هدایت شده از حیفه نبینی/یک از هزاران
☫﷽☫
#تحریر_حم
#رستاخیز_حسینی؛ معیّتی تبرعی یا تبرجی؟!
سیاسیترین عبارت زیارتنامه #اربعین، آخرین عبارت آنست. تو گوئی که تمامی عبارات زیارتنامه مقدمهچینی برای طرح همین عبارت خطیر پایانی آن است؛ «فَمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ عَدُوِّکُم»؛ پس من با شما هستم، با شما هستم و با دشمنان شما نیستم.
حرف «ف» (فَمعکم) در مفهوم «پس» و «بنابراین» خود گویای آنست که آنچه در زیارتنامه بدان پرداخته شد، جنبه مقدماتی داشت و حال میخواهد نتیجهگیری نماید و #معیت را برجسته سازد. مضافاً که این معیت را مکرر میکند!
فمـعـکم
مـعـکم
لا مـع
توضیح چنین معیت مؤکدی، نیازمند این تصویرسازی است که؛
یکدست خود را بعنوان #بیعت به طرف مخاطب خود پیش میبرد و میگوید «فمعکم» ولیکن همزمان این مسئله را هم تداعی میکند که دست دیگر شما در بیعت کیست؟! (و ایبسا که دست دیگرت در بیعت و معیت دست دشمنان است!)
فلذا #اخلاص مطلب، ایجاب میکند که دست دیگرش را هم نشان دهد و بیعت و معیت خود را دو دستی دو قبضه کند فلذا میافزاید «معکم و لا مع عدوکم»!
وگرنه معیت و بیعت، کامل و قابل اعتماد نخواهد بود. بطور مثال؛ کسانی که یک دستشان در جمهوری اسلامی ایران است و دست دیگرشان در قالب #سیتی_زن بودن و حتی #گرین_کارت داشتن، در دست #دشمنان_ملت_ایران است، قاعدتاً بیعت و معیت ناقصی دارند و چندان قابل اعتماد نیستند.
اهلالبیت(ع) بویژه سیدالشهدآء(ع)، طالب «بیعت و معیت کامل» و تمامعیار و همهجانبه هستند.
مسئله بعدی اینست که این #معیت_اربعینی آیا تبرعی است یا تبرجی؟
#تبرّج و #تبرّع در #مشایه_اربعین
👌(تبرع در مفهوم کسب ثواب خصوصی
و تبرج در مفهوم جلوهگری صواب عمومی)
#پیمایش_عظیم و بینظیر #اربعین_حسینی؛ (حرکت خودجوش مردمی از اقصی نقاط جهان بسوی #کربلای_معلی که به رستاخیزی سراسری میماند) سکهای است دارای دو رویه؛ #تبرعی و #تبرجی.
یعنی عدهای تبرعاً آنرا میپیمایند و عدهای آنرا علاوه بر تبرعاً، تبرجاً هم انجام میدهند و بعید نیست که عدهای هم صرفاً از روی تبرج بدان روی آورده باشند!
راهپیمائی اربعین قبل از #انقلاب_اسلامی_ایران، عمدتاً از نوع #سنت_تبرعی بود که در طی قرنهای طولانی در فراز و نشیب و بعضاً با مشقات فراوان و سخت همراه بوده است ولیکن بعد از ##پیروزی_انقلاب و در دوران حکمرانی #جمهوری_اسلامی_ایران، نوع تبرجی آن هم جلوهگر گردید و عالمگیر شد.
آنها که قصد تبرعی دارند، برایشان چندان تفاوتی ندارد که از کدامین جهت #بسوی_کربلا روانه بشوند؟ و حتی ملزم نیستند که آنرا حتماً در ایام بلافصل با #یوم_الاربعین به منصه ظهور برسانند. زیرا در این امر صواب، آنها عمدتاً بدنبال کسب و ذخیره ثواب اخروی آن برای خود هستند و بس.
ولیکن گروه دوم، به دو مطلب مذکور، تقیُّد دارند. یعنی علاوه بر جنبه تبرعی (کسب ثواب) این مشایه کثیرالثواب، مقید هستند که آنرا قرین ملاحظات تبرجی (نمایشگری و تبلیغاتی) هم بنمایند.
فلذا فقط از جهت #طریق_یاحسین (جاده اصلی از نجف تا کربلا و مماس با عمودهای دارای نمره مسلسل که هر کدام حکم یک میعادگاه عاشقان را دارد) وارد این #پیمایش_چشمگیر میگردند، آنهم حتیالامکان در روزهای نزدیک به اربعین، بگونهای که روز رسیدنشان به آخرین عمود (۱۴۴۴) در #کربلا مصادف با سالیاد اربعین حسینی باشد.
این گروه حتی به #طریق_العلمآء قدیمی هم اعتنائی ندارند چرا که تبرجی ندارد.
بدیهیست که میزان (کمّ و کیف) ثواب این عده، آنچنان بر میزان ثواب گروه اول، مزیت دارد که شاید اساساً قابل مقایسه نباشد.
در مقام مقایسه شاید و بلکه بجرأت میتوان گفت؛ ثواب #پیمایش_تبرعی، باندازه ۱٪ #پیمایش_تبرجی آن هم نیست. یا بعبارتی دیگر؛ ثواب پیمایش فاصله ۵۰ متری دو عمود، معادل ثواب کل پیمایش تبرعی است از هر طریق!
فضیلت «پیمایش تبرجی+تبرعی» بر «پیمایش تبرعی» همچون فضیلت ثواب #نماز_جمعه امّالقرای اسلام بر #نماز_فردیٰ در یک روستای خلوت و دور افتاده است!
