eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
175 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
امام سجّاد عليه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ وَلايَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لَمِعَرَّتَهِ در شگفتم از كسى كه از غذا مى پرهيزد تا گـرفـتار زيان آن نشـود؛ ولى از گناه پرهيز نمى كند تا گرفتار ننگ و عار آن نگردد كشف الغمه ج 2 ص107 @hadithashk
آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته آسمون روشنه ، از جلوه‌ی خورشید چشاته آسمون تشنه‌ی نوره تشنه‌ی گوشه نگاته چه مبارکه وجودت چه گدا نوازه جودت خوش به حال پادشاهی که در خونه‌ت گداته هم ابامحمدی هم پسر علی به والله هر جا اسمت میاد اونجا پر عطر صلواته شما ذریه‌ی اون مادر سجاده نشینی دور و نزدیک و در و همسایه محتاج دعاته یه ستاره واسه‌ی شبای بی ستاره داری یه گل بهاری واسه روزای خزون باهاته موسای امتی و چشمای مردم به عصاته یا که نه نوحی و مهدی تو کشتی نجاته یعقوب امتی و یوسفتم تو مصر غیبت یا که نه مسیحی و مهدی و تو دم شفاته تلخی روزای غربت تو کم نیست ولی آقا یه پسر داری که آوردن اسمشم نباته به ابوهاشم جعفری توسلاتی دارم آخه دست ابوهاشم متوسل به عباته تو اگه کعبه باشی سرداب خونه‌ی تو‌مروه‌ست زیارت کردن تو سعیه ضریح تو صفاته شیرینی چاییای سقاخونه‌ت از شکر نیست عسل محبت شماس که توی چاییاته زیارتنامه‌تو که میخونم از دل میره غم‌هام طبیب سامره حلال تموم مشکلاته قبل کربلا همیشه اربعین سامرا میرم کربلا بهشته آره ولی سامرا صراطه اگه گریه میکنم گریه‌ی شوقه شاد شادم شادی دل من از شادی سُرَّ من رءاته  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من جان می‌دهم فقط و فقط پای سامرا زاده شدم به شوق تمنای سامرا دیگر نیازمند کسی نیستم که من هستم گدای دست تو آقای سامرا حال مرا برای خودت رو به راه کن حاذق ترین طبیب؛ مسیحای سامرا از لطف بی‌نهایت تو بی‌مقدمه پر زد دلم به گنبد زیبای سامرا حالا شدم برای حریمت کبوتری ای منتهای عشق خداوند `عسکری” ای دومین حسن که وجودت خدایی است صبر تو مرتضایی؛ دلت مجتبایی است صدها درود و تهنیت سبز بر دلی که آب و تاب عاشقی‌اش سامرایی است وقتی کبوتری به هوای تو می‌پرد دیگر کجا به فکر فرار و جدایی است هرکس که میرسد تو به او لطف می‌کنی فرقی نمی‌کند طرف اصلاً کجایی است با این حساب بر در این خانه آمدم بر دور شمع روی تو پروانه آمدم ای جلوه‌ی حقیقی هفت آسمان، حسن رفته شعاع نور تو تا لا مکان، حسن در زیر چتر سایه‌ی تو آرمیده‌ایم از پرتو جمال تو روشن جهان، حسن در مدح تو همیشه قلم کم می‌آورد قفل است در سرودن تو هر دهان، حسن می‌خوانمت به طرز زمان‌های کودکیم بابای مهربانِ  امام زمان ، حسن شغل همیشگیم در این خانه نوکری‌ست کار همیشگی شما بنده پروی‌ست حتی بهشت در به در آستان توست تنها نه آسمان که زمین هم از آن توست قطره اگر کنار تو باشد که قطره نیست زیرا که تحت مرحمت بی‌کران توست از پشت پرده مرحمتی کن سخن بگو گوشم در انتظار شنود بیان توست بین درندگان به نماز ایستاده‌ای این هم نشانه‌ای ز جلال نهان توست هر چند ظاهراً تو به مکه نرفته‌ای کعبه همیشه گرم طواف نشان توست روز ولادت