eitaa logo
حدیث اشک
7.2هزار دنبال‌کننده
46 عکس
88 ویدیو
8 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت ع http://hadithashk.com حدیث اشک هیچگونه تبلیغی ندارد اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
واویلا واویلتا یا غیاث المستغیثین آه از کرب و بلا از فلک آمد ندا واویلا واویلتا تا ابد لعنت به هر چه کینه هست از مرتضی کوفه زد بر طبل جنگ و عرش بر طبل عزا بر سر و سینه زنان با عرشیان روح الامین آسمان خون گریه کن زینب شده صحرا نشین وای از مکر حرامی ها حرم آواره شده آسمان از دل کشید آه و زمین بیچاره شد کعبه مشکی پوش از این حج نیمه کاره شد تا ابد شرمنده از حاجی ِ در گهواره شد از منا آید ندایی ؛ خوش به حال کربلا بهر قربانی حسین آورده اسماعیل ها روبرو شد عاقبت با طور سینایش حسین دارد اینجا وعده با رب تعالایش حسین مانده با یک کوفه تنها ، مثل بابایش حسین روضه خوانی می کند با هاهُناهایش حسین باغبان سر بسته گوید با گلستان از خزان کس ندیده بود زینب را چنین دل ناگران کس نگفته خیر مقدم این چنین بر میهمان با کمان ، با تیر ، با شمشیر ، با سنگ و سنان شد رقیه دل پریشان ، شد سکینه بی امان بر عقیق دست آقا ،خیره مانده ساربان ساربان ! قدری بچش از لطف این نعم الامیر تا نگشته دیر از او هر چه می خواهی بگیر آه دارد می رسد فصل زمستان رباب لرزه افتاده است در این خاک بر جان رباب کمتر از ده روز اصغر ، هست مهمان رباب حرمله ، تیر سه شعبه ، چشم حیران رباب بیشتر از اصغرش دلواپس آقاست او رفته زیر آفتاب و فکر فرداهاست او در مدینه کن خبر ام البنين را ای صبا کمتر از ده روز دیگر می شود حاجت روا تا ابد عباس گردد ساقی آب بقا هست آماده برای دیدنش خیرالنسا ای صبا اصلا نگو بر او حسین تنها شده او نفهمد که امامش ساکن صحرا شده چند روزی مانده تا در این جهان غوغا شود اربا اربا شبه پیغمبر در این صحرا شود همچو سروی ، سیزده ساله گلی ، رعنا شود دختر شیرین زبانی کاملا زهرا شود مرتضی ها روی نی قاری قرآن می شوند فاطمه ها روی ناقه سنگ باران می شوند شام را دارند از امروز تزئین می کنند خویش را پیش خلیفه خوب شیرین می کنند خوب مردم را به حق دارند بدبین می کنند کودکان زخم زبان در خانه تمرین می کنند نامه ای آمد : حسین بن علی شد رفتنی باید آماده شود بزم شرابی دیدنی  محمد حسین رحیمیان ،_مرثیه_1402،_شعر_روضه ،_شعر_جدید لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پیراهن مشکی مکروه اگر بر دیگران بر ما ثواب ست پیراهنم مشکی ست اما آفتاب ست در وقت غم این جا نمازم باز گردد در ماه غم مثل دلم در پیچ وتاب ست زهرا خودش ما را ملبّس می کند پس بر سینهٔ دیوانه ، حکمِ انتصاب ست آنقدر خوش بو می کند پوسیده ها را آنقدر که مدهوش عطرش هم گلاب ست چون صورتی که می شود خاکی ، محرم عمریست با رنگ غم خود در خضاب ست جوشن کبیرِ ما لباسِ مشکی ماست هرکس به تن پوشید ذکرش مستجاب ست یادآور روضه ست ، یادِ شاه عریان در بازگوییِ مقاتل خود کتاب ست عریان و خونین داشت بر لبها دعا را آقای ما پوشاند ، زشتی های ما را  حامد_آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
محرم محرم ها مشاطه کارگاه خویش بگشاید به اشک روضه روی روسیاهان را بیاراید به یک قطره که از دیده میان روضه میریزد اگر که هفت دریای گنه باشد ببخشاید شکوه و عزتی داده به ما اشکش که در روضه به پای گریه کن هایش فرشته بال می ساید در اینجا هیچکس آلوده را از خود نمی راند در اینجا خار از آغوش گل بیرون نمی آید هر آنکس طالب سیر و سلوک است و مقاماتش در اینجا راه صدساله به یک شب گریه پیماید مرا محرم حسابم کرده زهرا ، دعوتم کرده‌ چه فخری برتر از فخری که ناچیزی حساب آید چه کوتاه است شب های محرم کاشکی می شد خدا از عمر ما بر عمر این شب ها بیفزاید شاعر؟؟؟ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اشکِ عَلَی الدَّوامِ حسین به استعانت اشکِ عَلَی الدَّوامِ حسین شروع می کنم این ماه را به نام حسین دوباره چشمه ی خونی ز عرش جوشیده تمام عالمِ امکان سیاه پوشیده هزار شکر عجینیم با غم تو حسین رسیده ایم به ماه محرم تو حسین هزار شُکر که درگیر ماتمت شده ایم دوباره مُحرِم ماهِ مُحَرَّمت شده ایم قَبای بندگیِ خویش را کفن کردیم لباس نوکری شاه را به تن کردیم اجازه داده خدا تا ثواب کسب کنیم سیاهه های عزا را دوباره نصب کنیم میان سینه ی ما آهِ تازه..،دم شده است بساط چایی و اسپند هم علم شده است چقدر فرش حسینیّه جا به جا کردیم چقدر پادویی روضه ی تو را کردیم بقای نوکری از ربَّنای فاطمه است به روضه آمدن ما دعای فاطمه است در این حسینیه تحت لوای مولائیم به زیر سایه‌ی چادر نماز زهرائیم خوشا به حال دو چشمی که غرقِ دریا شد کسی که گریه‌کُن‌ات شد..،عزیز زهرا شد قسم به کوثر و زمزم،شفاست گریه ی تو برای هرچه مریضی،دواست گریه ی تو قسم به تذکره‌ی قدسی خدای جهان `حسین”..،راه علاج است..،آی بیماران اسیر معصیتِ ممتدم نکن ارباب تو را به جان رقیه ردم نکن ارباب مرا فقیر نگاهت بدانی ام خوب است گدای شاه خراسان بخوانی ام خوب است رکوع اشک شدم،گریه‌ی نماز شدم به جان دختر تو کربلا‌نیاز شدم چه می شود که به سمتت قدم قدم برسم چه می شود که دم اربعین حرم برسم چراغ سرخ دم قتلگاه روشن بود... هزار نیزه‌ی خونین درون یک تن بود نفس نفس زدن او به آه بند شده صدای چکمه ی یک بددهن بلند شده به خشکی لب آقا لگد نزن ای شمر به پیش مادر او حرف بد نزن ای شمر سنان کشانده عقب جمع نیزه‌داران را... خدا بخیر کند حلق شاه عطشان را بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فراق در فراقِ تو گلستانِ دلم ویران شد آسمان خشک، زمین بی خبر از باران شد چشممان خشک شد از بسکه به راهت مانده از غمِ بی خبری سینه ی ما نالان شدتا به کی یوسف زهرا نگرانت باشم نوکرت دربه در و بی سر و بی سامان شد العجل منتقمِ سیلیِ زهرا برگرد شاید این زخمِ عمیقِ دلِ ما درمان شد اربعین اذن نجف ، کرب و بلایی بدهید دلمان تنگِ صفای حرم و ایوان شد جان به قربان امامی که شده تشنه شهید به روی نیزه سرش رفت و تنش عریان شد بین این شهر کسی در به رویم باز نکرد مسلت دربه در ، آواره و سرگردان شد نیستی تا که ببینی تو در این شهر غریب چه‌قدر خوب پذیرایی از این مهمان شد قسمت این نیست که آبی بخورد لب‌هایم به فدای لب تو هرچه که با دندان شد کاش می شد تو بدانی که چه با من کردند از روی دارالاماره تنم آویزان شد مهدی شریف زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ولدی دریای عالم بود ، اما رود می رفت مقصودِ عقبا ، خود سوی معبود می رفت پای پدر لرزید دنبال قدمهاش از جان شاهِ عشق هر چه بود می رفت اول ، شناساندند او را موسپیدان قبل از رجز ، پیغمبر مشهود می رفت باید عمودِ خیمه می لرزید دیگر وقتی که از خرگاه ، تار و پود می رفت برگشت تا روی پدر جان را ببوسد برگشت آزرده ، ولی خشنود می رفت بی شک که اشک ذوالجناح اینجا در آمد مرکب که سوی خصم خون آلود می رفت بردند پیکر را غنیمت نیزه ها هم تا شام بر نی ، سفره دارِ جود می رفت مسمارها در ماتم او سرخ گشتند چون مادرش صدیقه خیلی زود می رفت  حامد آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من در وجودم طنین محتشم است دیده ام شوق و رقص پرچم را لطف کردی به من دوباره حسین نوکری کردنِ محرم را یاد کردم از آن عزیزانی که به زیر لحد عزا دارند پدر و مادران خفته به خاک که عزا دار روضه ی یارند پدری که همیشه با اشکش مشکی روضه را به تن می کرد شب اول که می رسید از راه یادی از غربتِ حسن می کرد مادری که همیشه در طی سال خانه اش بود با شما آباد از پس انداز چند ماهه خودش خرجیِ روضه ی تورا می داد یاد کردم از آن عزیزانی که به درد فراق مجبورند بین بستر سیاه پوشیدند ولی از روضه های تو دورند لطف کردی به من دوباره حسین که رساندی مرا به هیئت و اشک لطف کردی اجازه ام دادی بزنم سینه پای صاحب مشک با خودم فکر می کنم...