📌 حزبسازیهای قارچی: از «ادعاهای رؤیایی» تا «عرصه قدرت»؛ عیارسنجی تفکرات انتزاعی
🔹تحولات اخیر در فضای سیاسی کشور و شکلگیری تشکلها و احزابی با ریشههای
فکری و نظری، بار دیگر بحث دیرینهی رابطه میان «نظریه» و «عمل» را به میان میآورد. در این میان، ورود افرادی که پیشتر خاستگاه اصلی آنها محیطهای انتقادی، خطابی و منبرهای وعظ بوده، به عرصهٔ اجرایی و تشکیلاتی، یک فرصت تاریخی برای سنجش عیار این جریانها فراهم میآورد.
🔸تا پیش از این، بسیاری از اندیشهها و تفکراتی که دل در گرو آرمانهای بزرگ و طرحهای کلان «حکمرانی رؤیایی» و «تغییر منطق حجیت همه علوم» و «تحول جدالی در نظام جهان» داشتند، در محیطی مصون از آزمون و خطا به حیات خود ادامه میدادند. این فضا به آنها این امکان را میداد که از خود چهرهای «حلال جمیع مشکلات» و «نظریهپرداز بی رقیب» بسازند؛ قهرمانانی که همواره میتوانستند ادعا کنند اگر سکان امور دست آنها بود، نتایج به کلی دگرگون میشد.
🔹اما واقعیت این است که قدرت و سیاست، برخلاف منبر و تریبون، یک میدان سخت و خشن است که در آن، ایدههای انتزاعی باید در برابر محدودیتهای سیاسی، تعارض منافع، ساختارهای اجتماعی و مهمتر از همه، مطالبات متغیر مردم قرار گیرند.
🔹عیار یک تفکر در مواجهه با عینیت
ورود این جریانها به عرصه سیاست، از هر منظری که بنگریم، یک امر لازم و ضروری است. این اقدام، فرایندی است که میتوان آن را «بازاری شدن اندیشه» نامید؛ جایی که قیمت نظریه با واقعیت اقتصاد، سیاست داخلی و معادلات بینالمللی تعیین میشود.
⏹مزیتهای عیانشدن جریانها در عرصه سیاست:
✔️پایان توهم کمال:
با تشکیل حزب و ورود به قدرت یا رقابت سیاسی، اندیشهها از وضعیت «نظریهٔ بالقوه» خارج شده و تبدیل به «برنامههای عملی بالفعل» میشوند. اینجا دیگر نمیتوان صرفاً به نقد گذشتگان اکتفا کرد؛ بلکه باید راهکارهای عملیاتی برای مسائل امروز جامعه (از تورم و اشتغال گرفته تا سیاست خارجی) ارائه داد. این مواجهه، نقاط ضعف و قوت یک تفکر را در عمل آشکار میکند.
✔️ارزیابی ظرفیت نیروسازی فعال و مفید:
یک تفکر صرفاً با ایدههای خود به قدرت نمیرسد، بلکه نیازمند نیروهای اجرایی و مدیریتی کارآمد است. با ورود به عرصهٔ عملی، توانایی این جریانها در پرورش مدیرانی که بتوانند رؤیا را به عمل تبدیل کنند، سنجیده میشود.
✔️بلوغ سیاسی جامعه:
جامعه با مشاهدهٔ نتایج عینی پیادهسازی این اندیشهها، قدرت تشخیص و انتخاب خود را ارتقاء میدهد. دیگر معیار انتخاب، جذابیت شعارهای انتزاعی نیست، بلکه کیفیت نتایج ملموس در زندگی روزمره است.
⏹دوقطبیسازی: هزینهٔ کوتاهمدت
البته، نمیتوان از آسیبهای کوتاهمدت این تحولات چشمپوشی کرد. جریانهای فکری و ندعی که با پشتوانهٔ نظری و فرهنگی عمیق وارد میدان میشوند، به دوقطبیسازی شدید اجتماعی و سیاسی میپردازند. طرح ایدههای رادیکال و تأکید بر هویت خاص، به وحدت و انسجام ملی ضربه زده و شکافهای اجتماعی را عمیقتر سازد. اما چارهای نیست این هزینهای است که در کوتاهمدت باید پرداخت شود تا با «محک تجربه» عیار جریانها، اعتبار مدعیات و مکنونات آنها آشکار شود.
⏹جمعبندی: فرصت تاریخی برای شفافیت
🔹در نهایت، حضور هر جریان فکری، حتی آنهایی که تا دیروز در انزوای جلسات مخفی و گفتگوهای سازمانی و تشکیلاتی بهسر میبردند، در قامت یک حزب سیاسی در میدان قدرت، فرصتی است برای شفافیت و عیارسنجی. این عیارسنجی نه تنها برای جامعه، بلکه برای آنها نیز مفید است، زیرا آنها را مجبور میکند تا از «ادعا» به «عمل» و از «آرمان» به «برنامهٔ اجرایی» کوچ کنند. این مواجههٔ ناگزیر با واقعیت، شرط لازم برای بلوغ سیاسی و اجتماعی هر کشور است.
🔸بر همین اساس، شکلگیری جریانی نظیر «حزب تمدن نوین اسلامی» - که از جنس همان حزبسازیهای قارچی قبل از انتخابات جهت کسب قدرت است - توسط افرادی که عمیقاً تحت تأثیر دفتر فرهنگستان قم و منبری معروف آقای سید محمدمهدی میرباقری هستند – که حقیقتا میتوان آن را «حزب دفتر فرهنگستان» نامید– یک رویداد قابل تأمل است. هرچند که نمیدانیم، فرایند ثبت رسمی و قانونی خود را به طور کامل طی کرده است یا خیر، اما نفس ظهور آن در سپهر سیاسی حائز اهمیت است. این اقدام، با وجود آنکه ممکن است آسیبهای فراوان کوتاهمدتی نظیر دوقطبیسازی جامعه و خدشه وارد کردن به وحدت و انسجام ملی و تخریب بنیانهای فکری انقلاب اسلامی را در پی داشته باشد، به نظر میرسد از منظر شناخت عیار این جریان، و نیز آزمودن اعتبار حرفهای انتزاعی و التقاطی آن، بسیار مهم است. در واقع، به عرصه قدرت آمدن و “بازاری شدن” آن ادعاهای ذهنی و رؤیایی، امری لازم و ضروری بود که بالاخره تحقق یافت.
✍سید مهدی موسوی
#دفتر_فرهنگستان
#چپ_اسلامی
#تغییر_و_تغایر
#حزب_دفتر_فرهنگستان
https://eitaa.com/hekmat121/2752
📌 پرسش وارده پیرامون یادداشت «حزبسازیهای قارچی ... »
سلام استاد
چرا حزب تمدن نوین را حزب دفتر فرهنگستان قم و وابسته فکری آقای میرباقری معرفی کردهاید.