تمایز راهپیمائی تبرجی+تبرعی بر راهپیمائی فقط تبرعی، همچون تمایز انجام «احکام #فقه_أکبر» بر انجام «احکام #فقه_اصغر» است.
دلیل چنین تمایزی به لحاظ پدیده آخرالزمانی بودن جنس پیمایش تبرجی+تبرعی بر پیمایش صرفاً تبرعی است که بمفهوم پیوند آن با #قیام_امام زمان(عج) است.
زیرا که این «رستاخیز جهانی» از مصادیق بارز «ذُخراً و شرفاً و کرامتاً و مزیداً» برای آلالله است.
و اما برتری صواب شرکت در حضور تبرجی بر ثواب پویش تبرعی؛ بنده قدری تردید دارم و احتیاطاً برای هر دو ارزش یکسانی قائل هستم و الله اعلم بکل شیء و السلام
#مصادره_اربعین !!!
✍ سیدمحمدحسینی(منتظر)
اربعین ۱۴۰۲
کربلای معلی
لطفا این را هم ببینید👇
https://eitaa.com/chelcheraaqHM/2320
💠کانال اطلاعرسانی
چلچراغ معارف و احکام حم 👇
🆔@chelcheraaqHM
🙏گروه هماندیشی
چلچراغ معارف و احکام👇
https://eitaa.com/joinchat/3850895565Cc7624a74fe
☫﷽☫
#تحریر_حم
💎@SMHM212
چالشهای امام
در تشکیل نظام
(بخش ۰۰۵):
صیرورتی از حکومت به جمهوریت؛
(عدول یا استبصار؟! و یا #غنی_سازی نظام؟)
اشاره شد؛ عدول امام از #حکومت به #جمهوری، لابد مزیّت خطیری داشته است که معظمله بعد از ۳۵ سال (از ۱۳۲۲)، قلم زدن و سخن گفتن از «حکومت اسلامی تحت امر #ولی_فقیه»، چنین تحولی را در آستانه #پیروزی_انقلاب_اسلامی #ایران، رقم میزنند.
وقوع بزرگترین انحراف در جمهوری اسلامی ایران (که از همان زمان #تشکیل_نظام، آغاز شد و همچنان ادامه دارد!)، بهترین دلیل برای صحّت ژرفاندیشی حضرت امام بود.
یکی از علل ایجاد و تداوم انحراف (پایانپنداری نهضت با مستقرپنداری نظام!) عدم توجه دقیق به معنا و مفهوم #جمهوری بود و است.
آیا جمهوری مد نظر امام (در ترکیب «جمهوری اسلامی» بدون کلمهای کمتر یا بیشتر) همان جمهوری بود که معظمله، قبل از تاریخ ۱۳۵۷/۷/۲۰ آنرا در ردیف حکومتهای مشروطه و سلطنتی و... یاد میکردند؟! یا اینکه امام تعریف خاصی از جمهوری دارند که متمایز از مفهوم سابق و جاری این واژه است؟!
تحلیلگری نوشته:
«در نظر امام خمینی(س) رژیم جمهوری اسلامی مانند دیگر جمهوریهاست؛ با این تفاوت که قانون آن باید #قانون_اسلامی باشد و همین تکیه بر #محوریت_اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران را از دیگر رژیمهای جمهوری جدا میکند؛ بنابراین نظیری در #جهان_سیاست ندارد. همچنین ایشان معتقد بود «جمهوری اسلامی» الهام گرفته از رویه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) و متکی به #آرای_عمومی_ملت و نتیجه نهضتی اسلامی است که بر اساس #کتاب و #سنت رسول الله(ص) شکل گرفته است. ایشان خاطرنشان کرده است #ملت_مسلمان_ایران، جمهوری اسلامی را میخواهد نه #جمهوری_دمکراتیک و نه #جمهوری_دمکراتیک_اسلامی و نه جمهوری تنها را»
همچنین در فراز دیگری افزوده:
«جمهوری اسلامی ایران، همانگونه که امام خمینی(س) نیز خاطرنشان کرده است، نظامی #الهی و #مردمی است که مردم ایران با اعتقاد دیرینه خود به #دین_اسلام، محتوای #حاکمیت_اسلامی را در #قالب_جمهوری برگزیدهاند و میان #اسلامیت و #جمهوریت پیوندی تنگاتنگ ایجاد کردهاند.» (سایت پرتال امام خمینی)
«جمهوری الهامگرفته از رویّه نَبَوی و وَلَوی و سنت محمدی و علوی»، تعریفی دارد که قاعدتاً آنرا از سایر رژیمهای جمهوری، متمایز میسازد. بنابراین؛ #جمهوری خمینی را باید در سپهر سیاسی متفاوتی، تعریف کرد!
برای تقریب و تفهیم بهتر مطلب، نکته دیگری، قابل توجه و تأمل است. امام در طی ۳۵ سال، در قالب عناوین «حکومت اسلامی»، «ولایت فقیه»، مردم و #علمای_اسلام را به حاکمیتی دعوت میکند که قاعدتاً اگر تحقق یابد، عالیترین قامت برای چنین ردایی، همانا خود امام (بعنوان بهترین مصداق ولیفقیه) است ولیکن ایشان از این عناوین، بیزاری جستهاند و میجویند:
«خاک بر سر من که بخوام #استفاده_عنوانی از شما بکنم. خاک بر سر من که بخوام خون شما ریخته بشود و من استفادهش رو ببرم»!
استفاده عنوانی از «ولی فقیه» و «حاکم اسلام» را امام منزجرانه پس میزند! چرا؟!
اگر شخصی مثل حضرت امام، از پذیرش چنین عنوانی، پرهیز نماید، پس چه کسی دیگر باید این مسئولیت را بر عهده بگیرد؟! آیا امام تعارف میکرد یا اینکه جدی میگفت و نگاه خاصی به قضایا داشت؟!
