eitaa logo
گلچین شعر
13.8هزار دنبال‌کننده
719 عکس
256 ویدیو
10 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad کانال دوم ما @robaiiyat_takbait
مشاهده در ایتا
دانلود
در شعرهایم جا خوش کرده‌‌ای ولی در کنارم نه @golchine_sher
در اين حريم، هيچ‌كسی بی‌مراد نيست بازار اهل معرفت اینجا کساد نیست همواره بی‌حساب فقط لطف می‌كند بيهوده نام او كه امامِ "جواد " نيست ديدم كه در تمامیِ حاجت‌گرفته‌ها فرقی ميان مجتهد و بی‌سواد نيست پرسيدم از حوائج و بين جواب‌ها حتی يكی‌ش، "حاجت ما را نداد"، نيست نامی برای درب ورودی مرقدش درخور تر از ورودی "باب المراد" نيست @golchine_sher
بگو بعد از این حافظه‌ی انگشتانت را در چین و شِکن موهای چه کسی به باد می‌دهی تا فراموشم کنی؟ @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دل باده ای از ساقی کوثر زده است مستانه سوی شاه نجف پر زده است مهتاب اگر در اوج رفعت رفته یک بوسه به خاک پای حیدر زده است @golchine_sher
امام مهر و عطوفت جواد آل محمد سریر آیه ی عصمت جواد آل محمد حصین حصن خداوندومخزن الاسرار شفیع روزقیامت جواد آل محمد ص خزانه دارعلوم و چراغ راه هدایت ستون ورکن شریعت جواد آل محمد ص محآلّ معرفة الله، دعائم الاخیار امام حــُسن وفضیلت جواد آل محمد ص چو آب چشمه زلال است ومثل باران پاک سروش آیه رحمت جواد آل محمد ص نفس چو می کشد او بلبلان به رقص آیند امیرحــُسن وملاحت جواد آل محمد ص به گردش نگهش محور جهان باقی سریر ملک هدایت جواد آل محمد ص امیر علم وکلام وملیک مـُلک سخن بلاغت است وفصاحت، جوادآل محمد ص منم گدای درت سائلی به ره مانده عطا نما زمحبت جواد آل محمدص @golchine_sher
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن او شد انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود! هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم، دلبستگی‌ام بیشتر از تاب و توان بود... میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... [ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ] فهمید که دیوانه و دلبسته‌ی اویم [ از بس‌که اشارات نظر، نامه‌رسان بود ] القصه گرفتار دل هم شده بودیم روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود... از آنچه میان من و او بود چه گویم؟ مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق، معشوقه‌ام انگار کمی دل‌نگران بود! خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده... من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود! کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده... حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود! اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش، هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟! البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود... او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت! من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود... یک مشت غزل شد همه‌ی دار و ندارم، دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود... بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود... گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است! من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود... حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را... آگاه نکردند به شرّی که در آن بود...! ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود! هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کَنَم کرد این توده‌ی بدخیم گمانم سرطان بود... @golchine_sher
برایت مثل باران می چکم امروز و فردا را سراغم را نمیگیری رها کردی مگر ما را ؟ میان شعله های چشمهایت ارزو کردم بسوزم تا که محبوبم ببیند شوق عنقا را درون جدولی از اینهمه ایهام میترسم بیا و با نگاهی ساده کن حل معما را در ان باغ بنفش پشت پلک مثل پاییزت چه زیبا دیده ام پروانه های در تماشا را اگر از من بپرسی دوستت دارم بگویم پس همان قدری تو را که ماهی لب تشنه دریا را به زیتون زار چشمانت قسم مشتاق بر صلحم بیا با خنده ای اعلام کن پایان دعوا را اگر پرسند از من عشق بهتر است یا ثروت به عشقت می نویسم بهترین انشای دنیا را تو گاهی مثل خورشیدی و گاهی موجی از دریا چه خوشبختم که دیده چشم من خورشید و دریا را لبی شیرین تر از انجیر و چشمی با نمک داری نمک می خواهم و انجیر سرخ در مربا را عزیز مصر هستی و منم آواره ای عاشق بیا قدری مدارا کن تو احوال زلیخا را @golchine_sher
