دسته گل باغ حیدری آمده است
دسته گل باغ حیدری آمده است
احیاگر فقه جعفری آمده است
در بین ملائکه خبر پیچیده
میلاد امام عسکری آمده است
خاکیم ولی از آسمان می گوییم
از حال و هوای جمکران می گوییم
میلاد امام عسکری را امروز
تبریک به صاحب الزمان می گوییم
بر مأذنه عشق اذان باید گفت
با شور و نشاط و هیجان باید گفت
میلاد امام عسکری را امروز
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
یا حضرت عسکری فدای حرمت
قربان عطا و فضل و جود و کرمت
ای کاش شهید راه اسلام شویم
سر را بگذاریم به پیش قدمت
مهدی شریفی
#سامرا #شعر_ولادت_امام_یازدهم #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری #مهدی_شریفی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من
گفتند از کرامت تو... مبتلا شدیم
آدم شدیم با کرمت آشنا شدیم
گفتند با کریم که دشوار نیست کار
ای دومین امام حسن! ما گدا شدیم
دولتسرای توست به ما خانه ی امید
بعد از بقیع ، ریزه خور سامرا شدیم
دیر آمدیم و دیر رسیدیم گرچه ما
با سفره ای که پهن نمودید جا شدیم
ما خانوادتا به شما دل سپرده ایم
پس خاکبوس حضرت ابن رضا شدیم
غربت کشیده ای و غریبی و بی کسی
شیعه غریب مانده ، شبیه شما شدیم
ساعات آخرت طلب آب کرده ای
ما هم گریزخوان غم کربلا شدیم
نیزه نخورده اید اگر زهر خورده اید
آشفته حال کشته ی بر رمل ها شدیم
از قوم و خویش تو به اسیری نرفته اند
گریان وضع خواهر خون خدا شدیم
هر غصه ای که بود کفن داشتی شما
بیچاره ی تن وسط بوریا شدیم
علیرضا وفایی خیال
#حدیث_اشک #شعر_آیینی #شعر_مذهبی #شعر_ولادت_امام_حسن_عسکری #شعر_ولادت_اهل_بیت
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا عزیزالله
خبری آمده که نوبت محشر شده باز
خبری آمده که دوره غم سر شده باز
خبر از معجزه سوره کوثر شده باز
خبری آمده که فاطمه مادر شده باز
روزی اهل زمین رحمت بسیار شده
هادی فاطمه امروز پسردار شده
ای گل حضرت هادی و حُدَیث عرض سلام
ای امام بن امام بن امام بن امام
ای که با یاد تو شد خانه دل ها آرام
دوستی با تو حرام است به اولاد حرام
عشق تو جان به همه مرده دلان می بخشد
به گدای تو خدا کون و مکان می بخشد
تو همان حضرت از عقل فراتر آقا
عالم از مقدم تو گشته منور آقا
حسن دوم زهرایی و حیدر آقا
پدر منتقم آل پیمبر آقا
فارغی از همگان و همگان پابندت
منتقم پروری و مصلح کل فرزندت
سامرای تو سراسر ، خود فردوس خداست
سامرای تو نسیمش چه قَدَر روح افزاست
سامرا قبله مقصود تمام فقراست
کعبه و میکده و خانه امّید ماست
باز هم دست تمنا سوی این در داریم
ما هوای حرم سامره در سر داریم
آسمان مثل زمین منتطر فرمانت
برده هوش از همگان معجزه چشمانت
بوسه بر خاک قدومت زده زندانبانت
جان ما چیست مگر تا که شود قربانت
پسر حیدری و حق به تو عزت داده
دشمنت هم به بزرگیت شهادت داده
من همیشه به دعای سحرت محتاجم
سنگ گردیده دلم بر نظرت محتاجم
شده آواره و بر بال و پرت محتاجم
بی پناهم به ظهور پسرت محتاجم
آمدم این شب عیدی بشوم خاک درت
آمدم تا که رفیقم بکنی با پسرت
