«رهبری و ایدهی مردمسالاری دینی، درسی برای تداوم انقلابها»
✍زینب نجیب
شاید بارها شنیده باشیم که تاریخ تکرار میشود اما باور آن جز با مطالعه تاریخ و تأمل بر انتخابها ایجاد نخواهد شد.
در این ایام، آن طرف کره خاکی البته چیزی حدود ۱۰۰ سال پیش، وقایعی با مضمون مبارزه میان حق و باطل بهگونهای وقوع یافته که قابل تأمل و تعمق است. کشمکشهایی که هر یک شاید برای ملتها نویدبخش روزهای آزادی و آرامش بود اما پس از چندی صورت زشت و کریه خود را که برآمده از خودخواهیها و قدرتطلبیها بود؛ نمایان کرد.
این روزها برای مردم فرانسه یادآور پیروزی انقلابیست که همچون دیگر انقلابها تنها چند صباحی مهمان آنها بود. روزهایی که در 1830م؛ پیروزی قیام ضدسلطنتی ملت فرانسه برضد "شارْلْ دهم" پادشاه فرانسه رقم خورد. شارل دهم در سال 1824م پس از لویى هجدهم، پادشاه فرانسه شد و کوشید تا حکومت مطلقه سلطنتی را باز گرداند. او به سیاستهای ارتجاعی بسیار دلبسته بود. همین سبک و سیاق او در اداره کشور سبب نارضایتی مردم و نمایندگان آنها در مجلس شد و در نهایت او در تاریخ 26 ژوئیه 1830 م. بر خلاف منشور 1814 که توسط لویی هجدهم وضع شده بود فرامینی صادر کرد که مستبدانه خوانده شد در نتیجه انقلاب کوتاه آغاز شد و جمهوری خواهان اعم از کارگران ، دانشجویان و طبقه روشنفکر پاریس قیام کردند. در پی این انقلاب که سه روز به طول انجامید شارل در روز دوم اگوست سال 1830 م. به بریتانیا گریخت و سلطنت را به پسرش واگذار کرد.
حال که قبلتر در سال ۱۷۸۹ م، در پی رنسانس و البته عوامل بسیاری از جمله انقلاب صنعتی، انقلاب کبیر فرانسه به وقوع پیوسته بود.
یک انقلاب کامل و همهجانبه و با حضور مردم؛ امّا بقای این انقلاب به پانزده سال هم نرسید. انقلاب فرانسه تحول ایدئولوژیک مهمی در درون صاحبان قدرت و ثروت به وجود نیاورد، بلکه تنها یک تغییر از نظام سلطنتی به جمهوری در این کشور انجام شد که با بازگشت دیکتاتوری ناپلئون که در قالب جمهوری به قدرت رسیده بود، بهمراتب بدتر از دیکتاتوری زمان لویی شانزدهم، ارزیابی میشود.
اگرچه انقلاب فرانسه به نام آزادی، برابری و اخوت پیش رفت، اما در حقیقت این شعارها تنها دستاویز گروههای رادیکالی بود که همهی آنها زیر تیغ گیوتین رفتند.
بسیاری معتقدند این انقلاب تحت تأثیر اندیشمندانی همچون روسو، ولتر و..شکل گرفت و چون ژان ژاک روسو، که معروف به ایدئولوگ انقلاب فرانسه است، در سال ۱۷۸۹ درگذشت، در نتیجه، تئوریپردازیای که میبایست صورت میگرفت، از بین رفت.
این روند تا سال ۱۸۳۵ که در غرب پیش رفت. به طوری که تا زمان بناپارت سوم نابسامانی وجود داشت. در این سال بود که نهایتاً یک قانون اساسی (شاید برای بیستمینبار) نوشته شد که طبق آن، جمهوری با همان سازوکار موجود در سایر کشورهای اروپایی برقرار باشد.