تو زمان هم عهدی است بعد تو جانشین بلافصل مهدی است  محمدحسن بیات‌ لو لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دسته گل باغ حیدری آمده است دسته گل باغ حیدری آمده است احیاگر فقه جعفری آمده است در بین ملائکه خبر پیچیده میلاد امام عسکری آمده است خاکیم ولی از آسمان می گوییم از حال و هوای جمکران می گوییم میلاد امام عسکری را امروز تبریک به صاحب الزمان می گوییم بر مأذنه عشق اذان باید گفت با شور و نشاط و هیجان باید گفت میلاد امام عسکری را امروز تبریک به صاحب الزمان باید گفت یا حضرت عسکری فدای حرمت قربان عطا و فضل و جود و کرمت ای کاش شهید راه اسلام شویم سر را بگذاریم به پیش قدمت مهدی شریفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من گفتند از کرامت تو... مبتلا شدیم آدم شدیم با کرمت آشنا شدیم گفتند با کریم که دشوار نیست کار ای دومین امام حسن! ما گدا شدیم دولتسرای توست به ما خانه ی امید بعد از بقیع ، ریزه خور سامرا شدیم دیر آمدیم و دیر رسیدیم گرچه ما با سفره ای که پهن نمودید جا شدیم ما خانوادتا به شما دل سپرده ایم پس خاکبوس حضرت ابن رضا شدیم غربت کشیده ای و غریبی و بی کسی شیعه غریب مانده ، شبیه شما شدیم ساعات آخرت طلب آب کرده ای ما هم گریزخوان غم کربلا شدیم نیزه نخورده اید اگر زهر خورده اید آشفته حال کشته ی بر رمل ها شدیم از قوم و خویش تو به اسیری نرفته اند گریان وضع خواهر خون خدا شدیم هر غصه ای که بود کفن داشتی شما بیچاره ی تن وسط بوریا شدیم علیرضا وفایی خیال لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا عزیزالله خبری آمده که نوبت محشر شده باز خبری آمده که دوره غم سر شده باز خبر از معجزه سوره کوثر شده باز خبری آمده که فاطمه مادر شده باز روزی اهل زمین رحمت بسیار شده هادی فاطمه امروز پسردار شده ای گل حضرت هادی و حُدَیث عرض سلام ای امام بن امام بن امام بن امام ای که با یاد تو شد خانه دل ها آرام دوستی با تو حرام است به اولاد حرام عشق تو جان به همه مرده دلان می بخشد به گدای تو خدا کون و مکان می بخشد تو همان حضرت از عقل فراتر آقا عالم از مقدم تو گشته منور آقا حسن دوم زهرایی و حیدر آقا پدر منتقم آل پیمبر آقا فارغی از همگان و همگان پابندت منتقم پروری و مصلح کل فرزندت سامرای تو سراسر ، خود فردوس خداست سامرای تو نسیمش چه قَدَر روح افزاست سامرا قبله مقصود تمام فقراست کعبه و میکده و خانه امّید ماست باز هم دست تمنا سوی این در داریم ما هوای حرم سامره در سر داریم آسمان مثل زمین منتطر فرمانت برده هوش از همگان معجزه چشمانت بوسه بر خاک قدومت زده زندانبانت جان ما چیست مگر تا که شود قربانت پسر حیدری و حق به تو عزت داده دشمنت هم به بزرگیت شهادت داده من همیشه به دعای سحرت محتاجم سنگ گردیده دلم بر نظرت محتاجم شده آواره و بر بال و پرت محتاجم بی پناهم به ظهور پسرت محتاجم آمدم این شب عیدی بشوم خاک درت آمدم تا که رفیقم بکنی با پسرت ما سیاهیم و چو شب در طلب نور توایم تو سلیمانی و ما ریزه خور مور توایم ما کجا و تو کجا ؟ وصله ناجور توایم اربعین زائر شش گوشه به دستور توایم اربعین گفتم و شد مرغ دل از سینه جدا اربعین گفتم و کردم هوس کرببلا یاد آن دم که رسیدیم به دلدار بخیر یاد آن هروله با لشکر زوار بخیر یاد بین الحرمین و حرم یار بخیر یاد پابوسی ارباب و علمدار بخیر اربعین فارغِ از غصه دنیا بودیم اربعین همسفر زینب کبری بودیم محمد حسین رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