ما سیاهیم و چو شب در طلب نور توایم
تو سلیمانی و ما ریزه خور مور توایم
ما کجا و تو کجا ؟ وصله ناجور توایم
اربعین زائر شش گوشه به دستور توایم
اربعین گفتم و شد مرغ دل از سینه جدا
اربعین گفتم و کردم هوس کرببلا
یاد آن دم که رسیدیم به دلدار بخیر
یاد آن هروله با لشکر زوار بخیر
یاد بین الحرمین و حرم یار بخیر
یاد پابوسی ارباب و علمدار بخیر
اربعین فارغِ از غصه دنیا بودیم
اربعین همسفر زینب کبری بودیم
محمد حسین رحیمیان
#سامرا #شعر_ولادت_امام_یازدهم #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری #محمد_حسین_رحیمیان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
راه عشق
یا علی گفتیم و راه عشق را پیموده ایم
در پناه بیرق آل علی آسوده ایم
سربه روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم
از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم
گر چه حق این سینه ها را کربلایی آفرید
سائلان کربلا را سامرایی آفرید
در غریبستان دنیا آشنای ما حسن
کار ماها نوکری ، دنیا و عقبا با حسن
بال پرواز قنوتم یا کریم ویا حسن
سائلی از هرکسی باشد حرام الا حسن
مجتبای دوم این خانواده الدخیل
کار این سائل به لطف تو فتاده الدخیل
بهترین انگیزه صوم صلات ابروی تو
یک جهان دارد مسلمان پیچش گیسوی تو
هرکه را اقبال باشد تا ببیند روی تو
میکشد هو یاعلی هویا علی در کوی تو
دل حسن دلبر حسن ساقی حسن ساغر حسن
هو حسن احمد حسن زهرا حسن حیدر حسن
میرسد ازخاک راهت معجزات نو به نو
آسمان از رد پایت میکند اختر درو
رخت غم دارد به تن کعبه اگر آهش شنو
عاقبت قسمت نشد تا که بگردد دور تو
میرسد با دیدنت انگشت حیرت بر دهان
که خداوند افریده یک خدا در این جهان
مدح تو با واژه ها غیر از خیالی خام نیست
هر چه می ریزد به پیمانه به جز اوهام نیست
مستی ما را به جز تصویر تو در جام نیست
هرکسی جان داده با عشق شما ناکام نیست
شان هرکس میشود پیدا زحال والدین
مادرت انسیه الحورا پدر مرد حنین
ریخت برهم طعم لبهای تو بازار عسل
چشمهایت را گشودی آفریده شد غزل
زلفهایت را شب یلدا شده ضرب المثل
سجده بر محراب ابروی حسن خیر العمل
هر دو عالم را بگردی گر پی می پروری
نیست مثل باده انگورهای عسگری
از فلک باید تماشا کرد خاک پای تو
حق نشسته جای حق این جانشینی جای تو
روز محشر محشری دیگر قد و بالای تو
در قیامت هم شفاعت حق نوکرهای تو
باری از عصیان به روی دوش آوردم کریم
بارکج این بارآمد از صراط مستقیم
مژه هایت صف کشیده تا کند غارتگری
تیغ ابرو را کشیدی جان به لبها آوری
با اشارات نظر داری تو فتح خیبری
حیدری تو حیدر تو حیدری تو حیدری
چشمهایت را بهشت جاودانی گفته اند
زلف هایت را مسیر زندگانی گفته اند
دامنت را گستراند ی آسمانها کشف شد
زیر سایه سار پلکت کهکشانها کشف شد
حد جودت تا عیان شد بی کرانها کشف شد
تا که بشناسم شما را هفت خوانها کشف شد
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ای اشنا
قدر تو مجهول مانده ای امام سامرا
السلام ای صاحب صحن سرای بی کسی
آشنای غربتی و آشنای بی کسی
آن دردیوارها گشته ...
