پرتو اشراق
🕕 💠🌷💠 #سـیـره_شـہـداء
🗓 #قرار_پنجشنبه_ها
📖 وقتی نگاهی به سیره عملی بندگان صالح خدا، شهدا و امام شهیدان حضرت روح الله(ره) میکنیم، یکی از نقاط بارز توجه خاص آنها به ادعیه و مناجات به ویژه دعای کمیل است.
🌷حسن جانِ ماهم از خیل این خوبان جدا نبود و انس و علاقهی خاصی به دعای کمیل داشت.
🕌 در زمان حیات جسمانیاش در این دنیا التزام خاصی به قرائت دعای کمیل در مسجد و البته خیلی از اوقات هم در تنهایی و خلوت خودش با خداوند متعال داشت.
👥👥 یکی از قرارهای نانوشتهای که بینمون بود اسمشو گذاشته بودیم قرار پنجشنبهها، به قول معروف برای ما اوقات طلایی بود.
🌷اونوقتایی که باهم بودیم به گلزار و زیارت شهدا، نماز جماعت، دعای کمیل، روضه، شب نشینی ها و درد دلها و... میگذشت
📞اونوقتایی که باهم نبودیم هم همین اتفاقات با یاد همدیگه صورت میگرفت و بعدش باهم تماس تلفنی یا پیامکی داشتیم.
🏻جالبه بگم که همیشه آخر حرفها هم خلاصه میشد به التماس دعا.
👥آخه جفتمون درد داشتیم، درد دوری از رفقای شهیدمون؛ حاجت داشتیم، حاجت رسیدن به رفقای شهیدمون.
👌از عمق وجودم بهش میگفتم داداش پریدی به برادریمون قسم منو یادت نره، بیا دست منم بگیر.
🕊 آخه هیچ وقت شک نداشتم حسن آسمونی میشه و قافله شهدا میرسه.
👤بماند بقیه اش. امروز من موندم و روزهایی از هجران که هر روزش...
💔 ماکه جاماندیم، عاشق نبودیم...
📖 اَللَّـهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبي غافِراً
🌷 شهید امنیت، #حسن_عشوری
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
⚜ #نکات_ناب_استاد_انصاریان
🌹 ائمه معصومین (ع) میفرمایند:
👣 به خاطر ترس از خطرها، #زیارت_ابی_عبدالله را ترک نکنید که حق ابیعبدالله عظیمتر از حق ما یازده نفر بر شماست».
🌐 @partoweshraq
🎥 در سریالها از دفاع مقدس و شهدای عزیز بگویید
🌷 #رهبر_انقلاب:
🎙در سریالها به مسائل ملّی بپردازید؛ از #شهدای_عزیز، از #دفاع_مقدس، از انقلاب، از #سبک_زندگی_اسلامی، از انگیزههای ایمانیِ ملّت و مظاهر آن، از ایستادگیشان در برابر ابرجنایتکاران و مفسدان عالم بگویید. ما هنوز در مسئلهی دفاع مقدس حرف برای گفتن زیاد داریم.
۱۳۹۷/۰۸/۲۵ 🗓
🌐 @partoweshraq
💚 به مناسبت #شب_جمعه، شب زیارتی ارباب بی کفن
🙏 زائر هندی که از داغ #سیدالشهداء (علیه السلام) جان داد!
📗 #فاضل_دربندى «طاب ثراه» در كتاب #اسرارالشهاده، ذكر مى كند و مى گويد:
🎙شنيدم حكايت غريبه و واقعه عجيبه كه قبل از پنجاه سال از اين زمان وقوع يافته و آن، اين است كه شخصى از بزرگان هند به اراده مجاورت كربلاى معلّى آمد و مدّت شش ماه در آنجا بود و داخل حرم مطهر نگرديد!!
🕌 و هر وقت اراده زيارت عزيز زهرا (عليهما السّلام) را مى نمود بر بام منزل خود بالا مى رفت و بر آن حضرت سلام مى كرد و او را زيارت مى نمود.
👌🏻تا آنكه خبر او به #سيد_مرتضى [علم الهدی] كه از بزرگان آن عصر و موسوم به « #نقيب» بود رسيد.
🌴پس جناب سيد به منزل او آمد و در اين خصوص او را ملامت و سرزنش فرمود و گفت:
☝🏻از آداب زيارت در مذهب اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السّلام) اين است كه داخل حرم شوى و عتبه و ضريح را ببوسى.
🔅و اين طريقه كه تو دارى از براى كسانى مى باشد كه در بلاد بعيده (دور) هستند و متمكن از دخول حرم نيستند!
