلیلی
10.حمید شکوهی
۱۱. محمدهادی میرزایی
۱۲.سیدصمصام الدینی قوامی
۱۳.سیدعلی خوش نظر
۱۴.محمد مددی ماهانی
۱۵.امیرحسین علینقی
۱۶.حنیف نصرالهی نسب
۱۷. عبدالرضا شیخ شعاعی
۱۸.عرفان ثمره
۱۹.سعید حیدری
۲۰. محمد سلطانی
21.محمدصادق عبدالهی
22.محمدحجت عسکری
23. علی انجمشعاع
24. ابراهیم حیدری
25.سبحان ابراهیمی
26. حسین جلالی
27.سید میثم میرتاج الدینی
28. مهدی مومنی
👥 صفحات تعاملی استان کرمان
امام جمعه کرمان
ستاد نمازجمعه کرمان
شبکه امامت سیرجان
#تبلیغ_مکتوب
📍رویکرد «پاسخ به شبهه» در مقابل بحرانهای هویتی
یکی از اولویتها و دغدغههای حوزههای علمیه همواره پاسخ به شبهاتی بوده است که علیه مذهب شیعه صورت میگرفته است.
در حقیقت پاسخ به شبهات بیشتر در حوزه کلام و اعتقادات معنا دارد و اصل شبهه نیز نه یک سوال ساده بلکه پرسشی است جدلی و هدفش کشف حقیقت نیست بلکه اسکات خصم است. به همین خاطر حوزههای علمیه در مقابل حملاتی که به مذهب ما میشد با پاسخ به این شبهات از مکتب تشیع دفاع میکردند.
ولی سوال اساسی این است که آیا اساسا در جهان امروز این رویکرد جوابگوی مشکلات فرهنگی و هویتی است یا خیر؟ آیا میتوان مشکل بیدینی گسترده در جوامع مسلمان را با این رویکرد حل کرد؟ آیا مشکل اساسی وجود شبهات است یا امر دیگر؟
بنظر میاید مواجههای که امروزه در مقابل بحران هویت و بیدینی اخذ شده است بیشتر رویکرد «پاسخ به شبهه» است. بنا بر این رویکرد، علت اصلی بیدینی جامعه شبهاتی است که وجود دارد به همین خاطر در مواجهه با خطرات فرهنگی نیز وظیفه پاسخ به شبهات است.
اما سوال اساسی در مقابل این رویکرد حاکم نسبت به بحرانهای هویتی این است که آیا فرهنگ و هویت اینقدر بسیط است که بتوان با صرف پاسخ به شبهات مردم را از بیدینی نجات داد؟
بنظر میاید پاسخ مثبت نخواهد بود. چرا که مشکل امروزه ما بیشتر هویتی است و «پاسخ به شبهه» امری هویتساز نیست. در حالی که نیاز امروز ما هویتسازی برای جامعه است.
وقتی جامعه و نحوه زندگی در آن به گونهای است باعث دوری انسان از معنویات میشود و در برخی مواقع نحوه زندگی با عقاید اصلا ارتباطی ندارد، پاسخ به شبهات معنای چندانی ندارد.
وقتی اساسا دانشهای دینی، علم محسوب نمیشوند و علوم غربی در دانشگاهها پمپاژ میشود و جامعه هم براساس همین علوم مدیریت میشود، پاسخ به شبهات مثل مبارزه با عوارض جانبی یک بیماری خطرناک است.
بنابراین بنظر میرسد تنها راه مقابله با این بحرانها هویت سازی است که از طریق تولید علوم انسانی و بازتولید جامعه اسلامی میگذرد. البته برای رسیدن به این امور راه بسیار طولانی و سختی در پیش است و هنوز صحبت از این امور بسیار انتزاعی است، ولی بنظر تنها راه حل واقعی مشکلات همین است و راه دیگری نیست.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
این جدول که منسوب به سازمان برنامهریزی و بودجه بوده است، سال 1400 در فضای مجازی منتشر شد.
البته جدول مذکور، بلافاصله توسط همان سازمان تکذیب شد ولی بنحو عجیبی همه چیز بخصوص قیمت دلار، براساس همین جدول پیش میرود.
اما نکته جالب این است که تنها سناریویی که در قیمت دلار تاثیر میگذارد، تحریم یا عدم تحریم است و تغییر دولتها و... هیچ یک تاثیری بر نرخ مذکور ندارد.
