eitaa logo
اشعار اهل‌بیت علیهم‌السلام
284 دنبال‌کننده
11 عکس
2 ویدیو
0 فایل
🔰اَلسَّلاٰمُ عَلَیْکُمْ یٰا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ 💠 اگر شعر خوبی روزیتون شد و ازش خوشتون اومد بفرستید: @abes80
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیها پس از حسین کَزو خوب تر تراب ندیده چه ها گذشت به زن های آفتاب ندیده به بزم باده به جز دست های رفته به زنجیر چه میرود به سر دختر شراب ندیده https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیه دو چشم تر، دلی ناشاد دارم فغان از چرخ بد بنیاد دارم تن افسرد و پژمرده حالی چو نی دائم نوا و داد دارم گرفتارم به درد بی دوائی که شبها تا سحر فریاد دارم ز پیر عقل پرسیدم طبیبی سراغت هست؟ گفتا یاد دارم اگر خواهی محلش را بدانی سراغ از محبس بغداد دارم چه دکتر نام او باب الحوائج بخاطر این سخن ز استاد دارم تنش خسته خودش در سجده محزون ز حزنش خاطری ناشاد دارم دو پایش بسته در زنجیر بیداد فغان و داد از آن بیداد دارم در آن زندان همی گفتی شب و روز الهی از تو استمداد دارم به قانون جفا حبس مجرّد بدل داغ غم اولاد دارم شبم تاریک و روزم تار چون شب به تاریکی دل معتاد دارم بسان صید دست و پای بسته مکان در خانۀ صیاد دارم تو آگاهی چه آذر در دل زار ز سِند، آن پیرو شدّاد دارم تحمل مینمایم بر جفایش ز تن تا مرغ جان آزاد دارم ندارم راه آزادی ز محبس به پا زنجیر استبداد دارم ز زنجیر ار چه ساقم گشته مرضوض کمان آسا قد شمشاد دارم ندارم شکوه لیکن قید ارثی که از جدّ خودم سجاد دارم فغان در کنج زندان گاه بر خود گهی بر قبلةُالعُبّاد دارم «حسینی» زاشک شور و شعر شیرین هماره شیوۀ فرهاد دارم ز سینه کوه و تیشه دستِ حسرت کی از فرهاد استبداد دارم https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیه الهی اکبر از تو اصغر از تو بخون آغشتگانم یکسر از تو اگر صد بار دیگر بایدم کشت حسین از تو سر از تو خنجر از تو قضای تو چو بروفق تقاضا است به زشت و خوب دادی آنچه خود خواست الهی حنجر از من خنجر از شمر نصیب خود برد از تو کج و راست چنان سرگرم صهبای الستم که سر از پا ندانم بس که مستم همین دانم که از بهر نثارت به دست انگشتری مانده است و دستم بلائی کز توام ای داور آید مرا از نکهت جان خوشتر آید به میدان وفا من بی سر آیم به سویت عاشقان گر با سر آید تماشا پای شوقم برده از جا سراپا گشته ام غرق تجلّی در اثباتت ز نفی لا گذشتم شدم خود عین استثنای الا برای قتل من خصم کج اندیش کشیده لشگر کین از پس و پیش یکی سر میبرد از من یکی دست من از ذوق تجلّی رفته از خویش بدل تا سر خط مهرت نوشتم همه بود و نبود از دست هشتم ز تو بود آنچه در راه تو دارم که من از خویشتن تخمی نکشتم الهی با تو آن عهدی که راندم بحمدالله به سر منزل رساندم هر آن دُرّی که در گنجینه ام بود یکایک بر سر راهت فشاندم صبا از من برو سوی مدینه بگو با مادرم کای بی قرینه بیا یکدم به بالین حسینت تسلّی ده به کلثوم و سکینه https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه سلطان کربلا چو تمنای آب کرد دشمن به تیر حرمله او را جواب کرد ناخورده آب طفل رضیع حسین را آن تیر ظالمانه او سیر از آب کرد از سوز تشنگی که علی جان‌سپار بود دشمن ندانم از چه به کشتن شتاب کرد بگرفت خون حلق علی را به کف حسین با خون او محاسن خود را خضاب کرد از آن همه شکوفه به گلزار کربلا این بود گلپری که شهادت گلاب کرد خون میچکد ز خامه زرین کلام تو بس کن حسان که شعر تو دلها کباب کرد https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه خواست تا تر کند از چشمه‌ی کوثر کامش خواست تا در صف عشاق نویسندش تک خواست آن طفل بیاورد به بزم معشوق گفت شه آخر قربانی ما این طفلک قطره‌ی آب ز کامش منمائید دریغ کز عطش لب به دهن میمکد اندک اندک دانی آن تیر بلا گشت ز دست که رها آنکه بنمود از اول به جهان غصب فدک شاه خون علی اصغر به سما میپاشید یعنی عاشق من و معشوق تو و این سنگ محک گفت با ناله که ای بلبل خوش الحانم بسوی باغ جنان میروی الله معک گرچه پابسته و دلخسته ز دستم رفتی لیک آسوده شدی از ستم جور فلک https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیه ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید امّا زبان ندارد دیشب به گاهواره تا صبح ناله می زد امروز روی دستم