eitaa logo
گلچین شعر
15.9هزار دنبال‌کننده
940 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
تاریکی و ظلمت را گویند تو پایانی درد همه دل‌ها را گویند تو درمانی وقتی که بیایی تو اینجا همه گلپوش است پایان خزانی تو آغاز بهارانی دارد دل ما امید بر دیدن روی تو بازآی که چون شمعی در محفل جانانی مُردیم چو نیلوفر از تشنگی هجران بازای که بر دل‌ها چون قطره بارانی @golchine_sher
راه می‌آمد و خوش بود اوایل با من دارد امروز اگر این همه مشکل با من صبر کن ای دل دیوانه! ببین تا چه کند عاقبت رفتن معشوقه‌ی عاقل با من نام «دل» بردم و از سینه‌ام آتش برخاست تا بدانی که چه کرده‌ست همین دل با من عمری از عشق چنان بود نصیبم که شده‌ست معنی «حسرت» و «اندوه»، معادل با «من» با چنین بخت سیاهی، چه امیدی به وصال؟! نیست از مزرعه‌ی سوخته، حاصل با من «مرگ، بهتر که از او دور بمانم» این را گفت یک ماهی افتاده به ساحل، با من @golchine_sher
عدم‌الفتح کربلای چهار، زمینه‌ساز پیروزی مقتدرانهٔ کربلای پنج آن شب بسی گل‌های پرپر دید اروند عاشق‌ترین غواص بـی‌سر دید اروند ناگه میــــــــــان آسْـــــــمان تیره‌گونش صد چلچراغی از منـــــــــور دید اروند در کربلای پربـــــــلای پنج و چـارش مه‌پاره‌هایی مثـــــــل اکبر دید اروند با انفجـــــار جـــــــای‌جای آب‌هایش دُردانــه‌هایی قد اصـــــغر دید اروند در التهــاب سهمــــــــگین موج‌هایش دریادلانی همــچو اژدر دیــــــد اروند در بین معبرهای میـــــدان‌های مینش تخریب‌چی‌هایی مثل تـندر دید اروند در کربـــــــلای پنج و رزم بی‌امــانش فتح و ظــــــفرهایی مکرر دید اروند @golchine_sher
دست من را ول نکن، دنیا خرابم می کند در هیاهو، زیر دست و پا خرابم می کند بین هیئت، وقت روضه گرم تسبیح توام دور از گرمای تو، سرما خرابم می کند غیبت و تهمت شده کارم حواسم نیست که آخرش این حرف ها، یکجا خرابم می کند جرم هایم را که تو می بخشی و خط می زنی آه، پیش چشم تو امّا خرابم می کند اشک هایم را بگیر و معصیت ها را ببخش شرم این بار گنه، فردا خرابم می کند دل پریشانم از اینکه معصیت های زیاد پیش چشم حضرت زهرا خرابم می کند دست من را بین دست مهدی زهرا گذار هرکسی غیر از خود آقا خرابم می کند قصه ی لب تشنگی و آب، آبم می کند روضه ی بی دستیِ سقا خرابم می کند های هایِ گریه ی جانسوز آقایم حسین بر سر نعش گل لیلا خرابم می کند @golchine_sher
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
آموزش شعر ترم پاییز و زمستان کارگاه هوای شعر با یاد و خاطره سیدالشهدای جبهه مقاومت و زائران شهیدش در حادثه تروریستی کرمان آموزش و نقد شعر بداهه سرایی شعرخوانی میزبان و مدرس: احمد ایرانی نسب چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۰ تا اذان مغرب ساری، میدان امام خمینی(ره)، حوزه هنری استان مازندران حضور برای علاقمندان به ادبیات آزاد است
هدایت شده از گلچین شعر
😍تو ایتا محاله مثل این کانال پیدا کنی بیا حالت رو خوب کن😍 https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
هدایت شده از رباعی_تک بیت
کدبانوی خانه بود مادر جانم بی عذر و بهانه بود مادر جانم دلتنگ دو دست پینه دارش هستم دستش پدرانه بود مادر جانم @robaiiyat_takbait
مدت‌هاست به هوایِ صبح بخیر گفتن‌هایت سحر خیز شده‌ام @golchine_sher
دوست دارد یا نمی‌خواهد مرا معلوم نیست عشق، بازی می‌کند با من چرا! معلوم نیست می‌کشم سر، هرچه می‌ریزد به جامم دست دوست کی در این میخانه می‌افتم ز پا معلوم نیست برگ دست شاخه را وقتی رها می‌کرد گفت: باد با خود می‌برد ما را، کجا؟ معلوم نیست یا نمی‌آید به چشم باغبان پاییز ما یا زمستان و بهار کاج‌ها معلوم نیست با طبیبان رنج ما را بازگوکردن خطاست جای زخم عشق بر دل‌های ما معلوم نیست @golchine_sher
چراغان کن به یُمن هر قدم شام غریبان را بیا آرام کن پروانه ها ی روی ایوان را حیاط خانه خلوت کرده با خود نازنین من بیا شاید به خاطر آورَد آغوش مهمان را قرار این بود برگردی،بهار آرزوهایم بیا تا گل بیفشانم به پایت تا به کرمان را امان از سوختن، از آتش افتاده بر دامن بیاور با خودت از آسمان ها باز باران را امان از فصل دلتنگی، امان از دل پریشانی ببر از خاطر این خاک تاراج زمستان را من این جا ذرّه ذرّه آب خواهم شد نمی دانم کسی می داند آیا حال شمع رو به پایان را؟ شبیه آن سحرگاه شهادت آرزو دارم شکوه رقص خونینی چنین در قلب میدان را @golchine_sher
خود را به چشم دیگران این قدر بالاتر مبین هر سایه ای قد می کشد وقت غروب آفتاب @golchine_sher
از خون و خاکستر ببین در شهر باران را بسته ست خون راه تماشای خیابان را دی را ببین و دردهای ناتمامش را در جان ما سرمای سوزان زمستان را حالا پس از تو انفجار بغض های ما در صدر اخبار جهان آورده کرمان را روزی تو جانت را فدای مردمت کردی حالا فدایت می کنند این مردمان جان را آنشب تو را خیل رفیقانت بغل کردند حالا تو در آغوش می گیری شهیدان را در آسمان حتما که دیدی و بغل کردی ریحانه ی از آتش و خون ها هراسان را آخر چرا بر خاک و خون افتاده؟! وقتی تو بر روی چشمت می نشاندی هر چه مهمان را  بعد از تو جولان می دهند اینگونه نامردان از مرد خالی دیده اند انگار میدان را تا کی سکوت و صبر باید، وقت خونخواهی ست باید به طوفانی پشیمان کرد شیطان را @golchine_sher