چه ارتباط فکری و عملی میان اعضای این گروه با دفتر فرهنگستان هست. لطفاً بفرمایید؟؟؟
با تشکر
#دفتر_فرهنگستان
#چپ_اسلامی
#تغییر_و_تغایر
#تقیه_و_تفاهم
#حزب_دفتر_فرهنگستان
https://eitaa.com/hekmat121/2753
📌 یادداشت وارده
سلام علیکم
درباره مطلبتون نسبت به حزب تمدن اسلامی(!) جا داره به سهم خودم تشکر کنم. البته قسمت اولیه متنتون جدای از نقد یک حزب خاص قابل استفاده بود.
باشد که سایر دغدغهمندان و مسئولین حوزه هم وسط بیان.
بعضا متوجه نیستن که چه اثر اجتماعی خواهد داشت؛ هم جذب طلبهها، همون طلبههایی که در طی چندین پیام نقدشون کردید و هم اینکه حرفها به عنوان کلیت حوزه قلمداد خواهد شد.
طلبهای که شیفته رائفی پور میشه و بعضا اون رو مفیدتر از همه علما میداند، جذب حزب تمدن اسلامی که دقیقا رویکرد سیاسی خاصی هم داره نمیشه؟!
#دفتر_فرهنگستان
#چپ_اسلامی
#تغییر_و_تغایر
#حزب_دفتر_فرهنگستان
https://eitaa.com/hekmat121/2754
📌 حزب دفتر فرهنگستان
🔹برخی از دوستان در پاسخ به مطلبی پیرامون «حزبسازیهای قارچی» و «حزب دفتر فرهنگستان قم» این سؤال را مطرح کردند که حزب موسوم به تمدن نوین اسلامی چه ربطی به جریان منزوی دفتر فرهنگستان قم و شخص جناب آقای میرباقری دارد.
🔸در پاسخ باید گفت که اگر چه دفتر فرهنگستان قم، یک جریان منزوی و حاشیهای در قم بوده است چون به لحاظ ماهیت، جریان خاص نظری و مخالف علم اصول فقه، فلسفه و بنیانهای معرفتشناختی و اخلاقی تمدن اسلامی است. این جریان با نفی بنیانهای فلسفی و فقاهتی و حتی اخلاقی انقلاب اسلامی، به تفسیری متفاوت روی آورده که مبتنی بر منطق دیالکتیک (تغییر و تغایر) است.
اما با رعایت مجموعهای از پروتکلهای تشکیلاتی توانست با استفاده از فضای حاصل اختلافات بعد از فتنه ۸۸ در میان سیاسیون و اعضای جبهه انقلاب اسلامی، به تدریج در میان نیروهای انقلابی نفوذ کرده و با اتخاذ رویکرد تقیه و تفاهم، در نهادها و جلسات انقلابیون نفوذ کرده و با انجام پروژههای مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، خود را به عنوان یک عضو تأثیرگذار در جبههی انقلاب معرفی کند و به کنشگری فعال و جهت دهنده تبدیل شود.
🔹 سرگذشت عجیب موسس و اعضای این جریان و اقدامات انها نیازمند تحقیق و تفحص است البته خودِ اعضای آن هیچ میلی به آشکار شدن ماهیت این دفتر و سیر و تطور فکری خودشان ندارند و معمولاً از انتشار مکتوبات و پروتکلهای خود ممانعت میکنند. اما اگر خوب نگاه کنیم، جریان فرهنگستان در حوزه اقتصاد کاملاً تحت تأثیر دکتر مسعود درخشان دانش آموخته «مدرسه مطالعات مشرقزمین و آفریقا (SOAS) در دانشگاه دولتی لندن» است شعار مدرسه را «دانش قدرت است» گفتهاند. استادی که با رویکردی چپ و سوسیالیستی فهمی از اقتصاد ارائه میدهد و بعد از بازگشت از انگلستان در همان سالهای اول انقلاب، در جلسات گفتگو با سید منیرالدین شیرازی شرکت میکند و شاگردانی را در فضای دانشگاههای تهران بخصوص دانشگاه آیت الله مهدوی کنی تربیت کرده است. اندیشههای اقتصادی و اجتماعی دکتر درخشان نقش مهمی در شکلگیری افکار اقتصادی سید منیرالدین شیرازی در اوایل انقلاب اسلامی داشته و بعدها این اندیشهها در تفکرات آقای شیرازی صورت دینی به خود گرفته و جلو آمده و به تأسیس دفتر فرهنگستان قم انجامید.
🔸یکی از خروجیهای این دفتر کوچک، جناب سید محمدمهدی میرباقری است که توانست از طریق خطابه، به گسترش تفکر این جریان در هیأتها و جلسات انقلابیون کمک کند. علیرغم تذکر دلسوزان انقلاب اسلامی و متفکران انقلاب اسلامی درباب خطرناک بودن اینگونه تفکرات، این جریان با مواجههای سادهانگارانه، روز به روز بر گسترش خود افزود. بهخصوص پس از دو تذکر جدی و صریح مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۹، این جریان در عرصه عمومی و رسانهای تغییر رویه داد و با رویکرد تقیه و تفاهم توانست در دل جریانهای انقلابی نفوذ کند و امروز بخشی از آن در قالب «حزب تمدن نوین اسلامی» خود را نشان داده است.
🔸مؤسسین اصلی این حزب خودخوانده، و یکباره پیدا شده، عمیقاً تحت تأثیر تفکرات اقتصادی درخشان و سیاسی و مذهبی میرباقری هستند. یکی از آنها مقرر اندیشههای میرباقری و نویسنده کتابهای اوست و دیگری در توییتهای مختلف، تعاریف و تمجیدهای فراوان و غلوآمیزی از جناب میرباقری داشته است.
🔹خلاصه زمانی که به اسمها نگاه میکنیم و به ساختار نظرات و اظهارات مینگریم، میبینیم که تماماً تحت تأثیر تفکراتی است که در دفتر فرهنگستان قم و خطابههای میرباقری تولید و تکثیر شده و با تقیه و تفاهم در جبهه انقلاب اسلامی نفوذ کرده است و امروز بعد از گذشت مراحلی از انزوا تا نفوذ رسانهای و پروژهای، درصدد کسب قدرت و تصاحب #شورای_شهر است و در آینده بیش از اینها در نظر دارد؛ چنانکه بارها بر آن اذعان داشته و از طریق رسانهها درصدد عادی سازی و مشروع نمایی آن مدعیات بودهاند.
