#عاشقانه #فرزندانمان رو #دوست داشتن، بعضی وقت ها که از کارش فارغ میشد بچه ها را به گردش میبرد و مانند آنها کودک و #همبازیشان می شد و سعی می کرد تا #اوقات خوب و شیرینی را برای آنها #فراهم آورد.😭
🍃🌷🍃
بر سر مسائل #اخلاقی و #مذهبی #دینش #پافشاری خاصی داشتند از #واجبات #نماز اول وقت و #امربه معروف و #نهی از منکر تا انجام م#ستحبات، هنوز صدای #گریه های #نیمه شب او و #العفوگفتنشان در خانه مان به #گوش میرسد.😭😭
🍃🌷🍃
#رزق و #روزی حلال را در #مالش رعایت میکرد ، #رضا #اطاعت و #احترام به #پدر و #مادرشان را
#بی چون و چرا #عمل می نمودند.😭
🍃🌷🍃
برای #دیگران #ارزش و #احترامی خاصی قائل بودندکه حتی با #سمتی که داشتند(فرمانده پدافند سپاه قدس) با #نیروهای #زیر دستشان برخورد #صمیمی و #پدرانه ایی داشتندکه آنها به #او، بمانند #پدری دلسوز #احترام میگذاشتند.
🍃🌷🍃
بسیار #خوشرو و #اهل سفر بودند، سعی میکردند در طول #سفر لحظات و خاطرات #شیرینی را برایمان رقم بزنند. #ساده زیست و #ساده پوش بودند و#شیفته زرق و برق #دنیا #نبودند.😭
🍃🌷🍃
ایشان بیش از ۲#سال به عنوان #امور تعمیراتی تراکتور و ادوات کشاورزی با شعار ” همه با هم جهاد سازندگی ” به صورت #افتخاری و #رایگان #خدمت کرد.
🍃🌷🍃
در سن ۱۸#سالگی و در #تابستان سال ۱۳۶۵# برای #اولین بار #عازم #جبهه های حق علیه باطل در #منطقه عملیاتی #مهران شد.
🍃🌷🍃
در این #سفر #رزمی و #جهادی خود در #منطقه عملیاتی #مهران شاهد #شهادت #دو تن از #دوستان و #هم رزمان و #هم روستایی های خود به نام های #حسین علی شمس آبادی و #محمد قدر آبادی بود.
🍃🌷🍃
ایشان در همانجا به صورت #پاسدار #افتخاری به #ادامه #نبرد بر علیه متجاوزان بعثی عراق پرداخت و اینگونه #مرحله جدیدی از #زندگی و #حیات دوباره اش به عنوان #پاسدار در سال ۱۳۶۵# شکل گرفت.
🍃🌷🍃
درسن ۱۹#سالگی با دختر دایی اش وبا انجام مراسمی #ساده و #معنوی ازدواج کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در ادامه #خدمت خود با عنوان #مسئول #تسلیحات گردان عبد ا….🌷در م#نطقه عملیاتی جنوب با #انتظاری و #محمد حصاری آشنا شد.
🍃🌷🍃
ایشان بیش از ۲#سال به عنوان #امور تعمیراتی تراکتور و ادوات کشاورزی با شعار ” همه با هم جهاد سازندگی ” به صورت #افتخاری و #رایگان #خدمت کرد.
🍃🌷🍃
در سن ۱۸#سالگی و در #تابستان سال ۱۳۶۵# برای #اولین بار #عازم #جبهه های حق علیه باطل در #منطقه عملیاتی #مهران شد.
🍃🌷🍃
در این #سفر #رزمی و #جهادی خود در #منطقه عملیاتی #مهران شاهد #شهادت #دو تن از #دوستان و #هم رزمان و #هم روستایی های خود به نام های #حسین علی شمس آبادی و #محمد قدر آبادی بود.
🍃🌷🍃
ایشان در همانجا به صورت #پاسدار #افتخاری به #ادامه #نبرد بر علیه متجاوزان بعثی عراق پرداخت و اینگونه #مرحله جدیدی از #زندگی و #حیات دوباره اش به عنوان #پاسدار در سال ۱۳۶۵# شکل گرفت.
🍃🌷🍃
درسن ۱۹#سالگی با دختر دایی اش وبا انجام مراسمی #ساده و #معنوی ازدواج کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در ادامه #خدمت خود با عنوان #مسئول #تسلیحات گردان عبد ا….🌷در م#نطقه عملیاتی جنوب با #انتظاری و #محمد حصاری آشنا شد.
🍃🌷🍃
#شهید به دست داعش،#حجت الاسلام و المسلمین سید محمدرضا بطحائی
🍃🌷🍃
درسال ۱۳۵۸# در خانواده ای متدین ومذهبی متولدشد.
#طلبه ای #باتقوا، #عالم و #بی رغبت به دنیا بود که #تحصیل را از #حوزه علمیه چیذر تهران #شروع و مدت #ده سال به #تدریس و #تحصیل در #نجف مشغول بود.
🍃🌷🍃
#متاهل بود.
پسرش که ۳#ساله بودند و #فرزند #دومش هم هنوز #متولد #نشده بود که ایشان به #شهادت رسید.
🍃🌷🍃
به همراه #پسر #سه سالهاش #محمدعلی و همسرش که #فرزند #دومشان را هم #باردار بودند، برای #زیارت حرم #امام حسن عسکری (ع)🌷به #سامرا مشرف شده بودند.
🍃🌷🍃
#هدف ایشان از #عزیمت به #سامرا انجام #تبلیغات برای #مراسم #نیمه شعبان بود.
🍃🌷🍃
با توجه به اینکه شنیده بود در #سامرا #امام جماعت ندارند، #تصمیم گرفته بود با #خانواده به این شهر #سفر کند و اگر شرایط برای #زندگی #مساعد بود در آنجا بمانند.
🍃🌷🍃
آن موقع هنوز هیچ خبری در مورد حضور داعش در #عراق و کشتارهای وحشیانه و ناجوانمردانه آنها در #جهان #منتشر نشده بود.
پس از اتمام دوره ی راهنمايي به تهران رفت و در #واحد تيپ نيروهاي ويژه ی هوابرد ارتش استخدام شد.
بسيار زيرک و سخت کوش بودو پس از اين که دوره هاي متعددي را در داخل کشور گذروندم براي تکميل تجربيات نظامي ایشان را به چند #سفر خارج از کشور مثل آلمان ، ايتاليا ، مصر و اردن فرستادند.
در سال ۱۳۵۲ با خانم طاهره دانشمندي که از اقوام بودند ازدواج کرد و زندگي مشترکشان را در منزلي استيجاري در تهران آغاز کردند. حاصل اين ازدواج دو فرزند به نام هاي شادي ( متولد سال ۱۳۵۴ ) و محمد علي ( متولد سال ۱۳۵۹ ) بود.
علاقه ی زيادي به #مطالعه ی کتاب هاي تاريخي و تاريخ اسلام داشت. به آثار استاد #شهيد مطهري جذب شدو تمام سخنراني هاي ايشان را دنبال مي کرد.
مدتي در بعضی از #کشورهاي عربي عليه رژيم دست به فعاليت هايي زد. سرانجام در جريان جشن هاي ۲۵۰۰ ساله ی رژيم شاهنشاهي ، به همراه يک تشکيلات مذهبي - اسلامي قصد ترور شاه را داشتند که موضوع فاش شد و موفق شد فرار کند.
#سردار#شهید دفاع مقدس، سعید گلاب بخش،
(معروف به محسن چریک)
🍃🌷🍃
در تاریخ ۱۳۳۸/۱/۲# در شهر اصفهان در خانواده ای متدین ومذهبی متولدشد.
🍃🌷🍃
کودکی #هوشمند و #فعال بود. خانواده اش از همان دوران کودکی در#تربیت ایشان، طبق موازین #دینی و #اخلاق اسلامی ، از هیچ #کوششی کوتاهی نکردند.
🍃🌷🍃
همزمان با #تحصيل ، #گرايش خاصی به #مباحث و مسائل #مذهبی پيدا کرد و به #مطالعه #كتابهای دينی روی آورد.
🍃🌷🍃
ایشان هنگام #تحصيل در سال #سوم راهنمایی ، از آنجا كه درگير مسائل #سياسی شده بود، يكباره درس و تحصيل را رها کرد و در جستجوی راه #مبارزه به #خارج از كشور #سفر کرد.
🍃🌷🍃
با تهيه گذر نامه جعلی به چند #كشور #اروپایی و آخرسر به #لبنان سفرکرد، در آن جا با #شهيد " اندرزگو " و " جلال الدين فارسي " آشناشد و با گذراندن #آموزش نظامی ، در #مبارزات مردم #فلسطين شركت كرد.
🍃🌷🍃
ایشان #سالها در #خارج از #كشور در راه #مبارزه به سر می برد. البته پدرش هم، همه اين #سالها ایشان را #حمايت مالی می کردند.
🍃🌷🍃
ایشان در #گردان تکاور #حضرت امیر(ع)🌷 تیپ ۴۴ #قمر بنیهاشم (ع)🌷 سپاه چهارمحال و بختیاری بود که #سالها بهمنظور #امنیت #مرزهای غرب کشور (کردستان) برای #مبارزه با منافقین، گروهکهای دموکرات، کومله و پژاک #حضورمؤثری داشت.
🍃🌷🍃
#آخرین سِمت ایشان در زمان حضورش در #ایران، #فرماندهی #گردان تکاور تیپ ۴۴
#حضرت قمر بنیهاشم (ع)🌷 #چهارمحال و بختیاری بود.
🍃🌷🍃
به روایت از همسر #شهید :
#همسرم متولد روستای «باغملک» استان کهکیلویه و بویراحمد بود. من هم در همان روستا به دنیا آمدم و نسبت دور فامیلی با هم داشتیم.
سال 1371# وارد #سپاه می شوند، از همان سال 1372# که با هم عقد کردیم، #ماموریت شان در #کردستان #آغاز شد و در #مرز با «کومله»، «پژاک»، «پ ک ک»#درگیری داشت.
🍃🌷🍃
سال 1392#، تلویزیون #تخریب مزار «حجربن عدی» در #سوریه را نشان می داد. #همسرم و #پسرم که زمانی که این #واقعه را دیدند، می گفتند که #ما با جلوی این آدم ها #بایستیم.
🍃🌷🍃
بعد از آن #خبرهایی از جنایت های داعش در #سوریه منتشر می شد که بسیار تکان دهنده بود. سال 1394#ایشان #تصمیمش را گرفت و #عازم #سفر #شهادت شد.
🍃🌷🍃
در۵#مهر ماه سال ۱۳۹۰#؛ در حالی که ۱۸#سال داشت وارد #دانشگاه #امام حسین(ع)🌷 شد. #جوّ مذهبی و #عقیدتی دانشگاه، #محیط مناسبی را برای #رشد بیش از پیش برای ایشان فراهم کرد.
🍃🌷🍃
تا #قبل از اعزام اکثر #کتاب های #شهید مطهری را خوانده بود و از #مرکز بینش مطهر #گواهی سطح یک را گرفته بود، #مطالعه زیاد در #عمق دید و #وسعت نظرش تأثیر بسیار مثبتی گذاشت.
🍃🌷🍃
مدتی گزینش #سپاه استان سمنان بود وبعد از اتمام دوره #آموزش افسری در تابستان ۹۲#، باید به سمنان می آمد. اما به خاطر #فعالیت های فرهنگی اش مورد توجه #فرماندهی دانشگاه قرار گرفت.
🍃🌷🍃
همان #فعالیت ها در نهایت #سبب شد تا ایشان و #دو #دوستش با تأکید #فرمانده دانشگاه، در دانشگاه ماندنی شوند، تا #محیط دانشگاه و دانشجویان بیشتر از وجود آنها #بهره ببرند.
🍃🌷🍃
در ۲۳#بهمن سال ۱۳۹۴# دختر عموی خود را به همسری برگزید و صیغه موقت خوانده شد. مدتی از دوران نامزدی نمی گذشت که مقدمات #سفر به #سوریه فراهم شد.
🍃🌷🍃
فرماندمون گفتند:
" شما تازه صاحب همسر شدی، هنوز دو ماه از نامزدی ات هم نگذشته؛" گفتم:« می ترسم زمین گیر شوم و توفیق از من سلب شود»
🍃🌷🍃
ایشان در #گردان تکاور #حضرت امیر(ع)🌷 تیپ ۴۴ #قمر بنیهاشم (ع)🌷 سپاه چهارمحال و بختیاری بود که #سالها بهمنظور #امنیت #مرزهای غرب کشور (کردستان) برای #مبارزه با منافقین، گروهکهای دموکرات، کومله و پژاک #حضورمؤثری داشت.
🍃🌷🍃
#آخرین سِمت ایشان در زمان حضورش در #ایران، #فرماندهی #گردان تکاور تیپ ۴۴
#حضرت قمر بنیهاشم (ع)🌷 #چهارمحال و بختیاری بود.
🍃🌷🍃
به روایت از همسر #شهید :
#همسرم متولد روستای «باغملک» استان کهکیلویه و بویراحمد بود. من هم در همان روستا به دنیا آمدم و نسبت دور فامیلی با هم داشتیم.
سال 1371# وارد #سپاه می شوند، از همان سال 1372# که با هم عقد کردیم، #ماموریت شان در #کردستان #آغاز شد و در #مرز با «کومله»، «پژاک»، «پ ک ک»#درگیری داشت.
🍃🌷🍃
سال 1392#، تلویزیون #تخریب مزار «حجربن عدی» در #سوریه را نشان می داد. #همسرم و #پسرم که زمانی که این #واقعه را دیدند، می گفتند که #ما با جلوی این آدم ها #بایستیم.
🍃🌷🍃
بعد از آن #خبرهایی از جنایت های داعش در #سوریه منتشر می شد که بسیار تکان دهنده بود. سال 1394#ایشان #تصمیمش را گرفت و #عازم #سفر #شهادت شد.
🍃🌷🍃