بسم الله
🔵 ده فرمان امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره مراقبت از قلب در #نامه_31
1) قلب باید به وسیله موعظه زنده شود (أحی قلبک بالموعظة)
2) قلب در عین زنده بودن باید مرده باشد (أمته بالزهادة)
قلب به تلفیقی از «زنده بودن و پرحرارت و فعال بودن برای آخرت و کسب فضائل» و در عین حال «مرده بودن از حرکت به سوی حرام و دنیازدگی» نیاز دارد. درجای دیگری فرمود: لا #زهد کالزهد فی الحرام.
3) قلب باید قوی باشد به وسیله یقین (قوّه بالیقین) قلبی که به #یقین رسیده هم در تحمل مصائب دنیا قدرتمند میشود و هم در مواجهه با گناه قدرت خودکنترلی دارد. #تقوی
4) قلب باید رام باشد (ذلّله بذکر الموت) آنقدر با یاد #مرگ به این قلب وحشی تازیانه میزنند تا رام شود.
5) از قلب باید هر روز اقرار و اعتراف گرفت که فانی است نه باقی (قرّره بالفناء)
6) قلب باید با «حکمت» نورانی شود. (نوّره بالحکمة) #حکمت را به «اتقان العلم» معنا کردهاند یعنی درک خاصی که به انسان توانایی و درکی میدهد که در پیچ و خم تزاحمهای جامعه به علم خودش عمل کند.
7) قلب را باید نسبت به فاجعههای دنیا بصیر کرد (بصّره فجائع الدنیا)
8)قلب نباید مقهور صولت روزگار بشود (حذّره صولة الدهر). گاهی روزگار میخواهد اقتضائات غلط خودش را برقلب انسان تحمیل کند، قلب را باید از مقهور شدن در برابر روزگار بر حذر داشت.
9) اخبار گذشتگان را باید بر قلب عرضه کرد تا بیدار و متعظ و عبرتپذیر بشود (أعرض علیه اخبار الماضین)
10) مصیبتهای امتهای گذشته را #قلب میداند اما فراموش میکند. پس باید به او یادآوری کرد (ذکّره بما اصاب من کان قبلک)
#با_معارف_نهج،شماره ۱۵۶
@mohammadjavad_karimi
فرق ایمان و یقین
✍ پرسمان
قسمت اول
از دیدگاه قرآن «ایمان» عبارت است از علم و معرفت یقینى توأم با تسلیم و خضوع در برابر حق. بنابراین تعریف، مؤمن به کسی می گویند که باور عمیق قلبی اش در حدی است که باعث می شود به لوازم عملی ایمان سخت پایبند و تسلیم اوامر الهی باشد. این مشخصه نشانه آن است که این گروه در ایمان خود به اطمینان و مرتبه ای از یقین رسیده اند، ولی برخی مردمان دین را قبول دارند، اما در عمل به لوازم ایمان چندان پایبند و ملتزم نیستند، گویا این گروه چندان مطمئن به حقانیت دین و آموزه های آن نیستند.
#یقین وصف ایمان و بیان کننده مراتب آن است. #ایمان اصل باور عمیق قلبی است و یقین مراتب شدت گرفتن این اعتقاد است.
در«یقین» چهار شرط هست و با آنها، #ظن، شک و جهل، از قلمرو یقین خارج مى شود؛ چرا که در ظن و شک، جزم به ثبوت وجود ندارد، ولى یقین غیر قابل زوال است. قرآن کریم از ضرورتى که حاصل شرایط چهارگانه «یقین» است، با عباراتى از قبیل «لا رَیْبَ فِیهِ»(۱) و مانند آن یاد کرده است.(۲). ادامه دارد.
📚 ۱-بقره/۲.
۲- آل عمران/۹.
@mohammadjavad_karimi
✅ اسلام و ایمان و یقین چه فرقی با هم دارند؟
🔸برای درک تفاوت این سه سزاوار است به این فرمایش عرشی امام صادق علیهالسلام توجه کنید 👇
❇️ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَلْإِيمَانَ أَفْضَلُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ وَ إِنَّ اَلْيَقِينَ أَفْضَلُ مِنَ اَلْإِيمَانِ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَعَزَّ مِنَ اَلْيَقِينِ.
