eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ز زخم‌های پیاپی به پیکرت جان نیست کسی شبیهِ تو زخمِ دلش فراوان نیست مرا ببخش برایت نکرده‌ام کاری کنون که خسته‌ای و وضعِ تو به‌سامان نیست تو را کشانده به خاک و تو را نشانده به خون و از شکستنِ تو دشمنت پشیمان نیست به طفلِ خویش بگو پا به چشم من بنهد که جای کودکِ تو گوشه‌ی خیابان نیست قسم به خونِ شهیدانِ بی ریا غزه! دلی شبیهِ دلم در غمِ تو ویران نیست به دستِ فتنه‌ی دوران، دچار خواهد شد کسی‌که حالِ تو را دیده و پریشان نیست به حکمِ حیدرِ کرار و قصه‌ی خلخال کسی‌که جان ندهد از غمت مسلمان نیست صبور باش که فصلِ قیام نزدیک است صبور باش اگرچه برایت آسان نیست به امرِ نور، شب از این دیار خواهد رفت که خاکِ قدسِ تو پاک است و جای دونان نیست بخوان دعای فرج را که منتقم برسد که مَأمنی بِهْ از آغوشِ گرمِ ایشان نیست... @hadithashk
پرچم به رقص می‌کشد آشوب باد را پرچم و دیده می‌شود از دوردست‌ها پرچم برای معرکه گردانی و هم‌آغوشی میان مجلس افلاک شد رها پرچم نشان و نام و جهانی ز مقصد و معناست درفش، رایت و بیرق، علم، لوا، پرچم کسی که آمده باشد زیارت حرمی نشسته در نظرش حتما ابتدا پرچم سلام می‌دهد آرام و باادب، اما نخست گفته به دل: وه چه دلربا پرچم! چه عاشقانه‌ی محضی! چه شور زیبایی! چه عطر دلکشی! احسنت! مرحبا پرچم! شبیه مطلع شعری که ناب و جذاب است شود برای دو عالم غزلسرا پرچم حریم حضرت حق در دل محبان است که اشک می‌شود از شوق ربنا پرچم ولی چه سود که این حرف‌ها برای بقیع خیال بود و بر آن نیست از قضا پرچم کنار خانه‌ی احمد برای فاطمه هم درست می‌کند آخر خودِ خدا پرچم شبیه مرقد زهرا زند امام زمان به قلب عاشق و حساس و باصفا پرچم و کنج شهر مدینه درست خواهد شد چهار گنبد زرد و چهار تا پرچم همین که قصه به اینجا رسید فهمیدم چرا هنوز نچرخیده در فضا پرچم! @hadithashk
شدم آغوش تا در بگیرم کودکانت را نوازش می‌کنم طفل یتیم بی‌امانت را کمک می‌خواهی از عالم ولی پاسخ نمی‌گیری غریبی در جهان، دنیا نمی‌فهمد زبانت را برای کودکم درباره تو قصه می‌گویم نخوابیده است از وقتی شنیده داستانت را کجا رفتند آخر ابرهای مملو از باران گرفته دود بمباران تمام آسمانت را بگو با آن پرستویی که کوچ از لانه‌اش کرده به دست خویش می‌سازیم از اول آشیانت را چنان از ظلم‌ها بر تو صدایی در نمی‌آید که درد تو درآورده صدای استخوانت را اگر ویران کند شیطان تمام مأذنه‌ها را چگونه می‌کند خاموش گلبانگ اذانت را؟! سلام الله بر سنوار و یاران وفادارش خدا رحمت کند فرماندهان قهرمانت را بگو با هرکه می‌گوید که اسرائیل پیروز است «به زودی می‌رسد روزی که می‌بندی دهانت را» فلسطین باز میگردد به تو، ما مطمئن هستیم محقق می‌کنیم ای غزه قطعاً آرمانت را @hadithashj
آقاجانم عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی از یاد برم عزت من از کجا بوده از بس به این سائل عطای بی ریا کردی غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی جانم فدای سفره ام البنینی که هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی  محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دنبال تو بودن همه جا می چسبد شیرینیِ ذکر تو به ما می چسبد گویند تمام عاشقان تو حسین آری شب جمعه کربلا می چسبد @hadithashk
