🍃🌸🇮🇷🌸🍃
دشمنيِ دشمن، توهّم نيست!
امام خامنهای مدظلهالعالی:
عليه انقلاب، تبليغاتي سازمان يافتهيي دارد ميشود؛
کار مطبوعاتي،
کار سياسي
و کار ديپلماسي بسيار قوي دارد ميشود!
عوامل آنها در داخل هم هستند...
از آنها الهام ميگيرند و در داخل، عليه انقلاب کار ميکنند، يا قلم ميزنند، يا توطئه ميکنند،
يا ضربهي اقتصادي و ضربهي سياسي ميزنند...
هرکس اينها را توهّم بداند
کما اين که کساني ميخواهند بگويند اينها توهّم است؛
مثل کسي است که:
شب در جنگلي قرار گرفته،
اطرافش را گرگها احاطه کرده
و منتظر يک لحظه غفلت او هستند،
تا او را بدرند،
ولي او بگويد که من خيال ميکنم!...
با «خيال ميکنم»، اين دشمن موجود و مترصّد، از دست نخواهد رفت.
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#مالکوم_ایکس
مبارز سیاهپوستی که رهبر انقلاب «شهید» خطابش کرد
قسمت قبل؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24325
◀️ قسمت دوم:
✳️ خانواده مالکوم
... سفیدها خانهٔ ما را به آتش کشیده بودند.
پدرم، دشنامگویان، با تپانچهٔ خود آنها را هدف قرار میداد.
برای فرار از آن جهنم یکدیگر را به زمین میانداختیم و از روی هم میگذشتیم.
مادرم در حالی که نوزاد خود را در آغوش داشت، با آنکه شعلهها همه جا زبانه میکشید و جرقههای آتش به هر سو پراکنده میشد، از میان شعلهها گذشت تا قبل از فرود آمدن سقف فرزندش را نجات دهد.
فراموش نمیکنم، ما تمام آن شب را، عریان و بیپناه زیر طاق آسمان، گریان وحشتزده سرکردیم.
مأموران آتشنشانی و پلیسهای سفید نیز آمدند، اما ایستادند که تماشا کنند خانه تا کف میسوزد و تلی از خاکستر میشود».
🔹همین رخداد بود که باعث شد تا ارل لیتل به همراه خانوادهاش به حومه شرقی لانسینگ نقل مکان کنند.
🔹سال ۱۹۳۱ و در همین خانه بود که ارل لیتل، پدرش، در شش سالگی مالکوم بعد از یک مشاجرهٔ خانوادگی با همسرش لوییز با عصبانیت از خانه بیرون رفت و این آخرینباری بود که خانوادهاش او را میدیدند.
🔹افرادی به ارل حمله کردند و بعد از قتل او جمجمهاش را زیر چرخهای اتومبیل له کردند.
🔹بیمه از تأمین هزینههای کفن و دفن ارل و هچنین مخارج زندگی خانوادهٔ لیتل سر باز زد و اعلام کرد که او خودکشی کردهاست.
🔹مادر خانواده بعد از این مجبور شد با سختی و اشتغال به کارهای طاقتفرسا و عموماً از طریق کار در خانهٔ سفیدپوستان هزینههای زندگی را تأمین کند.
بعد از آنکه مردم متوجه شدند او بیوهٔ ارل لیتل است، از حضور او در خانههایشان خودداری کردند.
همه این مشکلات بود که مادر مالکوم بعد از مرگ پدر خانواده دچار افسردگی شدید شد، به مؤسسه روان درمانی منتقل شد و فرزندانش نیز به پرورشگاه و یتیمخانه رفتند.
🔹اینجا بود که خانواده مالکوم به معنای واقعی از هم پاشیده شد و هر کدام از آنها را روانه یتیمخانه و خانهای دیگر کرد.
✳️ از مدرسه تا زندان
🔹با کشته شدن پدر و بیماری مادر شرایط سخت و پیچیدهای فراروی مالکوم قرار گرفت.
مالکوم دوران کودکی را در فقر و یتیمی پشت سرگذاشت اما امیدوار بود که بتواند با درس خواندن به شغل مورد علاقهاش یعنی وکالت برسد تا هم مشکلات مالیاش را برطرف کند و هم از حقوق سیاهان دفاع کند.
🔹روزی معلم انگلیسی، آقای استروسکی، از مالکوم خواست تا بعد از اتمام درس کلاس را ترک نکند تا در مورد آینده با او صحبت بکند
مالکوم صحبتهای آن روز را اینطور روایت میکند:
معلم به من گفت:
«مالکوم تو باید خط زندگیات را مشخص کنی. هیچ وقت به آن فکر کردهای؟».
حقیقت آن بود که تا آن روز هرگز به این مسئله نیندیشیده بودم، ولی بدون تأمل پاسخ دادم:
«آره، به این موضوع فکر کردهام و دلم میخواهد که حقوق بخوانم.»
آن روز در لانسینک قاضی یا پزشک سیاه نبود تا الگویی برای آرزوی من باشد، اما میدانستم که یک قاضی، دیگر ناچار به شستن ظرف نیست.
پس از شنیدن پاسخم، خطوطی از تعجب بر چهره آقای استروسکی نقش بست،
بعد در حالی که روی صندلیاش لم داده و دستها را در پشت سرهم قفل کرده بود، با تبسم گفت:
«مالکوم، ما باید واقعبین باشیم، سو تفاهم نشود، ما همه تو را دوست داریم.
تو این را میدانی.
اما باید این حقیقت را بدانی که تو یک سیاهپوستی.
حقوقدان بودن! هدف مناسبی برای یک کاکاسیاه نیست!
به کاری فکر کن که برای آن ساخته شدهای.
دستهای تو برای کار و برای ساختن ساخته شدهاست.
کارگاه نجاری تو میتواند مورد تحسین همه قرار بگیرد.
چرا نجاری هدف تو نیست؟!
مردم تو را به عنوان یک انسان دوست دارند، کار که اهمیتی ندارد».
و در کسری از ثانیه بود که همه رویاهای او فرو ریختند.
🔹معلم ریاضی در کنار لحن محبتآمیزش چیزی از توهین و تحقیر کم نگذاشته بود؛
هم او را کاکاسیا خطاب کرده بود و هم او را از ادامه تحصیل و آرزوی وکالت ناامید کرده بود.
🔹همین سرکوبها و تحقیرها بود که باعث شد مالکوم کمی بعد از مدرسه اخراج شود و تصمیم بگیرد که آزاد زندگی کند.
او از بوستون به نیویورک رفت و در این دوره با کنار گذاشتن هرگونه قید و بندی، یک دوره بیبندوباری را در جامعه آن روز آمریکا تجربه کرد.
🔶🔸قمار بر سر جان در رولت روسی
🔹طی سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۶ یعنی حد فاصل ۱۶ تا ۲۱ سالگی مالکوم، دورهای پرالتهاب برای او بود.
🔹در مورد این دوره، نقل قولهای متفاوتی وجود دارد که میگویند او حلقۀ مرکزی محفلی بوده که در برگزاری مراسم ویژۀ قمار رولت روسی شرکت داشته است ...
🔗 ادامه دارد ...
قسمت بعد؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24387
🇵🇸🔸🌺🔸 --------------
📚"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
📚 @salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#یهود_و_عرفانهای_کاذب
#مریمیه:
از فریتیوف شوان تا #سیدحسین_نصر
🔶🔸آغاز سخن
🔶🔸رنه گنون - ترادیشنالیسم - تئوسوفیسم
🔶🔸تئوسوفیسم و بهائیت
🔶🔸پارلمان جهانی ادیان و احیای باستانگرایی
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#یهود_و_عرفانهای_کاذب
#مریمیه:
از فریتیوف شوان تا #سیدحسین_نصر (۴)
قسمت قبل؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24331
◀️ قسمت شانزدهم:
🔶🔸پارلمان جهانی ادیان و احیای باستانگرایی
🔸تئوسوفیسم و باستانگرایی هندو – آریایی
🔹با تأکید بر درستی و دقت نظر لنگهاوزن، باید به این نکته مهم نیز توجه کرد که تعلق و تکاپوی انجمن تئوسوفی معطوف به احیاء آئینهای هندو و بودایی و زرتشتی و ترویج باستانگرایی هندو – آریایی بود؛ و رویکرد گنون به اسلام چیزی نبود که تئوسوفیستها میخواستند یا از آن استقبال میکردند.
نگاه تئوسوفیسم به اسلام همدلانه نیست و این را بهروشنی هم از نوشتههای الکات و بلاواتسکی و بزانت و هم از اجلاس نخستین «پارلمان جهانی ادیان» میتوان فهمید.
