🍃اسامی را با دقت از نظر میگذرانم. بی آنکه بخواهم چشمانم روی یک نام توقف میکند، محمد ساداترضوی! از آنجا که نامش حتی برایم آشنا نمیآمد با یار همیشگیام جستجو را در #فضای_مجازی آغاز کردیم...
🍃تمام سایت ها را زیر و رو کردم و دست آخر با اطلاعاتی اندک برگشتم سر خانه اول. رفیقم اما از من دست پُر تر برگشته بود! هرچیز که پیدا کرده بود را ریخت روی دایره من هم با او همراه شدم و قصه این پسر #رزمنده را با هم خواندیم...
🍃تقویم اول فروردین و دوم #محرمالحرام را نشان میداد. هوا با آنکه مطبوع و بهاری بود اما هنوز سرمای زمستان را به تن داشت. خانه حاج حسن شلوغ بود اقوام در رفت و آمد بودند تا قدم نو رسیده را تبریک بگویند. نوزاد پسری که آن روز در بهار چهل و هشت چراغ خانه را روشن کرد، محمدی بود که به قصد #سربازی اسلام آمده بود.
🍃رسالتی که به محض به پایان رساندنش رخت از این جهان بر بست، در پاییز شصت و هفت... محمد با زمانه هم قدم شد و به پاییز شصت و هفت رسید، به بیستمین بهار زندگیاش. به اینجا که رسید زمان متوقف شد!
🍃در پایگاه کاولان مهاب، زیر هجوم سنگین ضد #انقلاب ها. زمان درست همینجا متوقف شد، محمد هم ایستاد، در مقابل هجمه دشمن و سرانجامِ ایستادگیاش کلمه "شهید" بود که کنار نامش آرام گرفت.
سالگرد #شهادتت_مبارک♥️
✍نویسنده: #مهدیه_نادعلی
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_محمدسادات_رضوی
📅تاریخ تولد : ۱ فروردین ۱٣۴٨
📅تاریخ شهادت : ۱۵ مهر ۱٣۶٧
📅تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : پایگاه کاولان مهاب
🥀مزار شهید : بهشت زهرا
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
1.jpg
1.56M
فایل با کیفیت طرح جدید به مناسبت سالروز شهادت شهید محمد سادات رضوی🌺
@ammarabdi_ir
🍃جرعه های آب را با ذکر سلام بر مولایش حسین(ع) می نوشید تا آن جا که سنت حسنه ای میان فرزندانش گردید که حتی حال نیز این سنت خیر را به یاد مادر به جای می آورند.
🍃مادری که اینک برای ما #نسل_امروزی ها، سَنبُلیست از استقامت و دینداری. ستاره ای که سیر حیاتش زهراگونه بود و درخششِ شهر خاموش ما را پر فروغ ساخته است...
🍃نام این ستاره، #فروغ است... بانویی که زندگانیش #حماسه ها و مجاهدت ها درس میدهد. میدانی، فرق ندارد زن باشی یا مرد، کودک باشی یا جوان!
🍃لایق شهادت که باشی، می آید و تورا بر انداز میکند، بوی آشنایش را که شنید
تو را با دل و جانش میخرد، کاری ندارد که کجای میدان جهان ایستاده ای خواه خانه باشد یا آن سوی مرزها...
🍃مگر نه اینکه حدیث شهادت برای همه همین است، شیدای #مخلص را خوب میشناسد و این گونه میشود که زیرکانه بانوی پر فروغ قصه ی ما را میان آن هیاهو شناخت و به وقت لا اله الا الله گویان دلبرانه او را به آغوش خویش کشید. آری، چنین رقصی میانه میدانم آرزوست 💔
✍نویسنده: #زهرا_حسینی
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهیده_فروغ_راعی
📅تاریخ تولد : ۱٣۰۵
📅تاریخ شهادت : ۱۵ مهر ۱٣۶٧
📅تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : امل
🥀مزار شهید : امل
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
1.jpg
842.4K
فایل با کیفیت طرح جدید به مناسبت سالروز شهادت شهیده فروغ راعی🖤
@ammarabdi_ir
☆بسم رب الشهید☆
🍃درخت اگر ریشه اش استوار در خاک خفته باشد، محال است طوفانی لرزه بر اندامش اندازد!
