eitaa logo
دغدغه‌های حوزوی
456 دنبال‌کننده
149 عکس
47 ویدیو
24 فایل
آئينه‌ای براى انعكاس مهمترين اخبار، دیدگاه‌ها، نقدها و تحليل‌هاى چالشی عرصه دين، فرهنگ، اجتماع، روحانيت و حوزه‌های علمیه... http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0 شناسه: @daghdagheha ادمین @a_r_moayedi
مشاهده در ایتا
دانلود
📜یک سوزن به خود، یک جوال‌دوز به دیگران/ سخنی درباره همایش نقد تصوف در قم 🔻مهدی مسائلی در کانال تلگرامی خود نوشت: 🔹پنجشنبه این هفته در قم همایشی با عنوان «تصوف؛ شاخصه ها و نقدها» توسط دفتر تبلیغات اسلامی برگزار می‌شود. این همایش تاکنون حواشی بسیاری به دنبال داشته است و پیش از برگزاری‌ مباحثات و مجادلات فراوانی بر سر آن صورت گرفته است. نکاتی نیز دراین‌باره به ذهن بنده می‌رسد که در ادامه بیان می‌کنم. البته پیش از بیان هر مطلبی باید متذکر شوم که بنده هیچ ارتباطی با تصوف نداشته، بلکه انتقادهایی به آن نیز دارم. 🔹۱. کسانی که در چنین همایش‌هایی برای نفوذ تصوف در جامعه شیعه بی‌تابی کرده و آن را مذمت می‌کنند، برای نفوذ تصوف در میان اهل سنت تلاش کرده و آن را تحسین می‌کنند. زیرا تصوف، اهل‌سنت را از افتادن به دام وهابیت بازداشته و آنها را به شیعه نزدیک می کند. حقیقت این‌که ارتباط ولایی موجود در اندیشه تصوف مباحث شفاعت، توسل، زیارت و بسیاری از رفتارهای شیعیان را توجیه‌پذیر می‌کند و حتی صوفیان اهل‌سنت را به ائمه شیعه(ع) متصل می‌کند. (صوفیان اهل‌سنت سلسله اولیای خود با واسطه‌ ائمه شیعه (ع) به پیامبر متصل می‌کنند) 🔹افزون بر این، تصوف هرچند در میان شیعه نفوذ و گستردگی زیادی ندارد و علمای مذهبی آن را مذمت می‌کنند، ولی در میان اهل‌سنت گستردگی آن فراوان است و بسیاری از علمای بزرگ اهل‌سنت تحت تأثیر آن بوده‌ و هستند. 🔹۲. «عیبِ می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو» از مطلب قبل به این نکته می‌رسیم که ای کاش در این همایش‌ها واقعاً به نقد همه ابعاد تصوف می‌پرداختند و محاسن و معایب تصوف در کنارهم مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گرفت. ای کاش بیان می‌شد که تصوف ایده‌آل در جهان اسلام باید چگونه‌ باشد. کسانی که چنین همایش‌هایی را صورت می‌دهند درصدد حذف تصوف هستند نه اصلاح و هدایت آن. 🔹متأسفانه رویه انتقادی دست‌اندرکاران این همایش‌ نشان می‌دهد که آنها عنوان تصوف را به صورت کلی دشمن می انگارند و کاری ندارند که بعضی از فرق تصوف از انحرافات دیگر فرقه‌های بری بوده و می‌توانند دین‌داری قابل قبولی را در جامعه داشته باشند. البته همان‌گونه که گذشت این افراد در موضع‌گیری درباره تصوف دچار یک پارادوکس رفتاری در جهان اسلام هستند. 🔹3. ایجاد فضای دو قطبی میان علمای شیعه و صوفیان نه تنها جلوی نفوذ تصوف فرقه‌ای را نمی‌گیرد، بلکه با برانگیختن تعصاب و لجاجت‌ها، افرادِ تحت تأثیر تصوف را به سمت فرقه‌ای شدن و جداسازی بیشتر از جامعه شیعه سوق می‌دهد. 🔹4. آنچه معمولا درباره انحرافات تصوف فرقه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد در جامعه شیعه نیز به صورت‌های دیگری وجود دارد بلکه هر روز درحال گسترش بیشتر است. با این تفاوت که نگاه مذهبی مانع موضع‌گیری در مقابل آنهاست. 