📍سلیقه یا التقاط!؟
بطور کلی مواجهه افراد با دین و فهمشان از شریعت، تا حدی تحت تأثیر پیشینه، طرز تفکر و سبک زندگی آنهاست. هر یک براساس شخصیت شکل گرفتهشان یک مواجهه با دین پیدا میکنند و یک فهم از دین پیدا میکنند.
در نتیجه میتوان ادعا کرد بخشی از اختلاف فهمها نسبت به آیات و روایات و از دین، ناشی از همین پیشینهها و طرز تفکر هاست. این همان نکتهای است که شهید مطهری نیز میفرمایند.
نکته دیگر اینکه فهم از دین وقتی صحیح است که قواعدش رعایت شود، بتواند مطلق و مقید و عام و خاص را تشخیص دهد و بتواند جمع بین ادله کند. اینجاست که سلیقه معنا پیدا میکند.
بهعبارت دیگر سلیقه یعنی تاثیری که طبع او در فهم از دین میگذارد البته به این شرط که قواعد فهم دین را رعایت کرده باشد. بنابراین مراد از تاثیر سلیقه این نیست که هر فهمی از دین درست است؛ بلکه مراد این است که بعد از رعایت اصول و قواعد شما به یک فهم میرسید که این ممکن است تحت تاثیر برخی پیش فرضهای شما باشد. در این حالت فهم او از دین برای خود حجت است.
اما گاهی فهم غلط دین از روی ناآگاهی و کج فهمی و یا حتی ناشی از هوی و هوس میباشد. در این حالت نمیتوان گفت سلیقه او در فهم دین متفاوت است چرا که اصلا دین را نفهمیده است و دچار کج فهمی شده است.
شخص اصلا به دین رجوع نکرده است بلکه علاقه شخصیاش را بر دین تحمیل کرده است و امری خارج از دین را با سایر مفاهیم دینی میآمیزد و نام آن را اسلام میگذارد. این امر التقاط نام دارد.
امروزه بعضا شنیده میشود که اسم التقاط را سلیقه متفاوت مینامند. نمونهای که اخیرا باعث شد این یادداشت نوشته شود، نظر سخنران مشهور در مورد آقامیری بود که فقط سلیقه وی را متفاوت دانست.
این یک نظر ساده در مورد یک شخص نیست بلکه حرفی است بسیار خطرناک. چرا که التقاط را جای سلیقه در دین فهمی گذاشتن (که امری است عادی) نتیجهاش چیزی جز جواز فهم التقاطی از دین نیست. التقاط نیز همچون موریانهای است که از درون درخت را نابود میکند.
پس باید توجه کرد که تاثیر سلیقه در فهم دین امری است غیر از التقاط و اگر روزی التقاط نام فهم جدید از دین گرفت آن روز مرگ دین است.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍 جامعه دینی و دشمنان آن (1)
قرآن کریم عدهای را با واژه «مترفین» وصف میکند. این عده در موارد مختلف نام برده شدهاند که در همه آنها مذموم بوده و خداوند به آنها وعده عذاب داده است.
وَمَآ أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةࣲ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ (سبأ ٣٤)
در هيچ شهرى هيچ بيم دهنده اى نفرستاديم مگر آنكه خوش گذرانانِ مغرور و سرمستِ آنان گفتند: ما به آنچه شما را به آن فرستاده اند، كافريم!
حالا این مترفین کیستند و چه ویژگیهایی دارند؟
معنای مترف در لغت اینگونه آمده است: کسی که زندگی بیدغدغه دارد و کم همت است. (العین) کسی که هر کار بخواهد میکند و هیچ چیز مانع از برخورداری او از نعمات نمیشود. (تهذیب اللغه)
به عبارت دیگر «مترفین» کسانی نیستند جز همانهایی که امروزه ما بعنوان طبقه مرفه بیدرد میشناسیم. مردمانی که مهمترین دغدغهشان عیش و نوش است؛ درگیر این نعمتهای دنیایی هستند و هیچ کس و هیچ چیز را مانع خود نمیدانند.