✍ دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۶:۵۱
#دفتر_فرهنگستان
#چپ_اسلامی
#تغییر_و_تغایر
#تقیه_و_تفاهم
#حزب_دفتر_فرهنگستان
https://eitaa.com/hekmat121/2755
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۲
❇️ نکته دوازدهم: ضرورت و اهمیت راهبردی مشاوره تخصصی در مسیر تحصیلات علوم انسانی
🔹ورود موفق و هدفمند طلاب و دانشجویان به عرصه پیچیده و گسترده علوم انسانی، مستلزم اتخاذ یک رویکرد راهبردی و ساختارمند است که بدون شک، در قلب آن اصل بنیادین مشورت با متخصصین و راه یافتگان موفق در این دانشها قرار دارد.
🔸این امر در فرایند آموزشی و پژوهشی، فراتر از یک توصیه اخلاقی صرف بوده و به مثابه یک ضرورت روششناختی و علمی شناخته میشود.
🔹مشورت، دریچهای است که طلبه و دانشجو را به طور مستقیم به کانون تجارب انباشته، اندوختههای علمی و بینشهای عملی اساتید و متخصصان برجسته این حوزه متصل میسازد. هدف غایی این تعامل سازنده، ترسیم یک طرح کلی و نقشه راه مدون است که حرکت فرد را از حالت ابهام و ناشناختگی خارج کرده و مسیر دستیابی به اهداف علمی را به روشنی ترسیم نماید.
🔹انسان، هنگامی که گام در راهی مجهول یا حوزهای ناشناخته مینهد، به شدت نیازمند یک هادی و راهنما است تا بتواند در میان انبوه اطلاعات و نظریات، مسیر صحیح را تشخیص دهد. این راهنما وظیفه دارد تا موانع پنهان، خطرات بالقوه فکری و مسیرهای انحرافی را شناسایی کرده و به طور شفاف به دانشجو گوشزد نماید. مهمتر از همه، متخصص مجرب کسی است که میتواند میانبُرها، مسیرهای کوتاهتر، سریعتر، مستمر و از همه مهمتر، سالم و مطابق با اصول علمی را شناسایی و معرفی کند. تحقق این مهم تنها از عهده کسی برمیآید که خود بارها این مسیر را پیموده، سختیهای آن را چشیده و در فرایند هدایت دیگران نیز سابقه موفقیت و کسب نتیجه مطلوب داشته باشد. این بهرهمندی از تجربه زیسته، غنیترین منبع اطلاعاتی برای هر جویای علم است.
🔹علاوه بر ترسیم مسیر کلی، مشورت نقشی محوری در پالایش و اعتبارسنجی نوآوریهای ذهنی دانشجو ایفا میکند. ایدهها و طرحهای اولیهای که در خلوت ذهن شکل میگیرند، هرچند ممکن است جذاب به نظر برسند، اما غالباً فاقد عمق ساختاری و استحکام لازم برای ورود به ساحت پژوهش علمی هستند. عرضه این طرحها به استاد مشاوری که اشراف متناسبی بر جوانب مختلف، متدهای روز و لایههای پنهان هر رشته دارد، امکان میدهد تا نقاط ضعف، کاستیها و نقصهای ساختاری طرح در همان مراحل اولیه کشف و رفع گردند. در نقطه مقابل، استاد متخصص قادر است نقاط قوت و جنبههای صحیح و قابل اتکای ایده را برجسته ساخته و دانشجو را در مسیر اصلاح مستمر و تعالی فکری قرار دهد تا رشد او تصاعدی و پایدار باشد.
🔸بدیهی است که حرکت در مسیر علم بدون تکیه بر مشورت و هدایت استاد، دانشجو را در معرض سیل عظیم و پرهزینه «آزمون و خطا» قرار میدهد. این فرآیند ناکارآمد، سرمایههای بنیادین و غیرقابل جبرانی را به هدر میدهد که مهمترین آنها «عمر» و «وقت» است. فرد بدون مشورت، نه تنها زمان ارزشمند خود را از دست میدهد، بلکه در معرض انحرافهای فکری و ضررهای علمی فراوانی قرار میگیرد که بازگشت از آنها دشوار است. در چنین خلأ نظارتی، احتمال انحراف فکری، التقاط نظریات و پذیرش مکاتب سست به شدت افزایش مییابد؛ زیرا فرد به ایدههای اولیه خود دچار دگماندیشی و جزمگرایی میشود. این خطر به جایی میرسد که طلبه و دانشجو نهایتاً از مسیر منضبط و اصیل علمی که توسط علما و بزرگان ترسیم شده، بازمیماند و این بازماندگی را گاه با بهانههای واهی نظیر «نوآوری» یا «ارائه حرف جدید» توجیه میکند، در حالی که اساساً مسیری اشتباه را طی کرده است.
🔹از این رو، برای هر محصلی در علوم انسانی، انتخاب یک استاد مشاور و تداوم تعامل با او یک ضرورت راهبردی محسوب میشود.
🔸این رابطه باید بر پایه اعتماد کامل باشد و دانشجو باید حداقل به مدت دو سال دستورات و نقطه نظرات استاد را به عنوان مبنای اصلی کار علمی و پژوهشی خود قرار دهد. تمامی دروس، مباحث تحلیلی و طرحهای تحقیقاتی باید به صورت منظم و مستمر به این استاد عرضه گردد. این بازه زمانی دوساله برای ایجاد همسویی بنیادین و نهادینه شدن روش تحقیق در دانشجو حیاتی است تا استاد بتواند نظارت مستمر بر کارها اعمال کند. پس از این دوره، اگر استاد اولیه به سقف ظرفیت خود در هدایت دانشجو رسیده باشد، دانشجو میتواند با گام نهادن به سطوح بالاتر تخصصی، استادان جدیدی را برای عمقبخشی بیشتر انتخاب کند.
🔹در مجموع، داشتن و بهرهمندی فعال و صادقانه از یک استاد مشاور در یک بازه زمانی معین، اصلی غیرقابل اغماض در تضمین کیفیت و موفقیت بلندمدت در فرآیند آموزشی و تحصیلی است.
🛑ادامه دارد..
#طلبه
#تولید_علم
#علوم_انسانی_اسلامی
#روش
#طلبه_و_علوم_انسانی
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2756
📌طلبه و علوم انسانی ۱۳
❇️ نکته سیزدهم: ضرورت کسب نظام فکری استاد راهنما با مطالعه آثار مکتوب
انتخاب استاد مشاور و راهنما در مسیر تولید علوم انسانی، یک امر صوری یا صرفاً جهت رفع اشکال نیست، بلکه یک فرآیند عمیق و حداقل دو ساله برای همسویی فکری است. هدف اصلی این رابطه، پرورش استقلال فکری و عقلانیت تحلیلی در دانشجو از طریق درک نظام فکری استاد است.
