eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
713 عکس
175 ویدیو
36 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای
مشاهده در ایتا
دانلود
📌طلبه و علوم انسانی ۱۳ ❇️ نکته سیزدهم: ضرورت کسب نظام فکری استاد راهنما با مطالعه آثار مکتوب انتخاب استاد مشاور و راهنما در مسیر تولید علوم انسانی، یک امر صوری یا صرفاً جهت رفع اشکال نیست، بلکه یک فرآیند عمیق و حداقل دو ساله برای همسویی فکری است. هدف اصلی این رابطه، پرورش استقلال فکری و عقلانیت تحلیلی در دانشجو از طریق درک نظام فکری استاد است. ⏹ماهیت رابطه استاد و شاگرد: راهنمایی در مسیر تولید علم انتخاب استاد راهنما نباید یک عمل تزئینی و صوری تلقی شود؛ صرفاً برای مشورت‌های موردی یا رفع ابهامات زودگذر در مواجهه با مسائل نیست. استاد مشاور، در معنای حقیقی خود، راهنمای دانشجو در مسیر پیچیده تولید علوم انسانی است. این راهنمایی محدود به ارتباط مستقیم و حضوری نیست، بلکه مستلزم یک تعهد زمانی و معرفتی است. ⏹فرآیند حداقل دو ساله: مانوس شدن با اندیشه استاد دانشجو باید فردی را انتخاب کند که پس از تحقیق و تفحص و مشاوره با دیگران، واجد شرایط لازم باشد. سپس این رابطه باید حداقل برای دو سال ادامه یابد و در این مدت، تمرکز اصلی دانشجو بر «مانوس شدن» با همه‌ی آثار مکتوب و درس‌گفتارهای استاد و حتی یادداشتهای فضای مجازی وی در جهت کشف نظام فکری استاد باشد. این امر شامل موارد زیر است: ✔️دسترسی و مطالعه آثار: دستیابی به تمامی کتاب‌ها، یادداشت‌ها، سخنرانی‌ها و مقالات استاد از طریق کتابخانه‌ها، مجلات و فضای مجازی. ✔️مطالعه هدفمند: اختصاص زمان صحیح با روش مطالعه درست برای درک عمیق آثار استاد. ✔️جمع‌بندی و دست‌یابی به نظام فکری: هدف نهایی این مطالعه، استخراج و جمع‌بندی نهایی و رسیدن به نظام فکری آن استاد است. ⏹هدف نهایی: کسب نظام فکری و چارچوب تحلیلی در طول این دو سال، طلبه / دانشجو نباید صرفاً به دنبال انباشت معلومات گسترده استاد باشد؛ بلکه باید از این معلومات به عنوان ابزاری برای درک نظام فکری استاد استفاده کند. این نظام فکری شامل موارد زیر است: ✔️محکمات اندیشه و مبانی فکری: ✔️درک اصول بنیادین و مبانی تحلیلی او. ✔️ریشه‌های فکری و تاریخی فهم این نکته که استاد ادامه‌دهنده کدام مکتب فکری است، شاگردی چه کسانی را کرده است، و از کدام دستگاه فکری تأثیر پذیرفته و با چه جریاناتی مرزبندی دارد. خلاصه کسب نظام فکری استاد، معادل «آموختن فن ماهیگیری» است. ویژگی اصلی استاد مشاور این است که مخاطب خود را به یک چارچوب تحلیلی و یک نظام محاسباتی دقیق مجهز سازد تا دانشجو بتواند به صورت مستقل به پدیده‌ها نگاه کرده و قوه خلاقیت و عقلانیت او فعال شود. ⏹ پرهیز از رابطه مرید و مرادی و وظیفه استاد بزرگترین آفت در رشد علمی، برقراری رابطه «مرید و مرادی» است. استاد راهنما موظف است رابطه را بر اساس رشد و پیشرفت فکری شاگرد تنظیم کند، نه بر اساس وابستگی متقابل. وظیفه استاد این است که به مخاطب خود کمک کند تا به استقلال رأی برسد. پس از دو سال تعامل عمیق و دستیابی به نظام فکری، طلبه / دانشجو می‌تواند ارزیابی کند: اگر احساس کرد که استاد همچنان مباحث جدید و راهنمایی‌های لازم را دارد، رابطه ادامه یابد. در غیر این صورت، باید با هدایت همین استاد، به سراغ استاد دیگری در ادامه همان جریان فکری-نظری برای ارتقاء سطح راهنمایی برود. انتخاب استاد، یک سفر دو ساله برای کسب ابزار تفکر و استقلال است، نه یک پیوند دائمی مبتنی بر ارجاع صرف. 🛑ادامه دارد.. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2757
📌 فهرست یادداشت‌های «طلبه و علوم انسانی» (راهنمای تحصیل) ✍ سید مهدی موسوی ⏹ مقدمه: ماجرا از آنجا آغاز شد که یک روز ساعت سه بعد از ظهر، در حالی که خواب بودم، تلفن زنگ خورد و مرا بیدار کرد. پشت خط طلبه‌ای بود که درخواست کرد منابع مفصلی در باب «امتداد حکمت و فلسفه اسلامی» به او معرفی کنم. او اذعان داشت که کتاب «درآمدی بر علوم انسانی اسلامی در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای» را مطالعه کرده و مطالبی از آن استخراج نموده، اما احساس کرده که آن کتاب برای مقاصدش کافی نیست و باید به منابع مطالعاتی گسترده‌تری دست یابد. سپس توضیح داد که آن‌ها مطالعات مفصلی در حوزه‌های فرهنگ، اقتصاد و سیاست از دیدگاه متفکران مسلمان را انجام داده‌اند و اکنون به بحث امتداد حکمت و فلسفه رسیده‌اند؛ با این حال، حتی یک کتاب هشتصد یا نهصد صفحه‌ای نیز برای آن‌ها قانع‌کننده نبوده و نیاز به منابع عمیق‌تری دارند. زمانی که از تحصیلات او سؤال کردم، پاسخ داد که طلبه پایه دوم است، تازه وارد حوزه شده و حدود دو سال است که مشغول مطالعه است. او را دغدغه‌مند یافتم و به او گفتم: «برنامه شما اشتباه است و مسیر را غلط می‌روید.» توضیح دادم که ورود به عرصه‌های علوم انسانی و مباحث پیچیده‌ای مانند فرهنگ، اقتصاد و سیاست، پیش از تسلط بر روش‌شناسی عمیق امتداد حکمت و فلسفه اسلامی، نیازمند آشنایی و تضلع در علومی چون ادبیات، فقه، اصول، فلسفه و کلام است. او خودش قبول داشت که تا به حال هیچ کتاب کلامی و فلسفی نخوانده است. سپس اظهار داشت که این مسیر توسط یکی از اساتید مدرسه‌شان به او توصیه شده است. نزدیک به یک ساعت طول کشید تا توانستم برای این طلبه پایه دوم توضیح دهم که ورود به عرصه‌های علوم انسانی نیازمند طی کردن مدارج تحصیلی، مطالعه عمیق، و داشتن استاد مشاور و راهنمای صحیح است تا بتواند مسیر را درست طی کند. پس از این تماس، به ذهنم رسید که یادداشتی در این زمینه بنویسم، سریع دست به قلم شدم و آن را در کانال «امتداد حکمت و فلسفه» منتشر کردم. طلبه جوان و دغدغه‌مند دیگری که او را می‌شناختم، چند اشکال به آن یادداشت وارد کرد و پس از پاسخگویی به او، به این نتیجه رسیدم که اکنون نیاز است سلسله یادداشت‌هایی در باب «طلبه و علوم انسانی» بنویسم تا طلاب را نسبت به ساده‌اندیشی در باب علم و تولید علم متذکر شویم و به آن‌ها یادآوری کنیم که تولید علم فرآیندی بسیار کند، تدریجی، و نیازمند پیش‌نیازهای ضروری و عمق دانشی و معرفتی است؛ همان‌طور که در سال‌های گذشته یادداشتی با عنوان «پیش‌نیازهای دانشجویی در تولید علوم انسانی» نگاشته شد. به این فکر رسیدم که مشابه آن یادداشت، البته با تفصیل بیشتر، نسبت میان طلبه و علوم مورد نیاز او را بررسی کنم؛ این مجموعه محصول همان یادداشت‌هایی است که در باب علوم انسانی و ارتباط آن با طلاب و دانشجویانی عزیز نوشته می‌شود که قصد ورود به این عرصه خطیر را دارند. ⏹ فهرست یادداشت‌ها: ❇️نقدی بر شتاب‌زدگی طلاب در ورود به عرصۀ تولید علوم انسانی اسلامی https://eitaa.com/hekmat121/2724 ❇️در تبیین غایت و ضرورت سیر تحصیلی مطالعاتی بلندمدت در علوم انسانی اسلامی https://eitaa.com/hekmat121/2727 ❇️نکته اول: https://eitaa.com/hekmat121/2730 ❇️نکته دوم: https://eitaa.com/hekmat121/2731 ❇️ نکته سوم: https://eitaa.com/hekmat121/2742 ❇️ نکته چهارم: https://eitaa.com/hekmat121/2743 ❇️ نکته پنجم: https://eitaa.com/hekmat121/2745 ❇️ نکته ششم: https://eitaa.com/hekmat121/2746 ❇️ نکته هفتم: https://eitaa.com/hekmat121/2747 ❇️نکته هشتم: https://eitaa.com/hekmat121/2748 ❇️ نکته مهم: https://eitaa.com/hekmat121/2749 ❇️ نکته دهم: https://eitaa.com/hekmat121/2750 ❇️ نکته یازدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2751 ❇️ نکته دوازدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2756 ❇️ نکته سیزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2757 ❇️ نکته چهاردهم: https://eitaa.com/hekmat121/2762 ❇️ نکته پانزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2766 ❇️ نکته شانزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2770 ❇️ نکته هفدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2771 ❇️نکته هجدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2772 ❇️ نکته نوزدهم: https://eitaa.com/hekmat121/2773 ❇️ نکته بیستم: https://eitaa.com/hekmat121/2775 ❇️ نکته بیست و یکم: https://eitaa.com/hekmat121/2776 ❇️ نکته بیست و دوم:(چهار بخش) https://eitaa.com/hekmat121/2778 ❇️ نکته بیست و سوم: https://eitaa.com/hekmat121/2781 🛑ادامه دارد... https://eitaa.com/hekmat121/2758
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
📌 حزب دفتر فرهنگستان 🔹برخی از دوستان در پاسخ به مطلبی پیرامون «حزب‌سازی‌های قارچی» و «حزب دفتر فرهن
📌 وابستگی سازمانی و گریز رسانه‌ای چرا عموم اعضای «دفتر فرهنگستان» در عین وفاداری سازمانی و عقیدتی به مرام و مسلک سازمانی خود، در فضای عمومی و رسانه‌ای از انتساب به آن گریزان هستند و همواره خود را مستقل معرفی می‌کنند و حتی ادعای نقد دفتر فرهنگستان دارند؟ آیا این هم بخشی از «پروتکل‌های تقیه و تفاهم» برای نفوذ در میان جریان‌ها و نیروهای انقلابی و راهبری آنها نیست؟ https://eitaa.com/hekmat121/2759