ای دوست بیا شبیه گندم باشیم یک رنگ میان خرمنی گم باشیم زشت است که تنها پیِ راهی گیریم خوب است که پا به پایِ مردم باشیم... @golchine_sher
به "دوست داشتنت" متهمم به این جرم افتخار می‌‌کنم و به فراموش نکردنت و آرزویم این است که مجازاتم حبسِ ابد در گردشِ خونِ تو باشد! @golchine_sher
‌ ‌‌از دهانت چشيدني‌ست‌غزل،بيش از آنكه شنيدني باشد قدري آهسته‌تر بخوان بگذار اين‌حلاوت مکيدني باشد   بي خيال عروض و قافيه باش ، فارغ از قيد و بند شاعرها روسري را به دست باد بده شعر بايد که ديدني باشد   واژه ها ميوه هاي باغ تواند از لبان تو مزه مي گيرند تو نبودي كسي نمي دانست حرف بايد چشيدني باشد   اي نشسته به قله هاي سپيد! شعر نو! پيش پاي من بگذار تا تو راهي كه رفتني باشد جاده اي كه رسيدني باشد   گردن آويز ناز زيبنده ا ست منتها اين به خاطرت باشد ناز خوب است تا زماني كه نازهايت خريدني باشد   سعدیِ دخترانه ی سخني, مطلع شعر ناب انجمني آرزو مي كنم گلستانت غنچه هايش نچيدني باشد @golchine_sher
عاشقم عاشق نامی، منم و عشق امامی غرق در سرّ جوادم، چه امامی و چه نامی دف‌زنان، خواند مدینه: «طَلَعَ البَدرُ عَلَینا» سر زد از خانۀ خورشید، عجب ماه تمامی نُه کبوتر، دل تنگم به حرم کرده روانه تا به تو، از قم و مشهد برسانند سلامی شده‌ای پیرِ جهانی به جوانی و شدم من بندۀ پیر خرابات و عجب لطف مدامی «همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی همه نوری و سروری، همه جودی و» مرامی آه! اگر نان یتیمی، رسد از خوان کریمی وای! اگر از تو جوادی، برسد جامه و جامی با تو، بی‌خود شدن از خویش؛ چه مستی حلالی! بی تو، چرخیدنِ بی‌عشق؛ چه احرام حرامی! پسر حیدری و خاتم جود است به دستت شود آزاد، نگاهت اگر افتد به غلامی عالمی دل به رضا بسته، رضا دل به تو داده‌ برده‌ای خسرو شیرین! دل سلطان به کلامی باب اگر باب جواد است، در آن گوشه مقیمم بیش از این در همه آفاق، مگر هست مقامی؟ «من از آن روز که در بند تو» هستم، شدم آزاد ندهم هر چه رهایی، به چنین حلقۀ دامی به چه کار آیدم این سر؟ نرسد گر به سرایت بشکند پای طلب، گر نزند سوی تو گامی ای محمد! برسد بعد تو، همنام تو بی‌شک که بر این سلسله، نامش بشود حُسن ختامی نظری کن که دلم را برسانم به طلوعش که خروش قلمم را، برسانم به قیامی @golchine_sher
تفسیرِ نهُم از خودِ قرآن آمد فرماندهٔ لطف و جود و احسان آمد آرامش ِ فلبِ حضرتِ معصومه(س) شهزادهٔ سلطان خراسان آمد! @golchine_sher
آورده است چشمِ سياهت يقين به من هم آفرين به چشم تو ، هم آفرين به من من ناگزيرِ سوختنم چون كه زل زده ست خورشيدِ تيزِ چشمِ تو با ذره بين به من بر سينه ام گذار سرت را كه حس كنم نازل شده ست سوره ای از كفر و دين به من يارانِ راستين مرا ميدهد نشان اين مارهای سرزده از آستين به من تا دست من به حلقه ی زلفت مزين است انگار داده است سليمان نگين به من محدوده ی قلمرو من چينِ زلف توست از عرش به فرش رسيده ست اين به من جغرافيای كوچک من بازوان توست ای كاش تنگ تر شود اين سرزمين به من ... @golchine_sher
اهل کاشانم روزگارم بد نیست تکه نانی دارم ، خُرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم ، بهتر از برگ درخت دوستانی ، بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است: لای این شب بوها، پای آن کاج بلند روی آگاهی آب، روی قانون گیاه من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جانمازم چشمه، مُهرم نور دشت سجاده ی من من وضو با تپش پنجره ها می گیرم در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست: همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو من نمازم را پِی تکبیره الاحرام علف می خوانم، پی قد قامت موج کعبه ام بر لب آب ، کعبه ام زیر اقاقی هاست کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهر به شهر حجر الاسود من روشنی باغچه است اهل کاشانم پیشه ام نقاشی است: گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ ، می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهایی تان تازه شود چه خیالی ، چه خیالی ، ... می دانم پرده ام بی جان است خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی ماهی است اهل کاشانم..... @golchine_sher
