eitaa logo
عقل یشمی خال‌خال پشمی
248 دنبال‌کننده
709 عکس
35 ویدیو
75 فایل
☑️ کسی که حرفای این کانال را جدی بگیره، خره. 😇✌ @ebrahimpour
مشاهده در ایتا
دانلود
✅نقدوبررسی داستان (قسمت دوم) . 🔶راستش را بخواهید، کتاب را که تمام کردم، یاد داستان‌های نمادین دهه 40 -50 نویسندگان مارکسیستی افتادم! اگر نویسنده و انتشارات (نیستان) و سبقه‌ی فکری‌شان را نمی‌دانستم حتما این احتمال در ذهنم تقویت می‌شد. نویسنده، چند شاه‌گزاره در میان جملات داستانش قرار داده: 🖌«مردم بدون آن‌که فکر کنند آدم‌برفی‌ها نمی‌توانند دستور بدهند و اصلا نباید به حرفشان گوش کرد، با عجله مشغول اجرای دستورات آدم‌برفی شدند» 🖌«(خورشید به مردم می‌گوید:) وقتی خودتون نمی‌خوایید، از من ساخته نیست.» 🖌«بهار آمد و رفت، تابستان هم، پاییز هم، ولی مردم زمستانی زندگی کردند.» 🖌«از آن روزها، سال‌ها می‌گذرد... اما کسی یادش نمی‌آید آدم‌برفی را بچه‌ها درست کرده بودند...» 🔶تقابل زمستان و بهار، آدم‌برفی و خورشید، سردی و طراوت، تقابلی آشنا در آثار ضداستبدادی آن دوران است. مضافا بر اینکه در متن داستان، زورگویی آدم‌برفی و بی‌ادبی‌اش به مردم به صراحت بیان می‌شود. 🔶هرچند این سوژه قدری تکراری به نظر می‌رسد، ولی حقیقتا متنی دقیق و خوب برای برگزاری کلاس‌های تفکر برای سال‌های آخر دبیرستان است. تقابل‌ها و جملات فلسفی کاشته‌شده در متن، بستر یک گفت‌وگوی خوب می‌تواند باشد. اما به نظر همین نکته، نقدی دیگر بر این کتاب است! کتاب برای رده سنی الف و ب معنادار نیست! در حقیقت کتاب بدون تدریس و تفکر مخاطب را سردرگم می‌کند. این داستان صرفا یک بستر خوب برای تفکر است، نه داستانی که بشود راحت خرید و به دست کودک داد تا از خواندنش لذت ببرد، چون کتاب نیازمند همراه و است و بدون آن معنای محصّلی ندارد. کتاب‌هایی که با هدف فلسفه‌ورزی -که عموما نیازمند مربی هستند- نوشته می‌شوند، روی جلد یا پشت جلد، به طریقی این نکته را می‌رسانند؛ اما این کتاب عاری از هیچ پیامی مبنی بر این نکته است. 🔶در کنار این نکات کلی، بعضی از اجزای درونی داستان هم انسجام ندارند و خودمتناقض‌اند. برای نمونه در ص19 مردم می‌گویند که خورشید را نمی‌توانند ببینند ولی در ص20 مردم خورشید را نگاه می‌کنند. 🔶«اگر آدم‌برفی‌ها آب نشوند» می‌تواند طرح داستان خوبی برای گفت‌وگو درباره‌ی نظام‌های اجتماعی و سیاسی، مدرنیته، فضای مجازی، فرهنگ عمومی، استکبار و استضعاف، زیرساخت‌های نهادهای اجتماعی و بسیاری از موضوعات از این قبیل باشد. 🔶در مجموع با توجه به کمبود چنین داستان‌هایی -خصوصا در عرصه داستان‌های فکری- این معدود داستان‌های بومی را بایستی قدر دانست و حمایت کرد. /پایان/ 🖊علی.ا - 96.4.20 ( ) 🆔 @aliebrahimpour_ir