📌 نحوه مواجهه با تشکیلات و احزاب سیاسی ⏹ بخش اول: 🛑پرسش: «سلام وقت بخیر بنده دانشجوی اقتصاد هستم و مطالب کانال شما رو هم پیگیری میکنم. یک جریانی در دانشگاه ما شکل گرفته مخصوصا بین بچه های انقلابی بالاخص دغدغه‌مند. همین جریان حزب تمدن نوین و افرادی امثال ... اما نمی‌دونم با این جریان چجوری برخورد داشته باشم؟ آیا مسیر درستی میرن یا نه؟ چه شاخصی وجود داره که بفهمم این کار اونها مطابق دغدغه رهبری هستش یا نه؟ و امثال ای سوالات ممنون میشم راهنمایی کنید» ❇️پاسخ به یک پرسش: سلام علیکم 🔹پرسش شما در مورد نحوه مواجهه با تشکیلات نوظهوری مانند «حزب تمدن نوین» و ارزیابی مسیر آنها، نشان‌دهنده یک دغدغه اصیل و انقلابی است که باید آن را قدر دانست. 🔸نظام جمهوری اسلامی فضایی را فراهم کرده است که گروه‌های فکری و تشکیلاتی مختلف با فکرها و سلایق مختلف می‌توانند در عرصه سیاسی و اجتماعی کنشگری کنند. این تنوع و فرصت برای ظهور جریانات جدید را باید غنیمت شمرد و از ورود آنها به عرصه عمل و سیاست استقبال کرد. فرق و جریان‌ها با خروج از پستوهای تشکیلاتی و منبرهای خطابی و ورود به میدان قدرت و عرصه‌ی سیاست، عیار، ظرفیت‌ها و نقاط قوت و ضعف خود را مشخص می‌کنند و این فرآیند به شفافیت سیاسی کمک می‌کند. لذا باید از ورود هر جریانی به عرصه سیاست و رقابت‌های انتخاباتی استقبال کرد و آن را قدر دانست و از کنش‌گران این عرصه تشکر کرد. اصلا نباید ترس و نگرانی داشت و با دوگانه تقدیس و تخریب با آن روبرو شد. 🔸اما نکته مهم این است که مواجهه با این جریانات باید با احتیاط، تحلیل دقیق و نگاه ابزاری و عملیاتی همراه باشد و نه با نگاه ایدئولوژیک یا فکری صرف. در اینجا پاسخ شما را در سه محور اصلی، مستقیماً به ابهامات شما پاسخ می‌دهد: ⏹محور اول: نحوه برخورد و مواجهه عملیاتی (آیا مسیر درستی می‌روند؟) 🔹به جای آنکه سریعاً این جریانات را تأیید یا تخطئه / تقدیس یا تخریب کنید، رویکرد شما باید مبتنی بر تحلیل بنیان‌های فکری و عملکرد آنها باشد: ✔️ شناخت عقبه‌های فکری: هیچ جریانی در خلأ به وجود نمی‌آید بلکه ریشه در جریان‌ها و تفکرات پیشین دارد و باید عقبه‌ها و ریشه‌ها به درستی شناخته شود و بنیاد فکری و عملی آنها شناخته و بر آن اساس تحلیل شوند. ✔️شناخت ظرفیت‌های واقعی: هر گروه و حزبی دارای ظرفیت محدودی است. باید جایگاه و وزن واقعی آن‌ها را بر اساس تفکرات و خروجی‌ها، افراد و ایده‌های مطرح شده شناخت. به این جریان‌ها بیش از قدر و ظرفیت واقعی‌شان بها ندهید و انتظارات بیجا و رؤیایی نداشته باشید. ✔️پرهیز از دوگانه‌سازی کاذب: مهم‌ترین خطر ورود جریانات جدید، تبدیل شدن آن‌ها به ابزاری برای تخریب رقبا، ایجاد دوگانه‌سازی‌های اجتماعی غیرضروری یا از بین بردن همبستگی ملی و خلوص انقلابی است. مسیر درست آن است که جریان‌ها به جای تخریب، به تکمیل نقشه راه انقلاب کمک کند. ✔️نگاه ابزاری و عملیاتی: تعامل شما با هر فرقه، حزب و تشکیلات باید کاملاً ابزاری و عملیاتی باشد؛ به این معنا که ببینید چقدر در راستای اهداف کلی انقلاب، کارآمد هستند؟ اگر اندیشه و عملکرد یک جریان در یک حوزه (مثلاً عدالت‌خواهی) قوی است، آن را قدر بدانید، بدون اینکه کل هویت فکری شما را متوجه خود کند و به دوگانه تقدیس و تخریب بپردازید. 🛑 ادامه دارد .... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2760
📌 نحوه مواجهه با تشکیلات و احزاب سیاسی بخش دوم:محور دوم: شاخص‌های عیار سنجی 🔹شاخص اصلی برای فهمیدن اینکه کار یک جریان مطابق دغدغه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) هست یا خیر، در سه حوزه فکری، رفتاری و ساختاری قابل تعریف است. شما باید این جریانات را با این سه شاخص اصلی بسنجید: ⏹شاخص فکری و مبنایی: ✔️منبع فکری را باید شناخت به این معنا که آیا عقبه فکری و معرفتی سازندگان این تشکیلات، مستقیماً با مبانی حضرت امام، مقام معظم رهبری و متفکران اصیل انقلاب مانند شهید مطهری پیوند دارد؟ بدون شناخت عقبه‌های فکری و تربیتی سازندگان، درک درستی از تشکیلات حاصل نمی‌شود و احتمال افراط و تفریط بالاست. ✔️سنجش با «اصول ثابت» در منظومه فکری انقلاب اسلامی (مانند فطرت و هدایت، همبستگی ملی، پیشرفت، عقلانیت، معنویت و عدالت، مردم‌سالاری دینی). جریان باید در این اصول عاقل، قاطع و بدون انحراف فکری و تفسیری باشد. ۲. شاخص رفتاری و عملیاتی: ✔️ توجه جریان‌ها به اولویت‌های اعلامی مقام معظم رهبری است. آیا تمرکز اصلی آن‌ها بر پیشرفت اقتصادی، تولید، عدالت‌اجتماعی و رفع آسیب‌های فرهنگی است؟ یا صرفاً درگیر مسائل حاشیه‌ای، جناحی و قدرت‌طلبانه هستند؟ ✔️کارتشکیلاتی انقلابی باید به تقویت جبهه انقلاب و همبستگی اجتماعی منجر شود، نه تضعیف آن باایجاد انشقاق‌های جدید، بگو مگوهای بی‌فایده وتلاش برای حذف نیروهای دغدغه‌مند دیگر. جریانی در مسیر رهبری است که رفتارش به وحدت دراصول کمک کند. ۳. شاخص ساختاری و تشکیلاتی: ✔️مردم‌گرایی و نه اشرافیت یک اصل مهم تشکیلاتی است. مقام معظم رهبری همواره بر دوری از اشرافیت و رفاه‌طلبی در بین مسئولین و فعالین انقلابی تأکید دارند. یک تشکیلات انقلابی باید ساده‌زیست، مردمی و متصل به بدنه جامعه باشد، نه محفلی بسته. ✔️تشکیلات قوی در کنار اخلاص معنادار است و صرف داشتن تشکیلات قوی کافی نیست؛ باید ساختار قوی با اخلاص و توکل همراه باشد. اگر تشکیلاتی به جای تکیه بر خداوند و تقوا، تنها به توان مالی یا قدرت تشکیلاتی خود مغرور شود، از مسیر خارج خواهد شد. ⏹جمع‌بندی: وظیفه شما به عنوان دغدغه‌مند انقلابی و دانشجوی اقتصاد و پیگیر اینگونه از مباحث این است که: اولا عقبه فکری خود را تقویت کنید و مستقیماً با آثار و اندیشه‌های اصیل متفکران انقلاب اسلامی بخصوص آثار حضرت امام خمینی، مقام معظم رهبری و شهید مطهری مأنوس باشید تا بتوانید مبتنی بر یک فهم عمیق و صحیح، این جریانات را تحلیل و ارزیابی کنید. ثانیا از نزدیک آنها را بررسی و مشاهده کنید و در عمل آنها را بسنجید و نه در شعارها، ببینید این جریانات چقدر در تحقق آرمان‌های انقلاب در عرصه تأثیرگذاری اجتماعی و حل مشکلات واقعی مانند اقتصاد موفق هستند. ثالثا به اعوجاج و افراط و تفریط دچار نشوید یعنی نه از روی هیجان به سرعت به این جریانات بپیوندید و تقدیس کنید و نه از روی سوءظن آن‌ها را تخطئه و تخریب کنید؛ بلکه با دقت، تأمل و سنجش بر اساس شاخص‌های انقلاب و مقام معظم رهبری، با آن‌ها برخورد کنید، نقد کنید و تحلیل‌های انتقادی خود را منتشر کنید. ❇️ نکته پایانی: 🔹سابقه و عملکرد تاریخی بسیاری از تشکل‌ها و احزاب در فضای سیاسی ایران، با موانع و آسیب‌های جدی همراه بوده و در نگاه بسیاری از تحلیلگران، کارکرد اصلی حزب را منحرف ساخته است. در یک ارزیابی راهبردی، به نظر می‌رسد هدف و کارکرد غالب احزاب در جامعه ما، بیش از آنکه معطوف به برنامه‌ریزی دقیق، کادرسازی صحیح و حل مسائل ملی باشد، محدود و متمرکز در قدرت‌طلبی و بقا در ساختار حاکمیت شده است. هرچند در ابتدا به این قصد شکل نگرفته باشند و حتی در ادامه منکر این بشوند. نتیجه این تمرکز بر بقا در قدرت، آن است که احزاب پس از دستیابی به موقعیت‌های تصمیم‌گیری، به جای خدمت‌رسانی عمومی، تبدیل به ابزاری برای بهره‌مندی “قبیله‌ای” می‌شوند؛ به این معنا که تنها اعضا، وابستگان و افراد درون دایره تشکیلاتی، از مواهب، امتیازات، مناصب و فرصت‌های انحصاری بهره‌مند می‌گردند و منافع عمومی و همبستگی اجتماعی به حاشیه می‌رود. 🔸این نگاه تحلیلی و نقادانه به شما به عنوان یک دانشجوی اقتصاد کمک می‌کند که جریانات جدید را با یک عینک تحلیلی و انتقادی بررسی کنید: آیا این جریان، قصد دارد سازوکار معیوب قبلی در ب می از تشکیلات و احزاب را تکرار کند (یعنی به محض رسیدن به قدرت، تبدیل به قبیله‌ای جدید شود که منافع را بین اعضای خود تقسیم می‌کند)، یا واقعاً یک الگوی نو برای مشارکت عمومی، شایسته‌سالاری و حل مسائل واقعی مردم براساس مبانی صحیح فکری و اخلاقی ارائه می‌دهد؟ 🔹خلاصه با شناخت عقبه فکری و سیاسی آنها و نحوه درک آنها از مناسبات قدرت و معادلات سیاست می‌توان پاسخ صحیحی به این پرسش داد. 🛑 پایان ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2761
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۴ ❇️ نکته چهاردهم: معیارهای انتخاب استاد و نقد رابطه مرید و مرادی در مسیر رشد علمی بخش اول: ⏹مقدمه انتخاب استاد راهنما و شکل‌دهی به رابطه علمی-تربیتی میان استاد و دانشجو/طلبه، یکی از تعیین‌کننده‌ترین عوامل در مسیر رشد علمی و پژوهشی فرد محسوب می‌شود. این انتخاب نباید ساده‌انگارانه باشد، بلکه نیازمند یک فرآیند تحقیق و ارزیابی دقیق مبتنی بر معیارهای چندوجهی است. در دنیای امروز که حجم دانش به سرعت در حال افزایش است و مرزهای تخصص‌ها دائماً در حال جابجایی هستند، داشتن یک راهنمای علمی که بتواند دانشجو را در این پیچیدگی‌ها هدایت کند و از حیرت و نگرانی برهاند، حیاتی است. با این حال، این هدایت باید به شیوه‌ای صورت پذیرد که استقلال فکری و توانایی نقادانه طلبه / دانشجو را تقویت کند، نه اینکه او را به یک پیرو صرف تبدیل نماید. این مطلب به بررسی معیارهای اساسی برای انتخاب یک استاد راهنمای مناسب و همچنین نقد و بررسی آفت رابطه مرید و مرادی در فضای آکادمیک می‌پردازد. ⏹معیارهای بنیادین در انتخاب استاد انتخاب استاد باید بر اساس سنجش جامع ابعاد مختلف توانمندی‌های او صورت پذیرد که شامل موارد زیر است: ۱. تخصص و عمق علمی اولین و بدیهی‌ترین معیار در انتخاب استاد، تسلط او بر حوزه تخصصی مورد نظر است. این تخصص تنها به معنای داشتن مدرک حوزوی یا دانشگاهی نیست، بلکه نیازمند درک عمیق، احاطه بر منابع اصیل، و آشنایی با آخرین تحولات و مباحث روز در آن رشته است. ۲.