eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
713 عکس
175 ویدیو
36 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 طلبه و علوم انسانی ۸ ❇️نکته هشتم: از انزوا تا انضمام: حضور زیسته در جهان معنایی مردم، لازمه تولید علوم انسانی کارآمد 🔹توجه به زیست مردمان و برقراری ارتباط مداوم و معنادار با جامعه، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت گریزناپذیر روش‌شناختی برای موفقیت در حوزه علوم انسانی است. 🔹برخلاف علوم طبیعی که ممکن است در محیط‌های کنترل‌شده و دور از تعاملات روزمره به پیشرفت برسند، علوم انسانی ناظر بر پدیده‌های سیاسی، تربیتی، فرهنگی و اجتماعی است که هر لحظه در زندگی واقعی مردم در جریان هستند. این رابطه دو سویه، شرط لازم برای هرگونه ادعای نظری یا نسخه عملی در این عرصه محسوب می‌شود. 🔸موفقیت یک محقق یا اندیشمند در این حوزه، نه تنها به عمق مطالعات او، بلکه به میزان انس و الفت وجودی وی با فرهنگ، ساختارهای اجتماعی و زندگی روزمره جامعه‌اش وابسته است. این نکته، اصل بنیادین علوم انضمامی را مطرح می‌سازد: علمی که ناظر به ساختارهای اجتماعی، رفتارهای روزمره و بررسی آثار سیاسی، اجتماعی، تربیتی و فرهنگی پدیده‌هاست، باید به طور کامل بر اکنونیت و وضعیت جاری زندگی مردم تمرکز یابد که لازمه آن غوطه‌ور شدن در شبکه‌های معنایی جاری در زندگی مردم و روابط جاری در جامعه است ⏹زیست مشترک: رکن اساسی شکل‌گیری شخصیت پژوهشگر انضمامی رکن مهم موفقیت در علوم انسانی، پرهیز از گوشه‌گیری و گوشه‌نشینی – چه به بهانه‌های افراطی درس و بحث و چه به دلایل معنوی و چله‌نشینی – در دوران شکل‌گیری شخصیت (نوجوانی و جوانی) است. عالِم علوم انسانی باید در میان مردم و با مردم زندگی کند و نه صرفاً درباره آن‌ها بخواند. چرا که تنها فردی می‌تواند برای جامعه نسخه بپیچد و مهندسی اجتماعی را به درستی هدایت کند که در درون جهان معنایی مردم حضور فعال و مشارکت واقعی از جنس مردم داشته باشد. این حضور، نه یک بازدید سطحی، بلکه ارتباطی عمیق، همنشینی مداوم، و همراهی با خوشی‌ها و دردهای جامعه و مشارکت در فعالیت‌های مختلف مردم از جشن و عزا، مراسمات معنوی و مذهبی تا جشن‌ها و مراسمات ملی و سیاسی است. ⏹نفوذ به لایه‌های عمیق کنش از طریق مشارکت اجتماعی برای نفوذ به لایه‌های عمیق و معانی نهفته در زیست مردم، پژوهشگر باید فعالانه در مناسبت‌ها و مراسمات جامعه مشارکت جوید. مراسمات عزا و شادی، مناسبت‌های مذهبی و ملی، همنشینی‌ها و مهمانی‌ها، هر یک دریچه‌ای به روی یک لایه از فرهنگ و ارزش‌های درونی جامعه می‌گشایند. این تعاملات گسترده و متنوع با اقشار مختلف، از نوجوانان و جوانان گرفته تا سایر گروه‌های سنی و اجتماعی، امکان ورود به آن جهان معنایی و درک معانی نهفته در کنش‌های افراد را فراهم می‌سازد. از آنجا که فهم دقیق کنش‌ها مستلزم صورت‌بندی ساختارها و تحلیل تقابل و تعامل میان عاملیت و ساختار در زندگی مردم است، تنها از طریق شواهد و تجارب زیسته و تجربی است که می‌توان فهمی عمیق از امور انسانی و اجتماعی، درکی صحیح از صورت‌بندی اجتماعی، و در نهایت، نسخه‌ای برای درمان دردها و مشکلات همین مردم به دست آورد. ⏹خطر انتزاع: فرورفتن در فضای ذهنی و دوری از واقعیت 🔹در نقطه مقابل، محقق علوم انسانی که از جامعه کناره می‌گیرد و در کنج حجره، کتابخانه یا فضای مجازی خود منزوی می‌شود، صرفاً با کتاب و کتابخوانی و انتزاعی‌اندیشی و تدقیق‌های نظری صرف بریده از تجربه و واقعیت تلاش می‌کند تا مشکلات را بشناسد. نتیجه این انزوا، غرق شدن در فضای ذهنی خویش و دوری از واقعیت‌های عینی جامعه است. 🔸انزوای روش‌شناختی یا خودخواسته در طول دوره تحصیلات، به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به پژوهشگر و محقق علوم انسانی وارد می‌آورد. ذهن پژوهشگر، نیازمند خوراک مستمر از مشاهده عینی و تنوع موقعیت‌های انسانی است. اگر این خوراک تأمین نشود، ابزارهایی که آموخته است (مانند مدل‌های آماری، نظریه‌های جامعه‌شناختی، یا چارچوب‌های روان‌شناختی) تنها در ذهن او باقی مانده و قابلیت تطبیق با داده‌های دنیای واقعی را از دست می‌دهند. 🔹چنین فردی دچار انتزاعی‌اندیشی و کل‌نگری‌های غیرواقع‌بینانه و تحقیق‌های علمی بی‌فایده می‌شود. او در تلاش است تا بر اساس اصول ذهنی و تئوری‌های انتزاعی خود، مردم را صورت‌بندی کلی و ذهنی کند. این صورت‌بندی‌ها، چون ریشه در شواهد واقعی، عینی و تجربی ندارند، فاقد تأثیرگذاری لازم هستند و محقق را وارد حوزه علوم انسانی به معنای دقیق درمانگری و مهندسی اجتماعی نخواهند کرد. در نتیجه، دانش تولیدشده به جای حل مسئله و درمان دردها و بحران‌ها، صرفاً بر پیچیدگی ذهنی می‌افزاید و نسبت به دردهای واقعی جامعه بی‌اثر خواهد ماند. ✍ سید مهدی موسوی پنج‌شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۴ 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2748