دیگر توان ندارد هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد اشگی که تر کند لب دور دهان ندارد رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبۀ خشک این غنچۀ بهاری غیر از خزان ندارد ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد شمشیر اوست آهش فریاد او تلظّی جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد منّت به من گذارید یک قطره آب آرید بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد با من اگر به جنگید تا کشتنم بجنگید این شیرخواره بر کف تیغ و سنان ندارد مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها جز اشک خجلت خود آب روان ندارد تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن جز شانۀ امامش دیگر مکان ندارد «میثم»، به حشر نبود غیر از فغان و آهش آنکو از این مصیبت آه و فغان ندارد https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیها سلام‌الله‌علیه گهواره خالی می شود با رفتن تو دیگر نمانده فرصتی تا رفتن تو حتی خدا با رفتنت راضی نمی شد عیسای من قربان بالا رفتن تو هر چیز را هر رفتن ناممکنی را می شد که باور کرد الا رفتن تو وقتی گناهی سر نمی زد از گلویت یعنی چرا یعنی معما رفتن تو ای کاش می بردی مرا با چشمهایت یا اینکه می افتاد فردا رفتن تو وقتی که پا در عرصه حق می گذاری فرقی ندارد آمدن یا رفتن تو https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیها سلام‌الله‌علیه دیدنت در همه‌ی راه معما شده است تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است؟ دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است باز، حرمله سرگرم تماشا شده است باورم نیست که بالای سرم می خندی دل من سوخته تر از دل لیلا شده است ساربانی که نگین پدرت را دارد چند روزی است در این قافله پیدا شده است حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد باورم نیست که در حنجره ات جا شده است کاش آرام رود قافله تا راه روی بعد من نوبت لالایی زهرا شده است کاش آرام رود تا که نیفتی از نی ولی افسوس سر رأس تو دعوا شده است نیزه داری که تو را می برد این را می گفت باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه به روی دست غریبی کبوتری پر زد عدو سه شعبه خود را به حلق اصغر زد نه اینکه حلق علی را عدو نشانه گرفت درست تیر سه شبه به قلب مادر زد چنان سفیدی حنجر ز دور پیدا بود که تیر بوسه ز نرمی زیر حنجر زد ندیده چشم رباب و سکینه و زینب به روی دست پدر او چگونه پرپر زد نمانده کس که بیاید به تشییع اصغر بنای قبر علی را به دست مضطر زد https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه روايت است كه چون تنگ شد بر او ميدان فتاد از حركت ذوالجناح وز جولان نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سيد الشهدا بر جدال طاقت داشت كشيد پا ز ركاب آن خلاصه ي ايجاد به رنگ پرتو خورشيد، بر زمين افتاد هوا ز جور مخالف، چو قيرگون گرديد عزيز فاطمه از اسب سرنگون گرديد بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد اگر غلط نكنم، عرش بر زمين افتاد https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیه هر روز پای هر محنت گریه می‌‌کنم بر هر هزار زخم تنت گریه می‌‌کنم با نوحه‌‌های هر شب تو گریه می‌‌کنم با روضه‌‌های دل شکنت گریه می‌‌کنم یعقوب‌‌های چشم من از دست رفته‌اند از بس برای پیرهنت گریه می‌‌کنم در بین قبر هم کفن کربلا به تن از داغ جسم بی کفنت گریه می‌‌کنم گاهی شبیه روز دهم، سرخ می‌‌شوم بر لحظۀ به نی شدنت گریه می‌‌کنم ای سوخته‌ترین بدن زیر آفتاب بر زخم تاول بدنت گریه می‌‌کنم https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250
سلام‌الله‌علیها سلام‌الله‌علیه هر روز من به یاد تنت گریه می کنم با پاره پاره پیرهنت گریه می کنم می سوزم و وداع تو را اشک می شوم از رفتن و نیامدنت گریه می کنم پای لب ترک ترکت آب می شوم بر لحظه های لب زدنت گریه می کنم داغ تو را به سینه زنم تا به قتلگاه با نیزه های بر بدنت گریه می کنم تو زیر چکمه های کسی خاک می خوری من پای دست و پا زدنت گریه می کنم تو از فراز نیزه مرا می کنی نگاه من بر فراق بی کفنت گریه می کنم می میرم و دوباره مرا زنده می کنی بر هر هزار زخم تنت گریه می کنم https://eitaa.com/joinchat/723189809C8387980250