#کودک_و_نوجوان
📚نذر مخصوص/ داستان محرمی ویژه کودکان
#کلر_ژوبرت
قیمت: ۳۵ تومان
#محرم #عاشورا
@skybook
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
.
▪️مقتل خوانی و گفتگو پیرامون قیام اباعبدالله
▪️با محوریت کتاب؛
"الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباده" شیخ مفید
▪️ذکر مصیبت و مدح اباعبدالله الحسین
🔹 هر روز دهه اول محرم از ساعت ۱۸:۰۰
آدرس: خ مسجد سید خ ظهیرالاسلام کوچه شهید حیرت بن بست شکوفه ساختمان #سها
✅ پخش زنده از طريق لينك زير
https://www.skyroom.online/ch/sohasima/soharoom
#روضه_سها
@soha_sima
#بریده_کتاب
تعزیهٔ ما رو با اون پوستین و شیر میشناسن. تنها پوستین واقعی این منطقهست... حالا میگن... لااله الا الله ... نمیخوام بهش فکر کنم؛ ولی پوستین تیکهایه؛ یه شیر واقعی! پوستین قدیمی یه چیز دیگه ست؛ مثل شناسنامه. میشه شناسنامه نو گرفت. همه می تونن؛ ولی هیچی اصل و نسب آدمو نشون نمیده؛ مگر قدمتش. برا تعزيهٔ ما خیلی مهمه. عصر عاشورا وقتی میآد تو میدون، اشک همه رو به تنهایی در می آره. ملتفتی؟
📚شیرنشو
#مجید_قیصری
@skybook
.
و عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد.
شهادت، تن به مرگ سپردن نیست، بل در حفاظت از آرمان، شمشیر کشیدن است و جنگیدن و ناخواسته در مهلکه افتادن و پیوسته دست رد به سینهی هلاکت زدن و آن گاه، در لحظهیی بیبدیل، به ناگزیری مرگ رضا دادن و لبیک گفتن، یا حتی فرصت لبیک هم نیافتن.
شهادت، انتخاب نوعی زندگی است، نه انتخاب مرگ
#نادر_ابراهیمی
📚 سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد
@skybook
اجمال وحی است و تفصیل نیز؛
اما اجمال، وحی الهی است و تفصیل وحی شیطانی...
#یوسفعلی_میرشکاک
@skybook
گفتمش:
ـ «شیرینترین آواز چیست؟»
چشم غمگینش بهرویم خیره ماند،
قطرهقطره اشکش از مژگان چکید،
لرزه افتادش به گیسوی بلند،
زیر لب، غمناک خواند:
ـ «نالۀ زنجیرها بر دست من!»
گفتمش:
ـ «آنگه که از هم بگسلند . . .»
خندۀ تلخی به لب آورد و گفت:
ـ «آرزویی دلکش است، اما دریغ!
بختِ شورم ره برین امید بست.
و آن طلایی زورق خورشید را
صخرههای ساحل مغرب شکست! . . .»
من به خود لرزیدم از دردی که تلخ
در دل من با دل او میگریست.
گفتمش:
ـ «بنگر، درین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست!»
سر به سوی آسمان برداشت، گفت:
ـ «چشم هر اختر چراغ زورقیست،
لیکن این شب نیز دریاییست ژرف.
ای دریغا شبروان! کز نیمهراه
میکشد افسونِ شب در خوابشان . . .»
گفتمش:
ـ «فانوس ماه
میدهد از چشم بیداری نشان . . .»
گفت:
ـ «اما، در شبی اینگونه گُنگ
هیچ آوایی نمیآید بهگوش . . .»
گفتمش:
ـ «اما دل من میتپد.
گوش کُن اینک صدای پای دوست!»
گفت:
ـ «ای افسوس! در این دام مرگ
باز صید تازهای را میبرند،
این صدای پای اوست! . . .»
گریهای افتاد در من بیامان.
در میان اشکها، پرسیدمش:
ـ «خوشترین لبخند چیست؟»
شعلهای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
ـ «لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»
من زجا برخاستم،
بوسیدمش.
ه.ا.سایه
#هوشنگ_ابتهاج
@skybook
#درباره_کتاب
تا زمانی که به سبب قوانین و رسوم، عذابی اجتماعی پدید آید که در اوج تمدن دوزخهایی بیافریند و تقدیر الاهی را با مصیبتی انسانی بیالاید؛
تا زمانی که سه گرفتاری زمانه - سقوط مرد به دلیل رنجبری، تباهي زن به دلیل گرسنگی، نزاری کودک به دلیل ناآگاهی – از میان نرفته باشد؛
تا زمانی که در سرزمینی اختناق اجتماعی امکان پذیر باشد یا، به بیان دیگر و از دیدگاهی گسترده تر، تا زمانی که در زمین نادانی و بینوایی باشد، کتابهایی از این دست بیفایده نخواهند بود.