🔹مثلاً اگر صوفیان با ذکر خداوند به شور رسیده و حرکات موزون و رقص سماع دارند، بعضی از شیعیان نیز با ذکر امام حسین(ع) به شور رسیده و رفتارهای‌شان بسیار شبیه رقص سماع صوفیان است. آنها نیز دقیقا حلقه‌وار روبروی هم می‌نشینند و دقیقاً همان فرایندی که صوفیان برای رسیدن به شور الهی دنبال می‌کنند، برای رسیدن به شور حسینی طی می‌کنند. 🔹اگر ذکرِ خداوند به صوفیان این قدرت و جسارت را می‌دهد که کارهای خارق‌العاده انجام دهند و مثلاً نیزه و اجسام برنده در تن فرو کرده و با آتش بازی کنند، ذکر امام حسین(ع) نیز به بعضی از شیعیان این قدرت و جسارت را می‌دهد که قمه‌ بر سر بکوبند، تیغ بر پشت زنند و در آتش بدوند. 🔹اگر صوفیان از مسجد اعراض کرده و مکان‌های متفاوتی با عنوان خانقاه برای ذکر برپا کنند، شیعیان نیز مکان‌هایی با عنوان حسینیه‌، فاطمیه‌، مهدیه‌، زینبیه‌ و... به پا کرده‌اند. اگر قطب‌ها و سرذاکر‌های صوفیان جای علما گرفته‌اند و آنها را عالم گریز کرده اند، مداحان نیز مُراد بعضی از جوانان شیعه شده‌اند وحتی به جای علما در جایگاه حکم و فتوا نشسته‌اند. به‌‌گونه‌ای که بعضی از جوانان به جز نصایح مداح به هیچ وجه زیر بار هیچ حکم و فتوایی دیگری نمی‌روند. 🔹اگر در میان صوفیان باطن گرایی بر تقیّد به ظواهر شریعت برتری می‌یابد و گناهان پیروان به آسانی بخشیده می‌شود، همین وضع در میان بعضی از جامعه هیأتی نیز وجود دارد. به هرحال به نظر می رسد علمای قم باید در کنار همایش‌هایی که برای افراط‌گرایی در میان اهل‌سنت، صوفیه و سایر فرق اسلامی برپا می‌کنند، همایشی نیز برای افراط‌گرایی‌های موجود در شیعه برپا کنند و در کنار جوال‌دوزی که به دیگران می‌زنند سوزنی نیز به خود بزنند. @saraeer
💠سکولاریسم مردود است اما در باره توانایی فقه برای اداره جامعه و رفع مشکلات غلو نکنید(بخش اول) 🖋مهدی نصیری ⬅️ظرف هفته های اخیر بحث های زیادی بین صاحب نظران در مورد حوزه و سکولاریسم مطرح شد. آنچه مسلم است قول به جدایی دین و حوزه های دینی از سیاست، بر خلاف مسلّمات و الفبای دین و شریعت است و بدون شک همه انبیای الهی تحقق اهداف والای معنوی و اخلاقی و عدالت خواهی و ایجاد قسط را از رهگذر تحقق حکومت الهی دنبال می کرده اند و هیچ حکومت نامشروعی را ـ جز از باب تقیه ـ تایید نمی کردند. اما این همه ی ماجرا نیست و در این میان نکات دیگری مطرح است که باید در این بحث بدانها هم توجه کرد: 🔻 1. بر اساس مبانی تشیع، قوام دین و ارائه و اقامه دین در حد مطلوب و رضایت بخش منحصر به امام معصوم است، آن هم مشروط بر مبسوط الید بودن او. اگر معصوم حاضر ولی مبسوط الید نباشد و یا در پرده غیبت برود، خیمه تشریع و هدایت و جامعه سازی و حکومت دینی با انکسار و خلل های بسیار جدی مواجه خواهد شد و هیچ عامل دیگری نمی تواند چنین انکسار و خللی را به نحو کامل و مطلوب پر کند. 🔻2. مراجعه به فقها در عصر غیبت، سفارش اهل بیت علیهم السلام و عمل به فتاوای فقهای جامع الشرایط تکلیف است و رد بر آنها مانند رد بر حجت معصوم خداوند و رد بر خود خداوند است اما روشن و واضح است که این امر از باب ضرورت و اضطرار است و در مثل مانند تیمم به جای وضو در زمان فقدان آب است. 🔻3. مرجعیت و فقاهت در عصر غیبت نمی تواند خلا حضور و حاکمیت معصوم علیه السلام را پر کند و جامعه را به زلال معارف و احکام الهی و عدالت مطلوب انبیای الهی برساند. مرجعیت و فقاهت گر چه تنها گزینه مومنان برای رستگاری و عمل بر اساس موازین دینی ـ در حد وسع و توان فقه و فقیهان ـ د ر عصر غیبت است و فقه و فقها موظف به تشکیل حکومت در صورت امکان و فراهم بودن زمینه های آن و جامعه سازی دینی در حد توان اند و این وسع و توان در روزگار کنونی می تواند نتیجه بسیار مهم و سازنده ای داشته باشد، اما این باور که با فقه مبتنی بر اختلافات فراوان و ظنون بی شمار ـ البته معتبر و مجزی از تکلیف ـ می توان جامعه و نظامی تراز دینِ نفس الامری و احکام الله واقعی ساخت، بر خلاف مبانی قران و اهل بیت علیهم السلام و واقعیت های فقه موجود است. 🔻4. فقه موجود، علاوه بر مصیبت غیبت حجت معصوم خداوند، با پدیده ای دیگر به نام سیطره مدرنیته و تمدن جدید غرب مواجه است که مانعی بسیار اساسی در تحقق مطلوب بسیاری از احکام الله و ارزشهای دینی است و فقه و شریعت را با شوره زاری تمدنی مواجه کرده است که اصلاح آن اغلب جز با حذف و نسخ این تمدن امکان پذیر نیست و این البته از عهده فقه و حوزه ساخته نیست و اساسا دیدگاه مشهور در حوزه، تایید و امضای بخش های زیادی از این تمدن است و در یک نگاه ساده و بسیط، مانعیتی برای آن نمی بیند و تحولات سترگ موضوعی و ساختاریِ حاصل از مدرنیته را صرفا محصول یک تحول کمّی و تکاملی می بیند و ظاهرا تا مدرنیته همه عرصه های ذهنی و عینی را کاملا فتح نکند، حرکتی جدی و فراگیر را در حوزه برای فهم مستحدثه ای به نام مدرنیته ـ به وسعت تاثیرگذاری بر همه جهان و همه ابعاد زندگی، که هزاران موضوع جدید را به دنبال خود داشته است ـ بر نمی انگیزد... http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠سکولاریسم مردود است اما درباره توانایی فقه برای اداره جامعه نباید غلو کرد!(بخش دوم) 🖋مهدی نصیری 🔻ندیدن این مانع و مستحدثه بزرگ توسط فقه و حوزه اولا خود از مصادیق نوعی سکولاریسم است که سکولاریسم ستیزان انقلابی و حوزوی اغلب بدان التفات ندارند و بر تمدنی مبناء و بناء سکولار مهر تایید ـ جز در ابعاد اخلاقی و فرهنگی آن که تعارضش با فقه و دین آشکار است ـ می زنند و ثانیا من حیث لایحتسب چنان ناکامی هایی را برای فقه و حوزه در تحقق آرمانهای دینی رقم خواهد زد که در آینده ای نه چندان دور همه خوش باوران را از خواب جزمیِ آرمان گرایی فارغ از واقعیات و تنگناهای موجود در عصر سیطره مدرنیته بیدار خواهد کرد. 🔻حوزه و فقهی که کمترین تحلیلی از نقدینگی در اقتصاد امروز و پول اعتباری و تورم ناشی از آنها ـ و این که همین پول اعتباری که موضوع مستحدثی در برابر نقدین (طلا و نقره) و پول واقعی بوده است ـ ندارد و توجه ندارد که دولت های مدرن (و در راس همه دولت آمریکا با دلار خود) بیشترین دستبردها را به اموال و دارایی های مردم جهان با پدیده مدرنی به نام خلق پول می زنند و دولت جمهوری اسلامی هم ید طولایی در این تکنیک اقتصادی مدرن دارد و سی هزار میلیارد تومان به سرقت رفته و یا گم شده در صندوق های اعتباری و بانکهای خصوصی را برای جلوگیری از بحران، با خلق پول توسط بانک مرکزی جبران می کند و غول نقدینگی را فربه تر می کند تا زنجیر پاره کند و فاتحه ارزش پول ملی را ظرف چند هفته بخواند، چگونه این همه شعار سکولاریسم ستیزی می دهد؟ وضع روانی بسیاری از انسانها بیانگر این است که اگر از رفتار شما ناراحت باشند، سعی می کنند با همان چیزهایی که شما مخالفید، همدردی بیشتری کنند و لذا خوف آن وجود دارد که سکولاریسم ستیزی سطحی و شعاری ما با این مدیریت فشل اقتصادی منجر به محبوبیت بیشتر سکولاریسم در جامعه شود. 🔻5. تصوری غلو آمیز از توانایی های فقه و حوزه در حل مشکلات و مسائل کشور، نه به نفع فقه و حوزه است و نه به نفع نظام. باید واقع بین بود. از اشکالات فقه و اسلام شناسی موجود، اهتمام به برش هایی از دین و ندیدن برخی دیگر از برش هاست. ما پیوسته در تمام این سالیان از عدالت و سرسختی و سازش ناپذیری امیرالمؤمنین علیه السلام گفته ایم و درست هم بوده است و چون افتخاری برتارک آن عدالت مجسم و مذهب تشیع می درخشد اما همه سیره آن امام همام این نبوده است. این سترگ مرد عرصه عدالت و سیاست، سیره ای از واقع بینی و خاضع شدن در برابر واقعیت های تلخ نیز دارد. 🔻تاکنون کمتر به مردم گفته ایم که علی علیه السلام وقتی حکومت را در دست گرفت در برابر 26 بدعت اساسی و بزرگ که میراث خلفای پیشین بود و مبارزه با آنها موجب از هم گسیختگی انسجام اجتماعی و ملی و سیاسی می شد، مماشات کرد و از اصلاح آنها چشم پوشید و از جمله این موارد بازنگرداندن بخشی از قطایع و اموال و املاکی بود که اغلب توسط خلیفه سوم به این و آن به ناحق داده شده بود در حالی که حضرت قبلا سوگند یاد کرده بود که اگر به کابین زنانشان رفته باشد باز خواهم گرداند. (البته در این زمینه بیش از اندازه به این سیره عمل کرده ایم! در حالی که در زمانه ما برای حفظ انسجام و اعتماد اجتماعی باید اغلب عکس این عمل کرد و دست نظام مانند دست امیرالمؤمنین جز در مواردی که فلان مسئولی که اعلام می کند که اگر سراغ فلانی بروید اعلام جنگ می کنم، بسته نیست). http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠سکولاریسم مردود است اما درباره توانایی فقه برای اداره جامعه نباید غلو کرد(بخش سوم) 🖋مهدی نصیری ⬅️در هر صورت این که تصور کنیم راه حل بسیاری از مشکلات امروز کشور در دست فقه و حوزه است و نظام و جامعه منتظر درسهای خارج فقه حوزه است تا خروجی آنها موجب حل این مشکلات شود، تا حد زیادی از واقعیت بیگانه است. بسیاری از مشکلات کنونی ناشی از ضعف مدیریت و بسیاری دیگر ناشی از ساختارهای مدرن اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است که حوزه و فقه کار زیادی نمی توانند در باره آنها انجام دهند و اتفاقا بخشی از راه حل های آنها ممکن است در عرف موجود حکمرانی در جهان و تجربیات موجود در دنیا باشد که باید حوزه راه استفاده از چنین عرفی را به نحو احکام اولی و یا ثانوی و مهمتر از همه فقه مصلحت برای نظام و جامعه باز کند و بی جهت در موارد ناتوانایی ها و تزاحم اهم و مهم مته بر خشخاش نگذارد. 