بهتر است برگردیم به طرح سؤالاتی کلیتر، مقدمتر و کلیدیتر!
۱) آیا امامی که مدت ۳۵ سال از «حکومت اسلامی تحت امر ولایت فقیه»، قلم زد و سخن گفت، در نیمه دوم سال منتهی به #پیروزی_انقلاب، ناگهان از این ادعای خود، عقبنشینی کرد؟! آیا از اسلامی گشتن حکومت منصرف شد یا از ولایت یافتن فقیه؟!
آیا او با دیدن خال لب دوست، از مسجد و از مدرسه بیزار شد؟!
من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمٰار تو را دیدم و بیمار شدم ..
غم دلدار فکنده است بجانم شرری ...
که من از مَسجد و از مَدرسه بیزار شُدم
(سایت پرتال امام خمینی)
۲) آیا در ارزیابی قبلی خود که جمهوری را همردیف سلطنت، منحوس و پلید و حداقل نامشروع قلمداد میکرد، ناگهان طی فرایندی سریع از استبصار به این نتیجه رسیدند که در باره جمهوری، برداشت اشتباهی داشته است و بلکه ضرورت دارد که همان جمهوری را بالا آورد (یا در جایگاه واقعی خود ببیند!) و هدف ۳۵ ساله و بلکه بیشتر خود را در آن متمرکز سازد بدون کلمهای کم یا بیش؟!
بنظر حقیر؛ حضرت امام بعنوان #معمار_کبیر انقلاب و نظام، نه از استدعای ۳۵ ساله خود در امر خطیر تشکیل حکومت اسلامی و ولایت فقیه، دست کشیدند و نه در تعریف جمهوری، به #بصیرت_سیاسی جدیدی دست یافتند.
بنابراین نه عدولی صورت گرفت و نه تغییر و تحولی رخ داد، بلکه قضیه غیر از اینهاست که بنده آنرا «غنیسازی نهضت+نظام» تلقی میکنم که نیازمند توضیح است.
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۶ بهمن ۱۴۰۲
صفحات مجازی حسینی منتظر در ایتا:
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
هماندیشی چلچراغ معارف و احکام
🙏
☫﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
چالشهای امام
در تشکیل نظام
(بخش ۰۱۰):
میزان دخالت روحانیت در حکومت!؟
... این توجیه مشوّش، بازتولید همان اعوجاجاتی بود که قبلاً هم توسط #ساواک (ساواش) و #انجمن_حجتیه، رواج داده میشد که «سیاست از دیانت جداست» و تا زمان ظهور امام زمان(عج)، هیچ شخصی حق تشکیل حکومت ندارد و هر پرچمی که بلند شود، محکوم به شکست است!
این القائات هنوز هم (و بلکه شدیدتر!) ادامه دارد که از دیگر چالشهای جدی امام برای تشکیل نظام بود و در جای خود بدان خواهیم پرداخت.
آنچه که در اینجا لازمست استطراداً بدان اشاره نمایم اینست که؛ علت عدول بدون قید و شرط امام کاملاً شفاف است ولیکن نیازمند تفسیر صحیح هم است:
نظر اولیه #امام_خمینی، بازگشت #روحانیت بعد از #پیروزی_انقلاب به #مسجد و #مدرسه و عدم دخالت در #امور_حکومتی بود (چنانکه خودشان هم در #مرکز_سیاسی کشور نمانده و به #قم مشرف شدند) ولیکن بنا به ملاحظاتی (خطر بازگشت تفالههای شاهنشاهی بواسطه #کودتا و غیره)، از این نظر خود #عدول فرمودند و در راستای #حفظ_نظام بعنوان #أوجب_واجبات، ورود روحانیت به #مناصب_حکومتی را، مجاز دانستند و خودشان هم مقیم #تهران گشتند. زیرا که بعد از پیروزی انقلاب، خطر سلطه مجدد تفالههای غربی، سریعاً رخ عیان نمود! آنهم با شدّت و حدّتی در حد ترورهای گسترده و نفوذهای فراگیر که میرفت دوباره مملکت را بر باد دهد!
بعد از عدول مذکور، این مسئله هم پیش آمد که ابعاد و اعماق ورود روحانیت به نظام، باید چه میزان باشد؟
قاعدتاً ورود مذکور بعنوان #حکم_ثانویه، امر موقتی بود و میبایستی متناسب با سلطهجویی #اجانب و #اذناب_اجانب، تنظیم میگردید. تفصیل این مطلب بماند برای جایگاه خودش!
یکی از اعضای گروه، در اعتراض به بارگذاری نماهنگی توسط عضوی دیگر (باشتراک گذاشتن در شماره بعدی)، نوشت:
«به نظر بنده پخش این چیزها که باب مباحثی را باز میکند که بسیار تخصصی است و برای کسانی که مطالعه لازم در متون اسلامی را ندارند، ایجاد گره ذهنی و شبهه می کند، در این فضاها، اشتباه است و نوعا شبهات هم بی پاسخ می مانند و آمدیم ابرو را درست کنیم، میزنیم چشم را هم کور می کنیم!!!