در نتیجه، تنها شکل حکومت تغییر کرد. منتها اساس کشور همان سکولاریسم و تفکیک قوا و رجوع به احزاب (بهعنوان صاحبان قدرت) بود. بنابراین هیچگاه حقی به مردم داده نشد. در واقع مردم فرانسه نتوانستند با انقلاب خود تغییر جدی در حاکمیت ایجاد کنند.
همان دیکتاتوری صاحبان قدرت و ثروت باقی ماند.
در واقع اگر روزی اشراف بهدلیل روابط خانوادگی با پادشاهان، بر کشور حکومت میکردند، امروز صاحبان قدرت (آنهم در یک طبقهی محدود) در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی حکمرانی میکنند.
مردم همچنان رعایایی هستند که هدایت آنها به دست یک گروه خاص است.
ادامه دارد...☘
#محرم
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
ادامه...
اما در باب انقلاب اسلامی چنین اتفاقاتی نیفتاد . مخصوصا با توجه به اینکه در ایران پس از انقلاب، ۸ سال جنگ با تمام دنیا را تجربه کرد. بسیاری از تحلیلگران، حضور مهرهای بهنام ولیفقیه را علت عدم وقوع این اتفاق میدانند. اگر ولایتفقیه وجود نداشت و رهبری منسجمی نبود، ما نیز به همان سرنوشت دچار میشدیم. در مواجههی قدرتهای داخلی نیز ولایتفقیه بود که اوضاع را مدیریت کرد.
علاوه بر تأثیر نقش رهبری در پیروزی انقلاب اسلامی و ادامهی آن پس از چهل و اندی سال باید به نظریهی مردمسالاری دینی امام خمینی هم اشاره کرد.
رهبر معظم انقلاب میفرمایند: "چرا جمهوری اسلامی با وجود این همه دشمنی، به سرنوشت نظامها و انقلابهای دیگر دچار نشد؟ علّت چیست و رازش چیست؟ من عرض میکنم راز پُرشکوه و افتخاربخشِ این نظام و ماندگاریِ این نظام همین دو کلمه است: یعنی «جمهوری» و «اسلامی». همراهیِ این دو کلمه با هم؛ و موجودی که از این دو کلمه تشکیل شده، باید هم پایدار بماند؛ هم جمهوری و هم اسلامی؛ مردم و اسلام؛ جمهوری یعنی مردم، اسلامی هم که یعنی اسلام؛ مردمسالاری دینی.
کار بزرگ امام بزرگوار ما این بود که این فکر را، این نظریّه را -نظریّهی جمهوری اسلامی را- خلق کرد، آن را وارد میدان نظریّههای سیاسی گوناگون کرد -که در آن دوره نظریّات مختلف سیاسی، شرقی، غربی در عرصهی مسائل سیاسی و ذهنیّتهای سیاسی با هم برخورد [داشت]- بعد به آن تحقّق بخشید، عینیّت بخشید. صِرف ایجاد یک نظریّه نبود بلکه آن را تحقّق داد و نظام جمهوری اسلامی را به وجود آورد. کار بزرگ امام این است." (۱۴۰۰/۰۳/۱۴، سخنرانی تلویزیونی به مناسبت سیودومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)
جالبتر اینکه نهتنها نقش ولی فقیه و نظریّه مردمسالاری دینی در پیروزی و ادامه انقلاب علل اصلی نامیده میشود بلکه دلیل اصلی دشمنی دشمن نیز همین دو واژه است.
رهبر انقلاب در این زمینه نیز میفرمایند: "میخواستند صدای ملّت ایران را در گلو خفه کنند. ملّت ایران یک پیام جدیدی داشت، یک حرف نویی به دنیا عرضه کرد. «جمهوری اسلامی» یک حرف نو است. «مردمسالاری دینی» یک حرف جدید است، یک ترتیب تازه برای زندگی است، یک سبْک جدید برای زندگی ملّتها است؛ خواستند این پیام که پیامِ مقاومت است، پیامِ ایستادگی است، پیامِ عدم تسلیم در مقابل زورگویی است، پیامِ مقابلهی با ظلم است، پیامِ مقابلهی با تبعیضِ بینالمللی است نرسد؛ خواستند این پیام را خفه کنند."(۱۴۰۱/۰۶/۳۰، بیانات در دیدار پیشکسوتان و فرماندهان دفاع مقدس)
آری، رمز موفقیت انقلاب اسلامی در این دو واژه بود و رمز موفقیت در برابر دشمن تنها در حفظ همین دو واژه است.
در همهی انقلابها راه فرار از ارتجاع، همان نقش راهبردی رهبر است و آگاهی و بصیرت مردم در سایهی راهنمای رهبر.
#محرم
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«قلمهای بیدرد»
✍زهرا سبحانی، عضو تحریریه مجتهده امین
گریه کردم. از دیروز بارها کلیپ را دیدم و اشک ریختم. گریه کردن چیز عجیب و غریبی نیست؛ آن هم برای دخترک بیپناهی که زیر مشت و لگد یک نانجیب، مظلومیتش را داد میزند؛ گرچه داغاش به وسعت هزار و چهارصد سال از ماجرای کوچه، هنوز برای دلهایمان تازگی دارد؛ با این حال، عجیبی به آن است که نمیدانیم این اتفاقات چه نسبتی با مملکت اسلامی ما و من مسلمان دارد؟ نمیدانم به کجا میرویم! اصلا قرار است به کجا برسیم! چرا هر بار از حجاب گفتیم، چیز دیگری شنیدیم؟ چرا هر بار از ولنگاریها شکایت کردیم، زیر سؤال رفتیم؟ چرا هر بار خواستیم موضعها شفاف شود، با هزار یک عنوان به اسم توجیه، به اسم حفظ نظام، به اسم وحدت و بصیرت، دهانمان را دوختند؟ و خدا نگذرد از آن عمامه به سری که تحریف کرد، از آن دست به قلمی که زیر سوال بُرد و از آن کانالداری که با التقاط خودش، وحدت کلمهی نشأت گرفته از توحید را به یغما بُرد. چون فقط ما ماندیم و عذر تراشیدن برای کتک خوردن مادران در مقابل چشم کودکانشان!
ما ماندیم و نهایت بازداشت چند روزهی هتاکان و دیگر هیچ! و دوباره روز از نو و روزی از نو! آنقدر تدبیر کلانتر به مذاقشان خوش آمده که هر روز دریدهتر از قبل بر هنجارشکنی در جامعهی توحیدی، مُصرّند!
در عوض ما باید دلخوش باشیم به اخباری که تهشان ختم میشود به دادن یک بیانیه با کلی باید و نبایدی که هیچ وقت، اجرا نمیشود و باید قانع بشویم به این کم! به عذرخواهی صوری در فضای مجازی، به بازداشت موقت، تازه اگر اتفاق بیفتد. از این «باید» که دلخوشمان کرده، قشنگتر سراغ دارید؟
در این میان عدهای به جای حل مسئله، انتشار هتک حرمت به محجبهها و مؤمنان را در راستای سیاست تجری دشمن و تخریب روحیهی مؤمنان میدانند و از این دست منطق صورتی که هر روز تکرار میکنند تا ما هم مثل کور و کرها تکرار کنیم غلطهایی که میدانیم غلط است، میدانیم عاقبتش، ماندن زیر مشت و لگد اراذل است. و بازهم از نسبت این اتفاقات با ادعاهای مسئولین سردر نمیآوریم! سردَر نمیآوریم که چرا مجری قانون، برای قانون، اما و اگر میآورد تا اجرایش نکند.
