eitaa logo
پژوهشگاه حم
337 دنبال‌کننده
982 عکس
1.2هزار ویدیو
39 فایل
بخشی از مقالات متنوع سیدمحمدحسینی(منتظر) فرزند مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمین؛ حاج سید میربابا حسینی(فاطمی) (اعلی الله مقامه الشریف) در حوزه‌های مذهبی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...
مشاهده در ایتا
دانلود
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت پرده فیلم دختر شمخانی و بازداشت پژمان جمشیدی ☜از میدان تا رسانه؛ صدای مقاومت را با ما بشنو ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقدونظر مصلحت‌سنجی؛ راهبرد یا روش؟ همه این فرمایشات بصیرتی، صحیح و متین ولیکن بخش مورد اشاره در این پیام صوتی، قابل نقد و تأمل بیشتری است. 👌 در ، اساساً اصالت و اعتبار چندانی ندارد اما در ، ممکنست جنبه پیدا کند و حتی مستظهر به توجیه هم بشود ولیکن در ، صرفاً می‌تواند جنبه روشی، تفسیری و داشته باشد و نه بیشتر که از لحاظ مدتی، محسوب می‌شود. همان مفهومی که از در داریم. همچنان‌که در حوزه هم قابل ارزیابی است. در 👈این‌جا👉و👈این‌جا👉 به این نکته اشاره‌ای شد که بنظر می‌رسد؛ (س)، انقلابی‌تر از (ع) بودند. زیرا در مواجهه با ، تا لحظه خود، هیچ‌گونه نرمش و مماشاتی بخرج ندادند. ولیکن و سنت (ع)، (چنانکه هم عنوان کرده)، دو حالت متفاوت داشت که می‌توان آن را به قبل از و بعد از ، تقسیم کرد: 🔲قبل از خلافت؛ 🔲بعد از خلافت؛ ✅هر ۲ که ، ادعا می‌کند چنین روشی، از امتیازات (ع) است که سایر و دنیا روش معکوسی داشته و دارند! الغرض؛ این ادعا که « و امثال ، به مصلحت نظام و ملت نیست»، وجاهتی ندارد. ولو با این توجیه که ممکنست (که دشمنان نمی‌دانند؟!) فاش گردد! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۷
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وفاق اقتصادی ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقدونظر رابطه وفاق نفاق با اتحاد مقدس! 👌اگرچه این فیلم، ربطی به دروغین ندارد اما عنوان مناسبی برای آنست و را بخوبی برملا می‌کند! و وحدتی که فرمودند، غیر این است. مولانا/مثنوی معنوی/دفتر۴/بخش۱۷ گلچینی از ابیاتی مفصل در شرح «انما المؤمنون اخوة و العلماء کنفس واحدة»: مؤمنان معدود لیک ایمان یکی جسمشان معدود لیکن جان یکی غیرفهم و جان که در گاو و خرست آدمی را عقل و جانی دیگرست جان حیوانی ندارد اتحاد تو مجو این اتحاد از روح باد بلک این شادی کند از مرگ او از حسد میرد چو بیند برگ او جان گرگان و سگان هر یک جداست متحد جان‌های شیران خداست فرق‌ها بی‌حد بود از شخص شیر تا به شخص آدمی‌زاد دلیر لیک در وقت مثال ای خوش‌نظر اتحاد از روی جانبازی نگر شب بهر خانه چراغی می‌نهند تا به نور آن ز ظلمت می‌رهند آن چراغ این تن بود نورش چو جان هست محتاج فتیل و این و آن گر ز قرآن نقل خواهی ای حرون خوان جمیع هم لدینا محضرون محضرون معدوم نبود نیک بین تا بقای روح‌ها دانی یقین روح محجوب از بقا بس در عذاب روح واصل در بقا پاک از حجاب زین چراغ حس حیوان المراد گفتمت هان تا نجویی اتحاد روح خود را متصل کن ای فلان زود با ارواح قدس سالکان زان همه جنگند این اصحاب ما جنگ کس نشنید اندر انبیا زانک نور انبیا خورشید بود نور حس ما چراغ و شمع و دود کم نشین بر اسپ توسن بی‌لگام عقل و دین را پیشوا کن والسلام 👌علی أی‌حال «وفاق یغماگری نفاقیان و سالوسیان»، تحقق یافته است! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۷
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 ⁉️نفوذ از کجا آغاز شد؟ و اکنون به کجا رسیده؟ (بخش اول): خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج در ایران، از و او، شروع شد. فلذا بدون شناخت بازرگان، «نسب‌شناسی نفوذ»، به کج‌راهه یا کم‌ثمری، خواهد رفت. 👌بازرگان؛ تشکیلاتی‌ترین شخص (حقیقی/حقوقی) قبل و بعد «نهضت+نظام اسلامی» بود و دست‌پرورده‌های وی کماکان در تموجات سهمگینی علیه و هستند. عضویت‌های سیاسی (بعضاً همزمان) و فعالیت‌های تشکیلاتی مهندس مهدی بازرگان: ۱۳۲۵–۱۳۲۰ (حزب ایران) ۱۳۴۰–۱۳۲۸ (جبهه ملی ایران) ۱۳۳۹–۱۳۳۲ (نهضت مقاومت ملی) ۱۳۷۳–۱۳۳۶ (انجمن اسلامی مهندسین) ۱۳۶۰–۱۳۵۶ (جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر) ۱۳۵۹–۱۳۵۸ (گروه همنام) ۱۳۶۹–۱۳۶۴ (جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران) و مهمتر از همه این‌ها؛ حزب سیاسی (۱۳۷۳–۱۳۴۰) که مؤسس و رهبر آن بود (و شهدایی مثل و نیز او را معیت می‌کردند!). بازرگان اگرچه (بلحاظ شغل بازرگانی پدرش) بازاری‌مسلک بود و بالتبع سنتی خود را داشت و به همین علت هم، مطرود انواع تشکل‌های مبارزاتی (علیه ) از جمله (به رهبری )، بود (که با اسلام، داشتند!) ولیکن نفوذ و قدرت او تا بدان‌جا بود که با ملاحظه خیانت‌های یاران قدیمی خود، هنگام بازسازی و سازمان‌دهی مجدد تشکیلات سیاسی خود، گروهک بازرگان را نیز به عضویت خود در آورد که سایر اعضای آن (جامعه سوسیالیست‌ها، حزب مردم ایران و حزب ملت ایران)، عمدتاً گرایشات داشتند! که البته توسط (موسوم به )، سرکوب شد و مقارن گردید با فوت مصدق. در چنین معارکی، بازرگان آن‌قدر (و شاید ) داشت که خود را در دو محور (نهضت آزادی ایران) و محور (سازمان مجاهدین خلق) به پیش ببرد. بنابراین را می‌توان بازوی نظامی () گروهک سیاسی نهضت آزادی، تلقی کرد. فلذا وقتی هم که از طرف (و البته با پیشنهاد و توصیه و...) به مقام موقت جمهوری اسلامی ایران رسید، «تشکیل هسته اطلاعاتی/امنیتی دولت» از نخستین اقدامات او بود که هم به تصفیه حساب‌های گذشته خود با مخالفین و رقبای سیاسی خود بپردازد و هم فرآیندهای طوفانی آینده حکومت (جمهوری اسلامی) ایران را در چنگ خود داشته باشد. چنانکه برخی (و بلکه بسیاری) از ترورهای بعد از انقلاب، در راستای تصفیه حساب‌های تشکیلاتی معطوف به تنش‌های تشکیلاتی قبل از انقلاب اسلامی آن‌ها بود و هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ایران نداشت ولو اینکه را به بدنامی کشیدند! اگرچه در ماهیت خود، تعمدی هم در میان بود که با آبروی ، بازی شود تا به زعم خود، هم شده باشد. این انتقام‌جویی از جمهوری اسلامی ایران، از همان نقطه‌ای آغاز شد که مجلس خبرگان قانون اساسی، مصمم به درج لایحه در شد که با مخالفت شدید بازرگان مواجه گردید و ترور هم در همین راستا شکل گرفت. لازم به ذکر است؛ در حالی که همفکران نهضت آزادی در مجلس خبرگان قانون اساسی در اقلیت بودند، دولت موقت برای جلوگیری از تصویب لایحهٔ ولایت فقیه، طرح انحلال مجلس را ارائه داد، اما با واکنش شدید سید روح‌الله خمینی مواجه شد و لذا بازرگان و «گروهک سیاسی/تروریستی» او دست به ترورهای گسترده‌ای زدند که سازمان منافقین، گوشه‌ای از آن ماجراها بود. بنابراین، نخستین هسته اطلاعاتی/امنیتی بعداز انقلاب، ترکیبی بود از عناصر مرموز «نهضت آزادی»+«سازمان منافقین» (که آن‌ها را خود می‌نامید!) همچنانکه بازرگان، بود! همچنانکه ، بازرگان را خود می‌دانست! با همه این احوال، بازرگان و همپالگی‌های او نتوانستند اوضاع طوفانی مملکت را تحت سلطه خود، کنترل کنند و لذا وضعیت به حالتی درآمد که (از اعضای ارشد نهضت آزادی)، در نامه استعفای خود از وزارت امورخارجه دولت بازرگان، آن‌را «حکومت در حکومت»، توصیف کرد! ... ادامه دارد. ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) 🌐 گلچین هزاران 💠 ثبت نظرات ۱۴۰۴/۸/۸
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 ⁉️نفوذ از کجا آغاز شد؟ و اکنون به کجا رسیده؟ (بخش دوم): 👈بخش قبلی👉 خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج ⁉️... در اینجاست که شاید سؤال شود؛ ، چرا کسی مثل را به موقت خود گماشتند؟! مگر نمی‌دانستند که او و (لشگری شیاد/وحشی)، را به چالش‌های بی‌پایان و بلکه خواهند کشید و او را به (برای کنار زدن غرب‌زده‌ها از مصادر و مناصب نظام) خواهند افکند؟! در جواب این سؤال، چنین گفته: «اگر در اوایل ، بازرگان را بر سر کار نمی‌گذاشت شاید انقلاب به ثمر نمی‌رسید، بازرگان بزرگ‌ترین کلاهی بود که امام بر سر گذاشت، ایشان نیرویی را به کار گرفت که آمریکا احساس خطر نکند.»! مفهوم حرف اینست که امام با تمام نبوغ و زیرکی سیاسی خود به «خرمهره اصلی آمریکا» (و عناصر سازمان‌یافته آن) میدان داد تا اینکه خود وارد معرکه نشود که با اشغال بلامنازع ایران نه از تاک نشانی بگذارد نه از تاک‌نشان! یعنی همان سیاست «ترجیح بد بر بدتر» که شیوه باشد. ولیکن از 👈بیانات رسمی خود امام خمینی👉 👌 حتماً ببینید☝️(که تصریح فرمودند: «... ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این ، ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر ( و ) و تأویل‌های جاهلانه، موجب ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‌های دیگر، حتی ؛ این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.) چنین چیزی، برداشت نمی‌شود. ولو اینکه به نظر حقیر هم صحیح است! مراد از مقدمات مذکور، این بود که مجدداً به 👈سؤال مورخه ۱۴۰۳/۹/۲ خود👉 بازگردم که؛ ⁉️پس از اتمام نخست‌وزیری بازرگان، آن نیروهای اطلاعاتی/امنیتی نفوذی، کجا/کجاها رفتند؟! بنده بر این تصورم که آن‌ها بصورت سازمان‌یافته به چندین جایگاه حساس جمهوری اسلامی ایران، جابجا شده و مستقر گشتند بویژه در: 🔲 🔲 🔲 و حتی؛ 🔲 🔲 🔲 👌البته با این توضیح که؛ احیاناً تعدادی از آنها توبه کرده و در صحنه‌های دفاع از ، و به رسیدند. ولیکن الباقی آن‌ها (و نیروهای تازه‌نفسی که جذب کردند)، کماکان در تاروپود جای‌گاه‌ها و فرآیندهای و و نظام، رخنه دارند. یعنی دقیقاً برعکس هر آن‌چه که امام خمینی‌ره در جوابیه وزیر وقت کشور فرموده بودند و در خطاب به ملت ایران، التماس کرده بودند! 👌فلذا بر آحاد اشخاصی که به این ، وابستگی و دلبستگی ندارند، فرض است که آحاد آن‌ها را شناسایی و طرد نمایند که در همه‌جا (بویژه در بین مدعیان و )، حضور فعال داشته و دارند. و صد البته آن‌را باید «پیچیده‌ترین پرونده در جمهوری اسلامی ایران» نامید! و بلکه واجب است 👈«شبکه حفاظتی فراگیر جمهوری اسلامی ایران»ی👉 تشکیل شود که فعالیت‌های کشمیری‌ها را رصد کرده و آن‌ها را تحت پیگردهای مختلف خود، قرار دهد وگرنه هیچ نهاد و دستگاهی از خیانت‌های متراکم و شرارت‌های پیاپی آن‌ها در عرصه‌های سخت و نرم نظام در امان نخواهد بود. و السلام علی من اتبع الهدی ✍سیدمحمدحسینی(منتظر) 🌐 گلچین یک از هزاران/حیفه نبینی 💠 محل ثبت نظرات ۱۴۰۴/۸/۸
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥صادق زیباکلام: موشک و هسته‌ای رو بدیم بره! اسرائیل حق داشت به ایران حمله کرد! موشک و پهپاد به چه درد ما می‌خورَد و چه دستاوردی برای ایران داشته؟ مقصر جنگ ۱۲ روزه، ایران است! موشک و پهپاد به ضرر منافع ملّی است!! ✍بعضی حرفها آنقدر مضحک و بی‌اساس است که نیازی به پاسخ ندارد ولی فقط یک مثال کوچک می‌زنیم: سوریه جولانی که نه تنها از تمام شعارهای حمایت از فلسطین دست کشید، بلکه هر آنچه که آمریکا و صهیونیست‌ها دستور دادند را پذیرفت و حتی راضی به جدا شدن چند منطقه خود شد، ولی روزی نیست که مورد تجاوز تجاوزگران صهیونیست‌ قرار نگیرد!! مثال زیاد است.. حقیقت جهان آنست که: رو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پامال است. 🔴👇 @bidariymelat ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقدونظر مقصر کیست؟! مقصر؛ است که نه تنها به امثال این جرثومه‌های پلید، مجال بافتن می‌دهد، بلکه افکار را هم به آن‌ها می‌سپارد! 👌 از (ص)، شنیده بودند که توسط (گروه ستمکار)، به شهادت خواهد رسید. تا اینکه آن در جنگ ، توسط سپاه ، آسمانی شد و لذا می‌رفت که ارتش شام، ترک صحنه بکند، اما فریاد برآورد که ؛ [ع] است که عمار را به صحنه نبرد آورده و او را به کشتن داد! آری! به همین سادگی، ورق را برگردانید! حال پفیوزهایی مثل دکتر ، را می‌پندارند و با واقعیت‌های جاری، سعی در آن‌ها دارند! جل‌الخالق!! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۸
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 ۸/۸/ هجری شمسی؛ روز تکریم نخبگان (بخش ۱): «بنیاد ملی نخبگان ریاست جمهوری» موظف است، طی لایحه‌ای به «مجلس شورای اسلامی»، خواستار نام‌گذاری «روز هشتم آبان» بعنوان گردد. یا اینکه «شورای فرهنگ عمومی کشور»، رأساً مبادرت به چنین مطلبی در نماید. و اما توجیه مطلب؛ نخستین دیدار رسمی ایران با مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۳۸۱/۸/۸ انجام شد که بعد از آن، این مراسم ارزشمند، هر سال با قدری پس و پیش، تکرار شده و به نوبه خود، موجب برکاتی برای کشور گردیده است که شاید مهمترین آن‌ها تشکیل «بنیاد ملی نخبگان ریاست جمهوری» بود. و از آن‌جا که امروز سالگرد آن دیدار مبارک است، لازم می‌دانم در این‌خصوص، نکاتی را متذکر شوم: بنظر می‌رسد، دستی در کار است تا (ان‌شاءالله با نیت خیر) و حتی دیدار آنان با را به (و هفته پژوهش و شاید به روز وحدت حوزه و دانشگاه)، پیوند زده و بدان نزدیک کرده و در آن هضم نماید! ناگفته نماند؛ بعد از اسلامی، «شورای فرهنگ عمومی کشور» به منظور «گسترش فرهنگ تحقیق و پژوهش در جامعه»، روز ۲۵ آذر را بعنوان «روز پژوهش»، نامگذاری کرد و از سال ۱۳۷۹ وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز، چهارمین هفته آذرماه را، نامید و پس از سال ۱۳۸۴ این عنوان به «هفته پژوهش و فناوری» تغییر نام داد. همچنانکه روز ۲۷ آذر (روز ترور شهید مفتح)، نیز از همان ابتدای پیروزی انقلاب، بعنوان روز «وحدت حوزه و دانشگاه»، شناخته شده است. البته طبق قاعده، «اهداف و امور نخبگان»، غیرقابل تفکیک از «امر پژوهش» و «وحدت حوزه و دانشگاه» است و حداقل؛ بی‌ربط از آن‌ها نیست ولیکن کاملاً مشخص است که «روز/هفته پژوهش و نیز وحدت حوزه/دانشگاه»، جنبه دارند و حال آنکه «روز نخبگان» (به انضمام امور نوآوران، صنعت‌گران، فن‌آوران و کارآفرینان)، می‌تواند جنبه (و تشکیلاتی) این حوزه داشته باشد و لذا سزامند است که از مناسبت مستقلی برخوردار باشد. و اما وقایعی که منتهی به برنامه با گردید، ماجرایی دارد که جهت ثبت در تاریخ، در این‌جا به اشتراک می‌گذارم: سال ۱۳۸۰ که بنده، مدیرمسئول «خانه آموزش هنر و ادبیات سوره» (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی)، بودم با دیدن پوستری با عنوان «ایده از شما/حمایت از ما»، مصمم شدم یکی از ایده‌های نوآورانه خود (دستگاه ابداعی ورزشی/تبلیغاتی تاواتاو) را در «جشنواره ایده‌های نو» (متعلق به «سازمان فرهنگی هنری شهرداری» تهران)، به نمایش بگذارم که رتبه اول مفهومی جشنواره را به دست آورد و... پیامد موفقیت مذکور، دعوت بنده به سازمان فرهنگی مذکور شد تا مسئولیت تأسیس و تشکیل را بر عهده بگیرم و پذیرش آن درخواست، نقطه عطفی شد که شرح مفصلی دارد. در همان روزهای اولی که حکم «ریاست خ. ن.س.ف. شهرداری» را دریافت کرده بودم (اما هنوز دفتر کاری برایم مشخص نشده بود، امور آن‌را در محل کار قبلی خودم (خانه آموزش هـ.ا.س)، دنبال می‌کردم. زیرا سرپرست حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی با حفظ سمت، ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را دریافت کرده بود و هماهنگی‌های لازم، سهولت داشت)، نامه‌ای دریافت کردم از طرف «نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها»، مبنی بر اینکه «نوآوران جشنواره» مذکور را به آن نهاد معرفی بکنم تا بتوانند در اردوی سیاحتی آن نهاد برای نخبگان، شرکت نمایند ولیکن محدود کرده بود به ، آن‌هم «زیر ۲۰ سال»! اجابت این تقاضا در نخستین روزهای اشتغال بنده به امور نوآوران را به فال نیک گرفتم اما این وسواس و حساسیت را هم در بنده ایجاد کرد که به نهاد نمایندگی مذکور، مراجعه کرده و از «اصالت و صلاحیت اخلاقی مجریان اردوی نخبگان»، تحقیقی به عمل آورم که در ساختمانی در خیابان زرتشت، مستقر بودند (دقیقاً روبروی دفتر استاد رحیم‌پور ازغدی!) خیالم راحت شد و حتی قضیه به گونه‌ای پیش رفت که خودم هم با نخبگان آن اردو راهی استان‌های آذربایجان شرقی و غربی شدم! در اولین گفتگوی بنده با مسئول اردوهای زیارتی/سیاحتی نهاد مذکور، متوجه شدم که عمده اهتمام نهاد نمایندگی به حمایت از نخبگان، برگزاری سالیانه دو اردو (زیارتی و سیاحتی)، به منظور جذاب برای نخبگان است تا اگر به خارج از کشور، مهاجرت کردند، روزی به یاد این خاطرات افتاده و به بازگردند!! بنده از این تحرک ناچیز نهاد برای نخبگان، خیلی شاکی شدم و بگومگوی ما بالا گرفت و نهایتاً بنده پیشنهاد کردم که بیاییم برای نخبگان، تشکیلاتی راه‌اندازی کنیم که مدیریت آن با خود نخبگان باشد و ما نقش حامی برای آنان را داشته باشیم که موافقت شد و... تأسیس «انجمن نخبگان ایران»، محصول همان گفتگو بود و... ...ادامه دارد. ✍حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۸
🇮🇷﷽☫ 🔻@SMHM212 ۸/۸/ هجری شمسی؛ روز تکریم نخبگان (بخش ۲): 👈بخش قبلی👉 طرف گفتگوی بنده، آقای ت.م. بود (که شاید راضی به اسم بردن از وی نباشد)، که خیلی حوصله و درایت بخرج دادند و نتیجه کلی آن جلسه مبارک، این شد که ما (ائتلاف نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها و خانه نوآوران سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در قالب «انجمن نخبگان ایران»)، بجز سیاست‌گذاری کلان (مشارکت نخبگان در سازندگی ملی با مدیریت خودشان) برای انجمن، هیچ‌گونه دخالتی در امور آن نورزیم ولیکن در بسترسازی مناسب جهت موفقیت‌های نخبگان، سنگ تمام بگذاریم. و قرار شد که تأسیس انجمن مذکور را در همان اردوی سیاحتی به شمال غرب کشور که در پیش رو بود، رونمایی بکنیم و این اتفاق افتاد و طی یکی دو سال، بیش از ۲۸۰۰ نخبه علمی از انواع دانشگاه‌ها، جذب انجمن گردید. بدون آنکه انجمن از کمترین امکانات یا بودجه‌ای برخوردار باشد! بنده وقتی اقدامات خود را به ریاست وقت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران (آقای محمدعلی زم)، گزارش کردم، متأسفانه وی رغبتی از خود نشان نداد و صرفاً تأکید کرد (شرط گذاشت؟!) که عنوان انجمن را به «انجمن نخبگان علمی»، تغییر بدهیم که بنده موافقت نکردم! زیرا معتقد بودم که گسترش فعالیت‌های انجمن نخبگان باید شش‌وجهی باشد نه تک‌وجهی! 