از این جدول تنها یک نتیجه تلخ میتوان گرفت: ساختار اقتصادی کشور در دست عدهای خاص است که با تغییر دولتها عوض نمیشوند و اصلیترین نقش در اقتصاد نیز توسط آنها ایفا میشود.
بنابراین تحول اقتصادی کشور تنها با داشتن طرح و برنامه شدنی نیست بلکه قبل از هر طرح و برنامهای باید فکری برای این ساختار معیوب کرد،چرا که حتی اگر طرح و برنامهای هم باشد این ساختار به مقابله با آن میپردازد.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍از میان مردم
یکی از ویژگیهایی که خداوند پیامبرانش را با آن یاد میکند «منهم» است:
هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلْأُمِّيِّـۧنَ رَسُولࣰا مِّنْهُمْ... (جمعه:٢)
فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولࣰا مِّنْهُمْ أَنِ ٱعْبُدُواْ ٱللَّهَ... (مومنون ٣٢)
رَبَّنَا وَٱبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولࣰا منهم... (بقره: ١٢٩)
بنابراین رسولی که خداوند برای تعلیم و تربیت مردم میفرستد، یکی از خصائصش همسانی هویتی آن رسول با قومی است که به سوی ایشان فرستاده شده است.
از همین آیه میتوان یک نکته برداشت کرد: تبلیغ و تعلیم و تربیت موفق وقتی رخ میدهد که معلم و مربی از جنس همان جامعه باشد.
دلیل این امر نیز این است که فرد تنها در صورتی میتواند مطالبی که مناسبت با آن گروه دارد را بیان کند و درد و نیاز آن جامعه را بفهمد و متناسب با آن دارو تجویز کند که دارای تجربه مشترک زندگی با آن جامعه باشد. در غیر این صورت تعلیم و تربیت صرفا بیان نکات و دانستههایی است که شاید اصلا درد آن جامعه نباشد.
پس میتوان تنها تبلیغی را موفق و موثر دانست که مبلغ و معلم تجربه و زبان مشترک با جامعهای که در آن به تبلیغ میپردازد، داشته باشد.
به همین خاطر شاید علت عدم موفقیت بسیاری از کارهای فرهنگی همین باشد؛ نبود یک زبان و هویت مشترک بین معلم و تربیت کننده با تربیت شونده.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍اتحاد جهان اسلام
در سال 1099 میلادی بیت المقدس توسط مسیحیان طی جنگ صلیبی اول اشغال شد و در پی آن قتل عام عظیمی علیه ساکنین شهر توسط صلیبیها رخ داد.
اما بعد از این اتفاق تا زمان صلاح الدین ایوبی که حدود 90 سال بعد بیت المقدس را پس گرفت، هیچ حرکت خاصی از سوی دول مسلمان برای پاسخ به مسیحیان دیده نشد. در طی این مدت شاهد یک عدم اتحاد دردناک بین مسلمین هستیم که حتی تهدید خارجی صلیبیان هم باعث کنار هم قرار گرفتن آنها نمیشود.
فقط زمانی که صلاح الدین توانست یک دولت قدرتمند را حاکم کند بیت المقدس به آغوش اسلام برگشت. بنابراین حتی آن زمان هم اتحادی بین مسلمین شکل نگرفت و تنها یک دولت قدرتمند که توانسته بود مصر و شام و... را به تصرف درآورد،بیت المقدس را باز پس گرفت.
ولی نکته جالب اینکه، بلافاصله پس از بازپس گیری بیت المقدس توسط صلاح الدین دول مسیحی تا حدی دست از جنگهای داخلی بین خود برداشتند و به سمت سرزمینهای مسلمان لشکر کشیدند تا بیت المقدس را بازپس بگیرند و در این راه 7 جنگ صلیبی دیگر نیز راه انداختند.
ولی علت توانایی مسیحیان کاتولیک بر ایجاد اتحاد بر پایه دین و در مقابل عدم توانایی مسلمانان برای ایجاد اتحاد دینی، وجود یک نهاد دینی_سیاسی مورد قبول مسیحیان کاتولیک و عدم وجود چنین جایگاهی در جهان اسلام بود. در آن زمان نهاد کلیسا در بین کاتولیکها چنین جایگاهی داشت و به همین خاطر میتوانست کاتولیکها را متحد و برای اهداف دینی و سیاسی خود، آنها را بسیج کند. در مقابل چه در آن زمان و چه در زمان حاضر، در جهان اسلام چنین جایگاه مذهبی سیاسی که مورد قبول اکثر مسلمین باشد، وجود ندارد.