تئوسوفیسم، برخلاف ترادیشنالیسم گنون، آئینهای غیراسلامی سرزمین هند را اصیلترین و نابترین شکل «دین»، و منشأ تمامی ادیان میدید و بنیانگذاری و ترویج باستانگرایی هندو – آریایی را هدف مهم خود قرار داده بود.
بزانت در مقاله «هند، گذشته و آینده آن»، که در سال ۱۸۹۳ در نشریه پارسی قیصر هند (بمبئی) و سال بعد در نشریه تئوسوفیستی لوسیفر (لندن) منتشر شد، از هند بهعنوان «سرزمین مقدس» نام برد؛ سرزمینی که «فلسفه بزرگ آن منشأ تمامی فلسفههای جهان غرب است و دین بزرگ آن منشأ تمامی ادیان، مادر و گهواره تمدن است.» [۶]
بلاواتسکی در سال ۱۸۸۹ دوّمین هدف انجمن تئوسوفی را چنین اعلام کرد:
«تشویق مطالعه متون دینی آریایی و سایر متون دینی و علمی جهان بهمنظور اثبات اهمیت ادبیات آسیایی یعنی فلسفههای برهمایی، بودایی و زرتشتی». [۷]
در پیوستهای کتاب بلاواتسکی یکی از اهداف انجمن تئوسوفی «احیاء ادبیات سانسکریت، پالی و زند (اوستایی)» عنوان شده است. [۸] از اینرو، «لژ بلاواتسکی» کانون اصلی آموزش ادبیات سانسکریت و زرتشتی بود و در کنار ودا و سایر کتب سانسکریت، که بهطور عمده خانم مولر تدریس میکرد، متونی چون دینکرت و دساتیر آموزش داده میشد و در کلاسهایی آیین زرتشت در پرتو آموزشهای تئوسوفی تفسیر میشد. [۹]
مدرسین لژ بلاواتسکی، که بهطور عمده پارسی بودند، در محل لژ و در سایر اماکن بمبئی به تدریس مقدماتی و پیشرفته کتب درسی تئوسوفیسم اشتغال داشتند. [۱۰] شرقشناسان غربی و اعضای سرشناس انگلیسی، آمریکایی و فرانسوی انجمن تئوسوفی نیز هر از گاه در لژ بلاواتسکی بمبئی حضور مییافتند و سخنرانی میکردند. [۱۱] بهعبارت دیگر، از دهه ۱۸۸۰ میلادی، لژ بلاواتسکی یکی از مهمترین کانونهای ترویج باستانگرایی ایرانی، علاوه بر باستانگرایی هندو، بود.
🔸پارلمان جهانی ادیان
دشمنی با اسلام را در اجلاس اوّلین «پارلمان جهانی ادیان» (شیکاگو، ۱۸۹۳) بهروشنی میتوان دید و با شناخت ترکیب شرکتکنندگان در آن میتوان آن نوع از «خرد باستانی» و «گوهر واحد ادیان» را، که تئوسوفیستها در جستوجوی آن هستند، شناخت.
کارگردان این نمایش فریدریش ماکس مولر و انجمن تئوسوفی بودند. سخنرانیها و تصاویر مندرج در کتاب دو جلدی و ۱۶۰۰ صفحهای «پارلمان جهانی ادیان» [۱۲] که مشروح جریان اجلاس در آن ثبت شده، جایگاه ویژه حاخامهای یهودی، چون دکتر هرمن آدلر حاخام بزرگ امپراتوری بریتانیا، و «دستور»های پارسی، چون دستور جاماسپجی منوچهرجی جاماسپآسا، را بهعنوان «صاحبان» اصلی پارلمان نشان میدهد.
«پارلمان» پر است از انواع رهبران و نمایندگان فرقههای نوساخته و جوکیهای عجیب و غریب هندی و چینی و ژاپنی و غیره. در این اجلاس شرقشناسان نامدار چون ماکس مولر، از دانشگاه آکسفورد، بهعنوان برجستهترین کارشناس ادیان شرقی زمان خود، و گردانندگان مجامع شرقشناسی دانشگاههای آکسفورد و کمبریج و اوترخت و لیدن و کلمبیا و تورنتو و مکگیل و هاروارد و شیکاگو و پنسیلوانیا، موزه بریتانیا و سایر مجامع شرقشناسی آمریکا، کانادا و اروپا، تعداد کثیری از گردانندگان سازمانهای میسیونری مسیحی در سراسر جهان مستعمراتی و پارسیانی چون دادابهای نائوروجی و سِر جیوانجی مودی و حتی نظامیان مستعمراتی بریتانیا چون ژنرال هاوارد حضور دارند، ولی در فهرست نمایندگان هند حتی نام یک روحانی مسلمان به چشم نمیخورد! [۱۳]
اعضای هیئت پارسیان هند عبارتند از: دادابهای نائوروجی (نماینده مجلس عوام بریتانیا)، سِر جیوانجی جمشیدجی مودی، دستور جاماسپجی منوچهرجی جاماسپآسا، و ارود شهریارجی دادابهای بهروچا. [۱۴]
نمایندگان فرقههای نوساخته «برهما ساماج»، «آریا ساماج» و تئوسوفیسم و «پیامبران» نوظهوری چون ویوکاناندا ستارگان این «پارلمان»اند. بیشترین تبلیغ بر روی سوامی [۱۵] ویوکاناندا، «پیغمبر» نوظهور هندو، است.