به همین خاطر این عده، در هنگام مواجهه با دین، استکبار میورزند.
بنابراین استکباری که در آیات قرآن ذکر شده است، پیامد خلق و خویی است که مترفین دارند؛ یعنی عدم تحمل هیچ مانعی در راه کسب شهوات و نفسانیات.
... أَفَكُلَّمَا جَآءَكُمْ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهْوَىٰٓ أَنفُسُكُمُ ٱسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقࣰا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقࣰا تَقْتُلُونَ (بقره ٨٧)
پس چرا هرگاه پيامبرى آيين و احكامى كه كه مطابق هوا و هوستان نبود براى شما آورد، سركشى كرديد؟ پس [نبوّتِ ] گروهى را تكذيب نموديد و گروهى را مى كشتيد.
بنابراین «مترفین» همان مستکبرین در قرآن هستند که همواره به انکار انبیاء و رسل و آیات ایشان میپرداختند.
البته به دلیل خوی استکباری «مترفین»، آنها به انکار اکتفا نمیکنند بلکه به ارعاب، خشونت و تهدید انبیا و پیروان ایشان نیز دست میزنند.
قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِۦ لَنُخْرِجَنَّكَ يَٰشُعَيْبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَاۚ قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَٰرِهِينَ( اعراف ٨٨)
اشراف و سران قومش كه [از پذيرفتن حق] تكبّر ورزيدند، گفتند: اى شعيب! مسلماً تو و كسانى را كه با تو ايمان آورده اند از شهرمان بيرون مى كنيم يا اينكه بى چون و چرا به آيين ما بازگرديد گفت: آيا هر چند كه نفرت و كراهت [از آن آيين] داشته باشيم ؟!
از سوی دیگر میبینیم که خداوند، فرعون و قارون و سایر دشمنان بزرگ انبیا را با اوصافی همچون: استکبار (عنکبوت 39)علو (مومنون 46) اسراف و تعدی از حد (دخان 31) توصیف مینماید که همگی با ویژگیهای مترفین سازگارند.
بنابراین میتوان بزرگترین دشمنان دین و انبیاء را مترفین دانست که استکبار آنها نیز نتیجه همین وصف «اتراف» آنهاست. کسانی که به دلیل تنعم و بهرهمندی بیحد و حصر از نعمات الهی، تحمل هیچگونه حد و مرزی را ندارند و دین را بزرگترین مانع برای شهوات خود میبینند، در نتیجه به دشمنی با دین میپردازند.
ادامه دارد...
📝https://eitaa.com/goftarha📝
سینما از همان ابتدا ابزاری برای حکومت بوده است و در مورد آمریکا ابزاری برای دخالت سیاسی.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍 جامعه دینی و دشمنان آن (2)
🔸 مترفین به دلیل برخورداری مالی، از نظر اجتماعی دارای جایگاه مهمی در جوامع خویش هستند و به همین دلیل در آیات قرآن با واژه «ملأ» از آنها یاد شده است، یعنی اشراف قوم.
وَقَالَ مُوسَىٰ رَبَّنَآ إِنَّكَ ءَاتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُۥ زِينَةࣰ وَأَمْوَٰلࣰا فِي ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَۖ.... (یونس ٨٨)
و موسى گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگى دنيا زيور و زينت [بسيار] و اموال [فراوان] داده اى كه در نتیجه از راه تو گمراه میكنند.
این آیه به صراحت میفرماید که علت توانایی آنها بر گمراه کردن، برخورداری از اموال و متاع دنیا است. پس آنها همان مترفین هستند که دارای نعمات مادی فراوان هستند.
🔸 بنابراین بنظر میرسد «ملأ» و «مستکبرین» و «مترفین»، اوصاف خاص یک گروهند که گرچه از لحاظ مفهوم متفاوتند ولی از لحاظ مصداق یکی هستند. قرآن یکبار از «مترفین» با توجه به وصف اخلاقی که دارند با عنوان «مستکبر» یاد میکند و یکبار با توجه به جایگاه اجتماعی که در جوامع خود دارند از آنها با عنوان «ملأ» یاد میکند.