📌 طلبه و علوم انسانی ۹ ❇️نکته مهم: تاریخ آزمایشگاه علوم انسانی 🔹توجه به تاریخ، یکی از پیش‌نیازهای بسیار مهم در بحث علوم انسانی است. تاریخ، منبعی مهم و محوری برای تحلیل و تولید دانش در این حوزه به شمار می‌آید. 🔸نقش تاریخ در علوم انسانی صرفاً روایتگری وقایع گذشته نیست، بلکه منبعی حیاتی، محوری و پیش‌نیاز هرگونه تحلیل دقیق اجتماعی و فرهنگی است. تاریخ، با دو ویژگی بنیادین خود، به ساختار کنونی جامعه و تبیین مسیر آینده یاری می‌رساند. ⏹ کارکرد دوگانه تاریخ در نسبت با زمان ۱. سازنده اکنونیت ما و سرآغازشناسی پدیده‌ها گذشته انسان نه امری منقضی، بلکه بنیان و سازنده ساختارهای فکری و اجتماعی اکنونیت ماست. اکنونِ ما، محصول تجارب انباشته، تلاش‌ها، تأملات و اعتباراتی است که انسان‌های پیشین تأسیس کرده‌اند. بنابراین، هرگونه تلاش برای شناخت کامل یک پدیده انسانی یا اجتماعی، لاجرم متوقف بر شناخت ریشه‌ها و سرآغازهای آن در گذشته است. فهم درست از امروز ما، بدون دسترسی به سیر تکوین تاریخی‌اش، امکان‌پذیر نیست و تاریخ، تنها مسیر دستیابی به این فهم عمیق است. ۲. چراغ راه آینده و منبع عبرت‌آموزی تاریخ، آینه فردای انسان‌هاست. پژوهشگری که با تاریخ مأنوس بوده و در آن زندگی کند، می‌تواند از تجارب تاریخی، سرگذشت‌ها و فراز و نشیب‌های گذشته درس‌ها و عبرت‌هایی استخراج کند و آینده فردی و جمعی جامعه را بر اساس این آموخته‌ها پایه‌ریزی نماید. تاریخ، با نمایش پیامدهای عینی کنش‌های گذشته، امکان پیش‌بینی و برنامه‌ریزی هوشمندانه برای فردای انسان معاصر را فراهم می‌آورد. ⏹ ثمرات محوری تاریخ برای علوم انسانی علوم انسانی ماهیتی تاریخی دارند و تاریخ از سه منظر کلیدی، مواد اولیه و بستر اصلی این علوم را تأمین می‌کند: ۱. تولیدکننده مواد اولیه تحلیل و تبیین تاریخ و سرگذشت انسان‌ها، مهم‌ترین مواد اولیه را برای تحلیل‌ها، توصیف‌ها، تبیین‌ها و تجویزهای علوم انسانی فراهم می‌سازد. محقق با خوانش دقیق وقایع و جمع‌آوری داده‌های تاریخی، می‌تواند روابط میان متغیرهای مختلف اجتماعی را کشف کند، رابطه علی میان یک کنش و پیامدهای آن را تحلیل نماید و آن را در قالب یک قاعده علمی صورت‌بندی کند. اگر حافظه و داده‌های تاریخی بشریت وجود نداشت، علوم انسانی به معنای یک علم تجربی و انضمامی اساساً ممکن نمی‌شد. ۲. آزمایشگاه علوم انسانی همانند علوم تجربی که نیازمند محیطی کنترل‌شده برای آزمودن فرضیه‌ها هستند، تاریخ نقش آزمایشگاه علوم انسانی را ایفا می‌کند. این محیط بسته و قابل کنترل تاریخی، به عالم علوم انسانی اجازه می‌دهد تا فرضیه‌ها و نظریه‌های خود را به محک تجربه بیاورد، جوانب مختلف یک واقعه تاریخی را بررسی کند و درستی یا نادرستی یک رابطه را بسنجد. این روش به محقق امکان می‌دهد تا پیامدهای محتمل نظریه‌هایش را پیش از تحقق و اجرای آن‌ها در جامعه، مشاهده، مطالعه و تحلیل کند و بدین ترتیب، نظریه خود را اصلاح و تبیین نماید. ۳. مبنا و منبع فلسفه تاریخ مطالعات عمیق تاریخی، مبنای اصلی فلسفه تاریخ است. فلسفه تاریخ، کلان‌رویه‌های حاکم بر سیر حرکت هستی اجتماعی را برای ما روشن می‌سازد؛ خواه این حرکت به سوی تکامل باشد یا انحطاط. شناخت سنت‌های حاکم بر تاریخ و قوانین تغییرات کلان، یکی از منابع حیاتی علوم انسانی است. هر اندازه پژوهشگر به این قوانین و سنت‌های تاریخی احاطه داشته باشد، بهتر می‌تواند کنش‌های انسانی و ساختارهای اجتماعی را تحلیل کند و مهم‌تر از آن، تحول و تغییر در جامعه را فهم، کنترل و مدیریت نماید. ⏹تأثیر تاریخ بر شخصیت عالِم و کنشگر علوم انسانی فراتر از تأثیر تاریخ بر بنیان‌های دانشی علوم انسانی، مطالعه تاریخ تأثیری عمیق بر جان و شخصیت خود عالِم می‌گذارد: ✔️گسترش افق نگاه (سعه وجودی): تاریخ باعث سعه دید، افزایش حلم و صبر در برابر تحولات می‌شود و افق دید محقق علوم انسانی را از اکنونِ صرف فراتر می‌برد و افق‌های بلندتری را به او نشان می‌دهد. ✔️استقامت در مسیر تولید دانش: محقق مطلع از تاریخ، درمی‌یابد که تحول علوم انسانی امری کُند و تدریجی است. او می‌آموزد که کوچک‌ترین کارها، مقالات یا حلقه‌های علمی کوچک می‌تواند در آینده نتایج عظیمی به بار آورد. این درک تاریخی، به او استقامت لازم برای گام برداشتن در مسیر تولید علوم انسانی را می‌بخشد و او را از ناچیز انگاشتن تلاش‌های اولیه باز می‌دارد. ⏹ روش‌های مطالعه تاریخ برای بهره‌برداری از تاریخ، دو روش عمده وجود دارد: ۱. مطالعه آثار تحلیلی: خواندن آثار و نظرگاه‌های یک متفکر یا تحلیلگر تاریخی برجسته و آشنایی با دستگاه فکری او. ۲. مطالعه مقطعی-موضوعی: انتخاب یک مقطع یا واقعه خاص تاریخی و مطالعه کتب و منابع مختلف درباره آن برای دستیابی به احاطه‌ای جامع بر آن رویداد. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2749