🔗 ادامه دارد ...
قسمت بعد؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24389
🔸🌺🔸--------------
"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
📚@salonemotalee
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#مسلمانان_صهیونیست
عزتالله فولادوند ، یهودزدگان و اصلاحطلبان
🔶🔸 فیلسوفان یهودی و مترجمان سکولار
🔶🔸دموکراتیزاسیون، همجنسبازی و حلقه پنجشنبهها
🔶🔸براندازی با ۱۰ هزار رای!
🔶🔸هانا آرنت : از انقلاب تا اصلاحات در ایران
🔗 ادامه دارد ...
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee
14.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#انا_علی_العهد
گریههای شیخ خالد الملا رئیس جماعت علمای اهل سنت عراق برای شهید سید حسن نصرالله
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#صهیونیسم_مسیحی
#پروتستانتیزم ، روشنگری و میستیسیزم عبرانی
قسمت قبل؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24333
◀️ قسمت دوم:
🔹لیبرالیزم، سوسیالیزم، محافظهکاری، ملیگرایی و فاشیزم همه آنها از بهشتی که دین به مثابه ارزشی پایه به انسان نشان میداد، روی گردانیده، تحقق بهشت زمینی یا بهشت دنیایی را وعده میدادند و اینکه انسان پس از مرگ با چه مسائلی روبهرو خواهد بود، را نادیده انگاشته، تنها به زندگی دنیایی و رخدادهای آن علاقه نشان میدادند.
🔹معماران فلسفه روشنگری همانطور که در مقالات بعدی با دلایل و مدارک به آنها خواهیم پرداخت اصولاً با رد اندیشه و اعتقادات مسیحی «بیدین» نمیشدند، بلکه دقیقاً برعکس «دین» جدید و کاملاً متفاوتی را میپذیرفتند.
این دین، دین «بیخدایی» نبود، بلکه غالباً «دئیست»ها روشنفکرانی بودند که به خالق و پدیدآورندهی جهان معتقد بودند. تنها تفاوت اساسی و اصولی بین مسیحیت و این دین جدید مردود شمردن آخرتگرایی و زندگی پس از مرگ بود.
کوتاه سخن اینکه همراه با ایدئولوژیها، دینهای غیرآخرتگرایی نیز سر برداشتند که هدف آنها دستیابی به «بهشتهای روی زمین» بود.
🔹پروتستانتیزم نیز به عنوان اولین عامل مهم در تضعیف آخرتگرایی، سردمداری دینهای غیرآخرتگرا را عهدهدار شد.
🔹حال باید دید که عامل جذب روشنفکران به این دین غیرآخرتگرا و اندیشهای که آنها را در این رابطه تحت تأثیر قرار داد چه بود.
🔹گفته میشود که اندیشمندان غربی پایهگذار رنسانس تحت تأثیر تمدن یونان باستان قرار گرفتند.
آیا دینی وجود داشته است که از گذشتههای دور به دنبال «بهشت زمینی» بوده و به عنوان «عامل تمدنی و اعتقادی»، پروتستانها و روشنفکران را تحت تأثیر خود قرار داده باشد؟
🔹در این رابطه سخنان "علی عزت بگوویچ" رئیس جمهور سابق بوسنی هرزگوین و یکی از اندیشمندان جهان اسلام بسیار روشنگر است:
«در میان تمامی ادیان، یهودیت دینی دنیوی و دارای تمایلات چپ است.
بهشت دنیوی موعود و کلیه تئوریهای یهودی مطروحه، از این تمایل ناشی میشود.