بگو از غزهٔ خونین‌جگر، غیرت اگر داری تو هم راهی میدان شو اگر مردی، جگر داری نگو تاثیر چندانی ندارد کارهای ما تو هم اندازه وسعت در این عالم اثر داری مخالف باش با دنیا بگو حق با فلسطین است تو هم مانند هر آزاده‌ای حق نظر داری نباید بی‌خبر باشند از این ماجرا مردم بپرس از هر کسی دیدی که از غزه خبر داری؟ نگو که دردهایت بیشتر از مردم غزه است بگو از درد این مردم چه دردی بیشتر داری؟ چنان بی‌وقفه موشک خانه‌ها را می‌کند ویران ندارد غزه حتی مهلت آوار برداری ببین قد پدرها را که از داغ جوان خم شد تصور کن تو هم مانند آنها یک پسر داری بیا تصویر برداری کن ای عکاس از غزه بگو شاعر، بکِش نقاش اگر ذوق و هنر داری مخواه از سازمان بی‌عمل تا که کند کاری توقع‌های بی‌جا از حقوق بی‌بشر داری! نگو با گفتگو از غزه خواهد رفت اسرائیل! خیال خام از این جرثومه اشغالگر داری! @hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی ع فرمود أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَه. آنكه طمع را شعار خود سازد، خود را خوار ساخته و هر كه پريشانحالى خويش با ديگران در ميان نهد، تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش بر او فرمان راند، بى ارج شود. @hadithashk
Mostafa Moosavi - BartarMusics.IRInja Agha - Mostafa Moosavi.mp3
زمان: حجم: 4.5M
اینجا آقا پر عطر حضور توئه اگه نوریه نور توئه چشمون به ظهور توئه مولای من … @hadithashk
حضرت ِ والا مقامی حضرت ِ والا مقامی و صلابت از شما سخت تر از سنگی و شورِ شجاعت از شما تا دمِ رفتن، هوادارِ رسولِ اکرمی مطمئنم وام می گیرد نجابت از شما عزمِ راسخ،اعتقادِ محکم و بالندگی این سه را داری و دنیایِ درایت از شما «حمزه ای» پشت و پناهِ خاتمِ پیغمبران بعد حیدر،حامی نخلِ رسالت از شما عالم و آدم همه مدیونِ چشمانِ تواند بی برو برگرد باشد این دیانت از شما قبرِ تو شد قبله ی آمالِ زهرای بتول حضرت صدیقه می خواهد حمایت از شما گر که بودی فاطمه سیلی نمی خورد از کسی ظاهراٌ باشد نمادِ اوجِ غیرت از شما بعدِ تو تنهاییِ شیرخدا تثبیت شد بی امان آغاز شد احساس غربت از شما  محسن راحت حق لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امیرِ صف شکن همیشه قوّت قلب تمام لشکر بود امیرِ صف شکن جنگ نابرابر بود زمانه سردتر از سرد میشد اما او همیشه مایه ی دلگرمی پیمبر بود به کوری همه هندهای این عالم رشید بود و جگر داشت، یک دلاور بود رسید و کوه احد را به یک نظر لرزاند اگر غلط نکنم قوم و خویشِ حیدر بود میان معرکه هرچند ذوالفقار نداشت خم دوابروی او ذوالفقار دیگر بود قدم قدم شده جنگ، رنگ دشمن زرد چقدر مثل علی حمله میکند این مرد گرفته جذبه ی نامش تمام میدان را زمین زده کمر قوم نامسلمان را خبر دهید همان شیر آمده، آنکه شکسته فرق ابوجهل های دوران را گرفته است دو شمشیر در نبرد به دست گریز داده یکی جسم را یکی جان را علی و حمزه، بنازم به عرصه ی جنگی که جلوه گر شده طوفانِ پشت طوفان را شبیه شیر حق، آماده ی شکارست او به جنگ بدر قسم، ماهِ روزگارست او چنان به شانه علم بعد او نهاده علی که با وجود نود زخم، ایستاده علی به تیغ ابروی مستش قسم که در پیکار نکرده است ز شمشیر استفاده علی به حفظ جان پیمبر موظف است اگر ز داغ پر زدنِ حمزه جان نداده علی علی و حرف نود زخم معنی اش این است که بعد حمزه نجنگیده است ساده علی صدا زدند: نبی کشته شد..._خیالات است_ بگو پیمبر ما خوانده است نادعلی دوباره خار به چشم، استخوان میان گلوست فقط اشاره به تاریخ میکنم ای دوست: علی که گفت برای نبی به جان سپرم و از جدال به این سادگی نمیگذرم گریختند فلان و فلان، دلیل نخواه خودم نخواستم اسمی از آن دوتا ببرم مرا به سینه غمی هست جانگداز، چنان که تیر میکشد از یاد آن تمام سرم
اُحُد” مقدمه ای بود بر 
جمل”، بگذار به لعن عایشه قدری خنک شود جگرم به حمزه نیزه، به تابوت مجتبی هم تیر من از شباهت این زن به هند باخبرم زن است و مرده به کرّات روح عاطفه اش هزار مرتبه لعنت به تیر و طائفه اش مسعود یوسف پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علمدارِ سرافرازان شب شعر است و بالا میروم از منبری دیگر به شوقی که بخوانم باز هم شعر تری دیگر بخوانم از علمدارِ سرافرازان
سیف البحر” 