و باز سکوت کردیم و نگفتیم از هتک حرمتها از بیاحترامیها از آسیبهایی که محبجهها بارها در متروی تهران و جای جای ایران دیدند تا مثلا جناب شهردار پایتخت، خودش را با کمال افتخار، با حفظ سمت دستیار ویژهی رئیسجمهور معرفی کند! نگفتیم تا بعد از ماهها شوی خبری، مسئولین زحمتکش اذعان کنند که همان قوانین قبلی کارگشا و مفید است! نگفتیم تا حتی همفکران ما در برابر این اهانتهای همراه با سکوت نامفهوم مسئولین، متنها برای تطهیر این ترک فعلها نوشتند و دهان دوختند.
و باز خدا نگذرد از این قلمهای بیدرد!
قلمهایی که اگر به اندازهی یک سر سوزن برای خودشان و یا اطرافیانشان پیش بیاید، تمام عالم و آدم را اسیر عربدههایشان میکنند. این اواخر تا آنجا پیش رفتند که «حجاب» اصلا حرف و عقیدهی شهدا نبوده و همه را به چِرت گفتن، منتسب کردند و طبق معمول ما خوشباورهای روزگار، گفتیم طرد نکنید، جبهه، جبههی انقلاب است و جذب حداکثری باید... و ای امان از این مرداب اختلاطی که به جان ما همیشهخوشباوران، افتاده که دیگر هیچ غریق نجاتی حریفش نیست!
آقایان! شیراز، همدان، تهران قم و... به ما فقط بگویید تا کجا باید به شما از این اهانتها آمار بدهیم تا گوش شیطان کر، به خود بیایید؟ تا کی باید خام بازی این لایحهی سرکاری حجاب بشویم؟ اصلا صریح بگویم ما نه قواعد بازی سیاستچیها را بلدیم و نه حوصلهاش را داریم!
ما فقط به حکم مادر بودنمان، آرمانهای انقلابمان را فریاد میزنیم و مسلما مرعوب حوادثی نمیشویم که در باطن، ما را تسلیم برنامههای نظم نوین جهانی کند، چرا که خوب میدانیم، علت و اساس آشفتگی این روزها سهلانگاری در اجرای خود قانون است و لاغیر!
اصل حرفمان این است که امنیت یک زن محجبه در وجب به وجب این مرز و بومی که علمدار تمدن نوین اسلامیاست در کجای برنامهها و لوایح شما به اسم حجاب و یا هر موضوع دیگر، قرار دارد؟
آقایان! حواستان هست که با سیاست دور از مبانی اسلام و در یک کلام با سیاست زائیدهی دشمن، تیشه به ریشهی خود اسلام میزنید؟ اگر حواستان جمع است بیایید برای گوش و چشمهای امیدوار به انقلاب مستضعفان با پرچم تمدن نوین اسلامی، قدمی بردارید...
🔗لینک خبر
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
👌 یک امر به معروف صنفی به نفع مردم و مخاطبان حوزه
https://virasty.com/HOWZAVIAN
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
📌 تسلیمخواهان
✍ نسا خلیلی
▪️روزگار غریبی است که «گفتن نتوانم، نگفتن نتوانم». برخی با کلام رهبری، به جنگ منظومه فکری رهبری میروند. از اسلام وحیانی او اراده اسلام لیبرال و مرجئه میکنند.
▪️دین را اگر بخواهند، سکولار میخواهند. توصیه به خاموشیگزینی میکنند و بال سرخ شیعه را به آتش میکشند.
قامت حزب الله را در حد سطلِ ماست پایین میآورند و فریاد وا اسلاما وا ملتا سرمیدهند.
▪️با هر ماجرایی، در احکامِ اسلام آب میبندند و مریدان را مردان و زنان خموده میخواهند.
زمین میدهند تا زمان بخرند، غافل از آنکه جای پای شیطان را مستحکم میکنند.
▪️در قالب دلسوزی، آمران به معروف را زیر سوال میبرند و فریاد برمیآورند قسم به حسین مردم را به جان هم نیندازید. چگونه میتوان از علت قیام امام حسین(علیهالسلام) چشم پوشید؟
▪️عامل آسیب به جامعه، برچیدن آمرین به معروف و حذف رکن مردمسالاری از جمهوری اسلامی است. مردمیبودن، به سکولاربودن نیست.
▪️گویا نمیشنوند هشدار ولیِّ جامعه را که از خطر استحاله فرهنگی میگوید و بارها بر غیرت دینی مردم تاکید میکند.
▪️اینان مگر نمیبینند دشمن از غیرت انقلابی مردم واهمه دارد و تلاش میکند که آن را برچیند. چگونه در آخرین توانهای دشمن، در قالب دلسوزی، پرچم تسلیم برمیآورند!
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
حجاب خط مقدم بانوان
✍زينب نجیب
همیشه برایم مشکی بودن چادرم مهم است. چادرم را جوری آویزان میکنم که چروکی بر آن نماند. بوی چادرم را دوست دارم.شاید بوی عطر و ادکلنهای امروزی را ندهد؛ اما بوی تمیزیش بر وقارش افزون کرده است.
حواسم هست هرجایی ننشینم یا که به جایی تکیه ندهم، شاید خاکی شود. اگر خاکی بر صورت چادرم نشست با هزار ترفند خاک را از چهرهی پرجذبهاش پاک میکنم.
برای من چادر سیاه فقط یک پوشش نیست؛ آن را یادگاری فاطمهی اطهر (سلامالله) میدانم.
اما افسوس که امروز بار دیگر روضهی چادر تداعی شد.
حادثهی امروز روضهی مصوّر شد.
به یاد چادر خاکیِ کوچههای مدینه...
به یاد چادر نیمسوخته در کربلا...
به یاد معجر ...
بارها سوختم و ساختم.
سوختم از بیغیرتی نامردان مردنما...
سوختم از غربت چادر...
سوختم از خشمی که بر معروفی مشت میکوفت...
سوختم از نگاه کودک بیپناه...
و
ساختم...
ساختم چادرم را این بار نه فقط برای خاکی شدن که برای سوختن.
آری، اگر امروز در مقابل این وحوش نایستید؛ چادر ما زنان، سربازان خوشغیرتی برای مبارزهاند. آنها حاضرند برای دفاع از حریم، به خون نیز آغشته شوند.
#مامانمو_نزنید
#حجاب_خطِّ_مقدم_ماست
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
«مهربانترها»
✍زهرا نجاتی
دخترک مثل ما به سینه میزند، مثل ما خودش را به روضهی اباعبدلله میرساند.
میخنددـ
ولی مثل ما غیبت نمیکند. نه فقط غیبت، هیچ بدجنسی ندارد، انگار فرشته.
چه کسی گفته فرشتهها همهشان زیبا هستند؟
چه کسی گفته فرشتهها موهای بور دارند و اندامی زیبا یا مثلا همه اعضای بدنشان، روی فرم است.
مگر عقل مطلق نیستند، مگر فرشتهای که زورش به جمع ثواب صلوات نمیرسد، با آن همه انگشت، ظاهری طبیعی دارد؟ نه.
هرکدام یک جورند یک شکلند. متناسب با آنچه برایش خلق شدهاند.
دخترک سندروم داون دارد، ولی باخودم فکر میکنم بیشتر خوش به حال من است یا او؟
با خودم فکر میکنم من گناهکارم اما او نه،
من غصه میخورم او نه.
من مثل او مهربان نیستم.
با خودم فکر میکنم چرا عدهای میخواهند این فرشتهها را از زمین حذف کنند؟ شاید اینها هستند تا کمی مهربانی به همه ما هدیه بدهند شاید هستند تا آدم بودن را فراموش نکنیمـ...
شاید باید کمی مهربانتر باشیم...
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
دشمنِ دشمنِ اسلام
✍خالقی
۱. حدود صدسال پیش، در چنین ایامی در قضیه مشروطهی مشروعه که شیخ فضلالله در برابر غربزدگان و تزویر انگلیسی مقاومت میکرد؛ این باصطلاح مجاهدان مشروطهخواه، تهران را فتح کردند. در آن هنگام که خطر تنهایی، شیخ فضل الله نوری را در میان هجمهی دشمنان نامرد تهدید میکرد؛ شخصی از شیخ پرسید «شما که میدانستید؛ نتیجه نمیگیرید؛ چرا مخالفت کردید؟» گفت: «تا اگر صد سال بعد از این، بعضی از مسلمانان به قعر زیر زمین و داخل سردابها رفتند و در آنجا با کمال ترس، درد دل کردند و گفتند صد سال قبل عدهای دست به دست هم دادند و ریشۀ اسلام را کندند؛ لااقل یک نفر بگوید که در میان آن عده، یک آخوند طبرسی و یارانش بودند که مخالفت کردند!».
۲. در آن زمان که مشروطهخواهان تهران را گرفته بودند و جرئت نداشتند به سفارت خارجی تعرض کنند؛ میرزا جواد سعدالدوله به شیخ پیشنهاد کرد که بیرق «هلند» را بر بالای خانهتان بزنید؛ دیگر حتی لازم نیست به سفارت هلند تشریف بیاورید. شیخ در پاسخ به این پیشنهاد، خندید و گفت: «آقای سعدالدوله باید بیرق ما را بر روی سفارت اجنبی بزنند. چطور ممکن است که صاحب شریعت که من یکی از مبلغین احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت آن پناهنده شوم؟!» آنگاه آیۀ شریفۀ ۱۴۱ سوره نساء «وَلَنْ یَجعلَ اللهُ للکافرینَ علیَ المؤمنینَ سبیلاَ» را خواند... سپس ادامه داد: «من حاضرم صد مرتبه زنده شوم و ایرانیان و مسلمین مرا مثله کنند و بسوزانند، ولی به اجنبی پناهنده نشوم.». این چنین بود که دشمنان به قدرت روحانیت اصیل پیبردند و درصدد برآمدند تا قدرتمندترین و هوشیارترین روحانی را از میان بردارند تا کسی نتواند در برابر انحرافات آنها بایستد.
۳.ساعاتی قبل از اعدام در ۹ مرداد ۱۲۸۸ هجری شمسی در حالیکه چوبه دار آماده بود و شیخ را محاکمه میکردند، فردی از طرف مشروطه خواهان به ایشان گفت: « جنابعالی حرمت مشروطه را لغو کنید و بفرمایید منزل». شیخ پاسخ داد: « شب قبل پیامبر(صلیالله علیه و آله وسلم) را در خواب دیدم که امروز مهمان او هستم؛ حاضر نیستم این فرصت را از دست بدهم، و این مشروطه ابدالدهر حرام است». یعنی حتی تا آخرین لحظه هم از اعتقاد خود دست نکشید و مشروطه غیر مشروعه را تا ابد حرام اعلام کرد. در تاریخ هست که بعد از پایین آوردن جنازه شیخ از چوبه دار، عده ای از مجاهدان بیدین مشروطه، نسبت به پیکر مطهر شیخ شهید تعرض و هتک حرمت کردند.
۴. خمینی عظیم در بیان مقاومت تاریخی شیخ شهید میفرماید: «تاریخ یک درس عبرت است برای ما، شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید میبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دستهایی آمد... تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در ایران برای خاطر اینکه میگفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطهای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای [دار] او رقصیدند یا کف زدند .» (صحیفه امام؛ ج ۱۸، ص ۱۷۰، ۱۷۱). و تاسف آور این که این مجتهد وارسته و شجاع توسط یک فرد منحرفِ روحانی نما محاکمه و به اعدام محکوم شد.