📌طلبه و علوم انسانی ۱۰ ❇️نکته دهم: جایگاه حکایت، داستان و رمان 🔹یکی از منابع غنی و ضروری برای هر عالم علوم انسانی، متون روایی و ادبی از جمله حکایت‌ها، داستان‌ها و رمان‌ها هستند. این آثار صرف نظر از خاستگاه فرهنگی، دو کارکرد بنیادین را در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهند: تجربه‌نگاری هنرمندانه و گزارشی عینی از زندگی وجودی انسان در قالب اسطوره‌ها، قهرمان‌ها و ضد قهرمان‌ها. قهرمانان و اسطوره‌های داستان‌ها، منعکس‌کننده ارزش‌های محوری جامعه هستند که در پس تمام ساختارهای سیاسی و اقتصادی قرار دارند و می‌توانند مسیر حرکت تاریخی یک تمدن را توضیح دهند. ⏹دوگانگی گونه‌های روایی در شرق و غرب ساختار ادبیات روایی، بسته به فرهنگ، شکل‌های متفاوتی به خود گرفته است که هر کدام کارکرد مشخصی دارند: ✔️فرهنگ شرقی (به‌ویژه ایرانی و اسلامی): در این حوزه، حکایت‌ها و داستان‌های کوتاه نقش برجسته‌ای ایفا می‌کنند. حکایت، تجلی‌بخش نکات کاربردی، اخلاقی و عملی زندگی است و به مثابه یک تلنگر و تذکر حیاتی عمل می‌کند که ریشه در تجربه زیسته جمعی دارد. این حکایت‌ها مسیر آینده را با ارائه تجویزهای عملی روشن می‌سازند. مثال‌ها: می‌توان به وضوح این کارکرد را در متونی چون سیاست‌نامه‌ها، قابوس‌نامه، گلستان و بوستان سعدی مشاهده کرد که مسیر حیات انسانی و تجویزهای کلیدی زندگی از طریق روایت‌های کوتاه ارائه شده است. علاوه بر این، مثنوی معنوی مولانا به عنوان مجموعه‌ای عظیم از حکایات عرفانی، مسیر سیر و سلوک و ساختار جهان‌بینی ایرانی-اسلامی را تبیین می‌نماید و هزار و یک شب نیز مخزنی از آرمان‌ها و تجارب عامیانه را بازتاب می‌دهد. ✔️فرهنگ غربی: در این فرهنگ، رمان‌ها، داستان‌های بلند، خاطرات و زندگی‌نامه‌های خودنوشت نقش محوری‌تری در ثبت تجربه دارند. این متون روایتی مفصل و عمیق از یک مقطع تاریخی یا یک دوره کامل از تجارب زیسته فردی ارائه می‌دهند. رمان‌هایی نظیر بالزاک و تولستوی و ویکتورهوگو به‌ویژه در نقد و تحلیل ساختارهای اجتماعی و نمایش رنج‌های وجودی انسان مدرن کارکردی ویژه دارند. ⏹کارکردهای معرفتی روایت برای علوم انسانی رمان‌ها و حکایت‌ها تنها سرگرمی یا بیان صرف آرمان‌ها نیستند؛ آن‌ها دروازه‌ای به لایه‌های پنهان فرهنگ و تمدن یک ملت محسوب می‌شوند: ✔️ثبت کنش‌ها و عواطف جمعی: این متون، آینه‌ای از خوشی‌ها، لذت‌ها، تلخی‌ها، ناکامی‌ها، عشق‌ها و نامردی‌های یک ملت هستند. رمان‌ها و داستان‌ها ظرفیت‌ها، استعدادها و ساختارهای فرهنگی یک جامعه را بدون پوشش عینی بیان می‌کنند. از این‌رو، رمان‌ها ابزاری قدرتمند برای درک اینکه مردم یک دوران چه احساساتی (مانند ترس، عشق، سرخوردگی، امید) را به چه شکلی تجربه و بیان می‌کردند، فراهم می‌آورند. این امر، تاریخ و علوم انسانی را از یک رشته خشک وقایع‌نگاری، به یک رشته‌ی انسانی و ملموس و انضمامی تبدیل می‌کند. ✔️تجربه وجودی: مطالعه این آثار به محقق یک تجربه وجودی شبیه‌سازی‌شده از زندگی انسان را ارائه می‌دهد. این امر برای شناخت انسان‌ها و نفوذ به لایه‌های پنهان فرهنگ و تمدن یک ملت امری حیاتی است. ✔️کشف جهان معنایی: شناخت اسطوره‌ها، قهرمانان و روایت‌های شاخص یک جامعه، محقق را قادر می‌سازد تا به جهان معنایی نهفته در پس آداب و رسوم، ساختارها و کنش‌های اجتماعی پی ببرد. این شناخت، فهم عمیق و دقیقی از چرایی زندگی، خواسته‌ها، اعمال و نحوه شکل‌دهی کنونیت (حال) آن جامعه به دست می‌دهد. ✔️شناخت خرده‌فرهنگ‌ها و طبقات: رمان‌ها به‌ویژه، روابط قدرت، شکاف‌های طبقاتی، نقش جنسیت، و آداب و رسوم محلی را با جزئیات دقیق‌تری نسبت به آمارها و گزارش‌های رسمی به تصویر می‌کشند. ✔️مطالعه انحرافات و هنجارها: داستان‌ها نشان می‌دهند که در یک جامعه، چه رفتارهایی به عنوان هنجار پذیرفته شده و چه رفتارهایی به عنوان انحراف (یا قهرمانی) تلقی می‌شود و این تلقی‌ها چگونه در طول زمان تغییر کرده‌اند. ✔️بازنمایی آرمان‌ها و تضادها: نویسندگان آرمان‌های اخلاقی جامعه خود را در برابر واقعیت‌های موجود به چالش می‌کشند و بدین ترتیب، تضادهای درونی یک فرهنگ را آشکار می‌سازند. ⏹نتیجه‌گیری: محقق علوم انسانی نمی‌تواند از مطالعه این منابع غفلت ورزد؛ زیرا رمان‌ها و حکایت‌ها، داده‌هایی هستند که مستقیماً از متن زندگی استخراج شده‌اند و پل ارتباطی میان نظریه انتزاعی و تجربه زیسته عینی به شمار می‌آیند و به این ترتیب، به شناخت گذشته و فهم ساختن اکنون کمک می‌کنند. 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2750
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۱ ❇️ نکته یازدهم: خلاقیت در علوم انسانی 🔹خلاقیت یکی از عناصر بسیار مهم در حوزه علوم انسانی است که از ابتدای فرایند تحصیلی و تحقیقی باید به آن توجه داشت و ذهن را بر اساس آن تربیت کرد. زیرا فهم عمیق و نوآوری در گرو خلاقیت ذهنی است. بدون خلاقیت انسان در حد یک مقلد صرف باقی می‌ماند و تولیدی نخواهد داشت. 🔸 خلاقیت امر اکتسابی است و نیازمند پرورش و آماده سازی ذهن و آشنایی با مهارتهای تفکر انتقادی و کشف روابط پنهان میان مفاهیم و پدیده‌هاست. 🔹 خلاقیت به عنوان یک فرایند ذهنی تعریف می‌شود که افراد را قادر می‌سازد تا افق‌های نویی را کشف کند و دربارهٔ ایده‌های نوین و طرح‌های جدید کاربردی فکر کنند، خلاقیت یک مهارت ذهنی پایا و یک فرایند ذهنی پویا است که ما را برای ایجاد هرگونه ایده جدید در هر زمینه‌ای تجهیز می‌کند. براین اساس خلاقیت نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. ⏹ضرورت خلاقیت در رویکرد علمی 🔹کسی که وارد عرصه علوم انسانی می‌شود، باید تلاش کند تا از خلاقیت برخوردار باشد و با ذهنی باز و خلاقانه با موضوعات و مسائل انسانی برخورد کند. نباید خود را محدود به شنیده‌ها، یافته‌های پیشین یا حتی نظرات گذشتگان کرد. 