⬅️ایجاد فضای #صمیمی در خانواده؛
جمعی #صمیمی که پدر و مادر #اصلیترین پایههای آن را تشکیل میدهند و اصلیترین عامل نزدیکی اعضاء خانواده به هم #محبت است.
⬅️ایجاد رابطه #اعتماد بین والدین و فرزندان؛
فرزندان از کودکی به والدین خود #اعتماد دارند پدر و مادر خود را قبول دارند با ایشان درددل میکنند و حرفهای #خصوصی خود را به ایشان میگویند، باید این رابطه #اعتماد بین پدر مادر و بچه ها تا دوران جوانی هم حفظ شود.
19
#عاشقانه #فرزندانمان رو #دوست داشتن، بعضی وقت ها که از کارش فارغ میشد بچه ها را به گردش میبرد و مانند آنها کودک و #همبازیشان می شد و سعی می کرد تا #اوقات خوب و شیرینی را برای آنها #فراهم آورد.😭
🍃🌷🍃
بر سر مسائل #اخلاقی و #مذهبی #دینش #پافشاری خاصی داشتند از #واجبات #نماز اول وقت و #امربه معروف و #نهی از منکر تا انجام م#ستحبات، هنوز صدای #گریه های #نیمه شب او و #العفوگفتنشان در خانه مان به #گوش میرسد.😭😭
🍃🌷🍃
#رزق و #روزی حلال را در #مالش رعایت میکرد ، #رضا #اطاعت و #احترام به #پدر و #مادرشان را
#بی چون و چرا #عمل می نمودند.😭
🍃🌷🍃
برای #دیگران #ارزش و #احترامی خاصی قائل بودندکه حتی با #سمتی که داشتند(فرمانده پدافند سپاه قدس) با #نیروهای #زیر دستشان برخورد #صمیمی و #پدرانه ایی داشتندکه آنها به #او، بمانند #پدری دلسوز #احترام میگذاشتند.
🍃🌷🍃
بسیار #خوشرو و #اهل سفر بودند، سعی میکردند در طول #سفر لحظات و خاطرات #شیرینی را برایمان رقم بزنند. #ساده زیست و #ساده پوش بودند و#شیفته زرق و برق #دنیا #نبودند.😭
🍃🌷🍃
#شهید دفاع مقدس، سید علی خرازانی
🍃🌷🍃
درتاریخ ۱۳۴۷/۲/۲۰# در شهر تهران در خانواده ای متدین ومذهبی و زحمت کش متولد شد.
پدر ایشان ،آقا سیدحسین، خوار و بار فروش بودند ، تاپایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت.
🍃🌷🍃
به عنوان #بسیجیی در #جبهه حضور داشت و #بیست و پنجم مهر ۱۳۶۵#، در #سد دزفول به #شهادت رسید.
🍃🌷🍃
به روایت از یکی از دوستان #شهید :
در سال های دوم و سوم راهنمایی (1359-1361) یکی از #بهترین و #صمیمی ترین #همکلاسی هایم #امیر ( سیدعلی ) بود.
🍃🌷🍃
دوران بسیار #دوست داشتنی و #خاطره آمیزی داشتیم این ارتباط علیرغم جدایی در دوران دبیرستان ادامه یافت و به بهانه های مختلف دیدار تازه می کردیم
منزل ما ابتدای خانی آباد نو و منزل #امیر کوچه 60 بود.
🍃🌷🍃
گذشت زمان باز هم ما را از هم جدا نمی کرد تا این که #جنگ پای بسیاری از #نوجوانان و #جوانان را به #جبهه باز کرد و البته #امیر بیشتر از من پای #کار بود.
🍃🌷🍃
تا این که 12#خرداد 65# باز هم با هم #ماموریت گرفتیم که به #جبهه بریم #علی دوست داشت به #گردان عمار لشکر 27 بره و من هم دوست داشتم یا با هم باشیم یا در #گردان حمزه باشم.
🍃🌷🍃
به روایت از نویسنده کتاب پسرم #حسین :
اگر بخواهیم اسطوره معرفی کنیم می توانیم از مادر #شهید« مالکی نژاد» سخن بگوییم.
🍃⚘🍃
مادری که جگرگوشه اش به #شهادت رسیده است اما همچنان می گوید: من کاری نکردم و #حسینم فدای #حضرت زینب (س)⚘شده و حتی قطره اشکی هم از چشمانش جاری نمی شود که مبادا از اجر و پاداشی که نزد خداوند دارد کم شود.
🍃⚘🍃
مادر #شهید و خود #شهید ارتباط تنگاتنگی باهم داشتند. با اینکه مادر #شهید چهار فرزند دیگر (دو پسر و دو دختر) هم دارد اما #حسین ارتباطش با مادر خیلی #صمیمی و #نزدیک بوده
🍃⚘🍃
این مسئله فقط به #۱۲ سالی که در آغوش خانواده بوده است ختم نمی شه،بلکه در طول چهارسالی که #رزمنده بوده نیز ادامه داشته و هر زمان که به مرخصی می آمد با مادر خلوت می کرد همین مسئله ارتباطی قوی و صمیمی بین مادر و #شهید ایجاد کرده بود.
🍃⚘🍃
سرانجام#شهید حسین مالکی نژاد هم درتاریخ ۱۳۶۶/۵/۲ در منطقه #شلمچه ودرسن #۱۷ سالگی به آرزویش که همانا#شهادت در راه#خدا♡بود رسید.
🍃⚘🍃
#مزار#شهید
شهر مقدس قم گلزار #شهدای علی بن جعفر علیه السلام⚘
🍃⚘🍃
در کودکی بسیار #مؤدب و #تیزهوش بود چون درسش بسیار خوب بود پدرش برای تشویقش کتابهای داستان میخرید . به پدر و مادر علاقه داشت و بهشان #احترام میگذاشت .#اخلاق و #رفتارش سبب میشد ، دیگران به راحتی با ایشان #ارتباط برقرار کنند.
🍃⚘🍃
بعد از دیپلم در شهریور ۱۳۵۶ به خدمت سربازی رفت و در نیروی دریایی بندر انزلی گروهبان دوم بود . در دوران سربازی بسیار #منظم بود و با همکارانش ارتباط #نزدیک و #صمیمی داشت . دوستان دوره سربازی یک ناوچه به طول دو متر ساختند و به ایشان #هدیه کردند.
🍃⚘🍃
با آغاز #مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی به صف #انقلابیون پیوست و در بسیاری موارد خودش #رهبری و #تدارک تظاهرات خیابانی را به عهده میگرفت. منزلشان دو تا در داشت . وقتی مأمورین تظاهر کنندگان را تعقیب می کردند ، مردم از یک در به خانه داخل و از در دیگر خارج میشدند.
بعد از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد کمیته انقلاب اسلامی شد . از #مؤسسین این ارگان بود و #مسئولیت #فرماندهی #عملیات کمیته را به عهده داشت . حدود هشت ماه در کمیته فعالیت کرد.
🍃⚘🍃
مدت دو ماه در منطقه سرپل ذهاب بود . در این منطقه ۱#۲ نفر از #همرزمان #صمیمی خود را از دست داد اما ایشان از #سقوط #پادگان ابوذر جلوگیری کرد . از #۲۶ آذر ۱۳۵۹ تا #۷ فروردین ۱۳۶۰ در واحد آموزش #سپاه مشغول #خدمت بودکه طی #مأموریتی ، #فرماندهی پادگان #شهید رجایی چالوس را به عهده گرفت و در مدت کوتاهی این #پادگان را #سامان بخشید.
🍃⚘🍃
ایشان پس از مدتی به عنوان #مسئول گروه #ضربت عملیات ، راهی جنگلهای آمل شد و در #سرکوبی عناصر اتحادیه کمونیستها #نقش مهمی ایفا کرد . به دنبال آن به #فرماندهی #عملیات جنگلهای گیلان انتخاب شد. در سن ۲۸ سالگی به اصرار مادرش تصمیم به ازدواج گرفت.
🍃⚘🍃
در #۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ طی حکمی به #سمت #مسئول واحد #عملیات #سپاه پاسداران رشت منصوب شد . پس از ماهها فعالیت در این واحد در #۶ اسفند ۱۳۶۰ از سمت خود #استعفا داد . و گفت در صورت #موافقت فرماندهی مبنی بر رفتن به #جبهه حق علیه باطل از مسئولیت خود #استعفا مینمایم .
🍃⚘🍃
در #۲۰ اردیبهشت همان سال در حالی که در #جبهه های نبرد حضور داشتم #دومین فرزندش به دنیا آمد از طریق تماس تلفنی از حال فرزندش آگاه شد و نامش را صدیقه گذاشت.
🍃⚘🍃
خیلی با #بچهها #مهربان و #صمیمی بود. هیچوقت آنها را #دعوا #نمیکرد. اوج دعوایش این بود که تن صدایش را کمی بالا ببرد تا دست از شیطنت بکشند.
🍃⚘🍃
سعی میکرد با کارهایش به بچهها آموزش بدهد. به آنها یاد میداد و میگفت: " باباجان، وقتی پاشدی بگو الحمدالله. بگو #یا علی⚘. "
🍃⚘🍃
#احمدآقا علاوه بر این که #پاسدار بود، در #مسجد محل #فعالیت داشت. #کتابهای فراوانی مثل کتابهای #اخلاقی،#عرفانی و #سبک زندگی، خیلی مطالعه میکرد.
🍃⚘🍃
به قدری به #حضرت آقا♡#ارادت داشت و #ولایی بود که یک تابلو درست کرده و جلوی ورودی منزل نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود «هر که دارد بر ولایت بدگمان، حق ندارد پا گذارد در این مکان» و میگفت: «کسی که آقا♡ را قبول ندارد، مدیون است که نان من را بخورد.#آقا یعنی #علی و #علی⚘ یعنی #اهل بیت(ع) (⚘و همه اینها به هم #وصل هستند.»
🍃⚘🍃
خیلی #مهمان نواز، #با محبت، #ساده زیست و به #فکر دیگران بود. هنگامی هم که منزل بود، خیلی #کمک میکرد.
🍃⚘🍃
#رازهای_همسرداری
اگر احساس میکنید، کسی که با او هستید درکتان نمی کند یا احساساتتان را نمیفهمد و به نیازهایتان پاسخ نمیدهد، حرف هایتان را #مخفی نکنید.
🔹 نیازها و هیجان های خود را با او در میان بگذارید، شاید باز هم پاسخ مناسبی ندهد و بی تفاوت باشد، اما حداقل شما اطمینان حاصل میکنید که پیش داوری نکرده اید و به طور #واضح و روشن خواسته هایتان را با او درمیان گذاشته اید،
و اینگونه راحت تر می توانید در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید...
👈🏻 این گونه رفتار کردن بهتر از انتظار برای فهمیده شدن و رنج کشیدن است.
یادتان باشد حتی #صمیمی ترین دوست و یا همسرتان هم ممکن است از آنچه در ذهن شما می گذرد #آگاه نباشد.