امام صادق عليه السّلام فرمود: #ايمان از #اسلام برتر است،و #يقين از #ايمان برتر است،و هيچ چيزى #عزيزتر و كمياب تر از #يقين نيست(۱).
❇️ ایمان چیست؟
کلمه ی ایمان؛ از ماده ی « ء- م- ن» اشتقاق یافته است و در لغت به معنای تصدیق قلب است با اقرار به زبان؛ و در اصطلاح عبارت از عقد قلبی و فعل نفس است. و به قول علامه طباطبائی در المیزان، مشروط به دو شرط علم و آگاهی از طرف ابتدا و عمل از طرف انتهاء است.
❇️ یقین چیست؟
یقین؛ عبارت است از علمی که در آن نقطه ی ابهام و تردیدی نباشد.(۲).
📚۱-تحف العقول، ص ۳۵۸ و اصول کافی، ج۲, ص ۵۱.
۲- تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج ۱۹,ص۲۴۳
@mohammadjavad_karimi
✅امکان یا عدم امکان شناخت یقینی(۴)
🖌کاوشي در مفهوم يقين
در اين كاوش, ابتدا به بررسي كاربردهای يقين در لغت و در علوم عقلی ميپردازيم, سپس اين كاربردها را با هم مقايسه ميكنيم:
الف. كاربرد يقين در لغت
واژهشناسان و كتابهای لغت «يقين» را قسمي از آگاهی, با ويژگی هايی خاص, ميدانند؛ اين ويژگی ها پس از انباشتن گفتههای آنها بر روي هم و جدا كردن مهمترين آنها, به قرار زير است:
۱- نابودگر شك و نقيض آن.
۲- فراهم آورنده آرامش روانی
۳- پايدار كننده حكم و تصديق
۴- برآمده ازانديشه و استدلال
۵- برخوردار از ثبات و روشني،
۶- زوال ناپذيری
۷- باوری كه از پس شك پديد ميآيد, و همراهی با آن ندارد
۸- مطابق با واقع
۹- بالاترين حد آگاهي و مؤكدترين آن كه جا براي هيچ گونه احتمال ستيزگر باقي نميگذارد.
با عنايت به ویژگی های يادشده, #يقين معرفتي است كه بالاترین حد آگاهی را با خود دارد.
ب. كاربرد يقين در منطق
منطقدانان مسلمان در چند جای دانش منطق, به ويژه مبحث برهان و مبادی آن, به بحث از يقين پرداختهاند؛ و به دليل اهميت فراوانش گاه حتی رسالهای جداگانه پيرامون تعريف و شرايط آن به نگارش درآوردهاند.
ابونصر فارابی يقين را اين گونه تعريف ميكند :
(ا): اليقين علي الاطلاق هو ان يعتقد في الشيء انه كذا أو ليس بكذا (ب) و يوافق ان يكون مطابقاً غير مقابل لوجود الشيء من خارج (ج) و يعلم انه مطابق له (د) و انه غير ممكن ان لا يكون قد طابقه أو ان يكون قد قابله (ه) و لا ايضاً يوجد في وقت من الأوقات مقابلاً له (و) و أن يكون ما حصل من هذا حصل لا بالعرض بل بالذات(۱).
مطابق اين گفته, يقين فرآورده شش عنصر در كنار هم است:
۱- باور به اين كه «چيزی چنان هست يا چنان نيست»؛
۲-مطابق بودن گزاره با آنچه خارج از آن است و گزاره از آن حكايت ميكند؛
۳-آگاه شدن شناسنده از اين كه باورش مطابق با واقع خارجی است؛
۴- آگاهی به ناممكن بودن اين كه باور ياد شده مطابق با واقع نباشد يا اين كه نقيض آن واقع شود؛
۵-ناممكن بودن اين كه زمانی مقابل باور يا نقيض گزاره مورد باور اتفاق بيفتد؛
۶-همه عناصري كه برشمرديم برامده از چيزهايي باشد كه حقيقتاً و بالذات چنين هستند.
ادامه دارد
📚۱- ابونصرفارابی، المنطقیات للفارابی، تحقیق: محمدتقی دانش پژوه، ج ۱, ص ۳۵۷-۳۵۰, چ اول، قم، ۱۴۱۰ ه،ق.