⏹ماهیت رابطه استاد و شاگرد: راهنمایی در مسیر تولید علم
انتخاب استاد راهنما نباید یک عمل تزئینی و صوری تلقی شود؛ صرفاً برای مشورتهای موردی یا رفع ابهامات زودگذر در مواجهه با مسائل نیست. استاد مشاور، در معنای حقیقی خود، راهنمای دانشجو در مسیر پیچیده تولید علوم انسانی است. این راهنمایی محدود به ارتباط مستقیم و حضوری نیست، بلکه مستلزم یک تعهد زمانی و معرفتی است.
⏹فرآیند حداقل دو ساله: مانوس شدن با اندیشه استاد
دانشجو باید فردی را انتخاب کند که پس از تحقیق و تفحص و مشاوره با دیگران، واجد شرایط لازم باشد. سپس این رابطه باید حداقل برای دو سال ادامه یابد و در این مدت، تمرکز اصلی دانشجو بر «مانوس شدن» با همهی آثار مکتوب و درسگفتارهای استاد و حتی یادداشتهای فضای مجازی وی در جهت کشف نظام فکری استاد باشد. این امر شامل موارد زیر است:
✔️دسترسی و مطالعه آثار:
دستیابی به تمامی کتابها، یادداشتها، سخنرانیها و مقالات استاد از طریق کتابخانهها، مجلات و فضای مجازی.
✔️مطالعه هدفمند:
اختصاص زمان صحیح با روش مطالعه درست برای درک عمیق آثار استاد.
✔️جمعبندی و دستیابی به نظام فکری:
هدف نهایی این مطالعه، استخراج و جمعبندی نهایی و رسیدن به نظام فکری آن استاد است.
⏹هدف نهایی: کسب نظام فکری و چارچوب تحلیلی
در طول این دو سال، طلبه / دانشجو نباید صرفاً به دنبال انباشت معلومات گسترده استاد باشد؛ بلکه باید از این معلومات به عنوان ابزاری برای درک نظام فکری استاد استفاده کند. این نظام فکری شامل موارد زیر است:
✔️محکمات اندیشه و مبانی فکری:
✔️درک اصول بنیادین و مبانی تحلیلی او.
✔️ریشههای فکری و تاریخی
فهم این نکته که استاد ادامهدهنده کدام مکتب فکری است، شاگردی چه کسانی را کرده است، و از کدام دستگاه فکری تأثیر پذیرفته و با چه جریاناتی مرزبندی دارد.
خلاصه کسب نظام فکری استاد، معادل «آموختن فن ماهیگیری» است. ویژگی اصلی استاد مشاور این است که مخاطب خود را به یک چارچوب تحلیلی و یک نظام محاسباتی دقیق مجهز سازد تا دانشجو بتواند به صورت مستقل به پدیدهها نگاه کرده و قوه خلاقیت و عقلانیت او فعال شود.
⏹ پرهیز از رابطه مرید و مرادی و وظیفه استاد
بزرگترین آفت در رشد علمی، برقراری رابطه «مرید و مرادی» است. استاد راهنما موظف است رابطه را بر اساس رشد و پیشرفت فکری شاگرد تنظیم کند، نه بر اساس وابستگی متقابل. وظیفه استاد این است که به مخاطب خود کمک کند تا به استقلال رأی برسد.
پس از دو سال تعامل عمیق و دستیابی به نظام فکری، طلبه / دانشجو میتواند ارزیابی کند: اگر احساس کرد که استاد همچنان مباحث جدید و راهنماییهای لازم را دارد، رابطه ادامه یابد. در غیر این صورت، باید با هدایت همین استاد، به سراغ استاد دیگری در ادامه همان جریان فکری-نظری برای ارتقاء سطح راهنمایی برود. انتخاب استاد، یک سفر دو ساله برای کسب ابزار تفکر و استقلال است، نه یک پیوند دائمی مبتنی بر ارجاع صرف.
🛑ادامه دارد..
#طلبه
#تولید_علم
#علوم_انسانی_اسلامی
#روش
#طلبه_و_علوم_انسانی
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2757
📌 فهرست یادداشتهای «طلبه و علوم انسانی»
(راهنمای تحصیل)
✍ سید مهدی موسوی
⏹ مقدمه:
ماجرا از آنجا آغاز شد که یک روز ساعت سه بعد از ظهر، در حالی که خواب بودم، تلفن زنگ خورد و مرا بیدار کرد. پشت خط طلبهای بود که درخواست کرد منابع مفصلی در باب «امتداد حکمت و فلسفه اسلامی» به او معرفی کنم. او اذعان داشت که کتاب «درآمدی بر علوم انسانی اسلامی در اندیشه آیتالله خامنهای» را مطالعه کرده و مطالبی از آن استخراج نموده، اما احساس کرده که آن کتاب برای مقاصدش کافی نیست و باید به منابع مطالعاتی گستردهتری دست یابد.
سپس توضیح داد که آنها مطالعات مفصلی در حوزههای فرهنگ، اقتصاد و سیاست از دیدگاه متفکران مسلمان را انجام دادهاند و اکنون به بحث امتداد حکمت و فلسفه رسیدهاند؛ با این حال، حتی یک کتاب هشتصد یا نهصد صفحهای نیز برای آنها قانعکننده نبوده و نیاز به منابع عمیقتری دارند.
زمانی که از تحصیلات او سؤال کردم، پاسخ داد که طلبه پایه دوم است، تازه وارد حوزه شده و حدود دو سال است که مشغول مطالعه است. او را دغدغهمند یافتم و به او گفتم: «برنامه شما اشتباه است و مسیر را غلط میروید.» توضیح دادم که ورود به عرصههای علوم انسانی و مباحث پیچیدهای مانند فرهنگ، اقتصاد و سیاست، پیش از تسلط بر روششناسی عمیق امتداد حکمت و فلسفه اسلامی، نیازمند آشنایی و تضلع در علومی چون ادبیات، فقه، اصول، فلسفه و کلام است. او خودش قبول داشت که تا به حال هیچ کتاب کلامی و فلسفی نخوانده است.
سپس اظهار داشت که این مسیر توسط یکی از اساتید مدرسهشان به او توصیه شده است. نزدیک به یک ساعت طول کشید تا توانستم برای این طلبه پایه دوم توضیح دهم که ورود به عرصههای علوم انسانی نیازمند طی کردن مدارج تحصیلی، مطالعه عمیق، و داشتن استاد مشاور و راهنمای صحیح است تا بتواند مسیر را درست طی کند.