یقین دارم که این کتاب، اگر یکی از مهمترین آثار جهان نباشد، مهمترین اثر من است...
#ویکتور_هوگو
📚بینوایان
ترجمه: محمدرضا پارسایا
#نشر_هرمس
قیمت دوره دو جلدی: ۳۵۰ تومان
@skybook
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
.
...شعر شاعر زبان مردم است. وقتی شاعر میمیرد، زبان عزادار می شود. پس امروز یکی از روزهای عزای زبان فارسی است.
▪️عزای زبان
گعدهای با یاد شاعر مردم، هوشنگ ابتهاج(سایه)
📅 یکشنبه، ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۰
آدرس: خ مسجد سید خ ظهیرالاسلام کوچه شهید حیرت بن بست شکوفه ساختمان #سها
✅ پخش زنده از طريق لينك زير
https://www.skyroom.online/ch/sohasima/soharoom
@soha_sima
.
آقا مهدی بعد از شهادت حمید نتوانست یانخواست برود ارومیه.
ولی بعدش به کریم طریقت سفارش کرد برود قم برای خانواده حمید خانه خوبی اجاره کند تا آسایش داشته باشند. بعد از شهادت خودش هم صفیه خانم رفت آن جا فکر کنم بعد از کربلای پنج بود که رفتیم قم، رفتیم دم در خانه آنها. احسان (پسر حمید) را صدا زدیم. همان جا بود که فهمیدیم فردا برای هردوشان مراسم گرفتهاند. خوشحال شدیم که به موقع آمدهایم. احسان را برداشتیم بردیم زیارت و تفریح، موقع برگشتن خواستیم خداحافظی کنیم که صفیه خانم تعارف کرد بمانیم. گفتیم «نه، مزاحم نمیشویم.»
گفت «اگر مهدی الآن این جا بود جرأت داشتید بگویید نه؟»
گفتیم «نه»
گاهی خیلی دلم برای آقا مهدی تنگ میشود. میروم خودم را سرگرم کارهایی میکنم که بعد پیرمردی بیاید مچم را بگیرد بگوید «این کارها کار تو نیست. کار مهدی است، معلوم است شاگرد خوبی برایش بوده ای.»
📚 به مجنون گفتم زنده بمان
#شهید_مهدی_باکری
#روایت_فتح
#ادبیات_پایداری
@skybook
.
#تازه_ها
کتاب "ما و راه دشوار تجدد" و "رساله در باب سنت و تجدد" دو اثر استاد رضا داوری اردکانی، در سال ۱۳۸۶ توسط انتشارات ساقی به زیور طبع آراسته شد و مجددا هر دو اثر در یک مجلد توسط انتشارات رستا در سال ۱۳۸۹ به انتشار رسید. در بهار امسال (۱۴۰۱) توسط نشر "نقد فرهنگ" با ویراستاری، حروفچینی و صفحه آرایی جدید، منتشر گردید.
📚 ما و راه دشوار تجدد
#رضا_داوری_اردکانی
چاپ اول نشر #نقد_فرهنگ
قیمت پشت جلد: ۱۶۵.۰۰۰ تومان
قیمت آسمان: ۱۴۸.۵۰۰ تومان
@skybook
"پاتوق کتاب آسمان"
. #تازه_ها کتاب "ما و راه دشوار تجدد" و "رساله در باب سنت و تجدد" دو اثر استاد رضا داوری اردکانی، د
.
هر عالمی ساکنان خاص خود دارد. آدم قرون وسطایی در دوره جدید احساس غربت می کند، چنان که برای شخص مدرن هم زمان و زندگی قرون وسطایی قابل تحمل نیست. من گمان میکنم فیلسوفان و نویسندگان اروپایی و به خصوص آلمانیِ آخرِ قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که شیفته و شیدای پایدیای یونانیاناند اگر تحقق دوباره مدينه آتن ممکن و میسر میشد، این شیفتگان شاید از اقامت چند روزه در آن لذت میبردند، اما تابِ زندگیِ دائم در آن نداشتند، زیرا دل و جانشان با فرهنگ عالم یونانی سازگار نبود. عالم جديد با مردمی ساخته شده است که کم و بیش برخوردار از علم و عقل و فهمِ بیکنی و دکارتی و کانتیاند. مپندارید که میگویم مردم اروپا و آمریکا همه فلسفه آموختهاند و پیرو بیکن و دکارت و كانت بودهاند و هنوز هم هستند، که چنین نیست، بلکه مردم عالم متجدد به علمی میپردازند که بیکن وصف کلی آن را بیان کرده است و از عقل و فهمی بهره دارند که دکارت و کانت آنها را یافته و وصف کرده و نشان دادهاند. علم را میتوان تعلیم کرد، اما اینکه علم را چگونه باید یافت و تأسیس کرد و چه علمی را باید آموخت، آموختنی نیست. فهم و عقل را هم به کسی نمی آموزند.