@mohammadjavad_karimi
✅ امکان یا عدم امکان شناخت یقینی (۵)
💎مؤلفه های #یقین از منظر فارابی
۱- باور به مفاد گزاره
۲- جزم
۳- صدق
۴- زوال ناپذیری
🔹عنصر«باور»،آنچه که باور به حساب نمی آید، مانند شک و تصورات را کنار می گذارد.
🔹مؤلفه«جزم», باورهای غیر جزمی مانند«ظنّ» را خارج می کند.
🔹قید «صدق», باور جزمی غیر مطابق، یعنی جهل مرکب را از تعریف یقین خارج می کند.
🔹و بالآخره عنصر«زوال ناپذیری», باور جزمی مطابق با واقعی که احتمال زوال دارد، یعنی تقلید مطابق با واقع، از دایره تعریف کنار می ماند.
ادامه دارد
@mohammadjavad_karimi
✅ امکان یا عدم امکان شناخت یقینی (۶)
✌️طرق معرفت یقینی
از منظر فلاسفه اسلامی، پیدایش یقین برای انسان، فرآیندمعین و روشنی دارد.
بوعلی سینا، برای #تحصیل یقین،
دو راه را معرفی می کند، برهان و استقراء.
📌 اقسام حجّت
۱- حجت یا استدلال، گاهی از کلّی به جزیی است که در علم منطق آن را #قیاس می نامند.
۲- گاهی از جزیی به کلّی است که آن را #استقراء می نامند.
۳- گاهی هم از جزیی به جزیی است که آن را #تمثیل می نامند.
از این سه قسم فقط دو قسم اول و دوم با رعایت شرایطی می تواند منتهی به تولید معرفت یقینی گردد.
📌 اقسام استقراء
۱- استقراء #تام؛مفید #یقین است، زیرا در آن ، تعداد جزئیات مورد بررسی، متناهی و محدود بوده و بررسی یکایک آنها ممکن است.
۲- استقراء #ناقص،که تفحُص تمام جزئیات در آن ممکن نیست، صرفا مفید #ظنّ بوده و در جدل کاربرد دارد نه در برهان.
📌برهان
برهان؛ قیاسی است که از مبادی و مقدمات یقینی تشکیل شده و #مفید یقین می باشد(۲).به عبارت دیگر #قیاس برهانی، قیاسی است که از مواد یقینی تألیف شده باشد، به طوری که ضرورتاً نتیجه یقینی به دست می دهد.
📚۱- دکتر محمد خوانساری، دوره مختصر منطق صوری، ۳۷-۱۳۶
۲- ابن سینا، برهان شفاء، ص ۷۸.
ادامه دارد
@mohammadjavad_karimi
✅ امکان فهم و شناخت یقینی از دین(۹)
🔸آیا شناختی صحیح از دین ممکن است؟
در مقابل #شکاکیت دینی، قول به #امکان شناخت صحیح از #دین و حصول فهم #یقینی از دین مطرح است. این دیدگاه، مورد پذیرش تمامی اندیشمندان اسلامی است.
📌همان گونه که در مباحث گذشته اشاره شد، #انسان در پی کشف حقیقت ودر #طلب #یقین است. این امر، گرچه #صعب و مشکل است و تلاش های فراوان می طلبد، ولی #امکان آن وجود دارد. می توان با شکیبایی و تحمل و با رعایت #شرایط لازم، به یقین رسید.
📌تمام سخن در این مقام این است که شناختی #صحیح از دین و حصول #فهم یقینی از #دین ممکن و شدنی است و می توان به #شریعت عریان و #واقعی دسترسی پیدا کرد و آن را همانگونه که مراد شارع است، بازیافت.
📌به این #فهم از دو زاویه می توان نگریست: از نظر #فلسفی و #معرفت شناختی در عالم اسلام؛ #علم حصولی برای #انسان، آنگاه محقق می شود که #صورتی از شی ء، نزد عالِم حاصل شود. از آنجا که محال است متن عینیت به ذهن آید، طبعا چیزی مربوط به آن در ذهن جایگزین می شود که بتواند از آن حکایتگر باشد. این جانشین همان صورت اوست. در مباحث علم، به صورت، معلوم بالذات و به شی ء، معلوم بالعرض اطلاق می شود. حال اگر #معلوم بالذات بر #معلوم بالعرض #منطبق باشد، #علم و یقین حاصل می شود و صادق خواهد بود، و الاّ کاذب است.