🔲رشد 🔲رشد 🔲رشد 💠 🔲رشد 🔲رشد 🔲رشد تا اینکه، آقای ت.م. اطلاع داد که عضوگیری انجمن در دانشگاه‌ها تدریجاً دارد پیدا می‌کند و لذا باندهای سیاسی چپ و راست در صدد نفوذ و مصادره سیاسی آن به نفع جناح خود هستند! تدبیر مقاومتی شورای مدیریت انجمن، این بود که خودمان دو انشعاب در انجمن، ایجاد بکنیم و ۱۰٪ اعضای انجمن را به جناح چپ بسپاریم و ۱۰٪ آن‌ها را به جناح راست تا اینکه بتوانیم از ۸۰٪ الباقی، حفاظت و صیانت بکنیم! بنده این تدبیر را نپذیرفتم و گفتم؛ حاضر نیستم حتی یک نخبه را از دست بدهیم که طعمه گرگ‌های چپ و راست (مدعیان اصلاح‌طلبی و اصولگرایی) بشود. گفتند: اگر این سیاست را اتخاذ نکنیم، همه را از دست می‌دهیم و... بنده گفتم: چرا از ظرفیت حمایتی مقام معظم ولایت فقیه (که در اداره، وظیفه نمایندگی آن را بر عهده دارید)، بهره نمی‌گیرید؟! جناب ت.م. انصافاً همکار همراهی بود و برای تشکیل و توسعه انجمن، زحمات زیادی متحمل گردید، پذیرفت و اقدامات وی منجر به دیدار نخبگان علمی با مقام معظم رهبری در مورخه ۱۳۸۱/۸/۸ گردید و خوشبختانه هم خیلی استقبال بعمل آوردند و این استقبال هر سال، تداوم یافت. تا اینکه آقا متوجه شدند که این دیدارهای سالیانه، خروجی ملموسی ندارد (که ناشی از دانشجویی بودن این حرکت بود و بالتبع ضعیف می‌نمود و...) و لذا فرمودند که «برای نخبگان باید حساب ویژه‌ای باز شود» و نه تنها دو سه وزارتخانه که کل دولت باید بیاید پای کار حمایت از نخبگان و... پیامد این سخنان و مطالبه حضرت آقا، «بنیاد ملی نخبگان ریاست جمهوری»، تأسیس شد و ده‌ها هزار میلیارد تومان بودجه برای آن تصویب گردید و... ولیکن چنین وضعیتی، مطلوب بنده نبود و لذا از همان ابتدای امر، کناره‌گیری کردم (و اعضای مدیریت انجمن هم که جذب بنیاد شدند، تدریجاً از آن رانده شدند!) و نشان به آن نشان که این حرکت، از هدف‌گذاری اولیه (مشارکت نخبگان در سازندگی ملی با مدیریت خودشان)، فاصله گرفت و لذا علیرغم اختصاص آن‌همه بودجه و امکانات و...، متأسفانه فرار مغزها کماکان بالای ۹۰٪ است و از بازگشت مطلوب نخبگان هم چندان خبری نیست! با همه این احوال، بنده این روز پر خاطره را گرامی می‌دارم و به آحاد نخبگان عزیز تبریک عرض می‌کنم و توصیه می‌کنم حتی‌الامکان خودشان را گرفتار مادیات وسوسه‌انگیز جاری در بنیاد نکنند و عمده اهتمام و توجه‌شان به مشارکت در امر خطیر و توسعه آن باشد و نگاهشان به باشد و از آمیختن به باندهای سیاسی قدرت و ثروت (و الیگارشی شهوت‌پرست و جلاّل و ظلاّم)، پرهیز کنند. موفق باشید🙏💐 البته ممکنست بلحاظ فاصله‌ای که بنده با بنیاد دارم، حق قضاوت در باره عملکرد آن را نداشته باشم، ولیکن بر اساس اطلاعات و ارزیابی‌های دورادوری که دارم، بنظرم بنیاد در تمام دوره حدود ۲۰ ساله خود، از مدیریت و موفقیت مطلوبی برخوردار نبوده است! بنظر بنده؛ وجود بنیاد ملی برای نخبگان در ابعاد خدماتی، لازم است ولیکن کافی نیست. زیرا تجلی شایسته مهارت‌های نخبگان، کماکان مغفول مانده است و اشکال اصلی هم جنبه مدیریتی دارد وگرنه بودجه و امکانات و اعتبارات، فراوان است و بعضاً هرز هم می‌رود! لذا ضرورت دارد که مدیریت بنیاد به خود نخبگان سپرده شود نه پخمه‌گانی که شاید ادعای نخبگی هم داشته باشند! بنیاد ملی نخبگان ریاست جمهوری، زمانی است که بتواند اثبات نماید، ۵۰٪ پیشرفت ، مرهون آنست! ✍حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۸
4_6037462242683790142.ogg
زمان: حجم: 32.4M
💥پرسش و پاسخ💥 💫 دکتر میرباقری 💫 استاد سرابی یاقوند 💫 ایدی سوار طغیانگر 🗓1404/07/30 ⏰ساعت23:00 🔰مکان: کانال جبهه ضد لیبرالیسم و امپریالیسم تلگرام و کانال روبیکا و کانال ایتا و توییتر ✅ آرشیو میرباقری @antiliberalarchive ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقدونظر تمیز و حرفه‌ای نیست اما ارزش شنیدن دارد! چند نکته؛ 1⃣برنامه «بررسی‌های آخرالزمانی» مورد اهتمام دکترمیرباقری (که بنده بعضی از آنها را به اشتراک می‌گذارم و مورد انتقاد برخی از کاربران قرار می‌گیرند و همچنین سایر پیام‌های منتخبی که بازنشر می‌دهم)، به این مفهوم نیست که همه آن‌ها (در ابعاد محتوایی و بسته‌بندی ظاهری)، مورد تأیید اینجانب است و بلکه از این بابست که ملاحظه آن‌ها بهتر از اغماض آن‌هاست فلذا در ذیل «حیفه نبینی» قرار می‌گیرند ولیکن بمعنای موافقت مطلق با آن‌ها نیست. 2⃣د.