دلیل وجود یک اتحاد نسبی در بین شیعه نیز شکل گیری چنین جایگاهی است. ولایت فقیه دارای خصوصیت مذهبی و سیاسی است و به همین خاطر توانسته است یک اتحاد بر پایه مذهب را در بین شیعیان ایجاد کند.
در حقیقت این جایگاه سیاسی_مذهبی به مثابه محوری است که اتحاد حول آن شکل میگیرد. به همین خاطر تا زمانی که چنین جایگاهی در جهان اسلام وجود نداشته باشد اتحاد اسلامی امر بعیدی است. البته ممکن است اتحادهایی بخاطر منافع سیاسی و یا بر پایه قومیت شکل بگیرند (مثل اتحادیه عرب) اما اینها هیچ یک اتحاد اسلامی نخواهد بود.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍 تمایز و هویت
بحث نجاست کفار و مشرکین، عدم صحت ازدواج با ایشان، حلال نبودن ذبیحه ایشان و... از جمله احکام اجتماعی اسلام است. شاید بتوان یکی از حکمتهای جعل این بخش از احکام را ایجاد فاصله هر چه بیشتر بین کفار و مسلمانان دانست. این احکام در حقیقت مانند یک دیوار بین مسلمین و مشرکین است تا از اختلاط آنها با یکدیگر جلوگیری کند.
در حقیقت اسلام با نجس اعلام کردن مشرکین و حرمت ازدواج با ایشان، ارتباط بین مسلمین و کفار را به شدت محدود کرده است. دلیل این امر نیز تاثیر پذیری اقوام از یکدیگر هنگام مراودات اجتماعی است. اگر مراودات اجتماعی مسلمین با کفار بدون هیچ محدودیتی صحیح بود مسلمانان کم کم براساس همین اختلاطهای روزمره، رنگ و بوی آنها را میگیرفتند و خلق وخویشان نیز مثل آنها میشد.
بنابراین اسلام با این دستورات و حکم نجاست مشرکین و کفار سعی داشته است که هویت اجتماعی جامعه مسلمین را حفظ کند تا جامعه اسلامی براساس اختلاط با کفار و مشرکین از لحاظ اخلاقی و اجتماعی به انحراف کشیده نشود و در حقیقت یک هویت واحدهای بر جامعه اسلامی شکل بگیرد که آن را از جامعه کفار جدا کند.
عنوان دیگری که شاید بتوان از همین زاویه به آن نگاه کرد، حرمت تشبه به کفار است. یعنی مسلمان باید بگونهای در جامعه ظاهر شود که معلوم شود از کفار نیست و دارای یک هویت جداگانهای از ایشان است. پس در نتیجه این جدایی، فرد خود را دارای یک هویت مستقل میداند که باعث میشود فرد جزئی از جامعه اسلامی باشد و به آن احساس تعلق کند و نه جامعه کفر.
به همین خاطر شاید بتوان این دسته از احکام اهمیت ایجاد تمایز در تشکیل هویت یک جامعه را متوجه شد که عملا بدون ایجاد یک تمایز بین دو فرهنگ متضاد این هویت شکل میگیرد و بدون این تمایز کم کم هویت دینی دچار التقاط میشود. امری که در تشکیل یک هویت دینی در دنیای امروز نیز بسیار مهم و دارای اهمیت است و لازم است که به آن توجه شود.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
MFH_Volume 3_Issue 1_Pages 9-25.pdf
حجم:
248.4K
مقاله: بررسی روایت الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
خلاصه:
از لحاظ سندی هیچ قرینه یا شاهدی بر صدور این کلام از معصوم وجود ندارد و صرفا یک کلام مشهور است که این کلام را به ایشان انتساب میدهد.
از حیث محتوایی نیز اگر منظور از روایت این باشد که حکومت عادل لزوما پایدار است، حتی اگر کافر باشند و حکومت ظالم حتی اگر دیندار باشد ساقط میشود دارای اشکالات متعدد محتوایی است.
مهمترینش را میتوان این دانست که خود کفر و شرک بزرگترین ظلم است لذا حکومت کفر خودش مصداق حکومت ظلم است. بنابراین گزاره به گونه ای خود متناقض است.
اما تنها معنای صحیحی که میتوان برای گزاره در نظر گرفت، بیان کلی اهمیت عدالت و ظلم در پایداری حکومت است.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍پس از سختی...
یکی از امید بخشترین آیات قرآن در مورد سختیهای زندگی آیه 5 و 6 سوره شرح است.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿٥﴾ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴿٦﴾
این آیات پس از ذکر سختیهایی است که پیامبر (ص) در طول نبوتشان تحمل کردند و خداوند نیز یادآوری میکند که چگونه آن سختیهای خرد کننده را از روی دوش پیامبر برداشت.
بنابراین این دو آیه را میتوان در مقام بیان علت رفع آن مشکلات دانست. خداوند در این آیات یکی از سنتهای الهی را نام میبرد که علت تسهیل مشکلات است و آن همراه بودن سختی و آسانی است و اینکه قطعا پس از سختیها، آسانی و راحتی وجود دارد. این وعده الهی چنان قطعی است که تاکید لفظی شده است و این آیه دوبار تکرار شده است.
البته باید توجه داشت که براساس روایتی از پیامبر(ص) این وعده به شرط صبر محقق میشود.
.... فَإِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ تَعْمَلَ بِالصَّبْرِ مَعَ اَلْيَقِينِ فَافْعَلْ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاصْبِرْ فَإِنَّ فِي اَلصَّبْرِ عَلَی مَا تَكْرَهُ خَيْراً كَثِيراً وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلنَّصْرَ مَعَ اَلصَّبْرِ وَ أَنَّ اَلْفَرَجَ مَعَ اَلْكَرْبِ وَ أَنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً «إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ يُسْراً »
(من لایحضره الفقیه ج4، ص412)
بنابراین براساس این وعده الهی میتوان گفت هنگامه مشکلات و سختیها زمان ناامیدی و دست کشیدن از تلاش نیست بلکه زمان صبر و تلاش است.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
هدایت شده از فلسفه زبان اسلامی
#به_پیر
#به_پیغمبر
سوگند استعاری "به پیر به پیغمبر" حاکی از رویکرد اهل طریقت و صوفیانه دارد که پیر (قطب) خود را جانشین و پیامبر حاضر می دانستند از این رو بر رسولان الهی مقدم می کردند. حتی برایش احادیثی جعل شده:
الشیخ فی قومه کالنبی فی امته
کاربرد عامیانه این اصطلاح ریشه در چنین جهان بینی دارد
—————————-
فلسفه زبان اسلامی در ایتا
🆔@projectsystem
🌐@kiamojtabaphd
📍آیاتی خطاب به روشنفکران
آیات 13 و 14 سوره بقره، در مورد کسانی سخن میگوید که ایمان به خداوند را ویژگی انسانهای بیخرد میدانستند و به همین خاطر از ایمان به خداوند امتناع میورزیدند. در مقابل نیز خداوند آنها را انسانهایی سفیه توصیف میکند که حتی خودشان هم این را نمیدانند.
از سوی دیگر همین افراد برای نفوذ در میان مومنان اظهار ایمان میکردند تا در بین ایشان نفوذ کنند و در دل ایشان بذر شک و تردید بکارند.
این آیات به خوبی توصیف کننده وضعیت بخشی از جریان روشنفکری ما است. قشری که به گفته جلال آل احمد دومین شرطش نداشتن تعبد است و متشرع متعبد اصلا نمیتواند به این جرگه در بیاید.
کسانی که خود را از لحاظ فکری برتر و هدایت کننده جامعه میدانند و ایمان و دین را امری عامیانه میدانند که صرفا باید به عنوان یک ابژه و موضوع به آن نگریسته شود. امری که ناشی از ترس و ناآگاهی بشر در دوران گذشته است و تا امروز نیز ادامه داشته است.
البته این بررسی نیز نهایتا با این هدف صورت میگیرد که ریشههای این امر را بررسی و با آن مقابله شود، به نام مبارزه با تعصب و آگاهی بخشی.
و چقدر این روشنفکران شبیه آن کسانی هستند که در قرآن یاد شدهاند...
تصویر: شوالیههای ناتوی فرهنگی ص18
📝https://eitaa.com/goftarha📝