شناخت خوب از منابع کلاسیک و معاصر استاد نه تنها باید منابع اصلی و بنیان‌های نظری رشته را کاملاً بشناسد، بلکه با آخرین دستاوردهای پژوهشی و نظریه‌پردازی‌های معاصر نیز همگام باشد. ۳. توانایی در حل مسائل پیچیده سنجش توانایی استاد در مواجهه با مسائل نظری و عملی دشوار در حوزه تخصصی‌اش، معیار مهمی از عمق دانش اوست. یک استاد برجسته می‌تواند ارتباطات پیچیده‌ای را که دیگران نادیده می‌گیرند، مشاهده کند. ۴. جایگاه علمی در جامعه تخصصی بررسی میزان ارجاعات به آثار استاد، حضور در مجامع علمی معتبر، و داوری‌های تخصصی او، ابعاد عینی‌تری از عمق علمی وی را آشکار می‌سازد. ۵. توانایی انتقال مفاهیم صرف داشتن دانش کافی نیست؛ استاد باید توانایی انتقال مؤثر و قابل‌فهم مفاهیم پیچیده به مخاطب را داشته باشد. این مهارت، که اغلب به عنوان «فن تدریس» یا «مهارت‌های تربیتی» شناخته می‌شود، نقشی حیاتی در شکل‌گیری درک دانشجو ایفا می‌کند. ۶. وضوح در بیان و ساختاردهی نظام‌مند توانایی استاد در شکستن مباحث دشوار به اجزای قابل فهم و ارائه یک چارچوب منطقی و نظام‌مند برای یادگیری. این امر نیازمند استفاده از مثال‌های مناسب، قیاس‌های واضح و پرهیز از ابهام است. ۷. انعطاف‌پذیری در روش تدریس یک استاد مؤثر می‌تواند رویکرد خود را بر اساس سطح درک و نیازهای خاص دانشجو تنظیم کند. او از شیوه‌های خشک و یک‌طرفه فاصله می‌گیرد و از بحث، مناظره، و هدایت سؤالی برای تحریک ذهن دانشجو بهره می‌برد. ۸. تشخیص موانع یادگیری توانایی استاد در شناسایی نقاط ضعف و قوت دانشجو و ارائه بازخورد سازنده و دقیق، عنصری کلیدی در توسعه مهارت‌های علمی اوست. بازخورد باید نه تنها مشکل را مشخص کند، بلکه راهکار عملی برای رفع آن نیز ارائه دهد. ۹. دغدغه‌مندی اجتماعی و سیاسی سنجش میزان دغدغه‌مندی استاد نسبت به مسائل معاصر اجتماعی، سیاسی و نیازهای مردم نشان‌دهنده ارتباط تفکر او با واقعیت زمانه است. علم‌ورزی واقعی، از درون جامعه برمی‌خیزد و به سوی حل مشکلات آن جهت‌گیری می‌کند. ۱۰. فهم زمانه و مکان استاد نباید صرفاً در برج عاج آکادمی محصور بماند. دانشجو باید استادی را انتخاب کند که بتواند یافته‌های علمی خود را در بستر مسائل روز جامعه تحلیل کند. ۱۱. جنبه عملی و کاربردی علم ارزیابی اینکه آیا استاد توانایی هدایت دانشجو به سمت پژوهش‌هایی را دارد که کاربرد عملی در بهبود وضعیت اجتماعی یا فکری جامعه داشته باشند. ۱۲. شجاعت فکری توانایی استاد در پرداختن به مسائل حساس و مورد مناقشه در چارچوب علمی، نشان‌دهنده بلوغ فکری او و آماده‌سازی دانشجو برای مواجهه با چالش‌های واقعی است. ۱۳. انضمامی بودن و ریشه‌داری اندیشه اندیشه استاد نباید انتزاعی و منفصل از سوابق فکری باشد. لازم است میزان انضمامی بودن و ریشه‌داری اندیشه‌های او در میان متفکران و سنت‌های فکری پیشین مورد توجه قرار گیرد. ۱۴. پیوستگی تاریخی استاد باید بتواند جایگاه فکری خود را در تاریخ علم و فلسفه حوزه مورد بحث مشخص کند. این امر نشان می‌دهد که اندیشه‌های او نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه محصول یک مسیر فکری بلندمدت است. 🛑 ادامه دارد .... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2762
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۴ ❇️ نکته چهاردهم: معیارهای انتخاب استاد و نقد رابطه مرید و مرادی در مسیر رشد علمی بخش دوم: ۱۵. ارجاع به مبانی اصیل توانایی استاد در ارجاع دادن به متون و نظریات بنیادی و اصیل، نشان‌دهنده استحکام پایه‌های فکری اوست. عدم ارجاع به ریشه‌ها می‌تواند منجر به تولید ایده‌های سطحی یا تکراری شود. ۱۶. چارچوب‌بندی نظری منسجم اندیشه‌های استاد باید از انسجام درونی و نظام فکری برخوردار باشند. دانشجو باید بتواند ببیند دراندیشه استاد چگونه امور مختلف دریک ساختار فکری کلی به هم متصل می‌شوند وبه نظریه منتهی می‌شود. ۱۷. تولید علمی و آثار متکثر داشتن آثار متنوع و متعدد نشان‌دهنده فعال بودن استاد در عرصه تولید علم و عمق‌بخشی به پژوهش است. کیفیت و کمیت آثار، هر دو باید مورد توجه قرار گیرند. ۱۸. فعالیت مستمر پژوهشی میزان مقالات منتشر شده در نشریات معتبر، تألیفات، ترجمه‌ها و پروژه‌های تحقیقاتی فعال استاد