👳🏻 چون آن مرد اين سخن بشنيد گفت: يا نقيب الاشراف، از تو توقع دارم كه هر قدر از مال دنيا اختيار كنى از من بگيرى و مرا مأمور به دخول حرم شريف نفرمايى و معاف دارى...
⚜ سيد مذكور از اين سخن متغيّر گرديد و گفت:
☝🏻من از براى مال دنيا اين سخن نگفتم و اين امر نكردم، بلكه اين طريقه را بدعت و منكر مى دانم و نهى از منكر واجب است!
👳🏻 چون آن مرد اين سخن بشنيد آه سردى از جگر پردرد كشيد.
👣 پس از جا برخاست و غسل زيارت كرد و بهترين لباس خود را پوشيد و از خانه پابرهنه با سكينه و وقار بيرون آمد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه به سوى حرم گرديد.
🕌 تا آنكه به باب صحن مطهّر رسيد. به سجده افتاد و سجده كرد و عتبه صحن شريف را بوسيد.
👳🏻 پس برخاست لرزان، مانند جوجه گنجشكى كه آن را در هواى سرد در آب انداخته باشند با رنگ و روى زرد و مانند كسى كه ثلث روح او خارج گشته باشد، تا آنكه وارد كفشكن مطهر گرديد.
🕌 باز مانند باب صحن به سجده افتاد و زمين را بوسيد و برخاست مانند كسى كه در حالت نزع و احتضار باشد. پس بر ايوان مقدّس برآمد و خود را با مشقّت تمام به باب رواق رسانيد.
👳🏻 چون چشمش به قبر مطهّر افتاد، نفسى اندوهناك برآورد و ناله اى جانسوز، مانند زن بچّه مرده بكشيد. پس به آوازى دلگداز گفت:
✋ أهذا مصرع سيد الشهداء؟!
✋ أهذا مقتل سيد الشهداء؟!
🔅اينجا جاى افتادن حسين است؟!
🔅آيا اينجا جاى كشته شدن حسين است؟!
👳🏻 پس صيحه اى بزد و بيفتاد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهداى آن زمين ملحق گرديد. رحمة اللّه عليه.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
#داستان_کوتاه
#حـلقـہ_عشـاق
#پندها
💚 #حسین_جانم
💔 عاملِ درد و پریشانی من، هجران ست
🌹 مثل هر هفته همین وقت دلم نالان است
🌹 حالِ من خوب نشد وضعیتم بحرانیست
💔 #شب_جمعه است فقط کرببلا درمان است
🌷 #السلامعلیکیااباعبدللهالحسین
🌐 @partoweshraq
#شعر
🕥 💠📢💠 #منـبر؛ رسـانـہ شیعـہ
🎧 #بشنوید | #موعظه
🌷 تو این دنیایی که کرببلاست...
🎙حجت الاسلام #ماندگاری
🌐 @partoweshraq
4_6005779196654126055.mp3
2.38M
🕥 💠📢💠 #منـبر؛ رسـانـہ شیعـہ
🎧 #بشنوید | #موعظه
🌷 تو این دنیایی که کرببلاست...
🎙حجت الاسلام #ماندگاری
🌐 @partoweshraq
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 #ببینید
🎂 اهالی شهیدیه میبد (یزد) برای رفتگر زحمتکش محله شان جشن تولد گرفتند.
⚜ امام باقر (عليه السلام):
🔅خداوند با چيزى محبوبتر از شاد كردن مؤمن پرستيده نشده است.
📚 ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ۴٣۵.
💖 شاد کردن دل ها خیلی کیف داره و البته خیلی خیر و برکت داره، اما چرا همیشه دنبال این هستیم که جوونا یا پولدارها یا آشناها رو سورپرایز کنیم... بزرگترها رو سورپرایز کنیم... پیرها رو سورپرایز کنیم... سرایدار و آبدارچی محل کارمون رو سورپرایز کنیم! همیشه برای رییس و دوستانمون تولد می گیریم اما زحمتکش های اطرافمون رو نمی بینیم، برای یک نگهبان پیر، برای پدربزرگ و مادربزرگمون، برای یک همسایه پیر تنها تولد بگیریم، حواسمون بهشون باشه، خرید می کنیم برای اون ها هم مقداری خرید کنیم... اطرافیانمون رو که تا دیروز نمی دیدیم از امروز ببینیم و شادشون کنیم.
🌐 @partoweshraq
#حدیث
🌹 #سواد_زندگی
💊 آموختم که هیچ دارویی، نمیتواند همچون «اُمید» آدمی را ایستاده نگه دارد!