🔸البته این به معنای نادیده گرفتن اطلاعات پیشین، تجارب و نظریه‌های متفکران پیشین نیست، چراکه شرط خلاقیت، توجه به داده‌های پیشین، اطلاعات مناسب و اطلاع از نظریه‌های متفکران پیشین است. هرچقدر اطلاعات و داده‌های انسان در یک موضوع دقیق‌تر و منضبط‌تر باشد و از نظریه‌ها و تلاش‌های عالمان دیگر بیشتر مطلع باشد، بستر برای خلاقیت فراهم‌تر می‌شود. 🔹اما صرف اطلاع از گذشتگان موجب خلاقیت نمی‌شود؛ بلکه باید ذهن را گشود، چشم را باز کرد، گوش را آماده شنیدن حرف‌های متفاوت و متمایز کرد، از نظریه‌های مختلف سر درآورد، و پس از بررسی نقاط قوت و ضعف هرکدام، به ذهن اجازه داد که پس از خوب دیدن و خوب شنیدن و پس از استفاده از آثار دیگران، عنصری جدیدی را کشف کند، ربط پنهانی را آشکار، راه جدیدی بیابد و نظریه‌ای نوین ابداع و طراحی نماید. 🔸 بنابراین ذهن باید باز کرد و آمادگی شنیدن و دیدن هر چیزی را داشت. انسان‌هایی که از ابتدا ذهن خود را می‌بندند و حاضر به شنیدن حرف‌های متفاوت نیستند، خوب گوش نمی‌دهند، به استاد توجه نمی‌کنند و حرف‌های متفاوت استاد را برنمی‌تابند، از عنصر خلاقیت برخوردار نخواهند شد. ⏹ویژگی‌های ذهن خلاق پس انسان خلاق اجازه می‌دهد که دیگری حرفش را کامل بزند و استاد مطالبش را سر کلاس کامل و دقیق بیان کند. سپس، بعد از کلاس به منابع و آثاری که استاد معرفی می‌کند مراجعه کرده، مطالعه می‌کند، پیش‌مطالعه می‌کند و پرسش‌های تفاهمی و توضیحی می‌کند تا جوانب مختلف مسئله برای جوامع مختلف برایش آشکار شود. ⏹عناصر کلیدی خلاقیت عناصر مهمی که در خلاقیت نقش دارند عبارتند از: ۱. عبور از ظاهر به عمق: رفتن به عمق پدیده‌ها. ۲. کشف روابط: شناسایی روابط درونی میان پدیده‌ها. ۳. آزادی فکر و اندیشه: نداشتن تعصبات و قید و بندهای فکری بی‌فایده. ۴. وقت گذاشتن برای تفکر و تأمل: اختصاص زمان برای اندیشیدن عمیق. 🔹عنصر بسیار مهم دیگر، گذار از سطحی‌نگری و رفتن به عمق پدیده‌ها و کشف روابط درونی میان آن‌هاست. هرچقدر انسان بتواند آن روابط ناپیدا و پنهان درون اشیا را کشف کند یا یک راهی و نسبتی میان آن‌ها برقرار کند که به ظاهر چندان معقول نمی‌نماید، این نگاه‌های بلند باعث خلاقیت می‌شود. 🔸نکته مهم قابل توجه این است که خلاقیت شرط یادگیری است، شرط شرکت در درس‌ها و بهره‌مندی از استاد هم است و هم شرط مطالعه خوب است. کسی که بتواند خوب مطالعه کند، خوب بهره‌برداری کند، از عنصر خلاقیت برخوردار باشد، جوانب مختلف حرف‌ها را ببیند، ربط‌های بین پاراگراف‌ها و فصل‌ها را دریافت کند، ربط‌های میان متفکران را بفهمد و بعد ربط‌های میان واقعیت‌های بیرونی را درک کند، به خلاقیت رسیده است. 🔹آخرین نکته اینکه آزادی و آزاداندیشی و آزاد کردن ذهن برای شنیدن حرف‌های مختلف، رمز خلاقیت است. 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2751
📌 حزب‌سازی‌های قارچی: از «ادعاهای رؤیایی» تا «عرصه قدرت»؛ عیارسنجی تفکرات انتزاعی 🔹تحولات اخیر در فضای سیاسی کشور و شکل‌گیری تشکل‌ها و احزابی با ریشه‌های فکری و نظری، بار دیگر بحث دیرینه‌ی رابطه میان «نظریه» و «عمل» را به میان می‌آورد. در این میان، ورود افرادی که پیش‌تر خاستگاه اصلی آن‌ها محیط‌های انتقادی، خطابی و منبرهای وعظ بوده، به عرصهٔ اجرایی و تشکیلاتی، یک فرصت تاریخی برای سنجش عیار این جریان‌ها فراهم می‌آورد. 🔸تا پیش از این، بسیاری از اندیشه‌ها و تفکراتی که دل در گرو آرمان‌های بزرگ و طرح‌های کلان «حکمرانی رؤیایی» و «تغییر منطق حجیت همه علوم» و «تحول جدالی در نظام جهان» داشتند، در محیطی مصون از آزمون و خطا به حیات خود ادامه می‌دادند. این فضا به آن‌ها این امکان را می‌داد که از خود چهره‌ای «حلال جمیع مشکلات» و «نظریه‌پرداز بی رقیب» بسازند؛ قهرمانانی که همواره می‌توانستند ادعا کنند اگر سکان امور دست آن‌ها بود، نتایج به کلی دگرگون می‌شد. 🔹اما واقعیت این است که قدرت و سیاست، برخلاف منبر و تریبون، یک میدان سخت و خشن است که در آن، ایده‌های انتزاعی باید در برابر محدودیت‌های سیاسی، تعارض منافع، ساختارهای اجتماعی و مهم‌تر از همه، مطالبات متغیر مردم قرار گیرند. 🔹عیار یک تفکر در مواجهه با عینیت ورود این جریان‌ها به عرصه سیاست، از هر منظری که بنگریم، یک امر لازم و ضروری است. این اقدام، فرایندی است که می‌توان آن را «بازاری شدن اندیشه» نامید؛ جایی که قیمت نظریه با واقعیت اقتصاد، سیاست داخلی و معادلات بین‌المللی تعیین می‌شود. ⏹مزیت‌های عیان‌شدن جریان‌ها در عرصه سیاست: ✔️پایان توهم کمال: با تشکیل حزب و ورود به قدرت یا رقابت سیاسی، اندیشه‌ها از وضعیت «نظریهٔ بالقوه» خارج شده و تبدیل به «برنامه‌های عملی بالفعل» می‌شوند. اینجا دیگر نمی‌توان صرفاً به نقد گذشتگان اکتفا کرد؛ بلکه باید راهکارهای عملیاتی برای مسائل امروز جامعه (از تورم و اشتغال گرفته تا سیاست خارجی) ارائه داد. این مواجهه، نقاط ضعف و قوت یک تفکر را در عمل آشکار می‌کند. ✔️ارزیابی ظرفیت نیروسازی فعال و مفید: یک تفکر صرفاً با ایده‌های خود به قدرت نمی‌رسد، بلکه نیازمند نیروهای اجرایی و مدیریتی کارآمد است. با ورود به عرصهٔ عملی، توانایی این جریان‌ها در پرورش مدیرانی که بتوانند رؤیا را به عمل تبدیل کنند، سنجیده می‌شود. ✔️بلوغ سیاسی جامعه: جامعه با مشاهدهٔ نتایج عینی پیاده‌سازی این اندیشه‌ها، قدرت