eitaa logo
راوینا | روایت مردم ایران 🇮🇷
2.6هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
253 ویدیو
3 فایل
🇮🇷 روایت مردم ایران از پیکرهٔ حوزه هنری انقلاب اسلامی 🖋 هنر خوب دیدن و خوب نوشتن وابسته به نویسندگان مردمی 🌱 خرمشهرهای پیش‌رو، آوینی‌ها می‌خواهد... ✉️ نظرات، انتقادات، پیشنهادات و ارسال روایت: ˹ @ravina_ad ˼
مشاهده در ایتا
دانلود
9.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیروت، ۶ اکتبر۲۰۲۴ بخش دوم روایت وحید یامین‌پور | لبنان
📌 بیروت، ۶ اکتبر ۲۰۲۴ بخش دوم اینجا، به فاصله کوتاهی از فرودگاه بین‌المللی بیروت، فضایی به وسعت نزدیک به هزار متر مربع، ویران شده است. دود سیاهی از لابلای ویرانه هنوز برمی‌خیزد. هنوز چیزهایی برای سوختن باقی مانده. خبرگزاری ها می‌گویند اینجا محل تامین کپسول‌های اکسیژن بوده، برای درمانگاه‌ها. بنی‌صهیون گفته‌اند ما انبار مهمات را هدف گرفته‌ایم. اگر چنین بود تا صدها متر چیزی باقی نمی‌ماند. اما فقط همان ساختمان ویران شده بود. راننده جوان با سرعت به خیابانی در مرکز ضاحیه می‌پیچد. می‌خواهم فیلم بگیرم. سرعتش زیاد است. ضاحیه خلوت است. من این خیابان را بارها در اوج شلوغی دیده‌ام. و حالا باور نمیکنم که تا این اندازه خالی و خلوت باشد. می‌پرسم: "مردم کجا رفته‌اند؟" - بعضی رفته اند به شمال، به طرابلس، بعضی ها در مدارس و مساجد و ناگهان با یک صدای مهیب همه به سمت عقب برمیگردیم... گویی هزاران تُن شیشه به ناگاه در اتاقی در بسته و خالی به زمین می‌خورند و تکه تکه می‌شوند. راننده با سرعت بیشتری می‌رود. همه جا را نگاه می‌کنیم و از هم میپرسیم کجا را زدند؟ بعد از چند ثانیه دود سفید و سیاهی از پشت ساختمانی بلند می‌شود. - از کجا زدند؟ من هواپیمایی ندیدم! - از روی دریا! تکنولوژی شیطانی واسطه‌ی نفس لوامه و اماره شده. آنکه شلیک می‌کند نمی‌بیند و نمی‌خواهد بداند که چه می‌کند. او به واسطه حائل شدن تکنیک، از هر ملامت و وجدانی رهاست. جنگ‌افزارها انسان را به نهایت توحش رسانده‌اند. وحید یامین‌پور @Yaminpour یک‌شنبه | ۱۵ مهر ۱۴۰۳ | ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
11.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 خبر آمد، خبری در راه است یکهو خبر رسید که نماز جمعه این هفته به امامت سید علی خامنه‌ای برگزار می‌شود. یکهو همه جمع کردند و راهی شدند. بدون هیچ آمادگی قبلی، دل به جاده زدند. ماشین ماشین اتوبوس اتوبوس پر شد، نه برای سفر تفریحی چند روزه که فقط برای چند دقیقه نماز خواندن، پشت سر ولی امر مسلمین جهان. موکب‌ها از عوارضی قم تهران دیده می‌شدند. یکی سوهان پخش می‌کرد، یکی چایی می‌داد و آن دیگری اسپند دود می‌کرد و وان یکاد می‌خواند. صف طولانی ماشین‌ها با پرچم لبنان و غزه و ایران، جاده خاکی و بی‌رنگ را رنگ می‌زد. مردم با چشم‌هایی که از امید برق می‌زد، به دوربین‌ها زل می‌زدند و علامت پیروزی را با انگشتان خود بالا می‌برندند. انگار که مژده شنیده باشند، نه خبر عزا. انگار که همه عزاهای تاریخ قرار است به وصال برسد. انگار که در برگ‌ریزان پاییز قرار است یکهو همه‌جا بوی بهار بپیچد. زهرا یعقوبی جمعه | ۱۳ مهر ۱۴۰۳ | مسیر ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