💞 آموختم که در همه حال و همه وقت باید عشق ورزید، حتی در زمان خستگی، بیماری و یأس.
⚔ آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد.
👌گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد، رها از هر نبردی و شکستی...
🌟 آموختم که هیچ دارویی، نمیتواند همچون «اُمید» زندگی بیاورد، عشق ببخشد...
🌐 @partoweshraq
💠🌹💠 ٺشـــرفــــــ👣ــــــاٺ
📜 رقعه تو، به دست #امام_زمان (علیه السلام) رسید و...
⚜ عالم فاضل، #آقا_میرزا_ابراهیم_شیرازی_حائری فرمود:
🎙زمانی که در شیراز بودم، چند حاجت مهم داشتم و متحیّر بودم که چطور به آنها دست پیدا کنم؛ لذا سینه ام تنگ شده بود...
- یکی از آن حاجتها توفیق زیارت کربلای معلّی و حضرت #سیدالشهداء (علیه السلام) بود.
📜 چاره ای برای رسیدن به خواسته ام ندیدم مگر این که به ساحت مقدّس حضرت #بقیه_اللّه (ارواحنا فداه)، متوسل شوم. به همین جهت حاجات خود را در #عریضه ای که از ائمه اطهار (علیهم السلام) #روایت شده است، درج نمودم...
🌄 و نزدیک غروب آفتاب در حالی که تنها بودم از شهر خارج شدم و کنار استخری که آب زیادی داشت رفتم.
✋🏻 در آن جا، از نوّاب اربعه حضرت ولی عصر (سلام الله علیه)، جناب #حسین_بن_روح را صدا زده و آنچه را که در روایات وارد شده عرض کردم و ایشان را واسطه خود با امام زمان (سلام الله علیه) قرار دادم.
🏞 عریضه را در آب انداخته و هنگام غروب از دروازه دیگر شهر وارد شدم.
👌🏻از این کار غیر از خدای تعالی هیچکس مطّلع نشد و به احدی هم نگفتم. صبح روز بعد به محضر استادی که نزد او درس می خواندم، رفتم. تمام همدرسها آن جا حاضر بودند.
👣 ناگاه سیّد جلیلی به لباس خدام حضرت ابی عبداللّه الحسین (علیه السلام) وارد شد و نزدیک استاد نشست.
👥👥 هیچ کدام از ما تا آن وقت او را ندیده و نشناخته بودیم و بعداً هم او را در شیراز ندیدیم!
👣 آن سید متوجه من شد و مرا به اسم مخاطب قرار داد و فرمود: میرزا ابراهیم، بدان که #رقعه تو خدمت حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) رسید و به آن بزرگوار تسلیم شد!
‼از صحبت ایشان مبهوت شدم...!!
👥👥 دیگران هم معنی کلام سید را نفهمیدند؛ لذا از او پرسیدند: جریان چیست؟
🌌 فرمود: شب گذشته در خواب دیدم عدّه زیادی اطراف جناب #سلمان_محمدی جمع شده اند.
📜 نزد آن حضرت رقعه ها و نامه های زیادی بود و ایشان مشغول نظرکردن به آنها بودند.
👌وقتی جناب سلمان مرا دیدند به من فرمودند: برو نزد آمیرزا ابراهیم [علاوه بر اسم سایر مشخصات مرا نیز بیان نموده بود] و به او بگو رقعه اش دست من است.
✋🏻 و دست خود را بلند کرد، سپس رقعه به حضرت حجه (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) رسید.
📜 و در همان عالم رؤیا دیدم که ایشان رقعه ای مهر کرده در دست داشتند.
🛌 در همان عالم خواب این طور فهمیدم که نامه هر کس را آن سرور قبول کرد، آن را مهر می کند و کسی که حاجتش قبول نیست اصل آن را به او ردّ می کند.
👥👥 حاضرین و هم درسها راجع به صادق بودن خواب سید از من پرسیدند...
👌🏻من هم قضیه را برایشان بیان کرده و قسم خوردم که احدی بر این کارم مطّلع نبوده است. لذا آنها مرا بشارت دادند که حاجاتم برآورده خواهد شد و همان طور هم شد...
🕌 یعنی طولی نکشید که به زیارت کربلا موفق شدم، چنانکه الآن در اینجا (کربلا) هستم و سایر حوائجم هم بحمداللّه برآورده شد.
📗 منبع: کتاب «تشرّفات» به قلم مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی.
📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق
🔰 به ما بپیوندید...
▶🆔 eitaa.com/partoweshraq
#تشرفات
#کرامات
#داستان_کوتاه