میرباقری، مشتاق نزدیکی ظهور است فلذا ادعا می‌کند که «ما در قرب قرب ظهور هستیم»! ولیکن اشتیاق ایشان با اوضاع جاری، چندان تناسبی ندارد. حداقل از همان باب لزوم تشکیل «امت متناسب» که ایضاً چنین سوادی در افق مشهود، چندان مشهود نیست. لذا خوش‌بینی ایشان ظاهراً بیش از حد است! 3⃣علت فراموشی سؤالات چندتایی مخاطبین‌شان بنظرم دو علت دارد: ۱) بلحاظ عبورشان از ۵۵ سالگی، نباید توقع حافظه قوی داشت! ۲) لابد شب‌ها به قلم و کاغذ دسترسی ندارند و لذا نمی‌توانند از سؤالات نت‌برداری بکند! 4⃣ایشان مکرراً از شهید سلیمانی در تراز یاران امام زمان(عج)، یاد می‌کند که اشتباه است. ظاهراً 👈تعریف غلط وی از قوه قضاییه👉 را ندیده است! 5⃣وو... ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۱۰
بعد از انتشار گسترده فیلم جنایت نیروهای تروریستی کودتاگر در سودان و روشن شدن حمایت کامل امارات از این وحوش، کمپین سراسری تحریم امارات به مطالبه مردمی در سراسر دنیا تبدیل شده است. فعالان بین‌المللی با تاکید بر حمایت سیاسی، اقتصادی و تسلیحاتی امارات از نیروهای موسوم به «نیروهای پشتیبانی سریع» در سودان، ‌خواستار قطع هرگونه رابطه کشورها با ابوظبی شدند. کاربران با ارائه فهرستی از شرکت‌ها و معاملات مرتبط با امارات، از مردم و رهبران جهان خواستند دولت ابوظبی را به دلیل حمایت از نسل‌کشی در سودان مجازات کنند. @CITYOFSUN ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقد‌ونظر مأموریتی از صهیونیزم جهانی 👌؛ سومین در حوالی که به معاونت در پرداخته است تا علیه سگ‌های جنایتکار در (لولای سه قاره) را تحت‌الشعاع خود قرار بدهند. 👌بنادر ؛ ورودی (کوریدور اقتصادی برای دور زدن ایران و دور ساختن آن از و ) در که بنادر ؛ خروجی آن است. 👌این ، تشنه هستند و هرگونه و بهانه‌جویی در این امر بدون تعارف، بیشتر و بدتری برای به جای می‌گذارد! 👌 سوریه، آن‌قدر بودند که اگر شلیک می‌شدند، اسراعیل را از صفحه روزگار محو می‌کردند ولیکن و ارتش ، آن‌قدر تعلل کردند که هم خودشان سرنگون شدند و هم آن‌همه سلاح هجومی بر باد فنا رفت! فأعتبروا یا اولی الابصار ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۱۱
برای گران‌سازی دروغ نگویید! مدت‌هاست در استان‌های مرزی طرحی به‌اسم «رزّاق» اجرا می‌شود که سهمیه‌ی قانونی سوخت به مرزنشینان داده تا از این طریق معیشت‌شان را تأمین کنند. برای خانواده‌های ساکن تا حدود ۲۰ کیلومتری مرز کارت رزّاق صادر می‌شود. ✍️حسین زمانی میقان حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnlineحضور 100 هزار روسپی در خیابان های ترکیه به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از حریت، در حال حاضر 100 هزار زن به عنوان برده جنسی در ترکیه حضور دارند که متأسفانه نیمی از آنها را دختران کم سن و سال تشکیل می دهند. این روزنامه نوشت فقط سه هزاز نفر از این 100 هزار زن در مکان های مخصوص مشغول هستند و فقط 15 هزار زن در ترکیه مجوز لازم برای اعمال غیر اخلاقی دارند و مابقی این 100 هزار زن به طور غیر قانونی به این کار غیر اخلاقی مشغول هستند. به نوشته حریت، تکان دهنده ترین بخش این گزارش آن است که می گوید تعداد زنانی که در خیابان های ترکیه به تن فروشی مشغول هستند افزایش داشته و به 100 هزار نفر رسیده است. بر اساس این گزارش، بخش عمده ای از این افراد، متعلق به خانواده های فقیر شرق و جنوب شرقی ترکیه هستند که به دلیل فقر به این کار غیر اخلاقی روی آورده اند. (۱۴مهر۱۳۹۲) ☝️از پیام‌های منتخب☝️ نقدونظر 1⃣ جهت اخذ از ، برای آن‌ها صادر کرد ولیکن آن‌ها نه تنها تحدید نشدند بلکه تکثیر یافتند! 2⃣ جهت حمایت از ، اگر با صدور بدنبال آن‌هاست بداند که آن‌ها خواهند شد! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۱۱
سلام جناب آقای حسینی خسته نباشید با توجه به مطالب خوب ارسالی شما و اینکه لازم است برای گروهها بدون تبلیغ شخصی ارسال شود آیا امکانش هست بجز مواردی که نظر شخصی می‌دهید تبلیغات آخر پیامها را نگذارید چون هر بار باید این تبلیغات را پاک کنیم و بعد ارسال کنیم که واقعا خسته کننده شده است و حیف است که ارسال نشود با توجه به اینکه شما مسلما قصد تبلیغ شخصی خودتان را ندارید ما هم که می‌دانیم ارسال کننده کیست پس ... به هر حال باز از ارسال پیام‌های خوبتان و روشنگریهایتان تشکر میکنم ☝️از پیام‌های منتخب☝️ ☝️از طرف دوستی که خود را «ح» معرفی کرده و هیچ نشانی از خود درج نکرده است! نقدونظر ضرورت درج نام و نشان پیام سلام و ممنون از اظهار لطف جنابعالی اگر منظورتان از تبلیغات آخر پیام‌ها، نشانی‌های پیام (لینک‌ها و آدرس‌ها) است، باید عرض کنم که؛ ۱) معتقدم درج نام و نشانی یک الزام معاشرتی است ولو اینکه تبلیغاتی هم به نظر برسند و بلکه ضرورت دارد هر پیامی شناسنامه و صاحب و مالک داشته باشد تا عنداللزوم تحت تعقیب قرار بگیرد وگرنه هرج و مرج (تموج پیام‌های بی‌پدرومادر!)، موجب بی‌اعتباری همه پیام‌ها می‌گردد که خسران و ناسپاسی است. ۲) در ذیل پیام‌های ارسالی بنده، دو نوع نشانی دیده می‌شود: ۲٫۱- لینک اصلی منبع پیام‌های منتخب که صاحب اسمی/رسمی پیام در خود پیامش تعبیه کرده (که از باب امانت‌داری مطلب، حذف آن‌ها خلاف مروت و نیز مقررات است) و نیز فرصت پیگرد قرار داده است اگر مرتکب خلافی شده باشد. 👌بنده از کاربرانی که نشانی‌های ذیل پیام‌های دیگران را حذف می‌کنند (و گاهی نشانی خودشان را جایگزین آن‌ها می‌کنند که نوعی سرقت ادبی است و قابل تعقیب قضایی)، واقعاً بیزارم. زیرا خیانت در امانت است و فرصت مطالعاتی مخاطبین را هم از پیگیری سخن «أنظر إلی من قال و لا تنظر إلی ماقال»، به انسداد و انحراف می‌کشانند. و حال آنکه درج نام و نشانی یک وظیفه است که واهمه داشتن از آن، کاملاً غلط است و خسارت حذف آن‌ها بیشتر از تحمل تبلیغاتی آن‌هاست. ۲٫۲- نشانی‌های سه‌گانه‌ای که بنده به دنباله آن‌ها اضافه می‌کنم که شاید آزاردهنده بنظر برسند! وجاهت این ارزش افزوده! هم در این است که ناقل/راوی یا واسطه/بازنشردهنده پیام مشخص باشد که به منبع اولیه دسترسی داشته است. و مهمتر از آن، قضیه از این قرار است که؛ ⏪پیام‌های منتخب (عمدتاً مستندات محتوایی بعضی مقالات تحریری) بنده معمولاً هر کدام قطعه‌ای از یک جورچین اطلاع‌رسانی است که به تنهایی شاید کم‌خاصیت باشد ولیکن وقتی که در کنار سایر پیام‌های منتخب دیده شود، اثرگذاری مضاعفی پیدا می‌کند و لذا به احترام بهره‌برداری بیشتر مخاطبین، ناچارم نشانی‌های خودم را نیز به آن‌ها اضافه بکنم وگرنه، مهندسی مطلب از کف می‌رود!⏩ در مجموع این لینک‌های دوگانه پایانی پیام‌های منتخب؛ جنبه منفی آن‌ها افزایش حجم پیام و تکراری شدن آن‌ها بالتبع اذیت‌کننده (و بعضاً گیج‌کننده!) می‌شوند اما جنبه مثبت آن‌ها افزایش اعتبار استنادی و استدلالی آن‌هاست که بهتر است مورد اغماض قرار نگیرد. ۳) نوع دوم نشانی‌های مندرج در ذیل پیام‌ها؛ اولین نشانی در قالب اسم/شهرت/مستعار بنده است تا مسئولیت ارسال پیام را بر عهده گرفته باشم و در صورت لزوم پاسخگوی مراجع ذیربط اطلاعاتی و قضایی که همان شناسنامه‌دار کردن پیام است. دومین نشانی (گلچین هزاران/حیفه نبینی)، برای اینست که مخاطبین را صرفاً در دایره محدود پیام‌های خود محصور نکنم و به پیام‌های دیگران هم توجه نمایند تا به سخن «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»، نزدیکتر بشوند. سومین نشانی (محل ثبت نظرات)، به منظور احترام به مخاطبین است که چنانچه بخواهند پیام‌های تحریری یا گزینشی بنده را به چالش بکشانند، امکان انتقاد و پیشنهاد را داشته باشند. زیرا موافق این نیستم که صرفاً فرستنده یکطرفه باشم و پیام‌ها تبدیل به گفتگوی دوطرفه نشود. همه روزه با پیام‌هایی مواجهیم که از منابعی صادر و پخش می‌شوند بدون اینکه امکان اعتراض در آن‌ها پیش‌بینی شده باشد که بنظرم نوعی دیکتاتوری رسانه‌ای و توهین در حق مخاطبین است. الغرض؛ درج نشانی‌ها (در طوفان پیام‌های بی‌دروپیکر و بی‌صاحب در فجازی)، ضرورت عینی دارد و عین احترام به مخاطبین است و اهمیت آن کمتر از خود پیام نیست. و بنده واقعاً نمی‌فهمم و تعجب می‌کنم که شما چرا پیام‌ها را با حذف نشانی‌های آن‌ها بازنشر می‌دهید!! نشر پیام‌های نشان‌دار (که منصفانه‌تر است) ضررش، بمراتب کمتر از بازنشر پیام‌های بی‌صاحب و نشان است. درج نام و نشان در پیام، نباید «تبلیغ شخصی»، تلقی شود که حتی اگر هم چنین باشد، مراعات امانت‌داری، تحمل آن‌را اجتناب‌ناپذیر می‌کند و در این‌خصوص لزومی به اعمال سلیقه نیست. امیدوارم متوجه مقصود شما شده باشم و در هر حال آرزو می‌کنم که موفق باشید.🙏💐😘 ✍️حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۱۱
حمیدرضا شاه‌نظری: جوانان سربازان در گهواره خمینی(ره) (بخش ۱): نقل است که در سال ۱۳۴۲ وقتی عوامل رژیم پهلوی امام خمینی(ره) را به سوی تبعیدگاه می‌بردند، مأمور ساواک از ایشان پرسیده بود پس یاران شما کجا هستند؟ امام(ره) در جواب فرمودند: «یاران من در گهواره‌های مادرانشان هستند.» گذر زمان نشان داد که این سخن امام(ره) نه تنها دقیق بود، بلکه نشان از فراست مؤمنانه ایشان در مورد یاری دهندگان نهضت الهی‌ای می‌داد که آن را رهبری نمود. پس از آن تاریخ، تنها ۱۵ سال زمان لازم بود تا همین نوزادان در گهواره‌ها و کودکان، جوانان رشیدی شوند که انقلاب اسلامی را رقم بزنند و در جنگ تحمیلی هم در برابر دشمنان سرتا پا مسلح از جان بگذرند و از نهضت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی مراقبت کنند. اگر کسی در دهه ۴۰ به وضعیت فرهنگی و سیاسی کشور نگاه می‌انداخت نمی‌توانست باور کند که تنها بیش از یک دهه بعد، جوانان تربیت شده در آن محیط آلوده و فاسد، انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی را به پیروزی برسانند و با برانداختن بساط ظلم و فساد از همه هستی خود برای پیروزی این انقلاب و دفاع از آن بگذرند. در زمانی که با سیاست‌های ضددینی رژیم پهلوی و تلاش برای به فساد و تباهی کشاندن جوانان ایران که با هدایت دشمنان این کشور و دشمنان اسلام در حال انجام بود، نوزادان و کودکانی که تحت تربیت ضددینی و فاسد رژیم پهلوی بزرگ شدند، دچار چنان رشد معنوی و در موارد زیادی تحول روحی شدند و چنان ایثار‌ها و از خودگذشتگی‌ها از خود نشان دادند که تاریخ نمونه آن را شاید سراغ نداشته باشد. جوانان در رژیم گذشته نقش چندانی در کشور بر عهده نداشتند و تلاش می‌شد تا با حاکم نمودن فرهنگ منحط غربی و تشویق به گسترش فساد و فحشا به سمت بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور کشانده شوند. امام(ره) در این‌باره فرموده‌اند: «اصل برنامه این بوده است که جوان‌های ما را به فساد بکشند، برای اینکه مبادا یک قدرتی در مقابلشان قیام کند.» و در جای دیگر نیز بیان نمودند: «آن‌ها بنا داشتند جوان‌های ما را فاسد کنند تا اینکه بی‌تفاوت بشوند راجع به مسائل خودشان و هر قضیه‌ای و هر بلایی سرشان بیاید، این جوان دیگر نمی‌تواند فکر بکند به اینکه سر مملکت چه آمده است.» امام خمینی(ره) به دنبال احیای عظمت اسلام، بزرگی ایران و رشد و تعالی مردم مؤمن آن بود و تلاش نمود تا هویت از دست رفته مردم و جوانان را به آن‌ها بازگرداند. نهضت اسلام‌خواهی و عدالت‌طلبی امام(ره) از عمق جان‌ها برمی‌خاست و بر عمق جان‌ها می‌نشست. این نهضت در واقع تداوم نهضتی بود که از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت بر می‌خاست، از روح جمعی مردمی که ۱۴ قرن بود حماسه محمد، علی، فاطمه و حسین را با خود نجوا کرده و فریاد زده بودند. آنچه امام انجام داد کنار زدن زنگار‌هایی بود که بر روح مؤمن مردم ایران و به خصوص روح حق‌طلب جوانان نشسته بود. امام غبار‌ها را کنار زد و راه بازگشت به فطرت را به جوانان نشان داد. به همین خاطر است که در زمان کوتاهی چنان تحول عظیمی در مردم و به خصوص در نوجوانان و جوانان رخ داد. سربازان امام صرفاً کسانی نبودند که از ابتدا با ایمان راسخ رشد کرده باشند، بلکه این فریاد توجه به ندای فطرت، چنان عظیم بود که بسیاری از جوانانی که تحت تأثیر فرهنگ منحط و فاسد غربی ترویج شده در آن روزگار در غفلت به سر می‌بردند به یکباره چنان متحول شدند و چنان عاشقانه و مؤمنانه برای اسلام عزیز و ایران انقلابی جان خود را دادند که زبان از وصف آن عاجز است. امام همواره اعلام می‌نمود که چشم امیدش به جوانان برومند و ایثارگری است که به تعمیق معرفت دینی و تهذیب نفس اهتمام دارند: «حس مسئولیت نسل جوان و کوشش‌های بی‌شائبه آنان در راه دفاع از اسلام و نوامیس قرآن مجید، در خور تقدیر و امیدواری است. این جانب در این تبعیدگاه ثانوی، چشم امیدم به جوانان روحانی و دانشگاهی مسلمان بوده و انتظار دارم که با تهذیب نفس و اخلاص، مطالعات و تحقیقات وسیع و دامنه داری را در زمینه شناخت احکام اسلامی و مبانی نورانی قرآن آغاز نمایند، اسلام واقعی را بشناسید و بشناسانید.» این نگاه و رابطه از سر ایمان بین امام و جوانان بود که به تربیت یگانه انسان‌های دوران پرداخت و همت‌ها، زین‌الدین‌ها و باکری‌ها را تقدیم انقلاب کرد. امام‌خمینی(ره) در وصف جوانانی که با ندای توحیدی ایشان، عاشقانه گرد وجودش برای دفاع از انقلاب و نظام جمع شده بودند و گاه خدمت ایشان شرفیاب می‌شدند، می‌فرمود: «من واقعاً گاهی وقت‌ها که می‌بینم، بعضی از این جوان‌ها این طور هستند، من خجالت می‌کشم که این‌ها چه می‌گویند، ما چه می‌گوییم؟ این‌ها چه حالی دارند، ما چه حالی داریم؟ این‌ها را خدا به دست ما داده، این کار، کاری است الهی!» همان‌طور که جوانان نقش اصلی را در پیروزی انقلاب ایفا کردند. ... ادامه👇 ☝️از پیام‌های منتخب☝️ ✍️مقالات حسینی(منتظر) 🌐 گلچین 💠 نظرات ۱۴۰۴/۸/۱۱