🔸 در مقابل «مترفین» ، «مستضعفین» قرار دارند که افراد عادی جامعه هستند و «مترفین» با استفاده از جایگاه اجتماعیشان عدهای از آنها را به کفر میکشانند.
وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُواْ بَلْ مَكْرُ ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَآ أَن نَّكْفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُۥٓ أَندَادࣰاۚ.....(سبأ ٣٣)
مستضعفان به مستكبران مى گويند: بلكه نيرنگ هاى [پى گير شما در] شب و روز كه به ما فرمان مى داديد به خدا كافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم [ما را گمراه كرد].
از آنجا که مترفین ابزارهای کنترل اجتماع را در دست داشتند، میتوانستند اکثریت جامعه را به طرق مختلف همراه خود کنند و در مقابل انبیا قرار دهند. بنابراین گناه ایشان، فقط مقابله و دشمنی شخصی با پیامبران نبود بلکه گناه اصلیشان قرار دادن مردم عادی در مقابل پیامبران و به کفر کشیدن ایشان بود.
🔸 بنابراین بزرگترین دشمنان جامعه دینی، «مترفین» یا همان مرفهین بیدرد هستند که با استفاده از موقعیت اجتماعی خویش، جامعه را به فساد و تقابل با دین میکشانند.
کسانی که به دلیل بیبند و باری و خوی استکباریشان، در صدد هجو دین برمیآیند و تمام امکانات خویش را نیز در این مسیر بسیج میکنند. نتیجه این امر به تقابل کشاندن مردم عادی با دین و فساد عمومی است.
به همین خاطر فسادی که در سطح جهان و حتی در جامعه امروزی ما در حال وقوع است ناشی از دسیسههای همین گروه مرفه مستکبر است...
📝https://eitaa.com/goftarha📝
گفتارها l مهدی مومنی
📍سلیقه یا التقاط!؟ بطور کلی مواجهه افراد با دین و فهمشان از شریعت، تا حدی تحت تأثیر پیشینه، طرز تف
دوست عزیز در بخشی از این متن اشاره میکند که قرآن و دین را نباید سلیقهای فهم کرد و فهم صحیح قرآن را مختص به عالمان زبانشناس (عاموخاصفهم) میکند. متن از جهتی بسیار درست است؛ از جهتی قابل گفتوگو..
نظر قرآن درباره فهم خودش یک مسئله عالمانه نیست اما «هرکیهرکی» هم نیست قرآن خطاب به توده است که میگوید چرا تدبر نمیکنید؟!
قرآن خطاب به توده است که میگوید که هر چه میتوانید قرآن بخوانید.
علاوه بر اینکه اساساً اگر قرآن بخواهد فهمش را محدود به گروه هم بکند؛ فهمش را به طهارت باطنی نسبت میدهد اساسا بیش از متن قرآن فرامتن است که با انسان سخن میگوید.
گفتارها l مهدی مومنی
دوست عزیز در بخشی از این متن اشاره میکند که قرآن و دین را نباید سلیقهای فهم کرد و فهم صحیح قرآن ر
ممنون از یکی از دوستان که وقت گذاشتند و نقد کردند.
📍دین و حکومت
بطور کلی در طول تاریخ هیچ دین یا مذهبی بدون کسب حکومت و قدرت، گسترش نیافته و نتوانسته وظائفی را که برای خود تعریف کرده است، انجام دهد.
همه آیینهای بزرگی که امروز میشناسیم، قبل از اینکه به حکومت دست پیدا کنند، آیینهایی پنهانی بودند که عدهای معدود از آن پیروی میکردند؛عدهای که عموما تحت آزار و اذیت حکومت و جامعه قرار میگرفتند. به همین خاطر این ادیان نه میتوانستند جذب گسترده داشته باشند و پیروانشان نیز نمیتوانستند براساس آموزههای خود عمل کنند و مجبور به زندگی مخفیانه بودند.
