تاریکی و ظلمت را گویند تو پایانی
درد همه دلها را گویند تو درمانی
وقتی که بیایی تو اینجا همه گلپوش است
پایان خزانی تو آغاز بهارانی
دارد دل ما امید بر دیدن روی تو
بازآی که چون شمعی در محفل جانانی
مُردیم چو نیلوفر از تشنگی هجران
بازای که بر دلها چون قطره بارانی
#ترمه_ایمانی
#عضوکانال
#امام_زمان_ع
@golchine_sher
راه میآمد و خوش بود اوایل با من
دارد امروز اگر این همه مشکل با من
صبر کن ای دل دیوانه! ببین تا چه کند
عاقبت رفتن معشوقهی عاقل با من
نام «دل» بردم و از سینهام آتش برخاست
تا بدانی که چه کردهست همین دل با من
عمری از عشق چنان بود نصیبم که شدهست
معنی «حسرت» و «اندوه»، معادل با «من»
با چنین بخت سیاهی، چه امیدی به وصال؟!
نیست از مزرعهی سوخته، حاصل با من
«مرگ، بهتر که از او دور بمانم» این را
گفت یک ماهی افتاده به ساحل، با من
#سجاد_رشیدیپور
@golchine_sher
عدمالفتح کربلای چهار، زمینهساز پیروزی مقتدرانهٔ کربلای پنج
آن شب بسی گلهای پرپر دید اروند
عاشقترین غواص بـیسر دید اروند
ناگه میــــــــــان آسْـــــــمان تیرهگونش
صد چلچراغی از منـــــــــور دید اروند
در کربلای پربـــــــلای پنج و چـارش
مهپارههایی مثـــــــل اکبر دید اروند
با انفجـــــار جـــــــایجای آبهایش
دُردانــههایی قد اصـــــغر دید اروند
در التهــاب سهمــــــــگین موجهایش
دریادلانی همــچو اژدر دیــــــد اروند
در بین معبرهای میـــــدانهای مینش
تخریبچیهایی مثل تـندر دید اروند
در کربـــــــلای پنج و رزم بیامــانش
فتح و ظــــــفرهایی مکرر دید اروند
#حمید_جهانگیر_فیضآبادی
#عضوکانال
@golchine_sher
دست من را ول نکن، دنیا خرابم می کند
در هیاهو، زیر دست و پا خرابم می کند
بین هیئت، وقت روضه گرم تسبیح توام
دور از گرمای تو، سرما خرابم می کند
غیبت و تهمت شده کارم حواسم نیست که
آخرش این حرف ها، یکجا خرابم می کند
جرم هایم را که تو می بخشی و خط می زنی
آه، پیش چشم تو امّا خرابم می کند
اشک هایم را بگیر و معصیت ها را ببخش
شرم این بار گنه، فردا خرابم می کند
دل پریشانم از اینکه معصیت های زیاد
پیش چشم حضرت زهرا خرابم می کند
دست من را بین دست مهدی زهرا گذار
هرکسی غیر از خود آقا خرابم می کند
قصه ی لب تشنگی و آب، آبم می کند
روضه ی بی دستیِ سقا خرابم می کند
های هایِ گریه ی جانسوز آقایم حسین
بر سر نعش گل لیلا خرابم می کند
#وحید_محمدی
#مناجات
@golchine_sher
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
آموزش شعر ترم پاییز و زمستان
کارگاه هوای شعر
با یاد و خاطره سیدالشهدای جبهه مقاومت و زائران شهیدش در حادثه تروریستی کرمان
آموزش و نقد شعر
بداهه سرایی
شعرخوانی
میزبان و مدرس: احمد ایرانی نسب
چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۰ تا اذان مغرب
ساری، میدان امام خمینی(ره)، حوزه هنری استان مازندران
حضور برای علاقمندان به ادبیات آزاد است
هدایت شده از گلچین شعر
😍تو ایتا محاله مثل این کانال پیدا کنی
بیا حالت رو خوب کن😍
https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
هدایت شده از رباعی_تک بیت
کدبانوی خانه بود مادر جانم
بی عذر و بهانه بود مادر جانم
دلتنگ دو دست پینه دارش هستم
دستش پدرانه بود مادر جانم
#نوروزرمضانی
#مادر
@robaiiyat_takbait
مدتهاست
به هوایِ صبح بخیر گفتنهایت
سحر خیز شدهام
#صدرا_فاریابی
@golchine_sher
دوست دارد یا نمیخواهد مرا معلوم نیست
عشق، بازی میکند با من چرا! معلوم نیست
میکشم سر، هرچه میریزد به جامم دست دوست
کی در این میخانه میافتم ز پا معلوم نیست
برگ دست شاخه را وقتی رها میکرد گفت:
باد با خود میبرد ما را، کجا؟ معلوم نیست
یا نمیآید به چشم باغبان پاییز ما
یا زمستان و بهار کاجها معلوم نیست
با طبیبان رنج ما را بازگوکردن خطاست
جای زخم عشق بر دلهای ما معلوم نیست
#فاضل_نظری
@golchine_sher
چراغان کن به یُمن هر قدم شام غریبان را
بیا آرام کن پروانه ها ی روی ایوان را
حیاط خانه خلوت کرده با خود نازنین من
بیا شاید به خاطر آورَد آغوش مهمان را
قرار این بود برگردی،بهار آرزوهایم
بیا تا گل بیفشانم به پایت تا به کرمان را
امان از سوختن، از آتش افتاده بر دامن
بیاور با خودت از آسمان ها باز باران را
امان از فصل دلتنگی، امان از دل پریشانی
ببر از خاطر این خاک تاراج زمستان را
من این جا ذرّه ذرّه آب خواهم شد نمی دانم
کسی می داند آیا حال شمع رو به پایان را؟
شبیه آن سحرگاه شهادت آرزو دارم
شکوه رقص خونینی چنین در قلب میدان را
#اللهم_ارزقنا_شهادت
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#مریم_محبی_نژاد_کرمان_نرماشیر
#عضوکانال
@golchine_sher
خود را به چشم دیگران این قدر بالاتر مبین
هر سایه ای قد می کشد وقت غروب آفتاب
#صادق_نیک_نفس
#عضوکانال
@golchine_sher
از خون و خاکستر ببین در شهر باران را
بسته ست خون راه تماشای خیابان را
دی را ببین و دردهای ناتمامش را
در جان ما سرمای سوزان زمستان را
حالا پس از تو انفجار بغض های ما
در صدر اخبار جهان آورده کرمان را
روزی تو جانت را فدای مردمت کردی
حالا فدایت می کنند این مردمان جان را
آنشب تو را خیل رفیقانت بغل کردند
حالا تو در آغوش می گیری شهیدان را
در آسمان حتما که دیدی و بغل کردی
ریحانه ی از آتش و خون ها هراسان را
آخر چرا بر خاک و خون افتاده؟! وقتی تو
بر روی چشمت می نشاندی هر چه مهمان را
بعد از تو جولان می دهند اینگونه نامردان
از مرد خالی دیده اند انگار میدان را
تا کی سکوت و صبر باید، وقت خونخواهی ست
باید به طوفانی پشیمان کرد شیطان را
#حسن_زرنقی
#عضوکانال
#حاج_قاسم
#کرمان
#گوشواره_قلبی
@golchine_sher