📌در فلسفه اسلامی، مکانیزم ها و راه حل هایی برای شناسایی خطا و اصلاح آن معرفی شده است(۱).
📚۱- سیدمحمد حسین طباطبائی، اصول فلسفه و روش رئالیسم،ج۱, و محمد تقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج ۱,درس ۱۳ و ۱۹.
@mohammadjavad_karimi
✅ امکان فهم و شناخت یقینی از دین (۱۳)
🪐 نگاهی گذرا بر انواع شناخت های دینی
اکنون در پرتو نكاتی كه بيان شد، نگاهی گذرا به انواع شناختهای دينی می افكنيم:
پاره ای از شناخت های دينی را مي توان در زمره مسائل فلسفی پيش از علم قرار داد كه با دلايل صرفا عقلی به اثبات مي رسند و به اصطلاح، از قبيل گزاره های پيشينی نظری هستند. در چنين شناخت هايی، همچنان كه گذشت، مي توان به #يقين #منطقی دست يافت.
❇️ باورهای اساسی اديان، يعنی باور به وجود خدا، باور به توحيد ذاتی، صفاتی و افعالی، باور به ضرورت نبوت و باور به معاد، همگي در اين بخش جای مي گيرند. به عبارت ديگر، در #اصول #اعتقادات و #اصول #دين، راه تحصيل #يقين منطقی به آنها باز است.
از طرفی در فلسفه اسلامی، يكی از اقسام علم حضوري، علم حضوری معلول به علت هستی بخش خود دانسته شده است؛ از اين رو گزاره «خدا وجود دارد.» می تواند به عنوان گزاره ای وجدانی در ذهن منعكس گردد و چنان كه گفتيم، وجدانيات نيز از جمله گزاره های پيشينی و مفيد يقين منطقی هستند. در هر حال، تمام آن دسته از گزاره های دينی كه از جمله گزاره های پيشينی و قبل از علم به حساب مي آيند و مي توان با براهين عقلي محض براي آنها دليل آورد و به تصديقشان پرداخت، قابل دستيابی به يقين منطقی هستند.
🔸اما ساير گزاره هاي دينی كه يا تنها از طريق نقل به اثبات مي رساند، يا دست كم در استنباط آنها از مقدمه ای نقلی استفاده گرديده است، قابل دستيابی به يقين منطقی نيستند؛ زيرا شناخت های نقلی ما به وسيله يكي از اين سه راه بدست مي آيد؛ خبر واحد، خبر واحد محفوف به قراين قطعی و خبر متواتر.
خبر واحد معتبر، چيزی بيش از ظن نوعی را نتيجه نمی دهد و خبر متواتر، با عنايت به تشكيكی كه در دو شرط عقلی آن صورت گرفته و نيز خبر واحد محفوف به قراين قطعی نيز چيزی فراتر از يقين روانشناختی(= قطع اصولی) به بار نمی آورد.
بنابراين، #امكان نيل به #یقين #منطقی در #تمام گزاره های دينی #وجود ندارد، بلكه تنها در #بخشی از آموزه های دينی مي توان به #چنين يقينی نايل آمد.
بر اين اساس، #تمامی آنچه كه از #تقليد حاصل مي شود، جزم و يقين منطقی نيست؛ چون اوّلاً احتمال خلاف در آن زياد است و ثانيا قابل نقض و زوال پذير است ؛ مثلاً هرگاه از مقلّد جازم سؤال شود كه به چه دليل به فلان مطلب، جزم و يقين داری، در پاسخ خواهد گفت: چون فلان شخص گفته است. در اين صورت فرد مقلِّد با كمترين شبهه ای، ممكن است شك كند و جزم و يقين او زايل گردد و اين گونه جزم و يقين كه جازم و مالك آن نيز نيست، در معرض زوال می باشد.(۱)
📚۱- آیت الله جوادی آملی، شناخت شناسی در قران، ص ۲۳۹.
@mohammadjavad_karimi