eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
169 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
در سینه هامان کوره ای از خشم داریم فوّاره هایی از غضب در چشم داریم هیهات اگر این موج ها آرام گردد با قول پوشالی دشمن خام گردد ما همدلیم و جنگلی انبوه هستیم با یکدگر ثابت قدم چون کوه هستیم ما ملَّتی با غیرت و آزاده داریم یک لشکر انبوه حاجی زاده داریم غافل مشو ، ما مرد میدان نبردیم دیدی که با اهریمن قبلی چه کردیم تا رهبری با حکمت و فرزانه داریم کی ترسی از غارتگر بیگانه داریم این شمه ای از ضربت آفند او بود دیدی نویدی را که در لبخند او بود امروز وقت امتحان های خطیر است روز تباهی سقیفه در غدیر است امروز روز شعله های انتقام است برقلب هر آزاده ای حجت تمام است در بحث نابودی شان خیل سخن هاست حذف یهودی ها بدست پرشین هاست ما اشتیاق صلح تحمیلی نداریم پاسخ به جز فتاح و سجیلی نداریم اما نباید فارق از دستور گردیم از بعد پیروزی خود مغرور گردیم آن ضربه ی سخت اُحُد را یادمان هست امروز هم در پیش رو این امتحان هست دشمن به دنبال نبردی وحشیانه ست میدان جنگ نرم ما جنگ رسانه ست این چهره ی سردرگمش را کم نگیرید مکر ستون پنجمش را کم نگیرید دائم به فکر رُعب و ایجاد هراسند در کل سیاهی لشکران عمروعاصند در چنته اش افکار آفندی زیاد است تا بین لشکر "اشعث کندی" زیاد است پس یادتان باشد اگر تیری خطا رفت یا اینکه قرآنها به روی نیزه ها رفت با یکدگر هم سو و همسنگر بمانید تحت لواء و سایه ی رهبر بمانید چون بعد آن سودی ندارد غصه خوردن  فرجام را دست ابو موسی سپردن حیف است ایران را اگر مقتل کشانند  بار دگر در "دومه جندل "کشانند برخیز و دردل زنده کن شور دعا را «هیهات منا الذله» ی کرب وبلا را کلی مضامین در رثای مشک گفتیم هر واژه ای را با بهای اشک گفتیم اما رموز در شهادت را ندیدیم عباس ذوب در ولایت را ندیدیم هر فکر غیر از این نشان تیره بختی ست آن کار شاید ساده ، اما کار سختی ست منظومه ای از تیر در قلب زره خورد در علقمه کار ابوفاضل گره خورد در جای جای شهر ها میدان مین است بعد از شهیدان بار سنگینی زمین است پای ارادت ها نباید لنگ گردد " الموت اسرائیل " مان کم رنگ گردد @hadithashk
دور از تو دلسردیم تنهاییم تنها ارواح افسرده اسیران بدن ها افتادگان ، بیچاره گان ، بی همزبانیم بی برگ و بر چون خار در بین چمن ها باید گذشت از خویش اما کار ما نیست مایی که محبوسیم در زندان من ها ما بی تو از هم نیز در حال فراریم از آشنایی های مضحک در وطن ها در گیر و دار نفس پابندیم انگار ای کاش بگشاید کسی عَقد رسن ها ذوق معاصی برده هوش و گوش ما را دیدار می‌خواهیم در آواز لن ها برگرد تا از زندگی چیزی بفهمیم مردیم در غوغای این زاغ و زغن ها باید عمل آورد ، پای لفظ لنگ است فرق است بین کار با حرف دهن ها آه فراقت سوخت دلهای فراوان طوری که بالا میرود دود از کفن ها منجر به دیدار تو خواهد گشت یک روز تاثیر خواهد داشت این یابن الحسن ها یک روز دنیا می‌شود محو جمالت تنهاترین بالانشین انجمن ها..... @hadithashk
خوشا كه تير غم تو به اشتباه نرفت همينكه حرف تو شد از لبانم آه نرفت به نرخ عيش خريدم غم تو را اما در اين معامله هرگز سرم كلاه نرفت به آفتاب شفاعت نمى رسد هر كس كه زير سايه اين پرچم سياه نرفت زياد خون به زمين ريخت در دل تاريخ كسى شبيه تو اما به قتلگاه نرفت ميان جمعيتى كه به قتلگاه آمد كسى نبود كه روى تن تو راه نرفت @hadithashk