🍃 #کودکی هم دوره ایست به ظاهر مملو از هیجان و بازیگوشی اما در بطن این دوره میشود ریشه ی درخت زندگی را محکم ساخت. همچون کاری که پدر و مادر #مهدی، در آن غفلت نکردند و از همان آغاز کودکی دست اورا به دست اهل بیت سپردند؛ بذر محبت را در #دل او کاشته و چشم هایش را به بندگیِ خدا بینا کردند...
🍃اصلا خیال میکنم، پدر و مادرش راه عاقبت بخیری را برای او هموار ساختند، فرزند نیز بوی #سعادت را از دامان آنها استشمام کرد و قدم در این راه گذاشت.
🍃زندگی نامه اش را که مرور میکردم، چشم هایم به شواهد #اخلاص و ایثارش خورد. همان اخلاصی که از آن جوان ۲۵ ساله الگویی برای همگان ساخته و ایثاری که سرآغاز شهادتش شده بود...
🍃لحظاتی قبل از #شهادت، به کمک رزمنده ای رفته بود که دشمن سنگر را نشانه گرفته و لحظاتی بعد بوی سیب همه جارا فرا میگیرد...
🍃درست است ندیده ام اما یقین دارم دم آخری، #مهدی_عرب سر بر پای #ارباب بی کفن گذاشت و دست برسینه زمزمه کرد «السلام علیک یا اباعبدلله»❤️
✍نویسنده : #اسماء_همت
🌺به مناسبت سالروز #تولد
#شهید_مهدی_عرب
📅تاریخ تولد : ۱۶ مهر ۱۳۳۵
📅تاریخ شهادت : ۵ خرداد ۱۳۶۰
📅تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : گلزار شهدای روستای محمد آباد
🕊محل شهادت : مریوان
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
1.jpg
2.29M
فایل با کیفیت طرح جدید به مناسبت سالروز تولد شهید مهدی عرب🌺
@ammarabdi_ir
🍃شب بود صدای خنده های #محمد گوش دنیا را کر کرده بود و هر دفعه بلند تر و بلند تر میخندید چون از سر و کول بابا #آیت بالا میرفت چون دردانه بابا آیت بود و هر کاری میکرد بابا با روی خندان و آغوشی گشاده از آن اسقبال میکرد😌
🍃بابا آیت هم چون فقط موقع بدنیا آمدن پیش محمد نبود لبخند میزد و مثل بچه ها همبازی محمد میشد. #جشن بود بساط خنده و شادی کسی چه میدانست فردا چه در انتظارشان است...
🍃صبح باز هم مثل همیشه آرام و گزیده قدم برمیداشت که نکند محمد بیدار شود و بیقراری کند برای با #پدر رفتن، در را آرام پشت سرش بست و نفسی با اطمینان خاطر کشید. این آخرین باری بود که بابا از گریه نکردن محمد اطمینان داشت. فردا پسفردا و هر روز بعد از آن روز محمد بیقرار تر برای بابایی که دیگر هیچ وقت به خانه بر نمیگردد😔
🍃در پاسگاه آرام ترین و #صبور ترین فرد شناخته میشد. به گونه ایی که شاکی هم از آرامش اون آرام میشد، گوش شنوای همه بود از کوچک تا بزرگ برایش فرقی نداشت کسی که در مقابل من است کیست و یا چه مقام و مناسبی دارد، همیشه در #سلام کردن از بقیه پیشی میگرفت.
🍃دلسوز همه بود همین هم باعث شد که آن روز با شنیدن صدای نحیف و رنجور پشت تلفن سریع خود را به آدرس مورد نظر برساند و ناجوانمردانه از میان ما برود. و حالا مایی که دنیایمان پر است از جوان مرد هایی که به جرم مجری قانون بودن #آسمانی میشوند💔
✍نویسنده: #فاطمه_زهرا_نقوی
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_آیت_الله_خانعلی_پور
📅تاریخ تولد : ۲۸ شهریور ۱۳۶۰
📅تاریخ شهادت : ۱۶ مهر ۱۳۹۳
📅تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : سیستان و بلوچستان
🥀مزار شهید : گلزار شهدای شهر رونیز
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی