آقاجانم
عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی
من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی
دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما
چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی
ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان
من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی
من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم
ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی
دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم
حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی
از یاد برم عزت من از کجا بوده
از بس به این سائل عطای بی ریا کردی
غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها
وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی
آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که
تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی
جانم فدای سفره ام البنینی که
هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی
محمد حسین رحیمیان
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #محمد_حسین_رحیمیان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دنبال تو بودن همه جا می چسبد
شیرینیِ ذکر تو به ما می چسبد
گویند تمام عاشقان تو حسین
آری شب جمعه کربلا می چسبد
#کربلا
#شبهای_جمعه
#میرزا_رضا_آهی
@hadithashk
بگو از غزهٔ خونینجگر، غیرت اگر داری
تو هم راهی میدان شو اگر مردی، جگر داری
نگو تاثیر چندانی ندارد کارهای ما
تو هم اندازه وسعت در این عالم اثر داری
مخالف باش با دنیا بگو حق با فلسطین است
تو هم مانند هر آزادهای حق نظر داری
نباید بیخبر باشند از این ماجرا مردم
بپرس از هر کسی دیدی که از غزه خبر داری؟
نگو که دردهایت بیشتر از مردم غزه است
بگو از درد این مردم چه دردی بیشتر داری؟
چنان بیوقفه موشک خانهها را میکند ویران
ندارد غزه حتی مهلت آوار برداری
ببین قد پدرها را که از داغ جوان خم شد
تصور کن تو هم مانند آنها یک پسر داری
بیا تصویر برداری کن ای عکاس از غزه
بگو شاعر، بکِش نقاش اگر ذوق و هنر داری
مخواه از سازمان بیعمل تا که کند کاری
توقعهای بیجا از حقوق بیبشر داری!
نگو با گفتگو از غزه خواهد رفت اسرائیل!
خیال خام از این جرثومه اشغالگر داری!
#غزه
#آرش_براری
@hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی ع فرمود
أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَه.
آنكه طمع را شعار خود سازد، خود را خوار ساخته و هر كه پريشانحالى خويش با ديگران در ميان نهد، تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش بر او فرمان راند، بى ارج شود.
#نهج_البلاغه
#فرمایشات_مولا
#کلام_معصوم
@hadithashk
Mostafa Moosavi - BartarMusics.IRInja Agha - Mostafa Moosavi.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
اینجا آقا پر عطر حضور توئه
اگه نوریه نور توئه
چشمون به ظهور توئه
مولای من …
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#انتظار
@hadithashk
حضرت ِ والا مقامی
حضرت ِ والا مقامی و صلابت از شما
سخت تر از سنگی و شورِ شجاعت از شما
تا دمِ رفتن، هوادارِ رسولِ اکرمی
مطمئنم وام می گیرد نجابت از شما
عزمِ راسخ،اعتقادِ محکم و بالندگی
این سه را داری و دنیایِ درایت از شما
«حمزه ای» پشت و پناهِ خاتمِ پیغمبران
بعد حیدر،حامی نخلِ رسالت از شما
عالم و آدم همه مدیونِ چشمانِ تواند
بی برو برگرد باشد این دیانت از شما
قبرِ تو شد قبله ی آمالِ زهرای بتول
حضرت صدیقه می خواهد حمایت از شما
گر که بودی فاطمه سیلی نمی خورد از کسی
ظاهراٌ باشد نمادِ اوجِ غیرت از شما
بعدِ تو تنهاییِ شیرخدا تثبیت شد
بی امان آغاز شد احساس غربت از شما
محسن راحت حق
#شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد #محسن_راحت_حق
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امیرِ صف شکن
همیشه قوّت قلب تمام لشکر بود
امیرِ صف شکن جنگ نابرابر بود
زمانه سردتر از سرد میشد اما او
همیشه مایه ی دلگرمی پیمبر بود
به کوری همه هندهای این عالم
رشید بود و جگر داشت، یک دلاور بود
رسید و کوه احد را به یک نظر لرزاند
اگر غلط نکنم قوم و خویشِ حیدر بود
میان معرکه هرچند ذوالفقار نداشت
خم دوابروی او ذوالفقار دیگر بود
قدم قدم شده جنگ، رنگ دشمن زرد
چقدر مثل علی حمله میکند این مرد
گرفته جذبه ی نامش تمام میدان را
زمین زده کمر قوم نامسلمان را
خبر دهید همان شیر آمده، آنکه
شکسته فرق ابوجهل های دوران را
گرفته است دو شمشیر در نبرد به دست
گریز داده یکی جسم را یکی جان را
علی و حمزه، بنازم به عرصه ی جنگی
که جلوه گر شده طوفانِ پشت طوفان را
شبیه شیر حق، آماده ی شکارست او
به جنگ بدر قسم، ماهِ روزگارست او
چنان به شانه علم بعد او نهاده علی
که با وجود نود زخم، ایستاده علی
به تیغ ابروی مستش قسم که در پیکار
نکرده است ز شمشیر استفاده علی
به حفظ جان پیمبر موظف است اگر
ز داغ پر زدنِ حمزه جان نداده علی
علی و حرف نود زخم معنی اش این است
که بعد حمزه نجنگیده است ساده علی
صدا زدند: نبی کشته شد..._خیالات است_
بگو پیمبر ما خوانده است نادعلی
دوباره خار به چشم، استخوان میان گلوست
فقط اشاره به تاریخ میکنم ای دوست:
علی که گفت برای نبی به جان سپرم
و از جدال به این سادگی نمیگذرم
گریختند فلان و فلان، دلیل نخواه
خودم نخواستم اسمی از آن دوتا ببرم
مرا به سینه غمی هست جانگداز، چنان
که تیر میکشد از یاد آن تمام سرم
اُحُد” مقدمه ای بود برجمل”، بگذار به لعن عایشه قدری خنک شود جگرم به حمزه نیزه، به تابوت مجتبی هم تیر من از شباهت این زن به هند باخبرم زن است و مرده به کرّات روح عاطفه اش هزار مرتبه لعنت به تیر و طائفه اش مسعود یوسف پور #شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد #مسعود_یوسف_پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علمدارِ سرافرازان
شب شعر است و بالا میروم از منبری دیگر
به شوقی که بخوانم باز هم شعر تری دیگر
بخوانم از علمدارِ سرافرازان
سیف البحر” ندارد مثل او دین محمد یاوری دیگر پر از غیرت پر از همت پر از قدر و پر از شوکت نمی زاید شبیه اش را دوباره مادری دیگر اگر احمد نمیشد خاتم پیغمبران حتما جناب حمزه میشد بعد از او پیغمبری دیگر اُحُد جولانگه تیغ دو تا شیر خدا باشد بتازد در میان معرکه چون حیدری دیگر و مادامی که حمزه سینه در میدان سپر کرده ندارد احتیاجی مصطفی بر سنگری دیگر همه با غرش شیر رسول الله افتادند نماند از رقص شمشیرش توان لشگری دیگر سراپا بود سمعا طاعتا در نزد فرمانده نمی آید چنین فرمانده و فرمانبری دیگربه پایان آمداین دفتر حکایت همچنان باقی ست ` ببین از نسل حمزه لشگر نام اوری دیگر جگرخواران موصل با دو چشم خویش میبینند به کام وارثان حمزه فتح خیبری دیگر دفاعِ از حرم را خون پاک شیعه تبیین کرد نماند بی کس و تنها دوباره رهبری دیگر هوای گریه دارم لاجرم ای اهل مرثیه! شوم وارد به بزم روضه اما از دری دیگر از آن قد و از آن بالا از آن یال و از آن کوپال نماند از ضربه های نیزه ها بال و پری دیگر اگرچه داغدار پیکری مثله شده هستم گریزی میزنم اما به سوی پیکری دیگر بر احوال صفیه گرچه میسوزد دلم اما بسوزد بیش از اینها دل برای خواهری دیگر بدم می اید از دشنه بدم می اید از نیزه ولی داغ دلم را تازه کرده خنجری دیگر خدایا در دل غمها نگاه خواهری تنها اسیر خنجر کندی نبیند حنجری دیگر اگر چه حمزه هم در معرکه در خون خود غلتید ولی غارت نشد از خواهرانش معجری دیگر علیرضا خاکساری #شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد #علیرضا_خاکساری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
واویلتا واحَمْزَتاه
از احد آید ندا واویلتا واحَمْزَتاه
شهر پیغمر شده ماتمسرا واحَمْزَتاه
هم برادر، هم عمو، هم تکیه گاهش کشته شد
خون شد از غم قلب ختمالانبیا واحَمْزَتاه
قطعه قطعه پاره پاره اربا اربا چاک چاک
پیکرش افتاده روی خاکها واحَمْزَتاه
دست وحشی بشکند یارب که از راه ستم
نیزه زد بر پهلوی او بی هوا واحَمْزَتاه
تا نیفتد چشم خواهر بر جراحات تنش
بر رویش انداخت پیغمبر عبا واحَمْزَتاه
خواهرش جسم برادر را ندید از حال رفت
شد احد از ناله هایش کربلا واحَمْزَتاه
......