برای مثال مسیحیت قبل از اینکه کنستانتین آن را قانونی اعلام کند و خودش هم مسیحی شود، دینی بود که توسط اقلیتی محروم از حقوق اجتماعی پیروی میشد. اسلام نیز قبل از تشکیل حکومت در مدینه چندان وضعیت خوبی نداشت و مسلمانان مدام تحت آزار و اذیت بودند.
بنابراین بطور کلی حکومت مهمترین ابزار تبلیغ و استحکام هر دینی است. به همین خاطر دین بدون در دست داشتن حکومت قطعا رو به اضمحلال میرود.
اما دلیل این امر شاید در این نکته نهفته باشد که دین یک امر هویتی است. یعنی دین هویت اجتماعی و فردی اشخاص را بگونهای تغییر میدهد که دیگر نه جامعه گذشته آنها را میپذیرد و نه آنها میتوانند در آن جامعه زندگی کنند. به همین خاطر دین چارهای ندارد جز اینکه مطابق هویت خودش یک جامعه بسازد و این مهم جز با به دست گرفتن حکومت ممکن نیست.
از سوی دیگر همه ادیان بزرگ خود را جهان شمول میدانند و ادعا دارند که همه انسانها برای سعادتشان باید به دین آنها بگروند و وظیفه خودشان را نیز هدایت بشر میدانند، بنابراین برای انجام این وظیفه ادیان چارهای ندارند جز تشکیل یک حکومت.
بنابراین با توجه به این دو امر میتوان گفت نه تنها اسلام بلکه هر دینی ارتباط عمیق و اساسی با تشکیل حکومت دارد و بدون تشکیل یک حکومت عملا دین عقیم است و کاری که باید را نمیتواند انجام دهد. بنابراین خاطر ادیان ناگزیرند به تشکیل حکومتی که مطابق هویتشان باشد.
به همین خاطر اندیشه جدایی دین از سیاست و سکولاریسم، اندیشهای نیست مگر برای عقیمسازی دین و بازداشتنش از اهداف مورد نظر، چرا که چنین دینی قطعا از اهدافش باز میماند.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
#پست_ثابت | در حال به روزرسانی
✍️ پویش نوشتن
#بانک_صفحات_نویسندگان_حوزوی_کرمان👇
1. محمدعلی رنجبر
2. ابراهیم انجم شعاع
3. علی رشیدی
4. محمد نخعی
5. محمد حسن عرب زاده
6. سجاد انجم شعاع
7.ابوالفضل انجم شعاع
8. غلامحسین خالقی
9.سیدمرتضی خلیلی
10.حمید شکوهی
۱۱. محمدهادی میرزایی
۱۲.سیدصمصام الدینی قوامی
۱۳.سیدعلی خوش نظر
۱۴.محمد مددی ماهانی
۱۵.امیرحسین علینقی
۱۶.حنیف نصرالهی نسب
۱۷. عبدالرضا شیخ شعاعی
۱۸.عرفان ثمره
۱۹.سعید حیدری
۲۰. محمد سلطانی
21.محمدصادق عبدالهی
22.محمدحجت عسکری
23. علی انجمشعاع
24. ابراهیم حیدری
25.سبحان ابراهیمی
26. حسین جلالی
27.سید میثم میرتاج الدینی
28. مهدی مومنی
👥 صفحات تعاملی استان کرمان
امام جمعه کرمان
ستاد نمازجمعه کرمان
شبکه امامت سیرجان
#تبلیغ_مکتوب
📍رویکرد «پاسخ به شبهه» در مقابل بحرانهای هویتی
یکی از اولویتها و دغدغههای حوزههای علمیه همواره پاسخ به شبهاتی بوده است که علیه مذهب شیعه صورت میگرفته است.
در حقیقت پاسخ به شبهات بیشتر در حوزه کلام و اعتقادات معنا دارد و اصل شبهه نیز نه یک سوال ساده بلکه پرسشی است جدلی و هدفش کشف حقیقت نیست بلکه اسکات خصم است. به همین خاطر حوزههای علمیه در مقابل حملاتی که به مذهب ما میشد با پاسخ به این شبهات از مکتب تشیع دفاع میکردند.
