eitaa logo
پرتو اشراق
851 دنبال‌کننده
26.9هزار عکس
15.5هزار ویدیو
63 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
پرتو اشراق
🕕 💠🌷💠 🗓 📖 وقتی نگاهی ‌به سیره عملی بندگان صالح خدا، شهدا و امام شهیدان حضرت روح الله(ره) می‌کنیم، یکی از نقاط بارز توجه خاص آنها به ادعیه و مناجات به ویژه دعای کمیل است. 🌷حسن جانِ ماهم از خیل این خوبان جدا نبود و انس و علاقه‌ی خاصی به دعای کمیل داشت. 🕌 در زمان حیات جسمانی‌اش در این دنیا التزام خاصی به قرائت دعای کمیل در مسجد و البته خیلی از اوقات هم در تنهایی و خلوت خودش با خداوند متعال داشت. 👥👥 یکی از قرارهای نانوشته‌ای که بینمون بود اسمشو گذاشته بودیم قرار پنجشنبه‌ها، به قول معروف برای ما اوقات طلایی بود‌. 🌷اونوقتایی که باهم بودیم به گلزار و زیارت شهدا، نماز جماعت، دعای کمیل، روضه، شب نشینی ها و درد دل‌ها و... می‌گذشت 📞اونوقتایی که باهم نبودیم هم همین اتفاقات با یاد همدیگه صورت می‌گرفت و بعدش باهم تماس تلفنی یا پیامکی داشتیم. 🏻جالبه بگم که همیشه آخر حرفها هم خلاصه میشد به التماس دعا. 👥آخه جفتمون درد داشتیم، درد دوری از رفقای شهیدمون؛ حاجت داشتیم، حاجت رسیدن به رفقای شهیدمون. 👌از عمق وجودم بهش می‌گفتم داداش پریدی به برادریمون قسم منو یادت نره، بیا دست منم بگیر. 🕊 آخه هیچ وقت شک نداشتم حسن آسمونی میشه و قافله شهدا می‌رسه. 👤بماند بقیه اش. امروز من موندم و روزهایی از هجران که هر روزش... 💔 ماکه جاماندیم، عاشق نبودیم... 📖 اَللَّـهُمَّ لا اَجِدُ لِذُنُوبي غافِراً 🌷 شهید امنیت، 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
🌹 ائمه معصومین (ع) می‌فرمایند: 👣 به خاطر ترس از خطرها، را ترک نکنید که حق ابی‌عبدالله عظیم‌تر از حق ما یازده نفر بر شماست». 🌐 @partoweshraq
🎥 در سریال‌ها از دفاع مقدس و شهدای عزیز بگویید 🌷 : 🎙در سریال‌ها به مسائل ملّی بپردازید؛ از ، از ، از انقلاب، از ، از انگیزه‌های ایمانیِ ملّت و مظاهر آن، از ایستادگی‌شان در برابر ابرجنایت‌کاران و مفسدان عالم بگویید. ما هنوز در مسئله‌ی دفاع مقدس حرف برای گفتن زیاد داریم. ۱۳۹۷/۰۸/۲۵ 🗓 🌐 @partoweshraq
💚 به مناسبت ، شب زیارتی ارباب بی کفن 🙏 زائر هندی که از داغ (علیه السلام) جان داد! 📗 «طاب ثراه» در كتاب ، ذكر مى كند و مى گويد: 🎙شنيدم حكايت غريبه و واقعه عجيبه كه قبل از پنجاه سال از اين زمان وقوع يافته و آن، اين است كه شخصى از بزرگان هند به اراده مجاورت كربلاى معلّى آمد و مدّت شش ماه در آنجا بود و داخل حرم مطهر نگرديد!! 🕌 و هر وقت اراده زيارت عزيز زهرا (عليهما السّلام) را مى نمود بر بام منزل خود بالا مى رفت و بر آن حضرت سلام مى كرد و او را زيارت مى نمود. 👌🏻تا آنكه خبر او به [علم الهدی] كه از بزرگان آن عصر و موسوم به « » بود رسيد. 🌴پس جناب سيد به منزل او آمد و در اين خصوص او را ملامت و سرزنش فرمود و گفت: ☝🏻از آداب زيارت در مذهب اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السّلام) اين است كه داخل حرم شوى و عتبه و ضريح را ببوسى. 🔅و اين طريقه كه تو دارى از براى كسانى مى باشد كه در بلاد بعيده (دور) هستند و متمكن از دخول حرم نيستند! 