پس از این تماس، به ذهنم رسید که یادداشتی در این زمینه بنویسم، سریع دست به قلم شدم و آن را در کانال «امتداد حکمت و فلسفه» منتشر کردم. طلبه جوان و دغدغهمند دیگری که او را میشناختم، چند اشکال به آن یادداشت وارد کرد و پس از پاسخگویی به او، به این نتیجه رسیدم که اکنون نیاز است سلسله یادداشتهایی در باب «طلبه و علوم انسانی» بنویسم تا طلاب را نسبت به سادهاندیشی در باب علم و تولید علم متذکر شویم و به آنها یادآوری کنیم که تولید علم فرآیندی بسیار کند، تدریجی، و نیازمند پیشنیازهای ضروری و عمق دانشی و معرفتی است؛ همانطور که در سالهای گذشته یادداشتی با عنوان «پیشنیازهای دانشجویی در تولید علوم انسانی» نگاشته شد. به این فکر رسیدم که مشابه آن یادداشت، البته با تفصیل بیشتر، نسبت میان طلبه و علوم مورد نیاز او را بررسی کنم؛ این مجموعه محصول همان یادداشتهایی است که در باب علوم انسانی و ارتباط آن با طلاب و دانشجویانی عزیز نوشته میشود که قصد ورود به این عرصه خطیر را دارند.
⏹ فهرست یادداشتها:
❇️نقدی بر شتابزدگی طلاب در ورود به عرصۀ تولید علوم انسانی اسلامی
https://eitaa.com/hekmat121/2724
❇️در تبیین غایت و ضرورت سیر تحصیلی مطالعاتی بلندمدت در علوم انسانی اسلامی
https://eitaa.com/hekmat121/2727
❇️نکته اول:
https://eitaa.com/hekmat121/2730
❇️نکته دوم:
https://eitaa.com/hekmat121/2731
❇️ نکته سوم:
https://eitaa.com/hekmat121/2742
❇️ نکته چهارم:
https://eitaa.com/hekmat121/2743
❇️ نکته پنجم:
https://eitaa.com/hekmat121/2745
❇️ نکته ششم:
https://eitaa.com/hekmat121/2746
❇️ نکته هفتم:
https://eitaa.com/hekmat121/2747
❇️نکته هشتم:
https://eitaa.com/hekmat121/2748
❇️ نکته مهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2749
❇️ نکته دهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2750
❇️ نکته یازدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2751
❇️ نکته دوازدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2756
❇️ نکته سیزدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2757
❇️ نکته چهاردهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2762
❇️ نکته پانزدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2766
❇️ نکته شانزدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2770
❇️ نکته هفدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2771
❇️نکته هجدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2772
❇️ نکته نوزدهم:
https://eitaa.com/hekmat121/2773
❇️ نکته بیستم:
https://eitaa.com/hekmat121/2775
❇️ نکته بیست و یکم:
https://eitaa.com/hekmat121/2776
❇️ نکته بیست و دوم:(چهار بخش)
https://eitaa.com/hekmat121/2778
❇️ نکته بیست و سوم:
https://eitaa.com/hekmat121/2781
🛑ادامه دارد...
#طلبه
#تولید_علم
#علوم_انسانی_اسلامی
#روش
#طلبه_و_علوم_انسانی
https://eitaa.com/hekmat121/2758
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
📌 حزب دفتر فرهنگستان 🔹برخی از دوستان در پاسخ به مطلبی پیرامون «حزبسازیهای قارچی» و «حزب دفتر فرهن
📌 وابستگی سازمانی و گریز رسانهای
چرا عموم اعضای «دفتر فرهنگستان» در عین وفاداری سازمانی و عقیدتی به مرام و مسلک سازمانی خود، در فضای عمومی و رسانهای از انتساب به آن گریزان هستند و همواره خود را مستقل معرفی میکنند و حتی ادعای نقد دفتر فرهنگستان دارند؟
آیا این هم بخشی از «پروتکلهای تقیه و تفاهم» برای نفوذ در میان جریانها و نیروهای انقلابی و راهبری آنها نیست؟
#دفتر_فرهنگستان
#چپ_اسلامی
#تغییر_و_تغایر
#تقیه_و_تفاهم
#حزب_دفتر_فرهنگستان
https://eitaa.com/hekmat121/2759
📌 نحوه مواجهه با تشکیلات و احزاب سیاسی
⏹ بخش اول:
🛑پرسش:
«سلام وقت بخیر
بنده دانشجوی اقتصاد هستم و مطالب کانال شما رو هم پیگیری میکنم.
یک جریانی در دانشگاه ما شکل گرفته مخصوصا بین بچه های انقلابی بالاخص دغدغهمند.
همین جریان حزب تمدن نوین و افرادی امثال ...
اما نمیدونم با این جریان چجوری برخورد داشته باشم؟ آیا مسیر درستی میرن یا نه؟ چه شاخصی وجود داره که بفهمم این کار اونها مطابق دغدغه رهبری هستش یا نه؟ و امثال ای سوالات
ممنون میشم راهنمایی کنید»
❇️پاسخ به یک پرسش:
سلام علیکم
🔹پرسش شما در مورد نحوه مواجهه با تشکیلات نوظهوری مانند «حزب تمدن نوین» و ارزیابی مسیر آنها، نشاندهنده یک دغدغه اصیل و انقلابی است که باید آن را قدر دانست.
🔸نظام جمهوری اسلامی فضایی را فراهم کرده است که گروههای فکری و تشکیلاتی مختلف با فکرها و سلایق مختلف میتوانند در عرصه سیاسی و اجتماعی کنشگری کنند. این تنوع و فرصت برای ظهور جریانات جدید را باید غنیمت شمرد و از ورود آنها به عرصه عمل و سیاست استقبال کرد. فرق و جریانها با خروج از پستوهای تشکیلاتی و منبرهای خطابی و ورود به میدان قدرت و عرصهی سیاست، عیار، ظرفیتها و نقاط قوت و ضعف خود را مشخص میکنند و این فرآیند به شفافیت سیاسی کمک میکند. لذا باید از ورود هر جریانی به عرصه سیاست و رقابتهای انتخاباتی استقبال کرد و آن را قدر دانست و از کنشگران این عرصه تشکر کرد. اصلا نباید ترس و نگرانی داشت و با دوگانه تقدیس و تخریب با آن روبرو شد.
🔸اما نکته مهم این است که مواجهه با این جریانات باید با احتیاط، تحلیل دقیق و نگاه ابزاری و عملیاتی همراه باشد و نه با نگاه ایدئولوژیک یا فکری صرف.
در اینجا پاسخ شما را در سه محور اصلی، مستقیماً به ابهامات شما پاسخ میدهد:
⏹محور اول: نحوه برخورد و مواجهه عملیاتی (آیا مسیر درستی میروند؟)
🔹به جای آنکه سریعاً این جریانات را تأیید یا تخطئه / تقدیس یا تخریب کنید، رویکرد شما باید مبتنی بر تحلیل بنیانهای فکری و عملکرد آنها باشد:
✔️ شناخت عقبههای فکری:
هیچ جریانی در خلأ به وجود نمیآید بلکه ریشه در جریانها و تفکرات پیشین دارد و باید عقبهها و ریشهها به درستی شناخته شود و بنیاد فکری و عملی آنها شناخته و بر آن اساس تحلیل شوند.