فاطمه بعد از پدر با پهلوی بشکسته اش
در کنار قبر او میزد صدا واحَمْزَتاه
تو نبودی ای عمو بر صورتم سیلی زدند
پیش چشم شوهرم در کوچه ها واحَمْزَتاه
تو نبودی خانه ام را از جفا آتش زدند
تو نبودی سوختم در شعله ها واحَمْزَتاه
کاش بودی ای عمو تا باز میکردی طناب
بین دشمن از دو دست مرتضی واحَمْزَتاه
در مدینه مادر و ، دختر به دشت کربلا
روی تل میزد صدا واجعفرا واحَمْزَتاه
نیزه ها میرفت بالا زینب از سوز جگر
ناله میزد واعلیا وااَخا واحَمْزَتاه
کاش حمزه بود تا خنجر بگیرد از عدو
یا که زینب را برد در خیمه ها واحَمْزَتاه
عبدالحسین میرزایی
#شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد #عبدالحسین_میرزایی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام و عليك يا حمزه(ع)
السلام و علیک یا حمزه،ای عموجان منم رسول خدا
ای علمدار لشگر اسلام،ای ملقب به سیدالشهدا
چه بلائی سر تو آوردند،مثله کرده کسی تمام تنت
با وجودی که سر به تن داری،وای من وای من لب و دهنت
تو جگر گوشه ی منی اما،جگرم تکه پاره شد اینجا
جگرت را کسی در آورده،تن تو پر ستاره شد اینجا
خواهر تو سفیه آمده است،چه جوابی به خواهرت بدهم
از عبایم کمک گرفتم تا، سایبانی به پیکرت بدهم
روضه های عبا چه جانسوز است،غم گرفته علی برای خودش
روضه ی سقط محسن اش را او،رفت و پوشاند با عبای خودش
کربلا هم عبا به کار آمد،بلکه باید نوشت چندین بار
در عبا چیده جسم اکبر را،پدر او به زحمت بسیار
بار دیگر گرفت زیر عبا،پاره پاره گلوی اصغر را
آه از این روضه های حیرانی،چه بگوید جواب مادر را
چقدر جای مصطفی خالی ست،تا عبائی بیاورد گودال
خواهرش دیده از بلندی تل،سر پیراهنش شده جنجال...
محسن صرامی
#شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد #محسن_صرامی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یار پیمبر
وقتی کسی در معرکه یار پیمبر شد،
خویشِ پیمبر بینِ اغیارِ پیمبر شد،
وقتی کسی در قعرِ چاهِ جهلِ یک امّت
برخاست و چشمانِ بیدارِ پیمبر شد،
وقتی کسی دورِ بلا چرخید و بعد از آن
حلقه به گوشِ حلقۀ دارِ پیمبر شد،
باید که جبرائیل در مدحش سخن گوید
باید چنین محبوب و دلدار پیمبر شد
حیدر نبود امّا به دستش ذوالفقار آورد
شمشیر برّان، وقت پیکار پیمبر شد
تکبیرگویان، ناگهان بدر و اُحد دیدند
با حیدر کرّار، کرّار پیمبر شد
اصلاً نمیچسبد که شعری بی علی باشد
مردی که تا محشر، علمدار پیمبر شد
عمار، راه حمزه را پیمود؛ این یعنی
حمزه، جوابِ ” أینَ عمّارِ ” پیمبر شد
حمید رمی
#حمید_رمی #شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_حمزه #شعر_شهادت_حمزه_سیدالشهدا #شعر_شهدای_احد
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سیّدِ اهل کرم
هر کجا که ذکر خیرت هست و از تو یادی است
می نشینم با ادب! این عادتِ اجدادی است
خسته از کنج قفس پر میکشم تا شهرری
سخت ویران و خرابم؛ حاجتم آبادی است
این حرم جایِ کبوتر دارد عمری یاکریم
چون کرَم داری و کارَت دادنِ آزادی است
حضرتِ عبدالعظیم و سیّدِ اهل کرم
عاشقت هستم! وَ این احساس مادرزادی است
خیره بر صحنت شدم آتش گرفتم! چون بقیع-
بی حرم مانده ست و این غربت چه غیرِعادی است
مرقدت شد کربلای ثانی و جانِ حسین(ع)
سر به راهم کن! ببخش آقا اگر ایرادی است
مُهر تأییدی گرفتی از امام ِ عصر خود
این جوابِ هر سلامی که به دستش دادی است
رفتی و در وصف شأن تو همین کافیست که...
داغدارِ ماتمت مولا امام ِ هادی(ع) است!
مرضیه عاطفی
#ری #شعر_آیینی #شعر_وفات_حضرت_سیدالکریم #شعر_وفات_حضرت_عبدالعظیم_حسنی #مرضیه_عاطفی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