اصولا این بحث، بحث مشروعیت و مقبولیت است و سر دراز دارد، اما من باب مثال توضیحی عرض میکنم و ارجاع میدهم دوستان را به مطالعه کتاب امامت آیه الله مطهری یا بزرگانی مثل ایشان با این عنوان،
این مبحث مشروعیت و مقبولیت از آنجایی آغاز شد که در صدر اسلام و پس از رحلت پیامبر،در محفلی در محل سقیفه ساعدیه،ابوبکر به جای امیرالمومنین علیه السلام که مستقیما توسط خدا در غدیر به امامت و خلافت مسلمین پس از پیامبر نصب شده بود و پیامبر این نصب را به اطلاع مردم رساند، انتخاب شد(در همین انتخاب حرف ها هست) ولی ما فرض را درست می گیریم و از بحث دور نیفتیم عرض میکنم که این دو(مشروعیت و مقبولیت) گاهی با هم جمع می شوند مثل زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از ۲۵ سال محرومیت از تصدی امر ولایت و امامت جامعه اسلامی، با استقبال مردم به خلافت رسید، گاهی هم، از هم جدا می افتند مثل زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام به دلیل خیانت خواص و همراهی بخشی از مردم با آنها از تصدی امر ولایتمداری مردم و جامعه اسلامی محروم شد. و امر به فرد دیگری واگذار شد!!!
حالا آنچه ما باید توجه داشته باشیم این است که از نظر اسلام، عدم تصدی حضرت در آن ۲۵ سال موجب عدم مشروعیتش نمی شود و نشد، و چون محرومیت بر او تحمیل شد، لذا امرش هم در جامعه نافذ نبود،و اجرا هم نمی شد!!!
همان طوری که کسانی که جای او را در حاکمیت گرفتند،(من تعمدا لفظ غصب را به کار نبردم) هر چند به فرض، مقبولیت را به دست آوردند(چون اجبار و الزام عده ای هم در کار بوده) و امرشان هم نافذ بود، ولی از نظر اسلام مشروعیت نداشتند و لذا نه آنها و نه مردم،هیچکدام، در نزد خدا معذور نیستند و هر دو مآخذه خواهند شد.
پس معلوم شد که مبانی اسلام با دموکراسی تفاوت دارند، این کار را دموکراسی مثل اسلام محکوم نمی کند!!! چون در دموکراسی رأی اکثریت نافذ است(البته در اینم که همیشه چنین باشد حرف است و گاهی اکثریت سازی می شود و...) اما در اسلام باید کار، مبتنی بر احکام الهی باشد،
فرضا در حکومت های با فرض مبتنی بر اکثریت شرب خمر، همجنس بازی، فحشاء و منکرات و... هست که قانونی است(حالا نظر اکثریت در پذیرش لحاظ شده یا نه، آن بحث دیگری است)و آزاد است و... اما اسلام از مبنا مخالف این امور است و هرگز مجاز نمی شوند، و لو فرضا اکثریت هم بخواهند، خلاصه خلاف، خلاف است و با رأی اکثریت قانونی و مجاز نمی شود!!!
خلاصه این مباحث محل خاص و افراد اهل تخصص را لازم دارد تا شبهه ایجاد نشود و لذا همان گونه که عرض کردم، جاش در گروه ها نیست.» (پایان نقد)
..ادامه دارد.
✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر)
۲۳ بهمن ۱۴۰۲
💠
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه چلچراغ معارف و احکام
🙏
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
💎 @SMHM212
یاد ایامی
(بخش ۱)
اولین سالگرد پیروزی #انقلاب_اسلامی ایران (۱۳۵۸/۱۱/۲۲) من وارد اولین روز از ۱۸ سالگی خودم شده بودم (متولد ۲۱ بهمن ۱۳۴۱ هستم) که #امام_خمینی طی پیام تبریک خود فرمودند؛ «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم» + «باید همه بپا خیزیم و #اسرائیل را نابود کنیم»!!
این سخن #امام (#صدور_انقلاب + #نابودی_اسرائیل) از دو جهت برای من مهم بود:
۱) رؤیای «شهادت در حوالی #قدس» شریف (قبل از #پیروزی_انقلاب، خواب دیده بودم که در نبرد آزادسازی #بیت_المقدس، کشته میشوم)
۲) شعار اصلی من در تظاهرات ۲۲بهمن۱۳۵۷ لغایت ۲۲بهمن۱۳۵۸ تأکید بر این بود؛ «بعد از #شاه نوبت آمریکاست»!
در آنمقطع، معمولاً هر روز آ.سیدمرتضی را میدیدم (در مجیدیه هممحل بودیم) و یادمه که اولین موضوع صحبت ما راجع به همین مطالبه امام خمینی بود و اینکه ما (دو نوجوان ۱۷ ساله) چه میتوانیم بکنیم؟!
پسرعمو گفت: من شنیدهام داره نیرویی تشکیل میشه بنام #سپاه_پاسداران و من به آن نیرو خواهم پیوست!
اتفاقاً خبر تشکیل #سپاه (از ۱۳۵۸/۲/۲) کاملاً درست بود و سیدمرتضی هم به آن پیوست و تا زمان بازنشستگی خود هم در آن نیرو خدمت کرد.
ولیکن نگاه من برای صدور انقلاب، نظامیگری نبود و بیشتر به راهکارهای #فرهنگی و #هنری و رسانهای میاندیشیدم. (چنان که یکی دو سال هم بصورت غیررسمی به #خبرنگاری پرداختم! برای تمرین، معمولاً دوربین عکاسی خود را همراه داشتم و مشغول گزارشنویسی از اوضاع پیرامونی خود بودم که گزارشی از روستای #امامزاده_علاءالدین (زادگاهم از توابع شهرستان #آوج قزوین) در شماره ۵۹ مجله هفتگی #سروش در سال ۵۹ نمونهای از آن اهتمام بود.)