✔️شناخت ظرفیتهای واقعی:
هر گروه و حزبی دارای ظرفیت محدودی است. باید جایگاه و وزن واقعی آنها را بر اساس تفکرات و خروجیها، افراد و ایدههای مطرح شده شناخت. به این جریانها بیش از قدر و ظرفیت واقعیشان بها ندهید و انتظارات بیجا و رؤیایی نداشته باشید.
✔️پرهیز از دوگانهسازی کاذب:
مهمترین خطر ورود جریانات جدید، تبدیل شدن آنها به ابزاری برای تخریب رقبا، ایجاد دوگانهسازیهای اجتماعی غیرضروری یا از بین بردن همبستگی ملی و خلوص انقلابی است. مسیر درست آن است که جریانها به جای تخریب، به تکمیل نقشه راه انقلاب کمک کند.
✔️نگاه ابزاری و عملیاتی:
تعامل شما با هر فرقه، حزب و تشکیلات باید کاملاً ابزاری و عملیاتی باشد؛ به این معنا که ببینید چقدر در راستای اهداف کلی انقلاب، کارآمد هستند؟ اگر اندیشه و عملکرد یک جریان در یک حوزه (مثلاً عدالتخواهی) قوی است، آن را قدر بدانید، بدون اینکه کل هویت فکری شما را متوجه خود کند و به دوگانه تقدیس و تخریب بپردازید.
🛑 ادامه دارد ....
#حزب
#تشکیلات
#تقدیس_و_تخریب
#عقلانیت
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2760
📌 نحوه مواجهه با تشکیلات و احزاب سیاسی
⏹ بخش دوم:
⏹محور دوم: شاخصهای عیار سنجی
🔹شاخص اصلی برای فهمیدن اینکه کار یک جریان مطابق دغدغه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) هست یا خیر، در سه حوزه فکری، رفتاری و ساختاری قابل تعریف است. شما باید این جریانات را با این سه شاخص اصلی بسنجید:
⏹شاخص فکری و مبنایی:
✔️منبع فکری را باید شناخت به این معنا که آیا عقبه فکری و معرفتی سازندگان این تشکیلات، مستقیماً با مبانی حضرت امام، مقام معظم رهبری و متفکران اصیل انقلاب مانند شهید مطهری پیوند دارد؟ بدون شناخت عقبههای فکری و تربیتی سازندگان، درک درستی از تشکیلات حاصل نمیشود و احتمال افراط و تفریط بالاست.
✔️سنجش با «اصول ثابت» در منظومه فکری انقلاب اسلامی (مانند فطرت و هدایت، همبستگی ملی، پیشرفت، عقلانیت، معنویت و عدالت، مردمسالاری دینی). جریان باید در این اصول عاقل، قاطع و بدون انحراف فکری و تفسیری باشد.
۲. شاخص رفتاری و عملیاتی:
✔️ توجه جریانها به اولویتهای اعلامی مقام معظم رهبری است. آیا تمرکز اصلی آنها بر پیشرفت اقتصادی، تولید، عدالتاجتماعی و رفع آسیبهای فرهنگی است؟ یا صرفاً درگیر مسائل حاشیهای، جناحی و قدرتطلبانه هستند؟
✔️کارتشکیلاتی انقلابی باید به تقویت جبهه انقلاب و همبستگی اجتماعی منجر شود، نه تضعیف آن باایجاد انشقاقهای جدید، بگو مگوهای بیفایده وتلاش برای حذف نیروهای دغدغهمند دیگر. جریانی در مسیر رهبری است که رفتارش به وحدت دراصول کمک کند.
۳. شاخص ساختاری و تشکیلاتی:
✔️مردمگرایی و نه اشرافیت یک اصل مهم تشکیلاتی است. مقام معظم رهبری همواره بر دوری از اشرافیت و رفاهطلبی در بین مسئولین و فعالین انقلابی تأکید دارند. یک تشکیلات انقلابی باید سادهزیست، مردمی و متصل به بدنه جامعه باشد، نه محفلی بسته.
✔️تشکیلات قوی در کنار اخلاص معنادار است و صرف داشتن تشکیلات قوی کافی نیست؛ باید ساختار قوی با اخلاص و توکل همراه باشد. اگر تشکیلاتی به جای تکیه بر خداوند و تقوا، تنها به توان مالی یا قدرت تشکیلاتی خود مغرور شود، از مسیر خارج خواهد شد.
⏹جمعبندی:
وظیفه شما به عنوان دغدغهمند انقلابی و دانشجوی اقتصاد و پیگیر اینگونه از مباحث این است که:
اولا عقبه فکری خود را تقویت کنید و مستقیماً با آثار و اندیشههای اصیل متفکران انقلاب اسلامی بخصوص آثار حضرت امام خمینی، مقام معظم رهبری و شهید مطهری مأنوس باشید تا بتوانید مبتنی بر یک فهم عمیق و صحیح، این جریانات را تحلیل و ارزیابی کنید.
ثانیا از نزدیک آنها را بررسی و مشاهده کنید و در عمل آنها را بسنجید و نه در شعارها، ببینید این جریانات چقدر در تحقق آرمانهای انقلاب در عرصه تأثیرگذاری اجتماعی و حل مشکلات واقعی مانند اقتصاد موفق هستند.
ثالثا به اعوجاج و افراط و تفریط دچار نشوید یعنی نه از روی هیجان به سرعت به این جریانات بپیوندید و تقدیس کنید و نه از روی سوءظن آنها را تخطئه و تخریب کنید؛ بلکه با دقت، تأمل و سنجش بر اساس شاخصهای انقلاب و مقام معظم رهبری، با آنها برخورد کنید، نقد کنید و تحلیلهای انتقادی خود را منتشر کنید.
❇️ نکته پایانی:
🔹سابقه و عملکرد تاریخی بسیاری از تشکلها و احزاب در فضای سیاسی ایران، با موانع و آسیبهای جدی همراه بوده و در نگاه بسیاری از تحلیلگران، کارکرد اصلی حزب را منحرف ساخته است.
در یک ارزیابی راهبردی، به نظر میرسد هدف و کارکرد غالب احزاب در جامعه ما، بیش از آنکه معطوف به برنامهریزی دقیق، کادرسازی صحیح و حل مسائل ملی باشد، محدود و متمرکز در قدرتطلبی و بقا در ساختار حاکمیت شده است. هرچند در ابتدا به این قصد شکل نگرفته باشند و حتی در ادامه منکر این بشوند.
نتیجه این تمرکز بر بقا در قدرت، آن است که احزاب پس از دستیابی به موقعیتهای تصمیمگیری، به جای خدمترسانی عمومی، تبدیل به ابزاری برای بهرهمندی “قبیلهای” میشوند؛ به این معنا که تنها اعضا، وابستگان و افراد درون دایره تشکیلاتی، از مواهب، امتیازات، مناصب و فرصتهای انحصاری بهرهمند میگردند و منافع عمومی و همبستگی اجتماعی به حاشیه میرود.