راه عشق یا علی گفتیم و راه عشق را پیموده ایم در پناه بیرق آل علی آسوده ایم سربه روی خاک پای آل زهرا سود ه ایم از همان بدو تولد سامرایی بوده ایم گر چه حق این سینه ها را کربلایی آفرید سائلان کربلا را سامرایی آفرید در غریبستان دنیا آشنای ما حسن کار ماها نوکری ، دنیا و عقبا با حسن بال پرواز قنوتم یا کریم ویا حسن سائلی از هرکسی باشد حرام الا حسن مجتبای دوم این خانواده الدخیل کار این سائل به لطف تو فتاده الدخیل بهترین انگیزه صوم صلات ابروی تو یک جهان دارد مسلمان پیچش گیسوی تو هرکه را اقبال باشد تا ببیند روی تو میکشد هو یاعلی هویا علی در کوی تو دل حسن دلبر حسن ساقی حسن ساغر حسن هو حسن احمد حسن زهرا حسن حیدر حسن میرسد ازخاک راهت معجزات نو به نو آسمان از رد پایت میکند اختر درو رخت غم دارد به تن کعبه اگر آهش شنو عاقبت قسمت نشد تا که بگردد دور تو میرسد با دیدنت انگشت حیرت بر دهان که خداوند افریده یک خدا در این جهان مدح تو با واژه ها غیر از خیالی خام نیست هر چه می ریزد به پیمانه به جز اوهام نیست مستی ما را به جز تصویر تو در جام نیست هرکسی جان داده با عشق شما ناکام نیست شان هرکس میشود پیدا زحال والدین مادرت انسیه الحورا پدر مرد حنین ریخت برهم طعم لبهای تو بازار عسل چشمهایت را گشودی آفریده شد غزل زلفهایت را شب یلدا شده ضرب المثل سجده بر محراب ابروی حسن خیر العمل هر دو عالم را بگردی گر پی می پروری نیست مثل باده انگورهای عسگری از فلک باید تماشا کرد خاک پای تو حق نشسته جای حق این جانشینی جای تو روز محشر محشری دیگر قد و بالای تو در قیامت هم شفاعت حق نوکرهای تو باری از عصیان به روی دوش آوردم کریم بارکج این بارآمد از صراط مستقیم مژه هایت صف کشیده تا کند غارتگری تیغ ابرو را کشیدی جان به لبها آوری با اشارات نظر داری تو فتح خیبری حیدری تو حیدر تو حیدری تو حیدری چشمهایت را بهشت جاودانی گفته اند زلف هایت را مسیر زندگانی گفته اند دامنت را گستراند ی آسمانها کشف شد زیر سایه سار پلکت کهکشانها کشف شد حد جودت تا عیان شد بی کرانها کشف شد تا که بشناسم شما را هفت خوانها کشف شد دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ای اشنا قدر تو مجهول مانده ای امام سامرا السلام ای صاحب صحن سرای بی کسی آشنای غربتی و آشنای بی کسی آن دردیوارها گشته ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خُفتیم به گهواره شب افتادیم از اسب نه از اصل، عجب افتادیم این است عذاب خواب غلفت آور از قافله انگار عقب افتادیم افسوس هی افسوس شهادت خوردیم هر روز فقط حرص سعادت خوردیم ای ننگ به این زندگی تکراری بدجور، بد از بازی عادت خوردیم شرّیم به اندیشه شرر باید زد یکبار به سر فکر خطر باید زد این نفس که ما را به زمین کوبیده ست از ریش نه از ریشه تبر باید زده۸ دیروز پر از شوق پریدن بودیم آن روح که در جسم دمیدن بودیم سرمست، سبکبال و سبک تن بودیم افسوس که نزدیکِ رسیدن بودیم ای کاش شبی به سیم آخر بزنیم در رقص، قفس شکسته و پر بزنیم برخیز زمین دایره ای از مین است ای کاش شبی دوباره معبر بزنیم اعزام و صفوف شب شکن یادت هست؟ از خونِ جوانان وطن یادت هست؟ از کوچه و پس کوچه ی این آبادی رفتند چو آهوی خُتن یادت هست؟ عیّارترینهای محل ها رفتند آن مرد ترین مرد عمل ها رفتند دیدی چه خرامان ز غبار اسپند مدهوش از آغوش و بغل ها رفتند رفتند عجب روی ادا را بردند انگار که از نای صدا را بردند خفتیم در آغوش عدم، حرف، ادا رفتند از این شهر خدا را بردند ای کاش زمان به آن زمان بر می گشت بر جسم مریض کوچه جان بر می گشت بابای شهیدی که از آبادی رفت با تک پسرش از آسمان بر می گشت ای کاش مرام شهدا برگردد از عرش امام شهدا برگردد ای کاش که آقای سفر کرده ی ما همراهِ تمام شهدا برگردد @hadithashk
آقای جهان باید از این همه تزویر و ریا برگردیم سمت آقای جهان از همه جا برگردیم فارغ از این همه درخواست که گفتیم بیا شاید او منتظر ماست بیا برگردیم بین هر کوچه دکان باز شد از نام تو حیف از تو هیچ آدرسی نیست، کجا برگردیم؟ رفته بودیم پی نفس و هوای گندم دارم امید که حلت به فنا برگردیم شوق آغوش تو داریم برای خودمان ما به دنبال فراریم، کجا برگردیم؟ تو بگو جمعه ،همین هفته ظهورت باشد منتظر باش همین جمعه که تا برگردیم بین هفتاد و سه مذهب ،همه سر در گم و گیج راه ما کج شده باید به شما برگردیم بی تو هر راه که رفتیم به ابلیس رسید باید از باطل خود سوی خدا برگردیم کاش یک روز صدامان بزنی در کوفه بعد، با هم به سوی کرب و بلا برگردیم گرچه در این غزل از وصل تو گفتیم ولی حال ما بی تو روال است چرا برگردیم گروه شعر هو الطرید لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای کاش بمیریم برای تو شبی هم مردن که برای تو علی جان قدغن نیست @hadithashk
غم رفت و زمان شور و شادی آمد حقا که عجب پاک نهادی آمد تا پیک خدا گفت که نامش حسن است خنده به لب حضرت هادی آمد @hadithashk
با اجازه عِیادت آمده ایم با اجازه عِیادت آمده ایم جمع همسایه های این کوچه با خود آورده اید بی بی جان خیر و برکت برای این کوچه خیر باشد بلا به دور چرا بنت موسی به بستر افتادی زیر گریه زدی به حال خراب تا که یاد برادر افتادی ختم قرآن گرفته ایم برات تاکه حال شما شود بهتر نذر ها کرده ایم بی بی جان پاشوی آخر از دل بستر چونکه طبع شما نمیگیرد بوی نان از محل بلند نشد از غم حال تو میان شهر هیچ جایی بِگو بِخند نشد ضعف کردی و روی تو زرد است باز شکر خدا که نیلی نیست اولین فاطمه تو هستی که صورت تو کبود سیلی نیست بکنی تا شما قدم رنجه شهر آذین شد و چراغانی کوچه هایش اگر چه غلغله بود بازهم رد شدی به آسانی گفته بودیم در ورودی شهر تا بخوانند مدح بابایت شاد بودیم ما به این نیت کم شود غصه ای ز غم هایت جمع باشد خیالتان درقم چشم ناپاک از شما دور است
عُشِّ آل محمد” ست این شهر 

قم به مهمان نوازی مشهوراست 

روضه خواندی برای ما بانو 

از 
اَذَلَ عَزیزُنا ” گفتی از زمانی که در اسیری رفت عمه در بین کوچه ها گفتی ...اینکه یک شهر دشمنش بودند شام با مردم فُرومایه سایه اش شد سر به نی آنکه سایه اش را ندیده همسایه گاه گفتی رضا و گاه حسین در نفس های آخرت بانو پهن شد با وصیتت آخر زیر خورشید بسترت بانو  محمد داوری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