ندارد مثل او دین محمد یاوری دیگر 

پر از غیرت پر از همت پر از قدر و پر از شوکت 

نمی زاید شبیه اش را دوباره مادری دیگر 

اگر احمد نمیشد خاتم پیغمبران حتما 

جناب حمزه میشد بعد از او پیغمبری دیگر 

اُحُد جولانگه تیغ دو تا شیر خدا باشد 

بتازد در میان معرکه چون حیدری دیگر 

و مادامی که حمزه سینه در میدان سپر کرده 

ندارد احتیاجی مصطفی بر سنگری دیگر 

همه با غرش شیر رسول الله افتادند 

نماند از رقص شمشیرش توان لشگری دیگر 

سراپا بود سمعا طاعتا در نزد فرمانده  

نمی آید چنین فرمانده و فرمانبری دیگر 

به پایان آمداین دفتر حکایت همچنان باقی ست ` ببین از نسل حمزه لشگر نام اوری دیگر جگرخواران موصل با دو چشم خویش میبینند به کام وارثان حمزه فتح خیبری دیگر دفاعِ از حرم را خون پاک شیعه تبیین کرد نماند بی کس و تنها دوباره رهبری دیگر هوای گریه دارم لاجرم ای اهل مرثیه! شوم وارد به بزم روضه اما از دری دیگر از آن قد و از آن بالا از آن یال و از آن کوپال نماند از ضربه های نیزه ها بال و پری دیگر اگرچه داغدار پیکری مثله شده هستم گریزی میزنم اما به سوی پیکری دیگر بر احوال صفیه گرچه میسوزد دلم اما بسوزد بیش از اینها دل برای خواهری دیگر بدم می اید از دشنه بدم می اید از نیزه ولی داغ دلم را تازه کرده خنجری دیگر خدایا در دل غمها نگاه خواهری تنها اسیر خنجر کندی نبیند حنجری دیگر اگر چه حمزه هم در معرکه در خون خود غلتید ولی غارت نشد از خواهرانش معجری دیگر  علیرضا خاکساری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
واویلتا واحَمْزَتاه از احد آید ندا واویلتا واحَمْزَتاه شهر پیغمر شده ماتمسرا واحَمْزَتاه هم برادر، هم عمو، هم تکیه گاهش کشته شد خون شد از غم قلب ختم‌الانبیا واحَمْزَتاه قطعه قطعه پاره پاره اربا اربا چاک چاک پیکرش افتاده روی خاکها واحَمْزَتاه دست وحشی بشکند یارب که از راه ستم نیزه زد بر پهلوی او بی هوا واحَمْزَتاه تا نیفتد چشم خواهر بر جراحات تنش بر رویش انداخت پیغمبر عبا واحَمْزَتاه خواهرش جسم برادر را ندید از حال رفت شد احد از ناله هایش کربلا واحَمْزَتاه ...... فاطمه بعد از پدر با پهلوی بشکسته اش در کنار قبر او میزد صدا واحَمْزَتاه تو نبودی ای عمو بر صورتم سیلی زدند پیش چشم شوهرم در کوچه ها واحَمْزَتاه تو نبودی خانه ام را از جفا آتش زدند تو نبودی سوختم در شعله ها واحَمْزَتاه کاش بودی ای عمو تا باز میکردی طناب بین دشمن از دو دست مرتضی واحَمْزَتاه در مدینه مادر و ، دختر به دشت کربلا روی تل میزد صدا واجعفرا واحَمْزَتاه نیزه ها میرفت بالا زینب از سوز جگر ناله میزد واعلیا وااَخا واحَمْزَتاه کاش حمزه بود تا خنجر بگیرد از عدو یا که زینب را برد در خیمه ها واحَمْزَتاه  عبدالحسین میرزایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