👳🏻 چون آن مرد اين سخن بشنيد گفت: يا نقيب الاشراف، از تو توقع دارم كه هر قدر از مال دنيا اختيار كنى از من بگيرى و مرا مأمور به دخول حرم شريف نفرمايى و معاف دارى... ⚜ سيد مذكور از اين سخن متغيّر گرديد و گفت: ☝🏻من از براى مال دنيا اين سخن نگفتم و اين امر نكردم، بلكه اين طريقه را بدعت و منكر مى دانم و نهى از منكر واجب است! 👳🏻 چون آن مرد اين سخن بشنيد آه سردى از جگر پردرد كشيد. 👣 پس از جا برخاست و غسل زيارت كرد و بهترين لباس خود را پوشيد و از خانه پابرهنه با سكينه و وقار بيرون آمد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گريان متوجه به سوى حرم گرديد. 🕌 تا آنكه به باب صحن مطهّر رسيد. به سجده افتاد و سجده كرد و عتبه صحن شريف را بوسيد. 👳🏻 پس برخاست لرزان، مانند جوجه گنجشكى كه آن را در هواى سرد در آب انداخته باشند با رنگ و روى زرد و مانند كسى كه ثلث روح او خارج گشته باشد، تا آنكه وارد كفشكن مطهر گرديد. 🕌 باز مانند باب صحن به سجده افتاد و زمين را بوسيد و برخاست مانند كسى كه در حالت نزع و احتضار باشد. پس بر ايوان مقدّس برآمد و خود را با مشقّت تمام به باب رواق رسانيد. 👳🏻 چون چشمش به قبر مطهّر افتاد، نفسى اندوهناك برآورد و ناله اى جانسوز، مانند زن بچّه مرده بكشيد. پس به آوازى دلگداز گفت: ✋ أهذا مصرع سيد الشهداء؟! ✋ أهذا مقتل سيد الشهداء؟! 🔅اينجا جاى افتادن حسين است؟! 🔅آيا اينجا جاى كشته شدن حسين است؟! 👳🏻 پس صيحه اى بزد و بيفتاد و جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهداى آن زمين ملحق گرديد. رحمة اللّه عليه. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
💚 💔 عاملِ درد و پریشانی من، هجران ست 🌹 مثل هر هفته همین وقت دلم نالان است 🌹 حالِ من خوب نشد وضعیتم بحرانیست 💔 است فقط کرببلا درمان است 🌷 🌐 @partoweshraq
🕥 💠📢💠 ؛ رسـانـہ شیعـہ 🎧 | 🌷 تو این دنیایی که کرببلاست... 🎙حجت‌ الاسلام 🌐 @partoweshraq
4_6005779196654126055.mp3
2.38M
🕥 💠📢💠 ؛ رسـانـہ شیعـہ 🎧 | 🌷 تو این دنیایی که کرببلاست... 🎙حجت‌ الاسلام 🌐 @partoweshraq
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬 🎂 اهالی شهیدیه میبد (یزد) برای رفتگر زحمتکش محله شان جشن تولد گرفتند. ⚜ امام باقر (عليه السلام): 🔅خداوند با چيزى محبوبتر از شاد كردن مؤمن پرستيده نشده است. 📚 ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ۴٣۵. 💖 شاد کردن دل ها خیلی کیف داره و البته خیلی خیر و برکت داره، اما چرا همیشه دنبال این هستیم که جوونا یا پولدارها یا آشناها رو سورپرایز کنیم... بزرگترها رو سورپرایز کنیم... پیرها رو سورپرایز کنیم... سرایدار و آبدارچی محل کارمون رو سورپرایز کنیم! همیشه برای رییس و دوستانمون تولد می گیریم اما زحمتکش های اطرافمون رو نمی بینیم، برای یک نگهبان پیر، برای پدربزرگ و مادربزرگمون، برای یک همسایه پیر تنها تولد بگیریم، حواسمون بهشون باشه، خرید می کنیم برای اون ها هم مقداری خرید کنیم... اطرافیانمون رو که تا دیروز نمی دیدیم از امروز ببینیم و شادشون کنیم. 🌐 @partoweshraq