سید زنده است!عملیات فریب حزب روایت جواد موگویی | لبنان
راوینا | روایت مردم ایران 🇮🇷
سید زنده است!عملیات فریب حزب روایت جواد موگویی | لبنان
📌 سید زنده است! عملیات فریب حزب پرواز خالیست. ۲۲ نفر! ایرانی‌ها با یک خانواده لبنانی. فرودگاه بیروت خالی‌ست. یاد کابل افتادم، بوقت آمدن طالبان. در فرودگاه عطاالله مهاجرانی (وزیر ارشاد خاتمی) را دیدم! پرواز لندن. برق از سرم پرید! گفت: «باید صدای بمباران را شنید تا از فلسطین حرف زد.» - این روزها عجیب محبوب جماعت انقلابی هستید! با شما وحدت پیدا کرده‌اند. - خب من هنوز هم انقلابی‌ام. امروز مقاومت در اوج شکوه و وحدت است. آقای خامنه‌ای یعنی وحدت... بعد روایتی خواند که خدا دوستارانش را غرق مصیبت می‌کند تا پرورش یابند. از عشقش به حاج قاسم گفت و ایران. گفتم اختلاف‌های دهه ۷۰ تمام شده، کاش برگردید. با ذوق سری به افسوس تکان داد. دمش گرم، پیرمرد از آن لنگه دنیا آمده برای روایت فلسطین. سید مجید (تاجر) آمد دنبالمان. با لندکروز پر گاز می‌راند: «باید زیر ۱۱ دقیقه از فرودگاه بزنیم بیرون. بخاطر پهبادها. اینجا پراست از جاسوس! یا برای آمریکا یا اسراییل. ضاحیه خالی شده و مردم آواره. فقط نیروهای حزب در تونل‌ها هستند. دیشب قیامت بود. زمین مثل زلزله می‌لرزید.» با بغض می‌گوید: «سید زنده است. این عملیات فریب حزب هست!» هنوز نبود سید را باور نکردند. آمدیم نزدیک مرکز سیا در بیروت. امن‌ترین جای بیروت که هیچ، کل خاورمیانه! هتل رزو کرده. شبی ۸۰ دلار، سه نفری. دیگر از این ارزان‌تر نیست. اینجا همه اخبار صحت دارد و ندارد! ايضا سرنوشت شیخ هاشم صفى‌الدين... جواد موگویی جمعه | ۱۳ مهر ۱۴۰۳ | ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
📌 سید در جماران بعد از قضایای جنگ ۳۳ روزه، حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله را به همراه عماد مغنیه به جماران آورده بود. همین جا. سید حسن نصرالله به من گفت که در جنگ ۳۳ روزه تمام زندگی من بمباران شد و همه چیز من نابود شد، [از جمله] کتاب ها؛ و گفت فقط یک چیز مرا ناراحت کرد و آن اینکه یک تکه از عمامه امام که داشتم هم سوخت... سید حسن خمینی شنبه | ۱۴ مهر ۱۴۰۳ | ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
7.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 مدافع بچه‌های حرم صدایش می‌کنیم شیخ تقی. شیخ سال ۹۶ سه ماه در شرق حلب بوده: - پس مدافع حرم بودین؟ - نه بابا! مدافع حرم کجا بوده؟ اون‌جا خبری از جنگ نبود ولی خانواده‌های جنگ‌زده بچه‌های زیادی داشتن. روزی چند ساعت بچه‌ها رو برای بازی از پدر و مادرشون جدا می‌کردیم تا یه نفسی بکشن. الان هم آمده تا همان برنامه را در لبنان پیاده کند. می‌گوید: "بازی، یک زبان مشترک بین ملت‌هاست و بچه‌ها هم بهترین انتقال‌دهنده مفاهیم‌اند. کودکان نسلی‌ هستند که در آینده داستان کمک‌های ما را برای فرزندانشان تعریف می‌کنند." قبل از اذان ظهر، یک ساعت برای بچه‌های جهادی ایرانی و لبنانی جلسه توجیهی می‌گذارد تا توضیح دهد چه بازی‌هایی برای ۲۰-۳۰ کودک ساکن در مدرسه آوارگان رفیق حریری و الزاد طراحی کنند. آن‌قدر به حرف‌هایش اطمینان دارد که می‌تواند بچه‌های جهادی و مدافعان حرم عشق اسلحه و شهادت را بکشاند سمت این کارهای گوگولی‌مگولی. توضیح دیگری نمانده جز این‌که توی این حجم کار، توجه به کودکان و لبخندی که روی لبشان می‌نشانی، لیگ جدیدی از کار فرهنگی است که به عقل خیلی‌ها نمی‌رسد. محمدحسین عظیمی | راوی اعزامی راوینا @ravayat_nameh یک‌شنبه | ۱۵ مهر ۱۴۰۳ | ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
ایستاده در غبار - ۶ بخش اول روایت محسن حسن‌زاده | لبنان
📌 بیروت، ایستاده در غبار - ۶ بخش اول روز اول که دیدمش، ریش‌هایش بلند بود و امروز، -در حد بلامانع- کوتاهش کرده بود. صندلی‌ها را گذاشتیم زیر درخت‌ها که مثلا پهپادهای اسرائیل، نبینندمان و از رطب و یابس جهان حرف زدیم. ایرانی است؛ اما ده‌دوازده‌سالی است که لبنان زندگی می‌کند. این‌جا یک موسسه آموزشیِ اسلامی دارد و مدتی است که اتحادیه ایرانیان را برای کمک به هم‌وطن‌های گرفتارش راه انداخته؛ هرچند خیلی‌ها به جای کمک، جلویش ایستاده‌اند. دو سه ساعتی با هم گپ می‌زنیم و مصاحبه می‌کنیم. بعد هم غذای مانده از خدا می‌داند چند روز قبل را می‌زنیم بر بدن و می‌رویم مدرسه؛ مدرسه‌ی رفیق حریری. پیاده می‌رویم. جایی وسط راه، چند تا لبنانی با هم دعوایشان می‌شود و یکی‌شان کلتش را درمی‌آورد و یک تیرِ هوایی، حرام می‌کند‌. توی دنیای بدل‌های رونالدو و مسی، من اگر بخواهم بدلِ کسی باشم، بدل کسی نیستم جز: سقِ‌سیاه! (کسی خبری از سق‌سیاه دارد؟) همین دو سه روز قبل داشتم می‌گفتم معمولا وسطِ بحران‌ها، درونِ جوامع هم ناامن می‌شود؛ آدم‌ها به جان هم می‌افتند و به مال و جان هم رحم نمی‌کنند؛ اما فردای همین افاضات، جایی نزدیک مجمع سیدالشهدا، دو سه تا جوان لبنانی را دیدیم که به زحمت قلاب گرفتند و رفتند یک مغازه‌ی ویران‌شده را به قدرِ گنجایش زیر بغل‌هایشان، خالی کردند؛ یا دیروز پیرمردِ جنوبی می‌گفت اجاره خانه‌هایی که فوقش ۱۵۰ دلار در ماه بوده، حالا رسیده به هزار و ۵۰۰ دلارِ ناقابل. زکی دیروز می‌گفت احتکار هم کم نیست. می‌گفت توی روزهای کرونا هم محتکرها، با جان مردم بازی می‌کردند؛ می‌گفت سیدحسن توی یکی از سخنرانی‌هایش، گفته که این‌ها تاجرانِ غمِ مردم هستند. القصه؛ امروز هم که دو نفر روی هم کلت کشیدند! نزدیک بود وسط جنگ حق و باطل، سر نزاع شخصی دو تا جوان جاهل، جنت‌مکان شویم. بالاخره رسیدیم مدرسه. توی مدرسه، زندگی، یک جورِ خاصی جریان دارد. خانواده‌ها بساط قلیانشان را پهن کرده‌اند گوشه و کنارِ حیاط مدرسه و صدای بازی بچه‌ها تا خود مرز اسرائیل می‌رسد. حتی یک خانواده طوطی‌شان را با خودشان آورده بودند. دخترِ کوچک خانواده، پشت قفسِ پرنده، می‌درخشید. قابش را ثبت کردم. ادامه دارد... محسن حسن‌زاده | راوی اعزامی راوینا یک‌شنبه | ۱۵ مهر ۱۴۰۳ | ــــــــــــــــــــــــــــــ 🇮🇷 | روایت مردم ایران @ravina_ir ✉️ با ما همراه باشید و به دیگران معرفی کنید: 📎 بلــه | ایتــا | اینستا
8.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایستاده در غبار - ۶ بخش دوم روایت محسن حسن‌زاده | لبنان