تشخیص و انتخاب خود را ارتقاء می‌دهد. دیگر معیار انتخاب، جذابیت شعارهای انتزاعی نیست، بلکه کیفیت نتایج ملموس در زندگی روزمره است. ⏹دوقطبی‌سازی: هزینهٔ کوتاه‌مدت البته، نمی‌توان از آسیب‌های کوتاه‌مدت این تحولات چشم‌پوشی کرد. جریان‌های فکری و ندعی که با پشتوانهٔ نظری و فرهنگی عمیق وارد میدان می‌شوند، به دوقطبی‌سازی شدید اجتماعی و سیاسی می‌پردازند. طرح ایده‌های رادیکال و تأکید بر هویت خاص، به وحدت و انسجام ملی ضربه زده و شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر سازد. اما چاره‌ای نیست این هزینه‌ای است که در کوتاه‌مدت باید پرداخت شود تا با «محک تجربه» عیار جریان‌ها، اعتبار مدعیات و مکنونات آنها آشکار شود. ⏹جمع‌بندی: فرصت تاریخی برای شفافیت 🔹در نهایت، حضور هر جریان فکری، حتی آن‌هایی که تا دیروز در انزوای جلسات مخفی و گفتگوهای سازمانی و تشکیلاتی به‌سر می‌بردند، در قامت یک حزب سیاسی در میدان قدرت، فرصتی است برای شفافیت و عیارسنجی. این عیارسنجی نه تنها برای جامعه، بلکه برای آنها نیز مفید است، زیرا آن‌ها را مجبور می‌کند تا از «ادعا» به «عمل» و از «آرمان» به «برنامهٔ اجرایی» کوچ کنند. این مواجههٔ ناگزیر با واقعیت، شرط لازم برای بلوغ سیاسی و اجتماعی هر کشور است. 🔸بر همین اساس، شکل‌گیری جریانی نظیر «حزب تمدن نوین اسلامی» - که از جنس همان حزب‌سازی‌های قارچی قبل از انتخابات جهت کسب قدرت است - توسط افرادی که عمیقاً تحت تأثیر دفتر فرهنگستان قم و منبری معروف آقای سید محمدمهدی میرباقری هستند – که حقیقتا می‌توان آن را «حزب دفتر فرهنگستان» نامید– یک رویداد قابل تأمل است. هرچند که نمی‌دانیم، فرایند ثبت رسمی و قانونی خود را به طور کامل طی کرده است یا خیر، اما نفس ظهور آن در سپهر سیاسی حائز اهمیت است. این اقدام، با وجود آنکه ممکن است آسیب‌های فراوان کوتاه‌مدتی نظیر دوقطبی‌سازی جامعه و خدشه وارد کردن به وحدت و انسجام ملی و تخریب بنیان‌های فکری انقلاب اسلامی را در پی داشته باشد، به نظر می‌رسد از منظر شناخت عیار این جریان، و نیز آزمودن اعتبار حرف‌های انتزاعی و التقاطی آن، بسیار مهم است. در واقع، به عرصه قدرت آمدن و “بازاری شدن” آن ادعاهای ذهنی و رؤیایی، امری لازم و ضروری بود که بالاخره تحقق یافت. ✍سید مهدی موسوی https://eitaa.com/hekmat121/2752
📌 پرسش وارده پیرامون یادداشت «حزب‌سازی‌های قارچی ... » سلام استاد چرا حزب تمدن نوین را حزب دفتر فرهنگستان قم و وابسته فکری آقای میرباقری معرفی کرده‌اید. چه ارتباط فکری و عملی میان اعضای این گروه با دفتر فرهنگستان هست. لطفاً بفرمایید؟؟؟ با تشکر https://eitaa.com/hekmat121/2753
📌 یادداشت وارده سلام علیکم درباره مطلبتون نسبت به حزب تمدن اسلامی(!) جا داره به سهم خودم تشکر کنم. البته قسمت اولیه متنتون جدای از نقد یک حزب خاص قابل استفاده بود. باشد که سایر دغدغه‌مندان و مسئولین حوزه هم وسط بیان. بعضا متوجه نیستن که چه اثر اجتماعی خواهد داشت؛ هم جذب طلبه‌ها، همون طلبه‌هایی که در طی چندین پیام نقدشون کردید و هم اینکه حرفها به عنوان کلیت حوزه قلمداد خواهد شد. طلبه‌ای که شیفته رائفی پور میشه و بعضا اون رو مفیدتر از همه علما می‌داند، جذب حزب تمدن اسلامی که دقیقا رویکرد سیاسی خاصی هم داره نمی‌شه؟! https://eitaa.com/hekmat121/2754
📌 حزب دفتر فرهنگستان 🔹برخی از دوستان در پاسخ به مطلبی پیرامون «حزب‌سازی‌های قارچی» و «حزب دفتر فرهنگستان قم» این سؤال را مطرح کردند که حزب موسوم به تمدن نوین اسلامی چه ربطی به جریان منزوی دفتر فرهنگستان قم و شخص جناب آقای میرباقری دارد. 🔸در پاسخ باید گفت که اگر چه دفتر فرهنگستان قم، یک جریان منزوی و حاشیه‌ای در قم بوده است چون به لحاظ ماهیت، جریان خاص نظری و مخالف علم اصول فقه، فلسفه و بنیان‌های معرفت‌شناختی و اخلاقی تمدن اسلامی است. این جریان با نفی بنیان‌های فلسفی و فقاهتی و حتی اخلاقی انقلاب اسلامی، به تفسیری متفاوت روی آورده که مبتنی بر منطق دیالکتیک (تغییر و تغایر) است. اما با رعایت مجموعه‌ای از پروتکل‌های تشکیلاتی توانست با استفاده از فضای حاصل اختلافات بعد از فتنه ۸۸ در میان سیاسیون و اعضای جبهه انقلاب اسلامی، به تدریج در میان نیروهای انقلابی نفوذ کرده و با اتخاذ رویکرد تقیه و تفاهم، در نهادها و جلسات انقلابیون نفوذ کرده و با انجام پروژه‌های مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، خود را به عنوان یک عضو تأثیرگذار در جبهه‌ی انقلاب معرفی کند و به کنش‌گری فعال و جهت دهنده تبدیل شود. 🔹 سرگذشت عجیب موسس و اعضای این جریان و اقدامات انها نیازمند تحقیق و تفحص است البته خودِ اعضای آن هیچ میلی به آشکار شدن ماهیت این دفتر و سیر و تطور فکری خودشان ندارند و معمولاً از انتشار مکتوبات و پروتکل‌های خود ممانعت می‌کنند. اما اگر خوب نگاه کنیم، جریان فرهنگستان در حوزه اقتصاد کاملاً تحت تأثیر دکتر مسعود درخشان دانش آموخته «مدرسه مطالعات مشرق‌زمین و آفریقا (SOAS) در دانشگاه دولتی لندن» است شعار مدرسه را «دانش قدرت است» گفته‌اند. استادی که با رویکردی چپ و سوسیالیستی فهمی از اقتصاد ارائه می‌دهد و بعد از بازگشت از انگلستان در همان سالهای اول انقلاب، در جلسات گفتگو با سید منیرالدین شیرازی شرکت می‌کند و شاگردانی را در فضای دانشگاه‌های تهران بخصوص دانشگاه آیت الله مهدوی کنی تربیت کرده است. اندیشه‌های اقتصادی و اجتماعی دکتر درخشان نقش مهمی در شکل‌گیری افکار اقتصادی سید منیرالدین شیرازی در اوایل انقلاب اسلامی داشته و بعدها این اندیشه‌ها در تفکرات آقای شیرازی صورت دینی به خود گرفته و جلو آمده و به تأسیس دفتر فرهنگستان قم انجامید. 