هیهات هرچه بر سینه ام زدم کم بود دوست دارم که خوب گریه کنم شاید این اخرین محرم بود...  آرمان صائمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هوای روضه سخت آلودم هوای روضه را از من مگیر آه ای مروه صفای روضه را از من مگیر هر لباسی جز غمت تن کردم آرامش نداشت خواهشاً رخت عزای روضه را از من مگیر هیچ طعمی مثل طعم چای بزم روضه نیست جان من ارباب چای روضه را از من مگیر هرچه پل پشت سرم بوده خرابش کرده ام این دو قطره اشک پای روضه را از من مگیر تا نفس دارم برایت اشک میریزم حسین آه آقا های های روضه را از من مگیر من بدون روضه های کربلا دق میکنم جان زهرا کیمیای روضه را از من مگیر رفتم اما هیچ جا کنج حسینیه نشد تا نفس دارم هوای روضه را از من مگیر  محمود یوسفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من آيه به آيه هر چه که خوردم قسم کم است اينجا براي از تو نوشتن قلم کم است شاعر شبيه من که به دردت نميخورد در گفتن از مصيبت تو محتشم کم است ما غصه دار داغ تو هستيم و کربلا با اين وجود در دل ديوانه غم کم است با اينکه شور ما شده در روضه ها زياد انصاف اگر دهيم براي تو دم کم است با گريه است حق تقدم در اين مسير اشکي که در هواي غمت ريختم کم است ؛هل من مزيد؛دم به دم اين رزق گريه را الحق که در مصيبت تو گريه هم کم است سنگ تو را به سينه زدم سنگ خورده ام طعنه نخورده دور و بر اين علم کم است...  محسن صرامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین عمری مريد ميکده و مست باده ايم مستانه ،دل به حضرت معشوق داده ايم قبل از سِر شتَن گِلِمان مفتخر شديم در کوى عشق، نوکرِ اين خانواده ايم جائى که جبرئيل ، ز خدّام اين در است ما هيچ تر ز هيچ و يکی عبد ساده ایم ما تازه با غم تو نگشته ايم آشنا آقا کنيز زاده تو بنده زاده ايم يا ايها الحسین به يک موى تو قسم تا زنده ايم پاى رهت ايستاده ايم بزم مصیبت تو به هر قیمتی بپاست مابا خدا سرِ تو حسین هم اراده ایم وقتى شهيد، تا به مقام شهود رفت ما را بگو که تازه در آغاز جاده ايم با عشقِ اينکه روزى از اينجا گذر کنى صورت به تربتِ حرمِ تونهاده ايم حق گريه را به نام شما افريده است ما فيض گريه را به دو عالم نداده ايم ما را ز جام گريه لبالب نوشته اند ما را غلام حضرت زينب نوشته اند  قاسم نعمتی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسین در زمین و آسمان یکتاست، ای جانم حسین مهربانی های او غوغاست ، ای جانم حسین می خرد دَرهم ، سوا کردن نباشد عادتش بس که مثل مادرش زهراست ، ای جانم حسین هر که با او در بیفتد را خدا خوارش کند پرچم ارباب ما بالاست ای جانم حسین هر چه بد کردیم ما ، او خوب بود ، او خوب بود بیشتر از ما به فکر ماست ای جانم حسین شک ندارم قاتلش را هم شفاعت می کند آی مردم او دلش دریاست ، ای جانم حسین داد سر اما به ذلت زندگی را سر نکرد بچه شیر حضرت مولاست ای جانم حسین ما رایت ِ زینب کبری به عالم یاد داد زندگی با او فقط زیباست ، ای جانم حسین آبرو خواهی اگر هم در زمین ، هم آسمان با حسین بن علی بن ابیطالب بمان  محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
افتاده ته بازارم جنس بی قیمت و افتاده ته بازارم تو بیا باز ضرر کن، بخرم، بردارم جز ضرر گرچه برای تو ندارم اما چون همیشه پدری کن، به کسی نسپارم تو چنان بوده ای ای عشق، که من از اینکه به کسی جز تو بدهکار شوم بیزارم ما که گفتیم غلامیم شما هم مولا لطف کن بین غلامان خودت بشمارم پسرم از پدرم نوکری ات برده به ارث پدرم، من، پسرم، عاشق این تکرارم آنچنانم که بدون تو بهشتم نروم فکر بی تو شدنم سخت دهد آزارم چندمین مرتبه اش نیست به یادم که چه خوب دست پر مهر تو برداشت گره از کارم از ضریحت دو سه تا بوسه طلبکارم من تا ضریحت طلبم را ندهد، بیمارم حسن کردی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