هر چند که از غمش دمادم مُردیم شرمنده شدیم از غم او کم مُردیم بر سنگ مزار ما چنین بنویسید: ما در شب سوم محرم مُردیم @hadithashk
چه داغی رو دل مادر گذاشتی چه داغی رو دل مادر گذاشتی با رفتن تو دل من غصه کاشتی شنیدم که سه شعبه دندونه داشت عزیزم تو ولی دندون نداشتی با رفتن قلب‌مو مادر شکستی بکش رو قلب من از دور دستی دلم می خواست رو منبر بشینی حالا رو منبرِ نیزه نشستی از این دنیا به جز آزار ندیدی واست چیزی نداشت جز ناامیدی برای دیدنت سر بالا بردم علی جونم چه قدر زود قد کشیدی می خواستی مثل بابا پهلوون شی می خواستی راهی هفت آسمون شی تو بیرون اومدی از قبر عمدا تا بین راه برا من سایه بون شی  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آه آهِ دل را در کنار مشک می ریزد رباب پای گهواره نشسته اشک می ریزد رباب سفره ی دل را برای کودکش وا می کند با دو چشم خیس، او را هی تماشا می کند باز هم بر دوش سقا دلنوازی می کنی خواب دیدم با رقیه آب بازی میکنی کاش این `امن یجیبِ” مادرت تاثیر داشت کاش جای این همه غم، سینه هایم شیر داشت جان تو ، خیمه به خیمه رفتم و گفتم که آب... با دو چشم خیس به من گفتند: میبخشی رباب  مرتضی عابدینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
عزیزم حسین(ع) تنها نه اینکه پیر و جوان گریه می‌کند در ماتمش زمین و زمان گریه می‌کند از شرق تا به غرب، محیط حسینیه دارد جهان کران به کران گریه می‌کند جبریل هم ز عرش مشرف به روضه شد بنشسته بین گریه‌کنان گریه می‌کند آن عاشقی خوش است که هم‌پای واجبات هنگام پنج وقت اذان گریه می‌کند رحمت به غیرت پدرم که دم غروب پیوسته در عیان و نهان گریه می‌کند میقات روضه‌های عطش خیز کربلا سینی چای موکبمان گریه می‌کند از فرط غصه سر به بیابان گذاشتم دیدم به وقت ذبح شبان گریه می‌کند اندر پیاله عارف روشن ضمیر دید بر سر زنان امام زمان گریه می‌کند فرموده است: جد غریبم برای تو مهدی تمام صبح و شبان گریه می‌کند تا دید غنچه‌اش روی نیزه شکفته شد رأس پدر به روی سنان گریه می‌کند تا جرعه‌ای گرفت و به دامان رسید شیر زان پس رباب جامه دران گریه می‌کند  مصطفی هاشمی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
داریم می میریم از این سر به زیری داریم می میریم از این سر به زیری برامون اذن میدون و می گیری؟ می ذاریم جون کف دست تا نبینیم تو جمعیت با دست بسته میری نمی خوایم که بشیم یک لحظه تسلیم بگو که سر برا تو میشه تقدیم نمی ترسیم مادر ، از سنگ خوردن ما که به سینه سنگت رو می کوبیم اینا که لقمه ی ناپاک خوردن برای قتل ما لشکر آوردن زیر چکمه می افتیم تا نبینیم صدا شونو واسه تو بالا بردن ما رو این سر به زیری تو کشته به قرآن گوشه گیری تو کشته نه اینکه ضربه ی شمشیر دشمن ما رو فکر اسیری تو کشته  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زانو بغل مگیر ای تو ضیا دهنده ی چشم ز خون ترم وی از طفولیت همه دم،یارو یاورم زانو بغل مگیر حسین غریب من تکیه مزن به نیزه،عزیزم برادرم دو دسته گل برای تو پرورده ام حسین از من قبول کن،جز این نیست در برم بگذار تا روند فدای سرت شوند گر دست رد به سینه زنی،نیست باورم گر سر جدا شوند به عشقت مرا چه غم یک لحظه هم به ابروی خود خم نیاورم گر پاره هم شود تنشان،من فقط حسین تنها به فکر خنجر و رگهای حنجرم مگذار تا شبیه حسن خون جگر شوند تا اینکه تب کنند مداوم برابرم او بود بین کوچه به همراه فاطمه او دیده بود خورد به دیوار مادرم دق مرگ می شوند به جان خودم حسین گر بنگرند خصم زند سنگ بر سرم باور کن این دو طاقتشان می شود تمام بینند اگر به دست حرامی ست معجرم محمود اسدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غلام زینبم من اگر گویم به اربابم غلام زینبم حُر که نه عابس که نه خاک خیام زینبم ذره ای هستم معلق در مدار قافله حافظ مدح و ثنا و احترام زینبم از دفاع در حریمش تا حریم روضه اش همچنان رزمنده ای یار مدام زینبم با همین مرثیه ها تبیین راهش میکنم هر نفس با جان و دل تا انتقام زینبم خصم را با خاک یکسان کرده من هم پیروش در لباس نوکری همراه گام زینبم اهل کوفه زار میزد پای درس خطبه اش من به اشک و نوحه تفسیر کلام زینبم گفت پیغمبر که زینب زینت بابای خود هم حسینش از من و من از امام زینبم نطق کوثر صوت حیدر کوه صبر مجتبی خون رگهای حسین باشد قیام زینب است کربلا را با مرام خویشتن شرمنده کرد گفت مولا، من به قربان مرام زینبم از حرم بیرون نیامد چون دو طفلش هدیه کرد گفت دشمن مانده در عشق تمام زینبم شد سلامم پنج نوبت بر حسینش روز و شب در نمازم نیز مدیون سلام زینبم شکر حق را تا ته گودال درسم داده است اینچنین شاگرد کوفه تا به شام زینبم چون به رگها بوسه زد آمد ندا من حسینم لیک مرهوم پیام زینبم مجلس شوم یزید و کوچه و بازار شام با سرم حتی سپر بر سنگ بام زینبم شاعر؟؟؟ ؟؟؟ لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم زینب(س) دلخون تر از تو گرچه در این روزگار نیست کوهی بسان آنچه تویی استوار نیست وقتی که نیستی به کنار برادرت انگار در کنار علی ذوالفقار نیست جایی که خطبه های تو پیکار می کند راهی برای نطق به غیر از فرار نیست تو آن عقیله ای که برای علوم تو غیر از علی و فاطمه آموزگار نیست بار رسالتی که به دوشت کشیده ای بار امانتی‌ست که کوه عهده‌دار نیست جاه و جلال و شوکت و شأنت همیشه هست حتی اگر که دوروبرت پرده دار نیست بعد از حسین در دل گودال بی‌قرار دیگر تو را قرار دو عالم قرار نیست کرامت نعمت زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ربابُ خونه خراب کردی چرا !؟ یه جوری دل منو سوزوندی که تا قیامت از دلم غم نمیره هر چی رو ببخشم و یادم بره خنده هات حرمله یادم نمیره شیرخوارم کاری به کار تو نداشت مثل من چشای بارونی نداشت تشنگی یه کاری کرده بود باهاش حتی واسه جون دادن، جونی نداشت یه روز خوش نبینی توو زندگیت شادیا برات عذاب شه حرمله ربابُ خونه خراب کردی چرا !؟ الهی خونت خراب شه حرمله حالا با چه رویی تا حرم برم ؟ جلوی خیمه نشسته مادرش غنچه که طاقت طوفان نداره نامسلمون به یه پوست بنده سرش جواب ربابُ حالا چی بدم ؟ نگه واسم یه گل پرپر آورد دلشوره دارم ازم سئوال کنه کی علیم دندون شیری درآورد !؟ دیگه زینب داره از راه می رسه حرمله خاتمه غائله کن جدمون محشر ازت نمی گذره باشه هر چه قدر می خوای هلهله کن ! برای کشتن من نیازی نیست مثل شمری بره خنجر بیاره از گلوی پسرش با چه دلی ! یه پدر می تونه تیر در بیاره  وحید قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