البته برداشت من از صرفاً «نظامیگری تلقی کردن سپاه»، ناقص و اشتباه بود وگرنه آمادگی کارهای فرهنگی بنده در ضریب با ظرفیتهای سپاه، قطعاً اوضاع متفاوتی را رقم میزد. اگرچه بعداً در قالب همکاریهای مقطعی (بعنوان #مربی یا #نویسنده برای نهاد نمایندگی ولیفقیه در #سپاه_تهران و یا عضویت در شورای راهبردی فرهنگی/سیاسی سپاه تهران)، داشتم ولیکن هرگز به آن نمیرسید که از ابتدای امر بصورت سازمانی به #خدمت_سپاه در میآمدم تا «زمان و هزینه» خود را بیهوده مصروف فعالیتهای انفرادی و پراکنده نکنم.
«صدور انقلاب اسلامی به تمام جهان»، مطلبی نبود که امام خمینی، ناگهان مطرح کرده باشند. بلکه از همان لحظه سقوط #شاهنشاهی، این مطلب در ذهن #انقلابیون، امر جا افتادهای بود و سخن امام صرفاً به مثابه به رسمیت شناختن و بازتاب آن تفکر #انقلابی بود.
چنانکه اشاره کردم، شعارهای ما بعد از فرار شاه (۱۳۵۷/۱۰/۲۶)، عبارت بودند از؛ «بعد از شاه، نوبت آمریکاست»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر ارتجاع» و «سرنگونباد حکام مرتجع عرب»!
چنانکه دیدن یک #فیلم_سینمایی، برای من نقطه عطف مهمی در این قضیه شد! من قبل از #انقلاب حتی یکبار هم پای در هیچ سینمایی نگذاشته بودم (در #نظام_ارزشی خانوادهام، #تلویزیون و #سینما حرام بود) بعد از انقلاب، داشتم از خبرنگاری اولین #نماز_جمعه تهران به امامت آیةالله #طالقانی (۱۳۵۸/۵/۵) برمیگشتم به منزلمان (که در محله جی - جنوبغربی #تهران - بود) دیدم در سینمای جنوبغربی #میدان_انقلاب، فیلم #آزادی_فلسطین به نمایش گذاشته شده که برایم جلب توجه کرد و لذا برای اولینبار قدم به سینما گذاشتم و با دیدن آن فیلم (اسم اصلی آن، ۲۱ ساعت در مونیخ و در موضوع گروگانگیری ورزشکاران #اسرائیلی در المپیک #آلمان بود تا بدینوسیله توجه رسانههای دنیا به مسئله #فلسطین_اشغالی جلب شود) و از همانجا مصمم شدم که سینما را پایگاه صدور انقلاب اسلامی بپندارم. نفس نمایش فیلمی با موضوع آزادی فلسطین، خود گویای گرایش عمومی جامعه به نبردهای فراسرزمینی #نسل_انقلابی #ملت_ایران هم بود.
بعد از خروج از سینما برگشتم به کتابفروشیهای ضلع جنوبی #دانشگاه تهران و تمام پول خودم (اندوخته حقوقم از #کارگری در #بازار تهران) را صرف خرید کتابهایی نمودم که مرا با صنعت و هنر سینما آشنا میکرد!
بنابراین، اولین گام من برای ورود به امر صدور انقلاب اسلامی، مطالعه سینما بود و گام دوم من، نوشتن فیلمنامه سینمایی از قصهای بنام «نبرد تا آزادی» از استاد #محمود_حکیمی بود و سومین گام من، تأسیس #مرکز_سینمایی_فجر!
تأسیس و تشکیل و سپس انحلال «مرکز سینمایی فجر» (۶۰-۱۳۵۹)، ماجرای مفصل و مستقلی دارد که بعداً به آن خواهم پرداخت. ولیکن با آغاز #جنگ_تحمیلی، تدریجاً خود را آماده شرکت در #دفاع_مقدس نمودم و در ماه پایانی ۱۳۵۹ اسمم را در #سربازی نوشته و ماه آغازین ۱۳۶۰ عازم مناطق جنگی شدم.
یکی از علل ورودم به «کشتیرانی ج.ا.ا.» هم آشنایی با جهانی بود که انقلاب باید به آنها صادر میشد!
...ادامه دارد.
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
۳۱ فروردین۱۴۰۳ (۰۳/۰۲/۰۱)!
🆔 @chelcheraaqHM
🎲
گروه چلچراغ معارف و احکام
🙏
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
🔻@SMHM212
یاد ایامی
(بخش ۲)
👈بخش قبلی👉
قصه نخستین مرکز فرهنگی هنری
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران
(قسمت اول):
به محض #پیروزی_انقلاب اسلامی #ایران در ۱۳۵۷/۱۱/۲۲ بنده همانند هزاران نفر انقلابی دیگر در اندیشه #صدور_انقلاب_اسلامی ایران به جهان بودم تا اینکه در تاریخ ۱۳۵۸/۵/۵ (اقامه اولین #نماز_جمعه تهران به امامت آیةالله #طالقانی) بمناسبتی که در پیام قبلی اشاره کردم، تصمیم خود را گرفتم که از طریق تولید فیلمهای سینمایی به این #امر_مقدس مبادرت بورزم. ولیکن قبل از آنکه موفق بشوم، #جنگ_تحمیلی رخ داد و لذا #تهران را رها کرده و داوطلبانه عازم جبهههای #دفاع_مقدس شدم.
بنده قبل از رفتن به سراغ #رسانه_ملی، در صدد تشکیل یک نهاد خصوصی بودم که با مشارکت #عبداله_علیخانی - که بعداً تهیهکنندگی فیلمهای زرد را دنبال کرد - و با همکاری وزارت #آموزش_و_پرورش و رهنمود شهیدان #رجایی و #باهنر، «مرکز سینمایی فجر» را تأسیس کردم اما نامبرده عضو گروهک چپگرای #پیکار در آمد و ناسازگاری نمود!