از دیگر نشانه‌ها و خصوصیت های استاد است. ۱۹. تنوع در قالب‌های تولید علم یک استاد برجسته تنها به نگارش مقاله اکتفا نمی‌کند؛ او ممکن است در زمینه‌های مختلفی مانند نقد کتاب، تدوین کتب مرجع، یا تولید محتوای آموزشی نیز فعال باشد. ۲۰. کیفیت بر کمیت در حالی که آثار متعدد نشان‌دهنده پویایی است، کیفیت آن‌ها اهمیت بیشتری دارد. باید بررسی شود که آیا این آثار صرفاً تکرار مطالب گذشته هستند یا نوآوری و عمق جدیدی را ارائه می‌دهند. ⏹ پرهیز از رابطه مرید و مرادی مهم‌ترین چالش در مسیر رشد علمی، آفت «رابطه مرید و مرادی» است که برخی اساتید با طلاب و دانشجویان خود برقرار می‌کنند یا اینکه زمینه‌ی آن را فراهم می‌سازد. این نوع رابطه، بزرگ‌ترین مانع در مسیر عقلانیت و رشد مستقل علمی دانشجو و طلبه است و می‌تواند استعدادهای فردی را خاموش سازد و افراد را خلاقیت و نوآوری باز دارد و به مقلد و مقدس تبدیل کند. در حالی که هدف اصلی استاد هدایت به استقلال فکری و عقلانیت باید باشد. به تعبیر بهتر، وظیفه استاد باید هدایت طلبه و دانشجو به سمت استقلال فکری و رشد فردی و ایجاد عقلانیت عملی و اجتماعی باشد، نه القاء مستقیم اندیشه‌ها و ایجاد وابستگی متقابل. این مفهوم را می‌توان در قالب یک فرآیند تکاملی درک کرد: 🔹مرحله ۱: فهم همدلانه و آموزش از طریق باور به استاد و همراهی با او؛ در این مرحله، دانشجو تحت هدایت مستقیم استاد، اصول اولیه و روش‌های کار را می‌آموزد. این وابستگی موقت و ضروری است. 🔸مرحله ۲: تعمیق و نقدپذیری و برقراری تعامل انتقادی با موضوعات؛ استاد به دانشجو اجازه می‌دهد تا در چارچوب‌های فکری او عمل کند، اما همزمان او را به چالش می‌کشد و تفکر نقادانه را در مورد مفروضات اولیه تقویت می‌کند. 🔸مرحله ۳: استقلال، نوآوری و فراتر رفتن از نظرات استاد یا به تعبیر دیگر رهایی هدایت‌شده در فضای علم و اندیشه؛ در واقع استاد هدف خود را رسیدن به لحظه‌ای می‌داند که طلبه و دانشجو بتواند بدون راهنمایی او و مستقل مسیر تحقیق خود را انتخاب کرده و نظریات جدیدی را توسعه دهد، حتی اگر این نظریات در تعارض با برخی آرای استاد باشند. ⏹ خطر در رابطه مرید و مرادی رابطه مرید و مرادی زمانی شکل می‌گیرد که استاد، خود را به عنوان تنها منبع حقیقت مطلق معرفی کند و از هرگونه نقد یا نگاه مستقل استقبال نکند. در فرایند مرید بازی در علم، استاد تنها منابع مورد تأیید خود را مجاز می‌داند و مطالعه منابع دیگر را منع می‌کند یا آن‌ها را «ضاله» می‌خواند. این امر با اصل آزادی فکری در تضاد است. دانشجو تشویق نمی‌شود تا با سایر اساتید یا متخصصین حوزه خود ارتباط برقرار کند یا دیدگاه‌های متفاوتی را مطالعه نماید. بلکه با منع و تحریم مواجه می‌شود. ارادت و اطاعت به جای استدلال ارزش می‌یابد. یعنی مقبولیت نظر دانشجو به میزان وفاداری او به نظر استاد بستگی دارد، نه قدرت استدلال و شواهد موجود. استفاده از عناوین و القاب مبالغه‌آمیز از جمله نتایج مرید بازی است. اصرار بر استفاده از القابی که مقام استاد را از یک راهنمای علمی به یک “رهبر معنوی” ارتقا می‌دهد، اغلب نشانه‌ای از این سوءاستفاده از جایگاه است. ⏹ استاد موفق 🔸در مقابل باید گفت که استاد موفق کسی است که تلاش مستمر خود را معطوف به رشد و پیشرفت فکری شاگرد کند، به نحوی که دانشجو بتواند پس از مدتی، به عنوان یک محقق مستقل عمل نماید. لذا دانشجو باید توانایی لازم را در تولید علم به دست آورد. شاگردی که به استقلال رسیده، قادر است الگوهای تحلیلی یا نظریه‌های پژوهشی جدیدی را طراحی کند که حتی ممکن است مکمل یا اصلاح‌کننده کارهای استاد باشد. 🔹دانشجو باید بتواند در مواجهه با نقدها و مخالفت‌های بیرونی، بر اساس بنیان‌های علمی که آموخته است، از موضع فکری خود دفاع کند و دچار تزلزل نگردد. 🛑 ادامه دارد... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2763
📌 طلبه و علوم انسانی ۱۴ ❇️ نکته چهاردهم: معیارهای انتخاب استاد و نقد رابطه مرید و مرادی در مسیر رشد علمی بخش سوم:نتیجه‌گیری 🔹در فرایند رشد علمی در جهت تولید علوم انسانی، انتخاب استاد. راهنما یک ضرورت است که مستلزم یک «داوری علمی - اخلاقی» است که در آن، صرفاً اعتبار ظاهری یا شهرت استاد کافی نیست. طلبه و دانشجو باید با چشمانی باز به ارزیابی توانمندی‌های چندبعدی استاد راهنما بپردازد: عمق تخصصی، مهارت تربیتی، تعهد اجتماعی، و بنیان فکری ریشه‌دار و نظام‌مند. 🔸در نهایت، رابطه علمی - تربیتی یک مسیر دوطرفه است که هدف آن باید پرورش محققانی مستقل و مسئولیت‌پذیر باشد. توجه به معیارهای کیفی در انتخاب استاد و اجتناب فعالانه از هرگونه گرایش به سمت رابطه مرید و مرادی، کلید دستیابی به یک مسیر رشد علمی پایدار، اصیل و اثربخش خواهد بود. 🔹تنها در سایه این استقلال فکری است که می‌توان امیدوار بود نسل آینده پژوهشگران نوآور و نه صرفاً تکرارکنندگان آموزه‌های استادان خود، بلکه نوآوران و راهگشایان مسیر علم و حلال مسائل جامعه باشند. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2764