#سامرا #شعر_ولادت_امام_یازدهم #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری #موسی_علیمرادی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خُفتیم به گهواره شب افتادیم
از اسب نه از اصل، عجب افتادیم
این است عذاب خواب غلفت آور
از قافله انگار عقب افتادیم
افسوس هی افسوس شهادت خوردیم
هر روز فقط حرص سعادت خوردیم
ای ننگ به این زندگی تکراری
بدجور، بد از بازی عادت خوردیم
شرّیم به اندیشه شرر باید زد
یکبار به سر فکر خطر باید زد
این نفس که ما را به زمین کوبیده ست
از ریش نه از ریشه تبر باید زده۸
دیروز پر از شوق پریدن بودیم
آن روح که در جسم دمیدن بودیم
سرمست، سبکبال و سبک تن بودیم
افسوس که نزدیکِ رسیدن بودیم
ای کاش شبی به سیم آخر بزنیم
در رقص، قفس شکسته و پر بزنیم
برخیز زمین دایره ای از مین است
ای کاش شبی دوباره معبر بزنیم
اعزام و صفوف شب شکن یادت هست؟
از خونِ جوانان وطن یادت هست؟
از کوچه و پس کوچه ی این آبادی
رفتند چو آهوی خُتن یادت هست؟
عیّارترینهای محل ها رفتند
آن مرد ترین مرد عمل ها رفتند
دیدی چه خرامان ز غبار اسپند
مدهوش از آغوش و بغل ها رفتند
رفتند عجب روی ادا را بردند
انگار که از نای صدا را بردند
خفتیم در آغوش عدم، حرف، ادا
رفتند از این شهر خدا را بردند
ای کاش زمان به آن زمان بر می گشت
بر جسم مریض کوچه جان بر می گشت
بابای شهیدی که از آبادی رفت
با تک پسرش از آسمان بر می گشت
ای کاش مرام شهدا برگردد
از عرش امام شهدا برگردد
ای کاش که آقای سفر کرده ی ما
همراهِ تمام شهدا برگردد
#شهدا
#دفاع_مقدس
#وحیدقاسمیان
@hadithashk
آقای جهان
باید از این همه تزویر و ریا برگردیم
سمت آقای جهان از همه جا برگردیم
فارغ از این همه درخواست که گفتیم بیا
شاید او منتظر ماست بیا برگردیم
بین هر کوچه دکان باز شد از نام تو حیف
از تو هیچ آدرسی نیست، کجا برگردیم؟
رفته بودیم پی نفس و هوای گندم
دارم امید که حلت به فنا برگردیم
شوق آغوش تو داریم برای خودمان
ما به دنبال فراریم، کجا برگردیم؟
تو بگو جمعه ،همین هفته ظهورت باشد
منتظر باش همین جمعه که تا برگردیم
بین هفتاد و سه مذهب ،همه سر در گم و گیج
راه ما کج شده باید به شما برگردیم
بی تو هر راه که رفتیم به ابلیس رسید
باید از باطل خود سوی خدا برگردیم
کاش یک روز صدامان بزنی در کوفه
بعد، با هم به سوی کرب و بلا برگردیم
گرچه در این غزل از وصل تو گفتیم ولی
حال ما بی تو روال است چرا برگردیم
گروه شعر هو الطرید
#شعر_آیینی #شعر_فراق_امام_زمان #شعر_مذهبی #شعر_مناجات_اهل_بیت #گروه_شعر_هو_الطرید
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای کاش بمیریم برای تو شبی هم
مردن که برای تو علی جان قدغن نیست
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
غم رفت و زمان شور و شادی آمد
حقا که عجب پاک نهادی آمد
تا پیک خدا گفت که نامش حسن است
خنده به لب حضرت هادی آمد
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
با اجازه عِیادت آمده ایم
با اجازه عِیادت آمده ایم
جمع همسایه های این کوچه
با خود آورده اید بی بی جان
خیر و برکت برای این کوچه
خیر باشد بلا به دور چرا
بنت موسی به بستر افتادی
زیر گریه زدی به حال خراب
تا که یاد برادر افتادی
ختم قرآن گرفته ایم برات
تاکه حال شما شود بهتر
نذر ها کرده ایم بی بی جان
پاشوی آخر از دل بستر
چونکه طبع شما نمیگیرد
بوی نان از محل بلند نشد
از غم حال تو میان شهر
هیچ جایی بِگو بِخند نشد
ضعف کردی و روی تو زرد است
باز شکر خدا که نیلی نیست
اولین فاطمه تو هستی که
صورت تو کبود سیلی نیست
بکنی تا شما قدم رنجه
شهر آذین شد و چراغانی
کوچه هایش اگر چه غلغله بود
بازهم رد شدی به آسانی
گفته بودیم در ورودی شهر
تا بخوانند مدح بابایت
شاد بودیم ما به این نیت
کم شود غصه ای ز غم هایت
جمع باشد خیالتان درقم
چشم ناپاک از شما دور است