البته وی هم اگرچه کارگردان اولین فیلم سینمایی پس از #پیروزی_انقلاب بود (با عنوان #بسوی_ساحل از داستانهای #محمود_حکیمی که به نظر #امام_خمینی هم رسیده بود) اما همانند بنده، نوجوانی ناپخته بود و لذا تحت تأثیر عموهای معلومالحال خود!
تهیهکننده #فیلم_سینمایی بسوی ساحل، (قبل از فیلم بلمی بسوی ساحل)، سپاه پاسداران #شهر_ری بود که حدود ۳۰۰٫۰۰۰ تومان هزینه کرده بود و فرمانده آن (برادر سلیمانی) به همین علت که «کل بودجه سال سپاه ری» را صرف آن فیلم نه چندان هنری کرده بود، توبیخ شده بود!)
آشنائی بنده با ع.ع. بعد از درج مصاحبه #مجله_سروش با وی بود که باعث شد بروم سراغ #سپاه_پاسداران شهر ری و نشانی خانهاش را از #سپاه گرفتم و اولش گمان میکردم او یک سپاهی است!
اما آشنایی او با من، با مطالعه «سناریوی نبرد تا آزادی» بنده با #دکوپاژ_آهنین آن بود و او (که سینماآموخته #کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود) پنداشت که بنده سینما را در سطح عالیتر و حرفهایتری آموختهام! (و حال آنکه بنده #سینما را از کتابهای خودآموز، یاد گرفتم!)
تأثیرپذیری وی از حرفهای بودن سناریوی بنده، باعث شد که با هم برویم دنبال سرمایهگذار و سراغ انواع اسپانسرها هم رفتیم و نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که خودمان مؤسسه بزنیم که آنرا «مرکز سینمایی فجر» نامیدیم و...
پدرش را خاطرم نیست چکاره بود اما او بیشتر گرفتار آفت عموهای خود و... بود. وی سه تا عمو داشت که بزرگ آنها از اعضای #ارکستر_سلطنتی_شاه بود و وسطی آنها علیرغم آنکه اخراجی #سپاه_پاسداران #کاشان و نیز اخراجی مجله #پیام_انقلاب بود، با لباس سپاه مشغول سوءاستفادههای خود بود و کوچک آنها نسبتاً انقلابی و سالم بود که با من همکاری داشت از پشتپردههای عبداله!
همکاری من و ع.ع. (به دلیل #مکتبی بودن بنده و لااُبالی بودن او) به جایی نرسید و بعد از یکسال، به شکست انجامید! اما بهانه اصلی دعوای ما به ماجرای عجیب دیگری هم برمیگشت که بد نیست آنرا هم در اینجا بگویم!
در نخستین #سالگرد_پیروزی انقلاب اسلامی ایران، «#وزارت_فرهنگ و #ارشاد_اسلامی» همچنان در پی تغییر و تحولات ساختاری و عنوانی خود بود!
و الآن خاطرم نیست که «وزارت ارشاد ملی» در آن مقطع به «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» تغییر عنوان داده بود یا نه؟ ولیکن برپائی جشن نخستین سالگرد پیروزی #انقلاب_اسلامی، موضوعیت یافته بود.
#سازمان_تبلیغات اسلامی و بالتبع #حوزه_هنری هم هنوز تشکیل نشده بود!
و چنانکه در یادداشتی با عنوان 👈حرفهای پزشکیان؛ نماد گیجفرهنگی ایرانیان👉 اشاره کردم، ما برای تأمین مخارج مرکز سینمایی فجر، سالن اصلی #تئاتر_شهر تهران را اجاره کرده بودیم و فیلم سینمایی #نسل_اژدها را پخش میکردیم!
در خلأ فعالیتی و بلکه در خلاء وجودی «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و نیز «سازمان تبلیغات اسلامی» و «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» و بالتبع سرگردانی و فقر انبوه هنرمندان و هنرپیشگانی که به خارج از کشور متواری یا در گوشهای پنهان نشده بودند، «مرکز سینمایی فجر» (بعنوان نخستین NGO فرهنگی هنری) ما چراغ تابانی بود که توجه آنها و بالتبع خواص را به خودش جلب کرده بود!
البته #مراکز_خصوصی دیگری هم در زمینه #فرهنگ و #هنر فعال شده بودند که یکی از آنها #بنیاد_هدا (بنیاد هنر در اسلام) بود که عمدتاً در عرصه واردات فیلمهای سینمایی و دوبله آنها فعالیت داشت.
بنظرم اولین فیلمی که بنیاد مذکور وارد کرد و در سینماها به نمایش گذاشت، فیلم #باراباس بود. بعدها فیلم سینمایی صهیونیستی؛ #محمد_رسول_الله (به کارگردانی #مصطفی_عقاد و بازیگری #آنتونی_کوئین در نقش #حمزه) هم توسط همان بنیاد صورت گرفت که تقریباً هر سال از رسانه ملی هم پخش شده و میشود!
...ادامه دارد.
✍️سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۳/۹/۱
🌐👈حیفه نبینی👉
💠
🎲👈محل نظرات👉
🙏
🇮🇷﷽☫
#تحریر_حم
🔻@SMHM212
اوهام مسعود و فایزه
(بخش۲):
این تحلیل معطوف به کلیپهای مندرج در 👈بخش قبلی👉 و نیز یادداشت 👈روانیهای مشهور👉، تحریر میشود:
👌گفتههای هماهنگ #پوزیده و #فایزه، دستپخت #اتاق_فکر واحدی است.
پذیرش اشتباهی!