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌طلبه و علوم انسانی ۱۵ ❇️ نکته پانزدهم: جایگاه علوم انسانی و لزوم شناخت عقبه نظری غرب و پرهیز از آنارشیزم علمی بخش اول: ⏹مقدمه: جایگاه تاریخی و نظری علوم انسانی 🔹علوم انسانی، به عنوان یکی از حیاتی‌ترین حوزه‌های دانش بشری، در طول تاریخ تحولات فکری بشر، نقشی محوری ایفا کرده است. این حوزه، که به بررسی کنش‌ها، ساختارها، رفتارها، و فرهنگ جوامع انسانی می‌پردازد، پدیده‌ای نیست که صرفاً در چند دهه اخیر شکل گرفته باشد بلکه عقبه‌های فکری و فلسفی و تجربی طولانی مدتی دارد. 🔸علوم انسانی در سنت غربی، با وجود موافقت یا مخالفت ما، از یک سابقه تاریخی بیش از یک قرن در شکل‌بندی آکادمیک و عقبه فلسفی و نظری بیش از پانصد ساله برخوردار است. این سیر تاریخی نشان‌دهنده عمق و پیچیدگی این دانش در تمدن غرب است. 🔹علوم انسانی رهاوردی دوگانه‌ای است که باید همزمان مورد توجه قرار گیرند: ۱. از سویی ریشه در فطرت حقیقت‌جویی، ابداع و خلاقیت انسان دارد. زیرا انسان همواره در تلاش برای فهم جایگاه خود در جهان، معنای هستی، و تبیین روابط اجتماعی خویش بوده است. این جستجو، موتور محرک حقیقت یابی و تولید نظریه در حوزه‌های علمی از جمله علوم انسانی بوده است. ۲. از سویی دیگر محصول نیازهای انسان غربی در طول سده‌های گذشته، به ویژه پس از عصر رنسانس تا عصر جدید است. در حقیقت این علوم پاسخی ساختاریافته به چالش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی بوده‌اند که جوامع غربی با آن‌ها دست به گریبان بوده‌اند و در صدد ارائه راه‌حل‌هایی برای ساماندهی جهان مدرن بوده‌اند. ⏹زمینه تاریخی و رنسانس سرآغاز و نقطه عطف مهمی در تحول علوم انسانی، دوران رنسانس (قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی) است. این دوره نه صرفاً یک بازگشت به گذشته، بلکه یک خیزش عمیق فکری در نگرش انسان غربی بود. انسان غربی پس از مواجهه انتقادی با میراث فکری اسلام (که در دورانی مهد علم و دانش بشریت بود)، به میراث سنتی خود مجدد توجه کرد، اما این توجه منجر به تقلید صرف نشد. در عوض، این مواجهه زمینه‌ساز خلق یک نظام فکری جدید شد. هدف اصلی رنسانس، که سپس به عصر روشنگری و مدرنیته پیوند خورد، خلق یک نظام فکری جامع برای بهبود زندگی انسان، ارتقای آزادی‌های فردی و جمعی، افزایش رفاه مادی و اجتماعی، و استقرار عدالت مبتنی بر عقلانیت ابزاری بود. علوم انسانی متولد شده از این دوره، ابزارهایی برای دستیابی به این اهداف بودند. برای مثال، فلسفه سیاسی مدرن (از ماکیاولی تا لاک، روسو و منتسکیو) تلاشی بود برای طراحی ساختار حکومتی که بتواند این آرمان‌ها را محقق سازد. ⏹دستاوردهای تحولات علمی در غرب در طول پانصد سال تلاش فلسفی و نظری مداوم، و به ویژه در حوزه علوم انسانی در یک قرن اخیر، دستاوردهای قابل توجه و انکارناپذیری کسب شده است. این دستاوردها شایسته بررسی دقیق و عمیق هستند: ✔️ایجاد ساختارهای دانشی منسجم: علوم انسانی غربی به تدریج از قالب‌های صرفاً فلسفی و الهیاتی خارج شده و به نظام‌های علمی مدون (مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، اقتصاد، و علوم سیاسی) تبدیل شده‌اند. این ساختارها دارای چارچوب‌های مفهومی مشخصی هستند که امکان گفتمان علمی و انباشت دانش را فراهم می‌آورد. ✔️توسعه روش‌شناسی‌های خاص: برای مواجهه با پیچیدگی‌های پدیده‌های انسانی، روش‌شناسی‌های متنوعی توسعه یافته است. از رویکردهای پوزیتیویستی و اثبات‌گرایانه که تلاش دارند با استفاده از شیوه‌های علمی (مانند مدل‌سازی ریاضی در اقتصاد یا آمار در علوم اجتماعی) به کشف قوانین بپردازند، تا رویکردهای تفسیری و انتقادی که بر فهم معنا و قدرت متمرکز هستند. روش‌شناسی‌هایی به وجود آمد که صرفاً ابزارهایی برای مطالعه حقیقت نیستند، بلکه خودشان نظام‌هایی برای تولید دانش محسوب می‌شوند. ✔️دستیابی به نقاط نظرات بدیع: این علوم، بر محور اومانیسم و با تمرکز بر مفاهیمی مانند سوژه، ابژه، قدرت، نهاد، و مانند آن، به درک‌هایی از وضعیت انضمامی انسان و جامعه رسیده‌اند که نادیده گرفتن آن‌ها دشوار است. نظریه‌هایی مانند کارکردگرایی، انتقادی، یا نظریه‌های پساساختارگرایی، زوایای جدیدی از واقعیت اجتماعی را آشکار کرده‌اند. ⏹لزوم شناخت تحولات علمی غرب برای تولید علوم انسانی اسلامی اگر هدف نهایی، تولید یا بازتولید علوم انسانی اسلامی باشد، این امر مستلزم یک رویکرد انتقادی اما بنیادین به داشته‌های فعلی است. نادیده گرفتن این تجربه بلندمدت علوم انسانی غربی، نه تنها غیرممکن است، بلکه منجر به عقب‌ماندگی در تولید دانش خواهد شد. تلاش برای تحول علم بدون شناخت دقیق زیرساخت‌های نظری، به جای تولید علم، منجر به سنتزهای سطحی و غیرعلمی خواهد شد. 🛑 ادامه دارد... ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2766