عُشِّ آل محمد” ست این شهر قم به مهمان نوازی مشهوراست روضه خواندی برای ما بانو ازاَذَلَ عَزیزُنا ” گفتی از زمانی که در اسیری رفت عمه در بین کوچه ها گفتی ...اینکه یک شهر دشمنش بودند شام با مردم فُرومایه سایه اش شد سر به نی آنکه سایه اش را ندیده همسایه گاه گفتی رضا و گاه حسین در نفس های آخرت بانو پهن شد با وصیتت آخر زیر خورشید بسترت بانو محمد داوری #شعر_آیینی #شعر_روضه_حضرت_معصومه #شعر_مذهبی #محمد_داوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آب زنید راه را راه نجات می رسد
مژده دهید باغ را جلوه ی ذات می رسد
آب حیات می رسد جلوه ی ذات می رسد
دسته گل محمدی با نفحات می رسد
بشنو حدیث قند را ز دامن حدیث عشق
هادی امام عشق را شاخه نبات می رسد
ماه اگر ز آسمان نور دهد بر این زمین
نور حسن ز سامرا تا به کُرات می سد
حُسن جمال او حسن، قدر و کمال او حسن
جاه و جلال او حسن،عین صفات می رسد
احمد و حیدری دگر گشته دوباره جلوه گر
حُسن تمام اهل بیت ،با حسنات می رسد
خلوتیان آسمان سجده به درگهش برند
همره جبرئیل چون وقت صلاه میرسد
احمد و جمله اولیا جانب سُرَّ مَن رَءا
همره خیل انبیا با صلوات می رسد
پای چو بر زمین نهد به خاک مرده جان دهد
سبزه گیاه و گل دمد آب حیات می رسد
پشت نماز او زند صف سپه ملائکه
مدح و ثنای او به گوش ز کائنات می رسد
گشته به یُمن مقدمش زنده مسیح از دمش
وز نفس مطهرش شور و نشاط می رسد
تا که عبا تکان دهد رزق همه جهان دهد
چون که امام عسکری با برکات می رسد
آمده از صبح امید،دهد به شیعیان نوید
ز صُلب پاک عسکری راه نجات می رسد
صبا خبر به عاشقان دهد امام انس و جان
ز کعبه سوی جمکران و عتبات می رسد
ابن رضا همچو رضا به داد شیعیان خود
وقت وفات می رسد روز ممات می رسد
بهر ظهور مهدی اش منتظران دعا کنید
وقت گذشتن از صراط در عرصات می رسد
حسن اگر دعا کند کرب و بلا عطا کند
ز دست پاک فاطمه برگ برات می رسد
بی مدد حسن مگر، ز طبع شعر شاعرش
این کلمات می رسد این ابیات می رسد؟
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
ذکر لب هر شیعه ی مولا حسن است
هر گز نروم جای دگر تا حسن است
من غیر در خانه ی او را نزنم
تا نام کرم خانه ی دنیا، حسن است
#شعر_میلاد_امام_حسن_عسکری_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
سلام ای فوق باورها
سلام ای دختر موسی ، سلام ای فوق باورها
سلام ای سرو ِ در سایه ، سلام ای سایه ی سرها
چه در غیرت ،چه در عفت ، چه با این عمر کوتاهت
تو دادی پیروی از مادران را یاد دخترها
کریمه گر تویی بانو ،کجا دستی شود خالی
شفیعه گر تویی بانو ، ندارد ترس محشرها
پناه آرند بر صحن و سرای با صفای تو
همین که می شود بی تاب زهرا قلب نوکرها
دری در شهر قم باز است از جنت به روی ما
چه غم داریم اگر بسته شود بر ما همه درها
دل ما لحظه ای در قم ، دل ما لحظه ای مشهد
که گفته جَلد یک بامند در عالم کبوترها
فقط کار دعاهای رضاجان و شما باشد
اگر که گشته این کشور، حریف کل کشورها
یکی دلتنگ در طوس و یکی دلتنگ تر در قم
امان از این جدایی ِ برادر ها و خواهر ها
ندارد درد تو اصلا ، طبیبی جز رضا آری
دوای درد خواهر هاست ، دیدار برادر ها
سرت بالاست تا محشر ، ندیدی گر چه سلطان را
ولی آورده ای بهرش ، به همراهت تو یاور ها
هزاران بار شکر حق ، چه جایی آمدی بانو
همه زنها و مردانش ،کنیزانند و نوکرها
در این شهر ولایی نیست حرف کینه ی حیدر
به جز فضل علی را کس نمی گوید به منبر ها
صدایت کس نکرده خارجی یا خارجی زاده
ندارد قصد تکفیر ِ تو را الله اکبر ها
تو مهمانی ، تو مهمانی ، تو مهمانی ، تو مهمانی
نباید در خرابه دفن گردی مثل کافر ها .....
چه در شام و چه در کوفه ، چه در قم گشت این ثابت
که در این سلسله هستند زهرا ، کل دختر ها
محمد حسین رحیمیان
#شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #محمد_حسین_رحیمیان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