🔸یکی از خروجی‌های این دفتر کوچک، جناب سید محمدمهدی میرباقری است که توانست از طریق خطابه، به گسترش تفکر این جریان در هیأت‌ها و جلسات انقلابیون کمک کند. علی‌رغم تذکر دلسوزان انقلاب اسلامی و متفکران انقلاب اسلامی درباب خطرناک بودن اینگونه تفکرات، این جریان با مواجهه‌ای ساده‌انگارانه، روز به روز بر گسترش خود افزود. به‌خصوص پس از دو تذکر جدی و صریح مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۹، این جریان در عرصه عمومی و رسانه‌ای تغییر رویه داد و با رویکرد تقیه و تفاهم توانست در دل جریان‌های انقلابی نفوذ کند و امروز بخشی از آن در قالب «حزب تمدن نوین اسلامی» خود را نشان داده است. 🔸مؤسسین اصلی این حزب خودخوانده، و یک‌باره پیدا شده‌، عمیقاً تحت تأثیر تفکرات اقتصادی درخشان و سیاسی و مذهبی میرباقری هستند. یکی از آن‌ها مقرر اندیشه‌های میرباقری و نویسنده کتاب‌های اوست و دیگری در توییت‌های مختلف، تعاریف و تمجیدهای فراوان و غلوآمیزی از جناب میرباقری داشته است. 🔹خلاصه زمانی که به اسم‌ها نگاه می‌کنیم و به ساختار نظرات و اظهارات می‌نگریم، می‌بینیم که تماماً تحت تأثیر تفکراتی است که در دفتر فرهنگستان قم و خطابه‌های میرباقری تولید و تکثیر شده و با تقیه و تفاهم در جبهه انقلاب اسلامی نفوذ کرده است و امروز بعد از گذشت مراحلی از انزوا تا نفوذ رسانه‌ای و پروژه‌ای، درصدد کسب قدرت و تصاحب است و در آینده بیش از این‌ها در نظر دارد؛ چنانکه بارها بر آن اذعان داشته و از طریق رسانه‌ها درصدد عادی سازی و مشروع نمایی آن مدعیات بوده‌اند. ✍ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۶:۵۱ https://eitaa.com/hekmat121/2755
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۲ ❇️ نکته دوازدهم: ضرورت و اهمیت راهبردی مشاوره تخصصی در مسیر تحصیلات علوم انسانی 🔹ورود موفق و هدفمند طلاب و دانشجویان به عرصه پیچیده و گسترده علوم انسانی، مستلزم اتخاذ یک رویکرد راهبردی و ساختارمند است که بدون شک، در قلب آن اصل بنیادین مشورت با متخصصین و راه یافتگان موفق در این دانش‌ها قرار دارد. 🔸این امر در فرایند آموزشی و پژوهشی، فراتر از یک توصیه اخلاقی صرف بوده و به مثابه یک ضرورت روش‌شناختی و علمی شناخته می‌شود. 🔹مشورت، دریچه‌ای است که طلبه و دانشجو را به طور مستقیم به کانون تجارب انباشته، اندوخته‌های علمی و بینش‌های عملی اساتید و متخصصان برجسته این حوزه متصل می‌سازد. هدف غایی این تعامل سازنده، ترسیم یک طرح کلی و نقشه راه مدون است که حرکت فرد را از حالت ابهام و ناشناختگی خارج کرده و مسیر دستیابی به اهداف علمی را به روشنی ترسیم نماید. 🔹انسان، هنگامی که گام در راهی مجهول یا حوزه‌ای ناشناخته می‌نهد، به شدت نیازمند یک هادی و راهنما است تا بتواند در میان انبوه اطلاعات و نظریات، مسیر صحیح را تشخیص دهد. این راهنما وظیفه دارد تا موانع پنهان، خطرات بالقوه فکری و مسیرهای انحرافی را شناسایی کرده و به طور شفاف به دانشجو گوشزد نماید. مهم‌تر از همه، متخصص مجرب کسی است که می‌تواند میان‌بُرها، مسیرهای کوتاه‌تر، سریع‌تر، مستمر و از همه مهم‌تر، سالم و مطابق با اصول علمی را شناسایی و معرفی کند. تحقق این مهم تنها از عهده کسی برمی‌آید که خود بارها این مسیر را پیموده، سختی‌های آن را چشیده و در فرایند هدایت دیگران نیز سابقه موفقیت و کسب نتیجه مطلوب داشته باشد. این بهره‌مندی از تجربه زیسته، غنی‌ترین منبع اطلاعاتی برای هر جویای علم است. 🔹علاوه بر ترسیم مسیر کلی، مشورت نقشی محوری در پالایش و اعتبارسنجی نوآوری‌های ذهنی دانشجو ایفا می‌کند. ایده‌ها و طرح‌های اولیه‌ای که در خلوت ذهن شکل می‌گیرند، هرچند ممکن است جذاب به نظر برسند، اما غالباً فاقد عمق ساختاری و استحکام لازم برای ورود به ساحت پژوهش علمی هستند. عرضه این طرح‌ها به استاد مشاوری که اشراف متناسبی بر جوانب مختلف، متدهای روز و لایه‌های پنهان هر رشته دارد، امکان می‌دهد تا نقاط ضعف، کاستی‌ها و نقص‌های ساختاری طرح در همان مراحل اولیه کشف و رفع گردند. در نقطه مقابل، استاد متخصص قادر است نقاط قوت و جنبه‌های صحیح و قابل اتکای ایده را برجسته ساخته و دانشجو را در مسیر اصلاح مستمر و تعالی فکری قرار دهد تا رشد او تصاعدی و پایدار باشد. 🔸بدیهی است که حرکت در مسیر علم بدون تکیه بر مشورت و هدایت استاد، دانشجو را در معرض سیل عظیم و پرهزینه «آزمون و خطا» قرار می‌دهد. این فرآیند ناکارآمد، سرمایه‌های بنیادین و غیرقابل جبرانی را به هدر می‌دهد که مهم‌ترین آن‌ها «عمر» و «وقت» است. فرد بدون مشورت، نه تنها زمان ارزشمند خود را از دست می‌دهد، بلکه در معرض انحراف‌های فکری و ضررهای علمی فراوانی قرار می‌گیرد که بازگشت از آن‌ها دشوار است. در چنین خلأ نظارتی، احتمال انحراف فکری، التقاط نظریات و پذیرش مکاتب سست به شدت افزایش می‌یابد؛ زیرا فرد به ایده‌های اولیه خود دچار دگم‌اندیشی و جزم‌گرایی می‌شود. این خطر به جایی می‌رسد که طلبه و دانشجو نهایتاً از مسیر منضبط و اصیل علمی که توسط علما و بزرگان ترسیم شده، بازمی‌ماند و این بازماندگی را گاه با بهانه‌های واهی نظیر «نوآوری» یا «ارائه حرف جدید» توجیه می‌کند، در حالی که اساساً مسیری اشتباه را طی کرده است. 🔹از این رو، برای هر محصلی در علوم انسانی، انتخاب یک استاد مشاور و تداوم تعامل با او یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود. 🔸این رابطه باید بر پایه اعتماد کامل باشد و دانشجو باید حداقل به مدت دو سال دستورات و نقطه نظرات استاد را به عنوان مبنای اصلی کار علمی و پژوهشی خود قرار دهد. تمامی دروس، مباحث تحلیلی و طرح‌های تحقیقاتی باید به صورت منظم و مستمر به این استاد عرضه گردد. این بازه زمانی دوساله برای ایجاد هم‌سویی بنیادین و نهادینه شدن روش تحقیق در دانشجو حیاتی است تا استاد بتواند نظارت مستمر بر کارها اعمال کند. پس از این دوره، اگر استاد اولیه به سقف ظرفیت خود در هدایت دانشجو رسیده باشد، دانشجو می‌تواند با گام نهادن به سطوح بالاتر تخصصی، استادان جدیدی را برای عمق‌بخشی بیشتر انتخاب کند. 🔹در مجموع، داشتن و بهره‌مندی فعال و صادقانه از یک استاد مشاور در یک بازه زمانی معین، اصلی غیرقابل اغماض در تضمین کیفیت و موفقیت بلندمدت در فرآیند آموزشی و تحصیلی است. 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2756
📌طلبه و علوم انسانی ۱۳ ❇️ نکته سیزدهم: ضرورت کسب نظام فکری استاد راهنما با مطالعه آثار مکتوب انتخاب استاد مشاور و راهنما در مسیر تولید علوم انسانی، یک امر صوری یا صرفاً جهت رفع اشکال نیست، بلکه یک فرآیند عمیق و حداقل دو ساله برای همسویی فکری است. هدف اصلی این رابطه، پرورش استقلال فکری و عقلانیت تحلیلی در دانشجو از طریق درک نظام فکری استاد است. ⏹ماهیت رابطه استاد و شاگرد: راهنمایی در مسیر تولید علم انتخاب استاد راهنما نباید یک عمل تزئینی و صوری تلقی شود؛ صرفاً برای مشورت‌های موردی یا رفع ابهامات زودگذر در مواجهه با مسائل نیست. استاد مشاور، در معنای حقیقی خود، راهنمای دانشجو در مسیر پیچیده تولید علوم انسانی است. این راهنمایی محدود به ارتباط مستقیم و حضوری نیست، بلکه مستلزم یک تعهد زمانی و معرفتی است. ⏹فرآیند حداقل دو ساله: مانوس شدن با اندیشه استاد دانشجو باید فردی را انتخاب کند که پس از تحقیق و تفحص و مشاوره با دیگران، واجد شرایط لازم باشد. سپس این رابطه باید حداقل برای دو سال ادامه یابد و در این مدت، تمرکز اصلی دانشجو بر «مانوس شدن» با همه‌ی آثار مکتوب و درس‌گفتارهای استاد و حتی یادداشتهای فضای مجازی وی در جهت کشف نظام فکری استاد باشد. این امر شامل موارد زیر است: ✔️دسترسی و مطالعه آثار: دستیابی به تمامی کتاب‌ها، یادداشت‌ها، سخنرانی‌ها و مقالات استاد از طریق کتابخانه‌ها، مجلات و فضای مجازی. ✔️مطالعه هدفمند: اختصاص زمان صحیح با روش مطالعه درست برای درک عمیق آثار استاد. ✔️جمع‌بندی و دست‌یابی به نظام فکری: هدف نهایی این مطالعه، استخراج و جمع‌بندی نهایی و رسیدن به نظام فکری آن استاد است. ⏹هدف نهایی: کسب نظام فکری و چارچوب تحلیلی در طول این دو سال، طلبه / دانشجو نباید صرفاً به دنبال انباشت معلومات گسترده استاد باشد؛ بلکه باید از این معلومات به عنوان ابزاری برای درک نظام فکری استاد استفاده کند. این نظام فکری شامل موارد زیر است: ✔️محکمات اندیشه و مبانی فکری: ✔️درک اصول بنیادین و مبانی تحلیلی او. ✔️ریشه‌های فکری و تاریخی فهم این نکته که استاد ادامه‌دهنده کدام مکتب فکری است، شاگردی چه کسانی را کرده است، و از کدام دستگاه فکری تأثیر پذیرفته و با چه جریاناتی مرزبندی دارد. خلاصه کسب نظام فکری استاد، معادل «آموختن فن ماهیگیری» است. ویژگی اصلی استاد مشاور این است که مخاطب خود را به یک چارچوب تحلیلی و یک نظام محاسباتی دقیق مجهز سازد تا دانشجو بتواند به صورت مستقل به پدیده‌ها نگاه کرده و قوه خلاقیت و عقلانیت او فعال شود. ⏹ پرهیز از رابطه مرید و مرادی و وظیفه استاد بزرگترین آفت در رشد علمی، برقراری رابطه «مرید و مرادی» است. استاد راهنما موظف است رابطه را بر اساس رشد و پیشرفت فکری شاگرد تنظیم کند، نه بر اساس وابستگی متقابل. وظیفه استاد این است که به مخاطب خود کمک کند تا به استقلال رأی برسد. پس از دو سال تعامل عمیق و دستیابی به نظام فکری، طلبه / دانشجو می‌تواند ارزیابی کند: اگر احساس کرد که استاد همچنان مباحث جدید و راهنمایی‌های لازم را دارد، رابطه ادامه یابد. در غیر این صورت، باید با هدایت همین استاد، به سراغ استاد دیگری در ادامه همان جریان فکری-نظری برای ارتقاء سطح راهنمایی برود. انتخاب استاد، یک سفر دو ساله برای کسب ابزار تفکر و استقلال است، نه یک پیوند دائمی مبتنی بر ارجاع صرف. 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2757
📌 فهرست یادداشت‌های «طلبه و علوم انسانی» (راهنمای تحصیل) ✍ سید مهدی موسوی ⏹ مقدمه: ماجرا از آنجا آغاز شد که یک روز ساعت سه بعد از ظهر، در حالی که خواب بودم، تلفن زنگ خورد و مرا بیدار کرد. پشت خط طلبه‌ای بود که درخواست کرد منابع مفصلی در باب «امتداد حکمت و فلسفه اسلامی» به او معرفی کنم. او اذعان داشت که کتاب «درآمدی بر علوم انسانی اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای» را مطالعه کرده و مطالبی از آن استخراج نموده، اما احساس کرده که آن کتاب برای مقاصدش کافی نیست و باید به منابع مطالعاتی گسترده‌تری دست یابد. سپس توضیح داد که آن‌ها مطالعات مفصلی در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد و سیاست از دیدگاه متفکران مسلمان را انجام داده‌اند و اکنون به بحث امتداد حکمت و فلسفه رسیده‌اند؛ با این حال، حتی یک کتاب هشتصد یا نهصد صفحه‌ای نیز برای آن‌ها قانع‌کننده نبوده و نیاز به منابع عمیق‌تری دارند. زمانی که از تحصیلات او سؤال کردم، پاسخ داد که طلبه پایه دوم است، تازه وارد حوزه شده و حدود دو سال است که مشغول مطالعه است. او را دغدغه‌مند یافتم و به او گفتم: «برنامه شما اشتباه است و مسیر را غلط می‌روید.» توضیح دادم که ورود به عرصه‌های علوم انسانی و مباحث پیچیده‌ای مانند فرهنگ، اقتصاد و سیاست، پیش از تسلط بر روش‌شناسی عمیق امتداد حکمت و فلسفه اسلامی، نیازمند آشنایی و تضلع در علومی چون ادبیات، فقه، اصول، فلسفه و کلام است. او خودش قبول داشت که تا به حال هیچ کتاب کلامی و فلسفی نخوانده است. سپس اظهار داشت که این مسیر توسط یکی از اساتید مدرسه‌شان به او توصیه شده است. نزدیک به یک ساعت طول کشید تا توانستم برای این طلبه پایه دوم توضیح دهم که ورود به عرصه‌های علوم انسانی نیازمند طی کردن مدارج تحصیلی، مطالعه عمیق، و داشتن استاد مشاور و راهنمای صحیح است تا بتواند مسیر را درست طی کند. پس از این تماس، به ذهنم رسید که یادداشتی در این زمینه بنویسم، سریع دست به قلم شدم و آن را در کانال «امتداد حکمت و فلسفه» منتشر کردم. طلبه جوان و دغدغه‌مند دیگری که او را می‌شناختم، چند اشکال به آن یادداشت وارد کرد و پس از پاسخگویی به او، به این نتیجه رسیدم که اکنون نیاز است سلسله یادداشت‌هایی در باب «طلبه و علوم انسانی» بنویسم تا طلاب را نسبت به ساده‌اندیشی در باب علم و تولید علم متذکر شویم و به آن‌ها یادآوری کنیم که تولید علم فرآیندی بسیار کند، تدریجی، و نیازمند پیش‌نیازهای ضروری و عمق دانشی و معرفتی است؛ همان‌طور که در سال‌های گذشته یادداشتی با عنوان «پیش‌نیازهای دانشجویی در تولید علوم انسانی» نگاشته شد. به این فکر رسیدم که مشابه آن یادداشت، البته با تفصیل بیشتر، نسبت میان طلبه و علوم مورد نیاز او را بررسی کنم؛ این مجموعه محصول همان یادداشت‌هایی است که در باب علوم انسانی و ارتباط آن با طلاب و دانشجویانی عزیز نوشته می‌شود که قصد ورود به این عرصه خطیر را دارند. ⏹ فهرست یادداشت‌ها: ❇️نقدی بر شتاب‌زدگی طلاب در ورود به عرصۀ تولید علوم انسانی اسلامی https://eitaa.com/hekmat121/2724 ❇️در تبیین غایت و ضرورت سیر تحصیلی مطالعاتی بلندمدت در علوم انسانی اسلامی https://eitaa.com/hekmat121/2727 ❇️نکته اول: https://eitaa.com/hekmat121/2730 ❇️نکته دوم: https://eitaa.com/hekmat121/2731 ❇️ نکته سوم: https://eitaa.com/hekmat121/2742 ❇️ نکته چهارم: https://eitaa.com/hekmat121/2743 ❇️ نکته پنجم: https://eitaa.com/hekmat121/2745 ❇️ نکته ششم: https://eitaa.com/hekmat121/2746 ❇️ نکته هفتم: https://eitaa.com/hekmat121/2747 ❇️نکته هشتم: https://eitaa.com/hekmat121/2748 ❇️ نکته مهم: https://eitaa.com/hekmat121/2749 ❇️ نکته دهم: https://eitaa.com/hekmat121/2750 ❇️ نکته یازدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2751 ❇️ نکته دوازدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2756 ❇️ نکته سیزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2757 ❇️ نکته چهاردهم: https://eitaa.com/hekmat121/2762 ❇️ نکته پانزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2766 ❇️ نکته شانزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2770 ❇️ نکته هفدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2771 ❇️نکته هجدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2772 ❇️ نکته نوزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2773 ❇️ نکته بیستم: https://eitaa.com/hekmat121/2775 ❇️ نکته بیست و یکم: https://eitaa.com/hekmat121/2776 ❇️ نکته بیست و دوم:(چهار بخش) https://eitaa.com/hekmat121/2778 ❇️ نکته بیست و سوم: https://eitaa.com/hekmat121/2781 🛑ادامه دارد... https://eitaa.com/hekmat121/2758
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
📌 حزب دفتر فرهنگستان 🔹برخی از دوستان در پاسخ به مطلبی پیرامون «حزب‌سازی‌های قارچی» و «حزب دفتر فرهن
📌 وابستگی سازمانی و گریز رسانه‌ای چرا عموم اعضای «دفتر فرهنگستان» در عین وفاداری سازمانی و عقیدتی به مرام و مسلک سازمانی خود، در فضای عمومی و رسانه‌ای از انتساب به آن گریزان هستند و همواره خود را مستقل معرفی می‌کنند و حتی ادعای نقد دفتر فرهنگستان دارند؟ آیا این هم بخشی از «پروتکل‌های تقیه و تفاهم» برای نفوذ در میان جریان‌ها و نیروهای انقلابی و راهبری آنها نیست؟ https://eitaa.com/hekmat121/2759