🔻6. حوزه انقلابی به جای ورود به مباحثی سروصدا برانگیز و کم فایده و گاه ذهنی محض، می تواند با ایستادن بر سر مسلّمات فقهی و دینی و انقلابی (فارغ از تعدد و تکثر فتاوا) و مطالبه آن از نظام و دستگاهها بیشترین نقش را در تقویت جمهوری اسلامی داشته باشد. پدیده فسادهای مالی و اقتصادی موجود در کشور و انواع رانت خواری ها و فسادهای گسترده اداری، بیش از هر شبهه فلسفی و فقهی و سیاسی و فرهنگی برای نظام و حکومت روحانیت ویرانگر و مشروعیت زداست و فقه و حوزه اگر در این زمینه ورود لازم و کافی را نکند، باید مطمئن باشد که دو جریان موجود سیاست گریز در حوزه ـ که البته دراقلیتند ـ شامل جریان سنتی قائل به عدم جواز تشکیل حکومت در عصر غیبت و نیز جریان مدرن قائل به محوریت عرف و دموکراسی در حکومت، عرصه را بر انقلابیون سکولاریسم ستیز تنگ خواهند کرد که نتیجه آن تضعیف نظام خواهد بود. پس مبارزه با فساد یاد شده وظیفه معجّل حوزه انقلابی و فقه غیر سکولار است. ♦️خاتمه: حوزه و فقه مبتنی بر منجزیت و معذریت و فاصله دار از بسیاری از احکام واقعی خداوند در فراتر از مسلمات دین و مذهب، باید سودای تحقق جامعه ای تراز دین که رضایت عمومی را در حدی بالا جلب کند و آرمانها را در سطحی عالی محقق کند، که نه وظیفه حوزه است و نه مقدور حوزه و جمهوری اسلامی، برای صاحب اصلی شریعت و مفسر حقیقی آن و فصل الخطاب دین ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ بگذارد که ان شاء الله با ظهور قریبش محقق خواهد شد. و الله العالم. -به نقل از کانال نویسنده http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠سرفصل سوالاتی که در عرصه بین الملل درباره اسلام سوال می شود: 1. اسلام و تروریسم 2. اسلام و حقوق بشر 3. اسلام، زن و حقوق زن 4. اسلام و تفکیک های جنسیتی 5. اسلام و سبک زندگی 6. اسلام و تعلیم و تربیت فطری 7. اسلام و حقوق کودک 8. اسلام و حقوق حیوانات و طبیعت 9. اسلام و اعجاز علوم 10. اسلام و حمایت های اجتماعی از مستضعفان مساکین و ایتام 11. اسلام و ساختار بی نقص امر به معروف و نهی از منکر به عنوان نظام اصلاح اجتماعی 12. اسلام و مسایل پزشکی و روانشناختی 13. اسلام و توجه به سعادت 14. روحانی بشر بر خلاف همه ساختارهای موجود علاوه بر توجه آن به جسم یا ماده 15. اسلام و سیاست های جزایی 16. اسلام و آموزش و پرورش 17. اسلام و پرداخت زکات به عنوان نظام رفع موانع اقتصادی مردمی 18. اسلام و تکیه بر مردم به جای ایجاد ساختارهای پیچیده اداری 19. اسلام و ادیان دیگر ناسخ یا مکمل 20. اسلام و حقوق مردم در برابر حاکمیت 21. اسلام و هنر 22. اسلام و توجه به علم آموزی 23. هنر در اسلام 24. جایگاه خانواده در اسلام 25. معماری اسلامی و تأثیر آن در سبک زندگی 26. اسلام و آسیب های اجتماعی 27. تربیت فرزندان در اسلام 28. اسلام و آزادی 29. اسلام و داستان های پیامبران 30. مکتب اقتصادی اسلام 31. رحمانیت و مهربانی در اسلام 32. ویژگی های یک حکومت از منظر اسلام 33. جایگاه موسیقی در اسلام 34. اسلام و شیوه های تبلیغی 35. شادی و نشاط در اسلام 36. حقوق متقابل حکومت و مردم 37. روابط دختر و پسر در اسلام 38. اسلام و شیوه های تبلیغی 39. لیبرالیسم 40. حقوق متقابل حکومت و مردم 41. اسلام و همزیستی مسالمت آمیز 42. اسلام و خشونت خانگی 43. جایگاه صله رحم در اسلام 44. روابط جنسی در اسلام 45. نقش خانواده در اسلام 46. راه های کمال در اسلام 47. ادیان در اسلام 48. عبادت در اسلام 49. اسلام و جادوگری 50. راه های کمال در اسلام 51. معاد در اسلام 52. اسلام و مدرنیته 53. اسلام و جهانی سازی 54. اسلام و طبیعت 55. تربیت اسلام نه مدیریت غربی 56. راه های رسیدن به آرامش در اسلام 57. شادی و نشاط در اسلام 58. تغذیه در نگاه اسلامی (مشروب. گوشت خوک و ..) 