🌹 💊 آموختم که هیچ دارویی، نمی‌تواند همچون «اُمید» آدمی را ایستاده نگه دارد! 💞 آموختم که در همه حال و همه وقت باید عشق ورزید، حتی در زمان خستگی، بیماری و یأس. ⚔ آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد. 👌گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد، رها از هر نبردی و شکستی... 🌟 آموختم که هیچ دارویی، نمی‌تواند همچون «اُمید» زندگی بیاورد، عشق ببخشد... 🌐 @partoweshraq
💠🌹💠 ٺشـــرفــــــ👣ــــــاٺ 📜 رقعه تو، به دست (علیه السلام) رسید و... ⚜ عالم فاضل، فرمود: 🎙زمانی که در شیراز بودم، چند حاجت مهم داشتم و متحیّر بودم که چطور به آنها دست پیدا کنم؛ لذا سینه ام تنگ شده بود... - یکی از آن حاجتها توفیق زیارت کربلای معلّی و حضرت (علیه السلام) بود. 📜 چاره ای برای رسیدن به خواسته ام ندیدم مگر این که به ساحت مقدّس حضرت (ارواحنا فداه)، متوسل شوم. به همین جهت حاجات خود را در ای که از ائمه اطهار (علیهم السلام) شده است، درج نمودم... 🌄 و نزدیک غروب آفتاب در حالی که تنها بودم از شهر خارج شدم و کنار استخری که آب زیادی داشت رفتم. ✋🏻 در آن جا، از نوّاب اربعه حضرت ولی عصر (سلام الله علیه)، جناب را صدا زده و آنچه را که در روایات وارد شده عرض کردم و ایشان را واسطه خود با امام زمان (سلام الله علیه) قرار دادم. 🏞 عریضه را در آب انداخته و هنگام غروب از دروازه دیگر شهر وارد شدم. 👌🏻از این کار غیر از خدای تعالی هیچکس مطّلع نشد و به احدی هم نگفتم. صبح روز بعد به محضر استادی که نزد او درس می خواندم، رفتم. تمام همدرسها آن جا حاضر بودند. 👣 ناگاه سیّد جلیلی به لباس خدام حضرت ابی عبداللّه الحسین (علیه السلام) وارد شد و نزدیک استاد نشست. 👥👥 هیچ کدام از ما تا آن وقت او را ندیده و نشناخته بودیم و بعداً هم او را در شیراز ندیدیم! 👣 آن سید متوجه من شد و مرا به اسم مخاطب قرار داد و فرمود: میرزا ابراهیم، بدان که تو خدمت حضرت صاحب الزمان (عليه السلام) رسید و به آن بزرگوار تسلیم شد! ‼از صحبت ایشان مبهوت شدم...!! 👥👥 دیگران هم معنی کلام سید را نفهمیدند؛ لذا از او پرسیدند: جریان چیست؟ 🌌 فرمود: شب گذشته در خواب دیدم عدّه زیادی اطراف جناب جمع شده اند. 📜 نزد آن حضرت رقعه ها و نامه های زیادی بود و ایشان مشغول نظرکردن به آنها بودند. 👌وقتی جناب سلمان مرا دیدند به من فرمودند: برو نزد آمیرزا ابراهیم [علاوه بر اسم سایر مشخصات مرا نیز بیان نموده بود] و به او بگو رقعه اش دست من است. ✋🏻 و دست خود را بلند کرد، سپس رقعه به حضرت حجه (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) رسید. 📜 و در همان عالم رؤیا دیدم که ایشان رقعه ای مهر کرده در دست داشتند. 🛌 در همان عالم خواب این طور فهمیدم که نامه هر کس را آن سرور قبول کرد، آن را مهر می کند و کسی که حاجتش قبول نیست اصل آن را به او ردّ می کند. 👥👥 حاضرین و هم درسها راجع به صادق بودن خواب سید از من پرسیدند... 👌🏻من هم قضیه را برایشان بیان کرده و قسم خوردم که احدی بر این کارم مطّلع نبوده است. لذا آنها مرا بشارت دادند که حاجاتم برآورده خواهد شد و همان طور هم شد... 🕌 یعنی طولی نکشید که به زیارت کربلا موفق شدم، چنانکه الآن در اینجا (کربلا) هستم و سایر حوائجم هم بحمداللّه برآورده شد. 📗 منبع:‌ کتاب «تشرّفات» به قلم مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔 eitaa.com/partoweshraq