🔸این نگاه تحلیلی و نقادانه به شما به عنوان یک دانشجوی اقتصاد کمک میکند که جریانات جدید را با یک عینک تحلیلی و انتقادی بررسی کنید: آیا این جریان، قصد دارد سازوکار معیوب قبلی در ب می از تشکیلات و احزاب را تکرار کند (یعنی به محض رسیدن به قدرت، تبدیل به قبیلهای جدید شود که منافع را بین اعضای خود تقسیم میکند)، یا واقعاً یک الگوی نو برای مشارکت عمومی، شایستهسالاری و حل مسائل واقعی مردم براساس مبانی صحیح فکری و اخلاقی ارائه میدهد؟
🔹خلاصه با شناخت عقبه فکری و سیاسی آنها و نحوه درک آنها از مناسبات قدرت و معادلات سیاست میتوان پاسخ صحیحی به این پرسش داد.
🛑 پایان
#حزب
#تشکیلات
#تقدیس_و_تخریب
#عقلانیت
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2761
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۴
❇️ نکته چهاردهم: معیارهای انتخاب استاد و نقد رابطه مرید و مرادی در مسیر رشد علمی
بخش اول:
⏹مقدمه
انتخاب استاد راهنما و شکلدهی به رابطه علمی-تربیتی میان استاد و دانشجو/طلبه، یکی از تعیینکنندهترین عوامل در مسیر رشد علمی و پژوهشی فرد محسوب میشود. این انتخاب نباید سادهانگارانه باشد، بلکه نیازمند یک فرآیند تحقیق و ارزیابی دقیق مبتنی بر معیارهای چندوجهی است. در دنیای امروز که حجم دانش به سرعت در حال افزایش است و مرزهای تخصصها دائماً در حال جابجایی هستند، داشتن یک راهنمای علمی که بتواند دانشجو را در این پیچیدگیها هدایت کند و از حیرت و نگرانی برهاند، حیاتی است. با این حال، این هدایت باید به شیوهای صورت پذیرد که استقلال فکری و توانایی نقادانه طلبه / دانشجو را تقویت کند، نه اینکه او را به یک پیرو صرف تبدیل نماید. این مطلب به بررسی معیارهای اساسی برای انتخاب یک استاد راهنمای مناسب و همچنین نقد و بررسی آفت رابطه مرید و مرادی در فضای آکادمیک میپردازد.
⏹معیارهای بنیادین در انتخاب استاد
انتخاب استاد باید بر اساس سنجش جامع ابعاد مختلف توانمندیهای او صورت پذیرد که شامل موارد زیر است:
۱. تخصص و عمق علمی
اولین و بدیهیترین معیار در انتخاب استاد، تسلط او بر حوزه تخصصی مورد نظر است. این تخصص تنها به معنای داشتن مدرک حوزوی یا دانشگاهی نیست، بلکه نیازمند درک عمیق، احاطه بر منابع اصیل، و آشنایی با آخرین تحولات و مباحث روز در آن رشته است.
۲.شناخت خوب از منابع کلاسیک و معاصر
استاد نه تنها باید منابع اصلی و بنیانهای نظری رشته را کاملاً بشناسد، بلکه با آخرین دستاوردهای پژوهشی و نظریهپردازیهای معاصر نیز همگام باشد.
۳. توانایی در حل مسائل پیچیده
سنجش توانایی استاد در مواجهه با مسائل نظری و عملی دشوار در حوزه تخصصیاش، معیار مهمی از عمق دانش اوست. یک استاد برجسته میتواند ارتباطات پیچیدهای را که دیگران نادیده میگیرند، مشاهده کند.
۴. جایگاه علمی در جامعه تخصصی
بررسی میزان ارجاعات به آثار استاد، حضور در مجامع علمی معتبر، و داوریهای تخصصی او، ابعاد عینیتری از عمق علمی وی را آشکار میسازد.
۵. توانایی انتقال مفاهیم
صرف داشتن دانش کافی نیست؛ استاد باید توانایی انتقال مؤثر و قابلفهم مفاهیم پیچیده به مخاطب را داشته باشد. این مهارت، که اغلب به عنوان «فن تدریس» یا «مهارتهای تربیتی» شناخته میشود، نقشی حیاتی در شکلگیری درک دانشجو ایفا میکند.
۶. وضوح در بیان و ساختاردهی نظاممند
توانایی استاد در شکستن مباحث دشوار به اجزای قابل فهم و ارائه یک چارچوب منطقی و نظاممند برای یادگیری. این امر نیازمند استفاده از مثالهای مناسب، قیاسهای واضح و پرهیز از ابهام است.
۷. انعطافپذیری در روش تدریس
یک استاد مؤثر میتواند رویکرد خود را بر اساس سطح درک و نیازهای خاص دانشجو تنظیم کند. او از شیوههای خشک و یکطرفه فاصله میگیرد و از بحث، مناظره، و هدایت سؤالی برای تحریک ذهن دانشجو بهره میبرد.
۸. تشخیص موانع یادگیری
توانایی استاد در شناسایی نقاط ضعف و قوت دانشجو و ارائه بازخورد سازنده و دقیق، عنصری کلیدی در توسعه مهارتهای علمی اوست. بازخورد باید نه تنها مشکل را مشخص کند، بلکه راهکار عملی برای رفع آن نیز ارائه دهد.
۹. دغدغهمندی اجتماعی و سیاسی
سنجش میزان دغدغهمندی استاد نسبت به مسائل معاصر اجتماعی، سیاسی و نیازهای مردم نشاندهنده ارتباط تفکر او با واقعیت زمانه است. علمورزی واقعی، از درون جامعه برمیخیزد و به سوی حل مشکلات آن جهتگیری میکند.
۱۰. فهم زمانه و مکان
استاد نباید صرفاً در برج عاج آکادمی محصور بماند. دانشجو باید استادی را انتخاب کند که بتواند یافتههای علمی خود را در بستر مسائل روز جامعه تحلیل کند.
۱۱. جنبه عملی و کاربردی علم
ارزیابی اینکه آیا استاد توانایی هدایت دانشجو به سمت پژوهشهایی را دارد که کاربرد عملی در بهبود وضعیت اجتماعی یا فکری جامعه داشته باشند.
۱۲. شجاعت فکری
توانایی استاد در پرداختن به مسائل حساس و مورد مناقشه در چارچوب علمی، نشاندهنده بلوغ فکری او و آمادهسازی دانشجو برای مواجهه با چالشهای واقعی است.
۱۳. انضمامی بودن و ریشهداری اندیشه
اندیشه استاد نباید انتزاعی و منفصل از سوابق فکری باشد. لازم است میزان انضمامی بودن و ریشهداری اندیشههای او در میان متفکران و سنتهای فکری پیشین مورد توجه قرار گیرد.