«کتاب ایوب» رؤیای تحقق عدالتی است که باید در این دنیا محقق شود.
یعنی در آن دنیا نه، بلکه در این دنیا فوراً باید تحقق یابد…!
یهودیان خبر از آمدن ملکوت خداوند، قبل از آمدن حضرت عیسی علیهالسلام را دادهاند،
اما آنها برخلاف مسیحیان نه در آن دنیا که در همین دنیا آن را انتظار میکشند.
در ادبیات دینی یهود در اوان ظهور مسیحیت، مسیح به عنوان شخصیتی که عدالت را به اجرا درمیآورد مورد مدح و ستایش قرار میگیرد..
برای کسانی که اهل راستی و درستی هستند دنیای فاقد خوشبختی مفهومی ندارد.
این بنیاد و اساس عدالت یهودی و هر عدالت «اجتماعی» است.
ایده بهشت دنیایی در ذات خود یهودی است.
نه تنها از نظر محتوا بلکه از نقطهنظر منبع و سرچشمه نیز چنین است.
قالبی یهودی برای تاریخ گذشته و آینده، برای ستمدیدگان تمامی دورانها و بدبختیها که فراخوانی پرقدرت است.
این قالب را قدیس آگوستین به مسیحیت و مارکس به سوسیالیزم منتقل کرد.
(برتراند راسل، تاریخ فلسفه غرب) تمامی قیامها، اتوپیاها، سوسیالیزمها و دیگر جریانات که خواستار ایجاد بهشت در روی زمین هستند، در بنیان و ماهیت خود دارای آبشخوری توراتی و عهد عتیقی بوده و ریشهای یهودی دارند.»
🔹این تحلیل بسیار خردمندانه است.
حقیقتاً برخلاف اسلام و مسیحیت، در دین یهود ایمان به آخرت وجود ندارد، بلکه برعکس میل و حسرت دستیابی به «بهشت زمینی» و به بیانی دیگر «وابستگی به دنیا» در آن وجود دارد.
شدت این وابستگی را قرآن کریم چنین بیان میدارد:
«آنان را از مردم دیگر، حتی مشرکان به زندگی این جهانی حریصتر خواهی یافت و بعضی از کافران دوست دارند که هزار سال در این دنیا زندگی کنند، و این عمر دراز عذاب خدا را از آنها دور نخواهد ساخت که خدا به اعمالشان بیناست.»
🔹به همین علت رویکرد این روند که با پروتستانتیزم آغاز گردیده، با روشنگری ادامه یافت، از «بهشت اخروی» به سوی «بهشت دنیوی» و از مسیحیت کاتولیک به یهودیت است.
جریان روشنگری که به اوج قله لذتپرستی رسیده، در مرحلهای که وابستگی آن به دنیا در بالاترین حد خود است، و از مسیحیت کاتولیک که به دستشستن از دنیا دعوت مینماید، بسیار فاصله دارد و به یهودیتی که ویژگی آن در آیه قبل مشخص شده، بسیار نزدیک است و در این هیچ شکی وجود ندارد.
🔹اما این نقطه عطفی که از نظر فلسفی تحت تأثیر آشکار نفوذ عبرانی«گری» است، عملاً چگونه قابل تغییر است؟
آیا این رخداد امری اتفاقی بوده است یا معماران پروتستانتیزم و روشنگری در چمبره «یهودیزه شدن» گرفتار آمده بودند؟
🔗 ادامه دارد ...
قسمت بعد؛ https://eitaa.com/salonemotalee/24251
🇵🇸🔸🌺🔸 --------------
"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
📚@salonemotalee
.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#انا_علی_العهد
میدونید رو کفن سید حسن نصرالله چی نوشتن؟!
سید این فراز از سرود «سلام فرمانده» لبنانی را خیلی دوست داشت:
"بی عشق مهدی هیچ خیری در دنیا نیست!"
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee
هدایت شده از سالن مطالعه
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
✡️ #مغضوبین_ارض
🔶🔸مقدمه
🔶🔸مقدمه ۲.
🔶🔸ای مومنان
🔶🔸یهود و یائسگی ذهن
🔶🔸حرص؛ جزای یاس
🔶🔸معجزه قرآن در یهودشناسی
🔶🔸یهودیان و چالش مرگ
🔶🔸امر به مخالفت با یهود
🔶🔸نهی از موالات یهود
🔶🔸تغلیظ و وجوب مجانبت
🇵🇸🔸🌺🔸--------------
📚@salonemotalee