۵. یاد امام عزیز را گرامی میداریم که با آن عزم پیامبرگونه و آن روحیهی دشمنستیزی، نظام جمهوری اسلامی ایران را پس از قرنها بر اساس ولایت فقیه تاسیس و با اقتدار کامل با ایادی کفر و نفاق اتمام حجت کرد؛ آن زمان که فرمود: «قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنها مطمئن باشند که اگر خمینی یکّه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بتپرستی است؛ ادامه میدهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنههای مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می نمایند سلب خواهد کرد.» (پیام به حجاج بیت الله الحرام ۵ شهریور ۱۳۶۶). روح پرفتوح تمامی علما و فضلا و شهدا در تمام دورانها که در راه اسلام جان فدا کردند تا نظام جمهوری اسلامی برقرار شود؛ با اعلی عِلّیین محشور باد.
#اصلاحیه
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
امربهمعروف و نهی از منکر از دریچه نگاه مستشرقین
✍نجمه صالحی
شاید بتوان مهمترین دلیل ماندگاری نهضت حسینی را "امربه معروف و نهی از منکر" برشمرد که در سایهی آن، سایر احکام و اصول اسلام، قابلیت پیادهسازی را مییابد. عاملی که سیدالشهدا علیهالسلام صریحا به آن استناد و چندین مرتبه در مسیر حرکت خویش به آن اشاره میکند؛ مسألهای که سبب برجسته شدن رویداد عاشورا شده و به تبع آن مورد توجه اندیشمندان مسلمان و مستشرقان قرار گرفته است.
البته دلایل مطالعات مستشرقان یکسان نبوده، آنان با انگیزه شخصی یا پژوهش علمی یا استفاده از نکات کاربردی یا حتی یافتن نقاط ضعف شیعه و نظایر آن به زوایای مختلف تاریخ اسلام و خاصه تشیع پرداختهاند؛ در این میان عامل نگارش اثر مایکل الن کوک قابل توجه است.
در واقع"حادثهای" کوک را به تحقیقی گسترده در مورد فریضه “امربه معروف و نهی از منکر در اسلام” سوق داد و در خلال تتبع در مورد این اصل، به عامل نهضت امام حسین (ع) نیز توجه کرد. الن کوک با انگیزه شناخت اصل مهمی در دین اسلام، به پژوهش میپردازد و حاصل کار او کتابى با عنوان "امربه معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی" میشود.
کتاب مایکل کوک با حادثه قطار شهری شیکاگو در سال ۱۹۸۸ شروع میشود و با آن انتظار برای خواننده پدید میآید که راهکاری با عنوان امر به معروف و نهی از منکر برای درمان دردهای اجتماعی دنیای غرب در جلوگیری از معضل فساد اخلاقی پیدا شده است* اما این موضوع مانند برخی داستانهای ادبی بهصورتی نیمه تمام و پایان باز، رها میگردد، در واقع با مطالعه کتاب مسائل زیادی مطرح میشود که ناتمام باقی میماند.
کتاب کوک در بیست فصل و پنج بخش اصلى تدوین شده است و درباره حنبلیان، معتزلیان، شیعیان و دیگر فِرَق اسلامی و فراسوى اسلام سنتى همچنین آیات و احادیث مهم امر به معروف و نهى از منکر تحلیلهایی آورده و با ارائه کتابشناسی گسترده و نمایه، پژوهش خود را تکمیل کرده است. *
تلاش الن کوک در راه شناخت یکی از فروع دین اسلام ارزشمند است اما به نظر میرسد در مسیر پژوهش خود در مورد برخی از منابع، خود را به تغافل زده است. او مدعی است نگاه قرآن، تفاسیر و روایات به «امر به معروف و نهی از منکر» جزئینگر نبوده و فقط به کلیات پرداخته است و این مساله را در رفتار و فرهنگ مسلمانان صدر اسلام کم اهمیت نمایش میدهد.
* صفری،رضا، نقد و بررسی کتاب امر به معروف ونهی از منکر در اندیشه اسلامی مایکل الن کوک،1388، شماره 116و117، آینه پژوهش
*الن کوک ، امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی، مترجم احمد نمایی، ج1،ص410.
#امام_حسین
#نهضت_حسینی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI