eitaa logo
این عماریون
365 دنبال‌کننده
240.7هزار عکس
65.3هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
دوران حضور ایشان در 41 ثارالله ، بخش زمان حضورش را در شامل مي شد در ابتدا به عنوان و پس از گذشت مدت كوتاهي در اين قسمت با توجه به كه در كسب كرد به عنوان منصوب شد. 🍃🌷🍃 يكي از هاي مسئولين لشكر در زمان استقرار در يك منطقه ، استفاده از ارتباط سيم و دستگاه هاي با سيم و ارتباط بود كه براي اين منظور از تلفن هاي صحرايي قورباغه اي استفاده مي شد. براي اين كه بين مقرها برقرار شود نياز بود كه به همه ي اين سيم كشيده شود. براي اين منظور مشكلات زيادي به سبب كشيدن اين سيمها و از طرفي حجم زياد نيرويي كه لازم بود اين قرقره هاي سيم را روي زمين بكشند و تلفاتي كه در اين راه لشكر متحمل مي شد. 🍃🌷🍃 و پس از مدت كوتاهي هم بر اثر ناشي از هاي خمپاره و بعضا ، اين سيمها به سبب اينكه  روي خاك بودند قطع ميشد ؛ اين ایشان را به انديشي واداشت،و نهايتا به اين نتيجه رسید كه اين كار را كند. 🍃🌷🍃
ابتدا برادر کوچکترش  رفت به اقوام خبر داد شب همه جمع شدن خونه‌ی ما و  بعد به این صورت متوجه شدم که به رسیده😭😭 🍃🌷🍃   موقع هم  به دوستانش سفارش کرده بود موقع بهش ندن 😭 گفته بود میخوام مثل 🌷💔 لب بشم😭😭 🍃🌷🍃 سرانجام ابراهیم باشی  هم در  مهرماه  سال در سن سالگی که به پل ذهاب برای شناسایی رفته بود با ای که دشمن  به پشت سر ایشان زد به آرزویش که در راه 🤍بود رسید. 🍃🌷🍃 #شهیددر تهران ، قطعه  ۲۸ بهشت زهرا سلام الله علیها.🌷 🍃🌷🍃 شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای و علی الخصوص شهید سرفراز    💠 شهید ابراهیم باشی💠                            🌷  صلوات 🌷‌ ✨ التماس دعای فرج وشهادت✨ یاعلی مدد
🍃🌷🍃 در تاريخ 1360/12/02# در تنگه هنگام با دشمن بعثي و تحت ، به علت به ناحیه شد. 🍃🌷🍃 و هنگامی که   برای  انتقال ایشان  به محل در تلاش بودند زیر دشمن با شنیدن صدای سوت# خمپاره ها به آنان داد خود را به داخل بیندازند. 🍃🌷🍃 با توجه به ایشان ، به داخل سنگر زدند، ولی به علت که قبلاً ایشان برداشته بود قادر به العمل سریع نشد. 🍃🌷🍃 و پس از از ناحیه مورد اصابت قرار گرفت، و به این ترتیب ،پس از به رسید. 🍃🌷🍃 تنها فرزند ایشان  ،چندماه بعداز ،در تاریخ 1361/02/01# به دنیا آمد. و ایشان فرزندش را ندید.💔 فرزند ایشان ، دندانپزشک ماهری شده اند و عزیز دارای نوه هم شده اند. 🍃🌷🍃 شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای و علی الخصوص شهید سرفراز    💠 شهید حسن مظاهری💠                            🌷  صلوات 🌷‌ ✨ التماس دعای فرج وشهادت✨ یاعلی مدد
این از چند محور شروع شد. دشمن هیچ فکر نمی کرد بتوانند از این در هم پیچیده بالا بروند. جالب این بود که صخره ها طوری بود که حتی هم نمی توانستند ظرف مدتی که آنها رفتند بالا بروند. غیبی بودند و این امدادهای غیبی محسوس ، به روحیه می داد و حالت معنوی عملیات را به حدی بالا می برد که در سخت ترین شرایط ، به و خواندن دعای توسل مشغول بودند. نیروهای غیبی و امام زمان (عج )♡ در عملیات کاملاً محسوس بود. ایشان وقتی می‌ دید که دوستانش شدند به دوستش حسین خدابخش گفت دعا کن با ی توپ شهید بشویم. چون اگه در این دنیا بسوزیم می‌تونیم مطمئن بشیم که خداوند گناهانمان رو بخشیده است.
ی شهادت محسن حاجی بابا: در ی دوم شناسایی منطقه به همراه شوندی و بیابانی توسط دشمن دیده شدند و مورد هجوم قرار گرفتند. در نهایت با ی توپ ١٣۰ خودروی ما مورد اصابت قرار گرفت و پیکرشان در آتش سوخت. پیکرشهید را به تهران برگرداندند و در قطعه ی ٢۶ بهشت زهرا (س) دفن شد اما وقتی حسین خدابخش می‌خواست خودروی آتش گرفته را به عقب برگرداند متوجه می‌شود از بدن شهید در خودروی سوخته جا مانده است. تکه از بدن شهید محسن حاجی بابا را در روستای مشکنار در نزدیکی منطقه ی بازی دراز ، یعنی شهادت شهید دفن می‌کنند تا یاد ایشان برای همیشه در کشور ماندنی شود.
روایت یکی از دوستان شهید : شهید « محسن حاجی بابا » در فرمانده بود و در گمنامی کشید و در گمنامی دل از دنیای وانفسا کند ؛ همانطور که از ی تک رقمی رشته ی گذر کرد و دل به لباس پاسداری دوخت.😔 نامش با مطلع الفجر و بازی دراز ، آذین شده بود. بلندای غیرتش از او نامی ساخت که هنوز فصل مشترک خاطره‌ بازی‌ های همرزمانش است. « حاجی بابا » ی سپاه غرب با همان اندام کوچک و ظریف ، قله های دست نیافتنی بود. او از جنس فاتحان است که جور تاریخ بر نامش سایه افکنده تا نسل های بعد از جنگ ، چیزی از او در گوشه ی ذهنشان به یادگار نداشته باشند.😭 اِرباً اِرباً شده بود.😭 شبیه به پیکر قطعه قطعه شده ی حضرت علی اکبر (ع) بود. تکه از بدنش در روستای « عظیمیه » در غرب به یادگار ماند و تکه ای دیگر میهمان قطعه ی ٢۶ بهشت زهرا (س) شد.😔 در شناسایی ، ی تانک مامور بود تا او را به آرزوی دیرینه اش که همانا تکه تکه شدن در راه اسلام بود برساند.😔
در دوران مقدس به همراه در حاضر بودند که یکی شد و دو نفر دیگر . ایشان 19# تیر سال 79 مرز ایران و عراق در شدند. 🍃🌷🍃 برون مرزی داشتند؛ یک سال قبل از سقوط صدام رابط عراق با بی سیم به ایشان پیام داده بود که برود آن طرف مرز ولی ایشان اطلاع نداشتند که او را و طعمه قرار داده‌اند.😔 🍃🌷🍃 و در واقع ایشان در بعثی‌ها افتاد. وقتی وارد خاک عراق شد، جمعی از نیروهای عراقی را می بیند که منتظرش هستند؛ متوجه موضوع می‌شود و به سرعت برمی‌گردد و خود را به درون می‌اندازد. 🍃🌷🍃 و عراقیها با موتوری می‌کنند که از ناحیه مورد اصابت قرار می‌گیرد و به می رسد و دو روز بعد #شهید را پیدا می کنند و برمی گردانند.😔 🍃🌷🍃
این از چند محور شروع شد. دشمن هیچ فکر نمی کرد بتوانند از این در هم پیچیده بالا بروند. جالب این بود که صخره ها طوری بود که حتی هم نمی توانستند ظرف مدتی که آنها رفتند بالا بروند. غیبی بودند و این امدادهای غیبی محسوس ، به روحیه می داد و حالت معنوی عملیات را به حدی بالا می برد که در سخت ترین شرایط ، به و خواندن دعای توسل مشغول بودند. نیروهای غیبی و امام زمان (عج )♡ در عملیات کاملاً محسوس بود. ایشان وقتی می‌ دید که دوستانش شدند به دوستش حسین خدابخش گفت دعا کن با ی توپ شهید بشویم. چون اگه در این دنیا بسوزیم می‌تونیم مطمئن بشیم که خداوند گناهانمان رو بخشیده است.
این از چند محور شروع شد. دشمن هیچ فکر نمی کرد بتوانند از این در هم پیچیده بالا بروند. جالب این بود که صخره ها طوری بود که حتی هم نمی توانستند ظرف مدتی که آنها رفتند بالا بروند. غیبی بودند و این امدادهای غیبی محسوس ، به روحیه می داد و حالت معنوی عملیات را به حدی بالا می برد که در سخت ترین شرایط ، به و خواندن دعای توسل مشغول بودند. نیروهای غیبی و امام زمان (عج )♡ در عملیات کاملاً محسوس بود. ایشان وقتی می‌ دید که دوستانش شدند به دوستش حسین خدابخش گفت دعا کن با ی توپ شهید بشویم. چون اگه در این دنیا بسوزیم می‌تونیم مطمئن بشیم که خداوند گناهانمان رو بخشیده است.
ی شهادت محسن حاجی بابا: در ی دوم شناسایی منطقه به همراه شوندی و بیابانی توسط دشمن دیده شدند و مورد هجوم قرار گرفتند. در نهایت با ی توپ ١٣۰ خودروی ما مورد اصابت قرار گرفت و پیکرشان در آتش سوخت. پیکرشهید را به تهران برگرداندند و در قطعه ی ٢۶ بهشت زهرا (س) دفن شد اما وقتی حسین خدابخش می‌خواست خودروی آتش گرفته را به عقب برگرداند متوجه می‌شود از بدن شهید در خودروی سوخته جا مانده است. تکه از بدن شهید محسن حاجی بابا را در روستای مشکنار در نزدیکی منطقه ی بازی دراز ، یعنی شهادت شهید دفن می‌کنند تا یاد ایشان برای همیشه در کشور ماندنی شود.
روایت یکی از دوستان شهید : شهید « محسن حاجی بابا » در فرمانده بود و در گمنامی کشید و در گمنامی دل از دنیای وانفسا کند ؛ همانطور که از ی تک رقمی رشته ی گذر کرد و دل به لباس پاسداری دوخت.😔 نامش با مطلع الفجر و بازی دراز ، آذین شده بود. بلندای غیرتش از او نامی ساخت که هنوز فصل مشترک خاطره‌ بازی‌ های همرزمانش است. « حاجی بابا » ی سپاه غرب با همان اندام کوچک و ظریف ، قله های دست نیافتنی بود. او از جنس فاتحان است که جور تاریخ بر نامش سایه افکنده تا نسل های بعد از جنگ ، چیزی از او در گوشه ی ذهنشان به یادگار نداشته باشند.😭 اِرباً اِرباً شده بود.😭 شبیه به پیکر قطعه قطعه شده ی حضرت علی اکبر (ع) بود. تکه از بدنش در روستای « عظیمیه » در غرب به یادگار ماند و تکه ای دیگر میهمان قطعه ی ٢۶ بهشت زهرا (س) شد.😔 در شناسایی ، ی تانک مامور بود تا او را به آرزوی دیرینه اش که همانا تکه تکه شدن در راه اسلام بود برساند.😔
و با یک دست پلید خود را به و ایشان آغشته می‌کند و این عالم متقی در بزرگوارش در کنار حسینی به الله می‌پیوندد.😭😭 🍃🌷🍃 مخبر پیش از این بار مورد قصد عوامل گروهک اسلامی منافقین قرار گرفته بود و هر بار به طور آسایی زنده مانده بود.😭 🍃🌷🍃 بود که این در به رسد که# مصادف با بزرگوارش باشد تا دیگر در همیشه تاریخ بر پا دارد.😭 🍃🌷🍃 سرانجام حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالکریم مخبر هم درتاریخ    ۱۳۶۰/۱۰/۲۵#  به دست به آرزویش که همانا در راه 🤍بود رسید. 🍃🌷🍃 #شهید : تهران ، بهشت زهرا سلام الله علیها،🌷 قطعه  ۲۴  🍃🌷🍃