نور تابان هدایت در ولای حیدر است هل اتی خود مظهر مدح وثنای حیدر است اشهد ان علی باشد مدال فضل او تکیه گاه معرفت بی شک خدای حیدر است نم نم باران مهرش تازه کرده جان ما مهبط خیل ملک صحن وسرای حیدر است کیمیای عشق اوزر می کند مسِّ وجود این همه لطف و عنایت از سخای حیدر است پرزند مرغ دلم در آسمان حبّ او مشق معراج سعادت از همای حیدر است جان ما از پرتو خورشید تابانش نکوست این همه جود وسخا هم ازعطای حیدر است دم به دم طاها نموده مدح شأن مرتضی مدح احمد بی گمان فضلی برای حیدر است مادر بابا شده زوج علی مرتضی فاطمه ام ابیها جانفدای حیدر است از نگاه عارفان مکتب دلدادگی پس مقام قرب حق هم از رضای حیدر است یک کلام پر بها باشد مدار زندگی نور تابان هدایت در ولای حیدر است @golchine_sher
بهارِ من سفر رفته تو رفتی کبوتر بی خبر رفته تو رفتی کجا رفتی که گرمی از دلم رفت جوانی ام هَدر رفته تو رفتی @golchine_sher
چنان به گوش من از عشق بی‌ملاحظه خواندی که رفته‌رفته مرا هم به دام عشق کشاندی چقدر غنچه حسرت، چقدر خواب تمنا که از لبت نربودم، که از سرم نپراندی بدون آنکه بخواهی، خدای من شده بودی بدون آنکه بدانی، مرا به شکر نشاندی صدای دلهره بودم، چرا مرا نشنیدی؟ غبار خاطره بودم، مرا ز شانه تکاندی مگر نگفتی از اول که پای عهد بمانیم؟ چه گویمت که بریدی! چه گویمت که نماندی! @golchine_sher
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
ایران و دشت‌های شقایق سرخ، صدها هزار لاله‌ی عاشق سرخ جنگش اگر دفاع مقدس بود، صلحش چنان سکوت مقدس بود غم خنجری به پشت طبس می‌زد، خون را ز قلب حادثه پس می‌زد ایمان میان دشت نفس می‌زد، طوفان نبود فوت مقدس بود آن روزها که بار حوادث را از شانه های شب‌زده برمیداشت در چشممان طراوت باران و در دستمان قنوت مقدس بود اهل سلوک با شهدا بودیم، دنبال رد پای خدا بودیم دشمن که مرده‌ای متحرک و او ، یا حی لا یموت مقدس بود در خانه‌ی خدا که عذابی نیست، اما شروط مختلفی دارد آقای مهربانِ عزیز ما، بخشی از آن شروط مقدس بود پروانه‌‌ها هوای حرم دارند، آری کبوترانه وفادارند چون اسم رمز فتنه‌ی آمریکا، این بار عنکبوت مقدس بود این شعر رو برای محکومیت فیلم نوشته بودم، ولی ابیات بالا با حال و هوای این روزهای ایران عزیز و زحمات نیروهای مسلح عزیزمان بی ارتباط نیست. @ahmadiraninasab
هدایت شده از احمد ایرانی نسب
📙 کانال اشعار 💠 اشعار _سرود و نوحه 💠 تکی بیتی _ طرح استوری 💠 اطلاع رسانی کارگاه های آموزش شعر 💠 اطلاع رسانی جلسات و اجراها _مصاحبه‌ها 💠 گزارش تصویری عکس و کلیپ اجراها کانال اشعار احمد ایرانی نسب در ایتا👇 https://eitaa.com/ahmadiraninasab کانال اشعار احمد ایرانی نسب در تلگرام👇 https://t.me/ahmadiraninasab
هدایت شده از گلچین شعر
گلچینی از زیباترین اشعار تک بیتی و رباعی👌✨ Join-https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
برخاسته جورِ تازه ای تابیده بر پنجره نورِ تازه ای تابیده برخیز و نگاه کن که خورشید ِقشنگ با شادی و شورِ تازه ای تابیده! @golchine_sher
زیرو رو کرده ام امروز دلم را بی تو چقدر سخت شده ماندنِ اینجا بی تو همهٔ نظم جهان یک شبه از هم پاشید قرو قاطی شده انگار که دنیا بی تو هرچه موسیقی غم بود برایم یکجا کرده این زندگی لعنتی اجرا بی تو مثل یک کوه پراز تجربهٔ طوفانم حال وروزم شده انگار معما بی تو به خیابان بزنم ،بازکدامین آتش؟ بی اراده شده ام ،وای مبادا بی تو.... می روم سمت همان کوچهٔ بن بست قرار مثل هربار که رفتیم، وحالا بی تو! @golchine_sher
یک‌عمر دلم به‌نام چشمان تو بود درگوشه‌ای ازمقام چشمان تو بود پرحرف‌ترین قطعه‌ی منظوم‌ِجهان موسیقی بی‌کلام چشمان تو بود... @golchine_sher