طرف (طبق ادعای خودش) از #دانشجو شدنش، شوکه شده و حتی بعد از پذیرش در دانشگاه، منتظر بوده که به وی بگویند؛ #اشتباه_شده تا چه رسد به ریاست جمهوریش که ایبسا هر لحظه منتظر است تا به او بگویند؛ اشتباه شده!
صرفنظر از اینهمه اعتماد به نفس(!) وی، تناقضات بیپایان اوست که موجب #هتک_حیثیت همهجانبه #ملت_ایران است و لذا بنده تقریباً هر روز تذکر میدهم که اشتباه شده است!
از طرفی ادعا میکند که فکرش را هم نمیکرده ملت او را برای #ریاست_جمهوری برگزینند و از طرفی ادعا میکند که آمده بوده تا با کسب #رأی_ملت، به دنیا ثابت کند که ایرانیان هنوز هم پای کار انقلاب خود هستند!
خیز برداشتن برای جلب آراء #اکثریت_ملت کجا و فکرش را هم نمیکرده که روزی #رئیس_جمهور شود، کجا؟!! (اگر فکرش را هم نمیکردی پس چرا وارد #معرکه_رقابت شدی؟! و اگر مطمئن بودی که میآیی و باعث چنان انتخاباتی میشوی که به دشمنان ثابت کنی، ملت با رأی دادن به تو نشان میدهند که پای کار انقلاب خود هستند، چرا ادعا میکنی فکرش را هم نمیکردی؟!)
وی ضمن اعتراف به این واقعیت که #لیاقت و #قابلیت ریاست جمهوری (و حتی دانشجوئی پزشکی) را نداشته است اما با #عنایت_خاصه #مقام_معظم_رهبری، اسمش از صندوق در آمد(!)، تلویحاً #سلامت_شمارش انتخابات را متهم به #تقلب میکند!
حال فرض میکنیم که وی از تبعات سیاسی ادعای مشمول حمایت خاصه رهبری از شخص او بودن (در مفهوم اتهام تقلب به #نظام_انتخاباتی)، چیزی نمیفهمد و بمنظور #تحمیل معنوی و انقلابی خود بر #ملت و #مجلس، از #رهبری خرج میکند! و شاید هم عامدانه، زیرکانه و مکارانه، باب چنین اتهامی را میگشاید تا تلویحاً ادعای تقلب در انتخابات ۱۳۸۸ و بالتبع مشروعیت بخشیدن #فتنه_۸۸ و حداقل قبح زدایی از آن شرارت نابخشودنی را جار زده باشد!
(زیرا خیلی ظریف این مفهوم را القاء میکند که فرضاً اگر رهبری در انتخابات ۱۳۸۸ دخالت نمیکرد، محال بود #مشانژاد بالا بیاید! همچنانکه اگر رهبری در انتخابات ۱۴۰۳ دخالت نمیکرد محال بود #پزشکیان از صندوق، خارج شود! فلذا باید گفت؛ زهی به این حیلهگری وی)
و اما اینکه دنیا معطل آن بوده تا با نامزدی وی، ملت بریده و مأیوس ایران بیایند پای کار انقلاب:
طبق آمارهای رسمی؛ #جمعیت_ایران در سال #پیروزی_انقلاب، حدود ۳۶ میلیون نفر بود و در سال جاری، حدود ۸۶ میلیون نفر است. فلذا در طی ۴۶ سال گذشته، جمعیت ایران، حدود ۵۰ میلیون نفر افزایش یافته است که فایزه، آنرا نسل Z مینامد! نسلی که اصلاً توی باغ نیستند و از #نظام و #انقلاب و #اسلام، نفرت دارند و...! زیرا که ما آنها را نابود کردهایم!
(البته اعتراف وی به نابود کردن ارزشهای #ملت_ایران توسط #قبیله_وقیح وی با توجه به ریزشها و لطمات عمیقی که بر «نهضت+نظام اسلامی» تحمیل کردند، اعتراف درستی است ولیکن إشکال آن در اینجاست که هنوز به نابودی مطلق مد نظر آنها نرسیدهاند و از ملاحظه رویشها کور و کر هستند!)
این #جماعت_وقیح، از طرفی به انحاء مختلف، موجب #ریزش_مشارکت_ملت در انتخابات و بلکه شرکت گلههایی از #منحرفین در #اغتشاشات شده و میشوند و از طرفی این روی بر تافتنهای تحمیلی بر بخشی از جامعه را نشانه «ناکارآمدی نظام» و «غلط بودن نهضت» و «باطل بودن اسلام»، جلوه میدهند! زهی به اینهمه بیشرمی و خباثت و خیانت!
کاهش مشارکت ملت در طی ۴۶ سال، عللی دارد (که بررسی تفصیلی آن نیز طی مقالاتی مستقلاً مورد بررسی است) که همه آنها را باید احصاء نمود و مورد توجه دقیق و عمیق قرار داد که هم نیازمند #تیز_بینی (توجه به علتها) و هم محتاج #ریز_بینی (توجه به معلولها) هستند.
از جمله تأثیرات استحماری دشمنان، فعالیت شبانهروزی «بیش از ۳۰۰ شبکه ماهوارهای فارسیزبان برای کمتر از ۲٪ مردم جهان!» است که دکتر #ثابتی، احصاء و اعلام کرد.
فایزه (که در حال #لیدری_اغتشاشات و هنگام سق زدن به ساندویچ، بازداشت شده بود و جزو #محکومان_امنیتی است) ادعا میکند؛ «بنبست نظام در سیاستهای داخلی و خارجی»، باعث #عقب_نشینی مقام معظم رهبری از منویات ارزشی خود شده و حتی از صرافت شکستهای مختلف، آقا مجبور شد به کارگردانی سناریوی بالا آوردن پزشکیان (بعنوان آخرین تدبیر برای جلوگیری از فروپاشی نظام) بپردازد!
توهمات پوزیده پوسیده هم در اینست که خود را ناجی افسانهای ایران میپندارد (یا جلوه میدهد) و نمیفهمد که؛
۱) تعاون ملت در سطح ۹۸٫۲٪ در سال ۱۳۵۸ یک معجزه بود. (با توجه به مسائل روانشناختی مورد اشاره در 👈مقاله فرهنگ پلنشینی/ملتی آتشین در گذرگاه ایران👉)
..ادامه دارد.
✍مقالات حم | حیفه نبینی | محل نظرات
۱۴۰۳/۱۱/۱۹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♨️ مورّخ حرف جدیدی میزند.
☝️از پیامهای وارده☝️
نقدونظر #حم
👌شایعه ساختگی؟!!😳🙄🤔
بنده احتمال زیاد میدهم که این مورخ تاریخ انقلاب، تحقیقات مکفی، بخرج نداده و لذا اشتباه میکند.
بنده اولین بار این قصه (مکالمه تلفنی عجیب مرحوم #آیة_الله_طالقانی را در مجله #پیام_انقلاب (ارگان #سپاه_پاسداران #انقلاب_اسلامی ایران در سالهای اول #پیروزی_انقلاب و در واقع در زمان حیات #امام_خمینیره) خواندم که طی مصاحبهای با مرحوم #مرتضایی_فر (مجری برنامه #نماز_جمعه_تهران مشهور به #وزیر_شعار)، از ایشان نقل و چاپ کرده بود.
بنده شایعه و ساختگی بودن این مطلب را در حد صفر میدانم و به ایشان (آقای #حمید_روحانی) توصیه میکنم اولاً در این خصوص، شخصاً تحقیقات کافی بعمل آورند و ثانیاً در مؤسسه خود، از اشخاصی استفاده کنند که شائبه برانگیز نباشند!
زیرا نه #ارگان_سپاه، شایعهپرداز بود و نه جناب مرتضاییفر و نه اینکه بخواهند چنین قضایایی را (در زمانی که امام خمینیره به سپاه، حساسیت خاصی داشتند)، از خودشان بسازند!
قصه ادعای ارتباط امام خمینی با #امام_زمان(عج)، چیزی نبود که امام بخواهند بسادگی از آن، عبور نمایند و سکوت کنند.
حال بعد از ۴۶ سال (و فوت #یاران_طالقانی!)، مورخی پیدا بشود که آنرا ساختگی و شایعه، جلوه بدهد، هیچگونه وجاهتی ندارد وگرنه ممکنست انسان را به سایر ادعاهای تاریخی ایشان هم بدبین سازد!
بنظرم ایشان، هرچه زودتر باید این قضیه را تحقیق و بررسی نموده و اگر به خطای خود واقف گردید، رسماً از پیشگاه #ملت_انقلابی #ایران، عذرخواهی کند.
✍سیدمحمدحسینی(منتظر)
۱۴۰۳/۱۱/۲۴
🌐👈حیفه نبینی👉
💠
🎲👈محل نظرات👉
🙏
پاسخ امام خمینی به اژهای
☝️از پیامهای وارده☝️
وفاق(نفاق)ملی سران قوا!!!
#امام_خمینیره، توقع داشتند که بعد از ۱/۵ سال از #پیروزی_انقلاب، اوضاع #حکمرانی، اصلاح شوند و حال آنکه در ۴۶مین سالگرد پیروزی هم #ملت_ایران کماکان گرفتار #مسئولین_عوضی هستند و روز به روز هم #اوضاع_حکمرانی، بدتر میشود!
بعد از گستاخی وحشتناک، ذلیلالدوله در تراشیدن و بالا بردن پرچم جعلی #رهبری در مقابل #رهبر (که در اجلاس مفسدین عالم، بر زبان کثیف خود جاری ساخت!)، طی یادداشتی با عنوان 👈«ظریف؛ خدعه یا فتنه؟! در مورخه ۱۴۰۳/۱۱/۴»👉
و نیز طی یادداشتی با عنوان 👈«بدعت ظریف/سکوت سران!» در مورخه ۱۴۰۳/۱۱/۱۳👉 به سهم خویش، واکنشی داشتم. (صرفاً برای اینکه رنج و تلاطم قلبی خود را قدری آرام کنم وگرنه این یادداشتهای بنده به هیچ جا نمیرسند! بجز اینکه شاید در آخرت، موجب روسفیدی حقیر سراپاتقصیر گردد، انشاءالله)
حال با #سفسطه رئیس دستگاه قضای حاجت، معلوم شد که آبشخور این دو همکلاسی سابق (#ظریف و #اژهای در #مدرسه_علوی #انجمن_حجتیه)، یکیست و آنها حامی همدیگر هستند و به خود جرأت دادهاند که در مقابل #حضرت_رهبر (تنهاترین #سردار_ایران)، خود را برافرازند!
جانشین بیبصیرت #معاون_سیاسی سپاه هم، فریب 👈گفتگوهای خوب ظریف👉 را خورده و..!
⁉️آیا وقت آن نیست که دو طیف منحوس (لیبرالهای لمپن و انجمنیهای انگلیسیه؛ «سرطان دوقلو»ی بدخیم رسوخ و نفوذ کرده در مناصب نظام) از سطح نظام، پاکسازی شوند؟ ولو اینکه #آمریکا برای انتقامجویی و حمایت از مزدورانش، متقابلاً به ایران لشگرکشی کند!
#جراحی_عمیق
✍️حسینی منتظر | حیفه نبینی | نظرات
۱۴۰۳/۱۱/۲۶