ولی سوال اساسی این است که آیا اساسا در جهان امروز این رویکرد جوابگوی مشکلات فرهنگی و هویتی است یا خیر؟ آیا میتوان مشکل بیدینی گسترده در جوامع مسلمان را با این رویکرد حل کرد؟ آیا مشکل اساسی وجود شبهات است یا امر دیگر؟
بنظر میاید مواجههای که امروزه در مقابل بحران هویت و بیدینی اخذ شده است بیشتر رویکرد «پاسخ به شبهه» است. بنا بر این رویکرد، علت اصلی بیدینی جامعه شبهاتی است که وجود دارد به همین خاطر در مواجهه با خطرات فرهنگی نیز وظیفه پاسخ به شبهات است.
اما سوال اساسی در مقابل این رویکرد حاکم نسبت به بحرانهای هویتی این است که آیا فرهنگ و هویت اینقدر بسیط است که بتوان با صرف پاسخ به شبهات مردم را از بیدینی نجات داد؟
بنظر میاید پاسخ مثبت نخواهد بود. چرا که مشکل امروزه ما بیشتر هویتی است و «پاسخ به شبهه» امری هویتساز نیست. در حالی که نیاز امروز ما هویتسازی برای جامعه است.
وقتی جامعه و نحوه زندگی در آن به گونهای است باعث دوری انسان از معنویات میشود و در برخی مواقع نحوه زندگی با عقاید اصلا ارتباطی ندارد، پاسخ به شبهات معنای چندانی ندارد.
وقتی اساسا دانشهای دینی، علم محسوب نمیشوند و علوم غربی در دانشگاهها پمپاژ میشود و جامعه هم براساس همین علوم مدیریت میشود، پاسخ به شبهات مثل مبارزه با عوارض جانبی یک بیماری خطرناک است.
بنابراین بنظر میرسد تنها راه مقابله با این بحرانها هویت سازی است که از طریق تولید علوم انسانی و بازتولید جامعه اسلامی میگذرد. البته برای رسیدن به این امور راه بسیار طولانی و سختی در پیش است و هنوز صحبت از این امور بسیار انتزاعی است، ولی بنظر تنها راه حل واقعی مشکلات همین است و راه دیگری نیست.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
این جدول که منسوب به سازمان برنامهریزی و بودجه بوده است، سال 1400 در فضای مجازی منتشر شد.
البته جدول مذکور، بلافاصله توسط همان سازمان تکذیب شد ولی بنحو عجیبی همه چیز بخصوص قیمت دلار، براساس همین جدول پیش میرود.
اما نکته جالب این است که تنها سناریویی که در قیمت دلار تاثیر میگذارد، تحریم یا عدم تحریم است و تغییر دولتها و... هیچ یک تاثیری بر نرخ مذکور ندارد.
از این جدول تنها یک نتیجه تلخ میتوان گرفت: ساختار اقتصادی کشور در دست عدهای خاص است که با تغییر دولتها عوض نمیشوند و اصلیترین نقش در اقتصاد نیز توسط آنها ایفا میشود.
بنابراین تحول اقتصادی کشور تنها با داشتن طرح و برنامه شدنی نیست بلکه قبل از هر طرح و برنامهای باید فکری برای این ساختار معیوب کرد،چرا که حتی اگر طرح و برنامهای هم باشد این ساختار به مقابله با آن میپردازد.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍از میان مردم
یکی از ویژگیهایی که خداوند پیامبرانش را با آن یاد میکند «منهم» است:
هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلْأُمِّيِّـۧنَ رَسُولࣰا مِّنْهُمْ... (جمعه:٢)
فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولࣰا مِّنْهُمْ أَنِ ٱعْبُدُواْ ٱللَّهَ... (مومنون ٣٢)
رَبَّنَا وَٱبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولࣰا منهم... (بقره: ١٢٩)
بنابراین رسولی که خداوند برای تعلیم و تربیت مردم میفرستد، یکی از خصائصش همسانی هویتی آن رسول با قومی است که به سوی ایشان فرستاده شده است.
از همین آیه میتوان یک نکته برداشت کرد: تبلیغ و تعلیم و تربیت موفق وقتی رخ میدهد که معلم و مربی از جنس همان جامعه باشد.
دلیل این امر نیز این است که فرد تنها در صورتی میتواند مطالبی که مناسبت با آن گروه دارد را بیان کند و درد و نیاز آن جامعه را بفهمد و متناسب با آن دارو تجویز کند که دارای تجربه مشترک زندگی با آن جامعه باشد. در غیر این صورت تعلیم و تربیت صرفا بیان نکات و دانستههایی است که شاید اصلا درد آن جامعه نباشد.
پس میتوان تنها تبلیغی را موفق و موثر دانست که مبلغ و معلم تجربه و زبان مشترک با جامعهای که در آن به تبلیغ میپردازد، داشته باشد.
به همین خاطر شاید علت عدم موفقیت بسیاری از کارهای فرهنگی همین باشد؛ نبود یک زبان و هویت مشترک بین معلم و تربیت کننده با تربیت شونده.
📝https://eitaa.com/goftarha📝
📍اتحاد جهان اسلام
در سال 1099 میلادی بیت المقدس توسط مسیحیان طی جنگ صلیبی اول اشغال شد و در پی آن قتل عام عظیمی علیه ساکنین شهر توسط صلیبیها رخ داد.
اما بعد از این اتفاق تا زمان صلاح الدین ایوبی که حدود 90 سال بعد بیت المقدس را پس گرفت، هیچ حرکت خاصی از سوی دول مسلمان برای پاسخ به مسیحیان دیده نشد. در طی این مدت شاهد یک عدم اتحاد دردناک بین مسلمین هستیم که حتی تهدید خارجی صلیبیان هم باعث کنار هم قرار گرفتن آنها نمیشود.
فقط زمانی که صلاح الدین توانست یک دولت قدرتمند را حاکم کند بیت المقدس به آغوش اسلام برگشت. بنابراین حتی آن زمان هم اتحادی بین مسلمین شکل نگرفت و تنها یک دولت قدرتمند که توانسته بود مصر و شام و... را به تصرف درآورد،بیت المقدس را باز پس گرفت.
ولی نکته جالب اینکه، بلافاصله پس از بازپس گیری بیت المقدس توسط صلاح الدین دول مسیحی تا حدی دست از جنگهای داخلی بین خود برداشتند و به سمت سرزمینهای مسلمان لشکر کشیدند تا بیت المقدس را بازپس بگیرند و در این راه 7 جنگ صلیبی دیگر نیز راه انداختند.
ولی علت توانایی مسیحیان کاتولیک بر ایجاد اتحاد بر پایه دین و در مقابل عدم توانایی مسلمانان برای ایجاد اتحاد دینی، وجود یک نهاد دینی_سیاسی مورد قبول مسیحیان کاتولیک و عدم وجود چنین جایگاهی در جهان اسلام بود. در آن زمان نهاد کلیسا در بین کاتولیکها چنین جایگاهی داشت و به همین خاطر میتوانست کاتولیکها را متحد و برای اهداف دینی و سیاسی خود، آنها را بسیج کند. در مقابل چه در آن زمان و چه در زمان حاضر، در جهان اسلام چنین جایگاه مذهبی سیاسی که مورد قبول اکثر مسلمین باشد، وجود ندارد.
دلیل وجود یک اتحاد نسبی در بین شیعه نیز شکل گیری چنین جایگاهی است. ولایت فقیه دارای خصوصیت مذهبی و سیاسی است و به همین خاطر توانسته است یک اتحاد بر پایه مذهب را در بین شیعیان ایجاد کند.
در حقیقت این جایگاه سیاسی_مذهبی به مثابه محوری است که اتحاد حول آن شکل میگیرد. به همین خاطر تا زمانی که چنین جایگاهی در جهان اسلام وجود نداشته باشد اتحاد اسلامی امر بعیدی است. البته ممکن است اتحادهایی بخاطر منافع سیاسی و یا بر پایه قومیت شکل بگیرند (مثل اتحادیه عرب) اما اینها هیچ یک اتحاد اسلامی نخواهد بود.
📝https://eitaa.com/goftarha📝