آرای مردمی مرحله دوم 🔸« ضرورت صیانت از » ⬇️ https://eitaa.com/aliebrahimpour_ir/90
عقل یشمی خال‌خال پشمی
✅#تحلیل آرای مردمی مرحله دوم #خنداننده_شو 🔸« ضرورت صیانت از #طنز_بدنه » ⬇️ https://eitaa.com/aliebr
باسمه 🔰 آرای مردمی مرحله دوم ✅« ضرورت صیانت از » 🔸این نتایج مرحله‌ی دوم مسابقه‌ی خنداننده‌شو است. مرحله‌ای که با جنجال خبری زیادی شروع شد و شب اول آن، نقدهای زیادی را برانگیخت. شب‌جمعه‌ی هفته‌ی گذشته نتایج آرای مردمی را اعلام کردند. نتایج واقعا توجه‌برانگیز بود که تحلیل آن، نکات خوب و آموزنده‌ای می‌تواند داشته باشد. 🔸قبل از هر چیز، توجه به یک نکته در تحلیل این آمار، به عنوان مقدمه لازم است و آن اینکه هرچند هدف اصلی رای‌گیری، انتخاب باکیفیت‌ترین‌هاست؛ اما رای مردمی، الزاما فقط‌وفقط رای به کیفیت نیست. عمده کیفیت است ولی عوامل و پارامترهای متعدد دیگری هم دخیل است. مثل حال خوب داشتن رای دهندگان، مثل دل‌سوزی و مثل عوامل جانبی و حواشی افراد (مثل ادب و نزاکت یا ناراحتی و غصه و...). به عبارتی مثلا اگر 80درصد کیفیت موثر باشد، 20درصد هم مربوط به عوامل دیگر است. 🔸شب اول از مرحله‌ی دوم، نقدها و جنجال زیادی به‌پا کرد. عده‌ای -با بیان خوب یا بد- به حرکت ناشایست بعضی از شرکت‌کنندگان ایراد گرفتند و در مقابل نیز عده‌ای این نقدهای فرهنگی را آروغ روشنفکری و اخلاق‌نمایی نامیدند. خب حالا با فاصله گرفتن از آن حواشی، می‌توانیم بر اساس آمار و ارقام، مسئله را تحلیل کنیم. 🔸مطابق آمار مردمی، مشارکت در روز اول کمتر از روزهای بعد است. کمی رای افراد روز اول را نمی‌شود فقط‌وفقط به‌پای کمبود بیننده گذاشت! زیرا شرکت‌کننده‌های قابلی در شب اول اجرا داشتند. اجراهای شب اول جدای از این‌که بی‌ادبی و بی‌اخلاقی داشت، طنز کاملی هم نداشت و بعضی‌ها اصلا خنده نداشت!! اینطور حساب کنیم که مخاطب بعد از دیدن دو-سه اجرا، بالکل از دیدن برنامه منصرف می‌شود و تلویزین را خاموش می‌کند و لذا اصلا اجرای آخر را نمی‌بیند یا اگر هم می‌بیند ترجیح می‌دهد به بحث نامناسب و زشت توالت و ر..دن (شرمنده‌ام که این لفظ را استفاده می‌کنم چون خود اجراکننده با صراحت و تکرار از این لفظ در اجرایش استفاده کرد) رای ندهد، لذا کمترین رای را کسب می‌کند. کم‌فروغی و کم‌مایگی طنز و رعایت نکردن مرزهای عرف و فرهنگ، کمترین رای را برای شب اول به ارمغان می‌آورد! کسی هم که بیشترین طنز را در شب اول دارد، به‌عنوان کم‌ترین رای (نفر هشتم)، به مرحله بعد راه پیدا می‌کند. من اینطور می‌فهمم که: بیشترین تلاش بی‌ادبانه برای خنداندن، در بهترین حالت، نفر آخر است! 🔸در مقابل، کسی که حائز بیشترین تعداد آراست، باز هم خانم است؛ اما هم طنز لطیف و تمیزی داشت و هم نقد درست اجتماعی بود! دقیقا در همان شب سوم هم، شخصی جزو یکی از دونفر دارای کمترین رای است. این نشان می‌دهد رای‌ها از روی احساس و صرفا جو بیننده نیست. این موئدی است که شب اول هم به اندازه‌ی شب سوم مخاطب و بیننده داشته، ولی چون از اجرا لذت نبرده،‌ رای نداده. نزدیک بودن آرای سه‌نفر اول که در دو شب متفاوت اجرا داشته‌اند هم موئد دیگری برای همین مسئله است. حتی اگر 50-60هزار رای نفر هفتم از روی حال‌خوب‌داشتن شب سوم باشد، باز هم از نفر هشتم جلوتر است!! 🔶نتیجه‌گیری من این است که « ، را می‌پذیرند و را پس می‌زدند.» لذا اگر نقدی برای ضرورت حفظ مرزهای اخلاقی می‌شود، تلاشی برای مطالبه‌ی نیازهای خودِ جامعه است؛ تحمیل نیست! هنرمند یا نویسنده یا هر انسان شریفی که برای جامعه کار می‌کند و برنامه می‌سازد، باید مخاطب خود را بشناسد و مرزها و قواعدش را رعایت کند. مگرنه روسیاهی‌اش برایش می‌ماند. مردم خودشان با این رای، طنز موردنظرشان را انتخاب کردند. 🔸طنز بدنه، یعنی . یعنی خانواده‌ای راحت دور هم بنشینند و هندوانه بخورند و بخندند و لذت ببرند! آروغ روشن‌فکری، دقیقا همین ناله‌کردن‌های عده‌ای از وجود مرزها برای طنز و شوخی است؛ نه تذکرهای خیرخواهانه‌ی اخلاقی. را با لوازم و مقتضیات خاص خودش، جدی بگیریم و از دودوتاچهارتا کردن‌های فاصله‌گرفته از فرهنگِ بدنه، فاصله بگیریم. . 🔹پ.ن: متاسفانه آمار کامل در اینترنت نبود؛ مجبور شدم برنامه را دوباره دانلود کنم و آمار را یادداشت کنم.☺️ 🖊علی.ا - 96.4.21 (اگر افتخار دادید و مطالعه کردید، از نقدونظرتان استفاده می‌کنم💐) [ ] 🆔 @aliebrahimpour_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❎سوال مصاحبه‌گر: «چه توصیه و نصیحتی برای بینندگان دارید❓» ✅پاسخ علامه زیبا و دل‌نشین است... 💠«اسلام بالاتر از این ندارد» 🌹 [ ] 🆔 @aliebrahimpour_ir
...او نه‌فقط الگویی برای دخترها، بلکه نماد سازمانیِ سخت‌کوشی برای همه سمپادی‌ها بود و به‌خوبی می‌تواند الگوی انگیزه‌بخشی برای کار علمی همه نوجوانان و جوانان باشد... ⬇️متن⬇️ https://eitaa.com/aliebrahimpour_ir/95
عقل یشمی خال‌خال پشمی
✅ #مریم_میرزاخانی ...او نه‌فقط الگویی برای دخترها، بلکه نماد سازمانیِ سخت‌کوشی برای همه سمپادی‌ها ب
✅سوگ‌نامه‌ی ما 🔸درباره‌ی او سوگنامه‌های مختلفی امروز نوشته شد، اما برای ما ها نه‌فقط یکی از مفاخر ملی، حالتی الگویی داشت. اولین بار اسمش را از معلم ریاضی راهنماییمان شنیدم. اینکه یک مدال‌های مختلف طلای المپیاد ریاضی در مقاطع مختلف را دِرو کرده و حالا هم در قُله‌ی ریاضیات دنیاست. بعدها فیلدز (نوبل ریاضی) هم به جمع افتخاراتش اضافه شد که گویا نه‌فقط اولین ایرانی، بلکه اولین دنیا بود که چنین جایزه‌ای را گرفت. فرزانگانی بودنش، هویتی سازمانی بود برایمان. بعد از این هم به کرات اسمش در کلاس‌های ریاضی و فیزیک دبیرستانمان برده می‌شد و خاطراتش دقیقا در خاطرم هست. لذا اسم برای ما جدید نیست. ما با همین افتخارات دوران نوجوانی‌مان را گذراندیم. او نه‌فقط الگویی شایسته برای دخترها، بلکه نماد سازمانیِ سخت‌کوشی و تمرکزدرکارعلمی برای همه سمپادی‌ها بود و به‌خوبی می‌تواند الگوی مناسب و انگیزه‌بخشی برای کار علمی همه نوجوانان و جوانان باشد. 🔸خب فوت این دانشمندِ نابغه‌ی ملی، آن‌هم در این جوانی، دردناک است. اینکه شرایط مناسب برای فعالیت و حضور او در کشورش وجود نداشت، این واقعه را دردناک‌تر می‌کند. خدا رحمتش کند. برایش یک حمد بخوانیم. 🔹پ.ن: نابغه‌ی دهر هم که باشیم، باز هم پروندمان زیر دست حضرت علیه‌السلام است. از یک تصادف مرگبار (سقوط اتوبوس به ته دره) نجاتت داده و فرصتی دوباره می‌دهد، ولی در قُله‌ی علم و پیشرفت جانت را می‌گیرد! کارش حساب‌وکتاب خودش را دارد... برایش درّه و قُلّه ملاک نیست مثل اینکه!!😶 🗓 نگارش در: 1396/4/26 📒 🌐 @aliebrahimpour_ir
قوميتها 🔹 آن جايى كه قصد، استهزاء و #باشد، آنجا مسلما حرام است؛ اما #نیست. 🔹اگر قصد تمسخر نباشد مشکلی ندارد. [ #####] 🌐 @aliebrahimpour_ir
✅ حكم با ابزار قلم و رسانههاى جديد 🔹 وسائل نقشی در حکم ندارند. 🔹 [ضرورت حسن ظن اجتماعی] 🔹«چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند؟ حرف آشكار اينقدر دارند...» #آغفمرŸ @aliebrahimpour_ir
#شعر #حافظ - غزل شمارهٔ ۲۹۶ 🌐 @aliebrahimpour_ir
✅جایگاه در نوشتار 🔶دو حالت بیشتر نیست: 🔸1. من متنی را نوشته ام و از و و استفاده کرده‌ام، فقط برای آرامش روح خودم. در چنین حالتی اثر جنبه به خودش میگیره. در اصل چنین متنی،خارج از فضای تفهیم و تفاهمه و از کاربرد ادبیات خارج شده. دقیقا مثل حالتی که از یک کتاب، برای تزئین دکور خانه استفاده کنیم. کتاب برای انتقال محتواست، نه تزئین خانه! 🔸2. یا نویسنده متن را برای مخاطب نوشته و منِ در نظر می‌گیرد و هدفش یک انگاره به ذهن مخاطب است، نه صرفا یک‌سری اصوات. این مخاطب می‌تواند یک مخاطب خاص باشد، یا یک محدود یا مورد نظرش یا انسان‌ها در کل تاریخ بشریت! 🔰وجه اساسی تقسیم، در اصل این هست که «آیا من مخاطب را در نظر گرفته ام یا خیر؟» حالا بزرگی یا کوچکی مخاطب فعلا مهم نیست. اصل این سوال مهم است. 🔰قاعده‌ی اولی در و این است که واژگان را برای تفهیم و تفاهم استفاده می‌کنیم. لذا اصل اولی در این است که متن را برای مفاهمه نوشته باشیم. 🔰اگر من مخاطب را در نوشته مد نظر قرار داده باشم و برای مخاطب نوشته باشم، او، ی او، های او را هم در نظر میگیرم. چون به دنبال « » هستم. یعنی می‌خواهم پیامم را برسانم. 🔰من اگر علامه‌ی دهر یا الهه‌ی هنروقلم هم باشم ولی نتوانم قدری از یا یا یا و را به مخاطبم انتقال بدهم، همه را در خودم محبوس کرده‌ام. 🖊 علی.ا (96.5.6) 🔹پ.ن: متن بالا را مدت‌ها پیش در گفت‌وگویی با یکی از دوستانم نوشتم، با قدری ویرایش و تغییر، قابلیت استفاده عموم را پیدا کرد. [ ] 🌐 @aliebrahimpour_ir
✅ اتل متل اسلامی! 🔸چند روز گذشته، یکی از دوستان، پیامی را از کانالی فوروارد کردند که مطلعش این بود: «اونای ک بچه کوچیک دارن با دقت بیشتر به جای یه توپ دارم قلقلیه این شعر و به بچه ها یاد بدید...» بعدش هم مجموعه‌ای از اشعار آیینی-دینی را لیست کرده بود که همگی در سبک و فُرم یک‌توپ‌دارم قلقلیه و اتل‌متل و... بود. بهانه‌ای شد تا نظرم را دراین‌باره مکتوب کنم. ( لینک: https://t.me/teshn/1652 ) 🔸این دغدغه‌ی خوبی است که تلاش کنیم شعرهای خوب بگیم و تولید کنیم که در آن‌ها دغدغه‌های فرهنگی ما رو منتقل کنه؛ اما اینکه تمام شعرهای بچگانه از قبیل اتل‌متل و یک‌توپ‌دارم‌قلقلیه و دویدم‌ودویدم و... رو تغییر بدیم و اتل‌متلِ اسلامی و یک‌توپ دارم اسلامی بسازیم، خیلی کار قابل دفاعی نیست. 🔸در یک جلسه‌ای آقای دکتر تعریف می‌کرد که یک جمع از شاعرهای کودک و نوجوان دور هم جمع شدند تا یک کتاب بنویسند. چه کتابی؟ کتابی که مجموعه‌ شعری باشه که هیچ‌گونه مفهومی ندارن!! یعنی صرفا ریتم محض‌اند. (اسم کتاب «هیچ، هیچ، هیچانه» است. در قم از چند کتاب فروشی معروف پرس‌وجو کردم تا ببینمش؛ گیر نیامد.) صحبت ایشان این بود که باید متناسب با روان‌شناسیِ رشد، محصول فرهنگی تولید کرد و فرهنگ را انتقال داد. بچه نیاز دارد به تفریح و شاد بودن و نیاز دارد به ساعاتی که «صرفا» شاد باشد و لذت ببرد. یکی از حضار آن جلسه شعر «دویدم و دویدمی» که برای حضرت رقیه و عاشورا گفته شده بود را مثال زد و گفت چنین شعری مفهوم خیلی خوبی هم دارد. آقای رحماندوست گفت بله! اما معلوم نیست چنین شعری واقعا چقدر در مخاطب اثرگزار است! چقدر او عمیقا با این شعر ارتباط می‌گیرد و چقدر لذت می‌برد و... ایشان به تناسب یک صحبتی، گفت در کنار اهداف فرهنگی، یکی از اهداف فعلی من در کار و زندگی‌ام، این هست که «کمک کنم کودک و نوجوانان، بیشتر داشته باشند و ببرند!» 🔸من بیشتر به این رویکرد تمایل دارم تا اینکه همه‌ی شعرهای کودکانه را کنیم! مضافا بر اینکه بعضی از این شعرها، هویت فرهنگی پیدا کرده‌اند و نمی‌شود از آن‌ها جدا شد. 🔸هرچند که اصل این دغدغه شعرسازی هم، قابل ستایش است و در سطوحی خوب و لازم. 🗓 نگارش در: 1396/5/9 🌐 @aliebrahimpour_ir