۱۴. پیوستگی تاریخی
استاد باید بتواند جایگاه فکری خود را در تاریخ علم و فلسفه حوزه مورد بحث مشخص کند. این امر نشان میدهد که اندیشههای او نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه محصول یک مسیر فکری بلندمدت است.
🛑 ادامه دارد ....
#طلبه
#تولید_علم
#علوم_انسانی_اسلامی
#روش
#طلبه_و_علوم_انسانی
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2762
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۴
❇️ نکته چهاردهم: معیارهای انتخاب استاد و نقد رابطه مرید و مرادی در مسیر رشد علمی
بخش دوم:
۱۵. ارجاع به مبانی اصیل
توانایی استاد در ارجاع دادن به متون و نظریات بنیادی و اصیل، نشاندهنده استحکام پایههای فکری اوست. عدم ارجاع به ریشهها میتواند منجر به تولید ایدههای سطحی یا تکراری شود.
۱۶. چارچوببندی نظری منسجم
اندیشههای استاد باید از انسجام درونی و نظام فکری برخوردار باشند. دانشجو باید بتواند ببیند دراندیشه استاد چگونه امور مختلف دریک ساختار فکری کلی به هم متصل میشوند وبه نظریه منتهی میشود.
۱۷. تولید علمی و آثار متکثر
داشتن آثار متنوع و متعدد نشاندهنده فعال بودن استاد در عرصه تولید علم و عمقبخشی به پژوهش است. کیفیت و کمیت آثار، هر دو باید مورد توجه قرار گیرند.
۱۸. فعالیت مستمر پژوهشی
میزان مقالات منتشر شده در نشریات معتبر، تألیفات، ترجمهها و پروژههای تحقیقاتی فعال استاد از دیگر نشانهها و خصوصیت های استاد است.
۱۹. تنوع در قالبهای تولید علم
یک استاد برجسته تنها به نگارش مقاله اکتفا نمیکند؛ او ممکن است در زمینههای مختلفی مانند نقد کتاب، تدوین کتب مرجع، یا تولید محتوای آموزشی نیز فعال باشد.
۲۰. کیفیت بر کمیت
در حالی که آثار متعدد نشاندهنده پویایی است، کیفیت آنها اهمیت بیشتری دارد. باید بررسی شود که آیا این آثار صرفاً تکرار مطالب گذشته هستند یا نوآوری و عمق جدیدی را ارائه میدهند.
⏹ پرهیز از رابطه مرید و مرادی
مهمترین چالش در مسیر رشد علمی، آفت «رابطه مرید و مرادی» است که برخی اساتید با طلاب و دانشجویان خود برقرار میکنند یا اینکه زمینهی آن را فراهم میسازد. این نوع رابطه، بزرگترین مانع در مسیر عقلانیت و رشد مستقل علمی دانشجو و طلبه است و میتواند استعدادهای فردی را خاموش سازد و افراد را خلاقیت و نوآوری باز دارد و به مقلد و مقدس تبدیل کند.
در حالی که هدف اصلی استاد هدایت به استقلال فکری و عقلانیت باید باشد. به تعبیر بهتر، وظیفه استاد باید هدایت طلبه و دانشجو به سمت استقلال فکری و رشد فردی و ایجاد عقلانیت عملی و اجتماعی باشد، نه القاء مستقیم اندیشهها و ایجاد وابستگی متقابل.
این مفهوم را میتوان در قالب یک فرآیند تکاملی درک کرد:
🔹مرحله ۱: فهم همدلانه و آموزش از طریق باور به استاد و همراهی با او؛ در این مرحله، دانشجو تحت هدایت مستقیم استاد، اصول اولیه و روشهای کار را میآموزد. این وابستگی موقت و ضروری است.
🔸مرحله ۲: تعمیق و نقدپذیری و برقراری تعامل انتقادی با موضوعات؛ استاد به دانشجو اجازه میدهد تا در چارچوبهای فکری او عمل کند، اما همزمان او را به چالش میکشد و تفکر نقادانه را در مورد مفروضات اولیه تقویت میکند.
🔸مرحله ۳: استقلال، نوآوری و فراتر رفتن از نظرات استاد یا به تعبیر دیگر رهایی هدایتشده در فضای علم و اندیشه؛ در واقع استاد هدف خود را رسیدن به لحظهای میداند که طلبه و دانشجو بتواند بدون راهنمایی او و مستقل مسیر تحقیق خود را انتخاب کرده و نظریات جدیدی را توسعه دهد، حتی اگر این نظریات در تعارض با برخی آرای استاد باشند.
⏹ خطر در رابطه مرید و مرادی
رابطه مرید و مرادی زمانی شکل میگیرد که استاد، خود را به عنوان تنها منبع حقیقت مطلق معرفی کند و از هرگونه نقد یا نگاه مستقل استقبال نکند.
در فرایند مرید بازی در علم، استاد تنها منابع مورد تأیید خود را مجاز میداند و مطالعه منابع دیگر را منع میکند یا آنها را «ضاله» میخواند. این امر با اصل آزادی فکری در تضاد است.
دانشجو تشویق نمیشود تا با سایر اساتید یا متخصصین حوزه خود ارتباط برقرار کند یا دیدگاههای متفاوتی را مطالعه نماید. بلکه با منع و تحریم مواجه میشود. ارادت و اطاعت به جای استدلال ارزش مییابد. یعنی مقبولیت نظر دانشجو به میزان وفاداری او به نظر استاد بستگی دارد، نه قدرت استدلال و شواهد موجود.
استفاده از عناوین و القاب مبالغهآمیز از جمله نتایج مرید بازی است. اصرار بر استفاده از القابی که مقام استاد را از یک راهنمای علمی به یک “رهبر معنوی” ارتقا میدهد، اغلب نشانهای از این سوءاستفاده از جایگاه است.
⏹ استاد موفق
🔸در مقابل باید گفت که استاد موفق کسی است که تلاش مستمر خود را معطوف به رشد و پیشرفت فکری شاگرد کند، به نحوی که دانشجو بتواند پس از مدتی، به عنوان یک محقق مستقل عمل نماید.
لذا دانشجو باید توانایی لازم را در تولید علم به دست آورد. شاگردی که به استقلال رسیده، قادر است الگوهای تحلیلی یا نظریههای پژوهشی جدیدی را طراحی کند که حتی ممکن است مکمل یا اصلاحکننده کارهای استاد باشد.
🔹دانشجو باید بتواند در مواجهه با نقدها و مخالفتهای بیرونی، بر اساس بنیانهای علمی که آموخته است، از موضع فکری خود دفاع کند و دچار تزلزل نگردد.
🛑 ادامه دارد...
ا•┈┈••✾••┈┈•ا
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/2763