#تازه_ها
📚 ما و راه دشوار تجدد
#رضا_داوری_اردکانی
چاپ اول نشر #نقد_فرهنگ
@skybook
همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست میداشته را
بیگانه مییابد...
📚بیگانه
#آلبر_کامو
@skybook
.
#درباره_کتاب
ما همیشه برای سفارش کتاب کودک و پیشنهاد به مادرهایی که معمولا برای بچهشون کتاب خوب میخواستند مشکل داشتیم.
کتابهایی که امروز برای کودکان چاپ میشه معمولا یا نقاشیهای خوبی ندارن یا قصهی خوبی...
نقاشیهایی که جزییاتشون کمکی به قصه دار شدن تصویر کلی نمیکنند و قصههایی که معمولا بچهها را جدی نگرفتن و دنبال انتقال یه مفهوم به طور ابتدایی و سطحی به بچهها هستند.
کتاب "کوچ روزبه" را یکی از مخاطبین خوبمون پیشنهاد کردند. نقاشیها با نثر کتاب هماهنگی خوبی دارن و داستان و قلم نویسنده کمک میکنه تا والدین بتونند علاوه بر قصهی کتاب با فرزندشون حرف بزنند. چیزی که ما امروز کمتر بهش توجه داریم و خیلی وقتها از عهدهاش بر نمیایم همین ایجاد فرصت و فهم گفتگو با بچههاست.
📚 کوچ روزبه
تصویرگر و طراح داستان: حسامالدین طباطبایی
نویسنده: آتوسا صالحی
🔹 کتابهای فندق #نشر_افق
#کودک_و_نوجوان
@skybook
.
📚 مهارت معلمی/ #استاد_قرائتی
قیمت: ۳۵.۰۰۰ تومان
📚 ذوالشهادتین/ برشهایی از خاطرات و روایتهای تاریخی #علامه_مصباح
قیمت: ۹۰.۰۰۰ تومان
📚 کلیدها/ #نزار_قبانی
گفتگوهایی پیرامون شعر و زندگی
قیمت: ۱۸.۰۰۰ تومان #چاپ_قبل
📚 خلاصه کتاب چهل حدیث #امام_خمینی(ره)
قیمت پشت جلد: ۱۱۰.۰۰۰ تومان
قیمت آسمان: ۹۸.۰۰۰ تومان
@skybook
#بریده_کتاب
مسئلهٔ علم همان آموزش دادن است. «تعليم» عبارت است از یاد دادن. از نظر تعلیم، متعلم فقط فراگیرنده است و مغز او به منزله انباری است که یک سلسله معلومات در آن ریخته می شود. ولی در آموزش، کافی نیست که هدف این باشد. امروز هم این را نقص میشمارند که هدف آموزگار فقط این باشد که یک سلسله معلومات، اطلاعات و فرمول در مغز متعلم بریزد، آنجا انبار بکند و ذهن او بشود مثل حوضی که مقداری آب در آن جمع شده است. هدف معلم باید بالاتر باشد و آن این است که نیروی فکری متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتکار او را زنده کند.
یعنی کار معلم در واقع آتشگیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا این تنور را داغ کنید، و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است، شما آتشگیره از خارج میآورید، آنقدر آتش زیر این چوبها میگیرید تا خود اینها کمکم مشتعل شود و تنور با هیزم خودش مشتعل گردد...
📚تعلیم و تربیت در اسلام
#شهید_مطهری
@skybook
هزار جهد بکردم که سّر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
#شعر
#سعدی
@skybook
#بریده_کتاب
وقتی خبر غارت های بسر بن أرطاة به کوفه رسید، امیرالمؤمنین (ع) مردم را به جنگ دعوت کرد، اما آنها نپذیرفتند و حاضر به حرکت نبودند. حضرت بین آنها خطبه خوانده و فرمود:
ای مردم! سرآغاز پراکندگی شما و شروع نقص شما از زمانی بود که خردمندان و صاحب نظران از بین شما رفتند. آنها که اگر سخن میگفتند در گفتار خود صادق بودند، و سخن گفتنشان عادلانه بود و وقتی به یاری خوانده می شدند اجابت می کردند. به خدا قسم من شما را بارها و بارها، در نهان و آشکار، در شب و روز، در صبح و شام فراخواندم؛ اما دعوت من جز بر پراکندگی و فرار شما نیفزود. آیا موعظه و دعوت به هدایت و حکمت فایده ای برای شما ندارد؟
📚ترجمه الغارات/سالهای روایت نشده از حکومت امیرالمومنین علیه السلام
@skybook