📌طلبه و علوم انسانی ۱۵ ❇️ نکته پانزدهم: جایگاه علوم انسانی و لزوم شناخت عقبه نظری غرب و پرهیز از آنارشیزم علمی بخش دوم: 🔹دستیابی به فهم صحیح و تولید مؤثر علم منوط به رعایت دقیق مراحل زیر است: ✔️در نظر گرفتن تجربه بلندمدت: باید پذیرفت که علوم انسانی مدرن، محصول صدها سال تلاش فکری، شکست‌ها و موفقیت‌ها هستند. این تجربه باید به عنوان یک «ابژه» و داده‌ی اولیه» غنی در نظر گرفته شود، نه صرفاً ایدئولوژی مضر. ✔️شناخت بنیادها و عقبه‌های فلسفی: درک دقیق بنیادهای تاریخی و فلسفی این علوم حیاتی است. به عنوان مثال، نمی‌توان اقتصاد را بدون شناخت مفاهیم متافیزیکی پشت آن مانند فردگرایی در لیبرالیسم یا نظریه ارزش در سوسیالیسم درک کرد. فهم عمیق این مفاهیم، به ویژه ریشه‌های دکارتی، کانتی، هگلی، مارکسی و یا اگزیستانسیالیستی این علوم، ضروری است. ✔️آشنایی با رویکردها و نقد بنیادین: تسلط بر نظریه‌ها و رویکردهای مختلف موجود در علوم انسانی غربی (از پوزیتیویسم تا پسامدرنیسم) باید مقدمه‌ای برای نقد ساختاری و بنیادین آن‌ها باشد. این نقد باید از موضعی دانشی صورت گیرد، نه صرفاً از موضع احساسی یا ایدئولوژیک. ⏹خطر آنارشیسم علمی (هرج و مرج علمی) بدون آشنایی عمیق با این علوم و عقبه‌های تاریخی و نظری آن‌ها، فهم درستی از علوم انسانی به دست نخواهد آمد. این امر ما را با خطر آنارشیسم علمی و هرج و مرج معرفتی مواجه می‌سازد. آنارشیسم علمی در اینجا به معنای رد کامل و غیرانتقادی تمامی دستاوردهای نظری غرب، یا تلاش برای ساختن یک نظام علمی کاملاً جدید از صفر بدون در نظر گرفتن تجارب و تلاشهای موجود در دانش معاصر است. که موجب کج‌سلیقگی و کج‌فهمی در فهم، تولید دانش غیرقابل تعمیم، التقاط و در هم آمیختگی اندیشه‌های نامتناجنس، افراط و تفریط در مواجهه با علم و تمدن. ⏹راهکار اجرایی: ضرورت آموزش درست و علمی برای پرهیز از هرج و مرج علمی و ورود موفق به هر رشته یا موضوعی، باید آشنایی عمیق و دقیقی کسب شود. این آشنایی عمیق تنها از طریق ورود عالمانه به ساختارهای رسمی و نهادینه میسر است. به تعبیر دیگر، آموزش علوم انسانی، چه به منظور نقد و چه به منظور توسعه، نیازمند گذراندن دوره‌های تخصصی است. این دوره‌ها باید شامل واحدهای تاریخ اندیشه، روش‌شناسی تحقیق، و نظریه‌های کلیدی آن دانش خاص باشند. برای مثال، یک طلبه و دانشجوی علوم سیاسی اسلامی باید علاوه بر مبانی فقه سیاسی، نظریه‌های دولت از ماکیاولی تا فوکو را به عنوان مبانی نظری مشترک درک کند. بهره‌مندی از استادان و امکانات آموزشی یکی از فرصت‌های موجود در ساختارهای آموزشی ریمی است. متخصصان و استادانی که توانایی تدریس انتقادی و عمیق هر دو حوزه (اسلامی و غربی) را دارند، سرمایه‌های اصلی این فرآیند هستند. ⏹تأکید بر اقدامات عملی صرف نظر از سطح علمی فعلی، و علاوه بر تقویت علوم اسلامی سنتی، باید در حوزه علوم انسانی نیز کارهای دقیق و ویژه‌ای انجام شود. این اقدامات نباید معطوف به تولید صرفاً نطریه‌های انتزاعی باشند، بلکه باید ریشه در واقعیت‌های جامعه داشته باشند. از این رو، شناخت عمیق تاریخ و فرهنگ جهانی و داخلی یک ضرورت است. این شناخت باید فراتر از روایت‌های تاریخی سطحی باشد و شامل تحلیل ساختارهای قدرت، فرهنگ عامه، و تحولات اجتماعی بلندمدت باشد. علوم انسانی ابزاری برای فهم این عمق هستند. ⏹نتیجه‌گیری: مسیر دستیابی به علوم انسانی اسلامی، مسیری است که در آن باید میراث غنی فلسفی، الهیاتی و علمی پانصدساله‌ی غرب، نه به عنوان دشمن و شیطان، بلکه به عنوان یک گام تکاملی از مسیر حقیقت‌جویی بشر، مورد مطالعه‌ی عمیق اجتهادی و نقد دقیق منطقی قرار گیرد تا خروجی نهایی، علومی مستحکم، اسلامی و کارآمد برای هدایت انسان باشد. ا•┈┈••✾••┈┈•ا ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/2767
همین الان قبل از جلسه دفاع پایان‌نامه یکی از دوستان: تا ریشه در آب است امید ثمری هست