59. اسلام و عقل گرایی 60. اسلام و اومانیسم 61. اسلام و سرمایه داری 62. اسلام و سوسیالیسم 63. اسلام و رسانه 64. اسلام و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی انسان 65. اسلام و تکنولوژی 66. اسلام و ژنتیک 67. اسلام و علم ژنتیک 68. توسعه و پیشرفت از منظر اسلام 69. برتری انسان ها نسبت به یکدیگر از منظر اسلام 70. اسلام ناب و اسلام انحرافی (تکفیری) 71. اسلام و آخر الزمان 72. اسلام و حضرت محمد 73. نهج البلاغه در اسلام 74. اسلام ناب، طالبان وهابیت سلفی گری داعش و القاعده 75. اسلام و سقط جنین 76. اسلام تغییر جنسیت و همجنس بازی 77. اسلام و عصمت انبیای الهی 78. اسلام و پایان جهان 79. فتوا و اسلام 80. مالکیت در اسلام 81. اسلام و پوشش و حجاب 82. اندیشمندان اسلامی 83. عرفان در اسلام 84. اسلام و چند همسری 85. اسلام و سن قانونی 86. انسان شناسی 87. قرائت های مختلف از دین 88. قلمرو دین // بحث درباره آخرت/دنیا/ یا آخرت و دنیا 89. سکولاریسم 90. پلورالیسم -به نقل از بنیاد اسلامی الرسول http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠روحانیت؛ نیازمند بازتعریف هویت! 🖋محمد وکیلی ⬅️نوع تعامل روحانیت با محیط پیرامون خود در تمام عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی طی چند سال اخیر، دچار تغییرات اساسی شده است. از طرفی جایگاه روحانیت به عنوان گروه مرجع، مورد خدشه قرار گرفته و گزارشهایی از تنزل قابل توجه جایگاه روحانیت در سلسه گروه های مرجع منتشر شده، از لحاظ اقتصادی برنامه های توسعه ای حوزه های علمیه بیش از آنکه متکی به حمایتهای مردمی باشد به بودجه های دولتی وابسته گشته و از لحاظ سیاسی نشانه هایی از تنزل اعتبارش مشهود است. ◀️این تغییر، موجب بروز واکنشهایی شده که قبل از این سابقه نداشته است. واکنشهایی که در درجات مختلف از طرف طیف های مختلفی صورت می گیرد: شبکه های به اصطلاح آن‌ور آبی برنامه های متنوعی برای بررسی نظام، نقش و کارکرد روحانیت ترتیب می دهند. نشست های مختلف و متنوعی در مورد روحانیت در مراکز علمی مختلف برگزار می شود و پژوهشها و پایان نامه های متعددی اخیرا به این سو سوق داده شده است. این نهاد توسط شخصیتهای مختلفی از رحیم پور تا جلایی پور مورد نقد و کنکاش قرار می گیرد. و نیز از طرف بدنه عمومی اجتماع که به برکت فضای مجازی و شبکه های اجتماعی امکان ایفای نقش فعال یافته اند، مورد اظهار نظر، نقد و ارزیابی قرار می گیرد. تعرض های خیابانی که طی چند سال گذشته افزایش چشمگیری داشته و چندین روحانی مورد تعرض، خشونت خیابانی، ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی نیز کشته شده اند. این چنین مواردی نشان از آن دارد که نوع تعامل روحانیت با جامعه دچار تغییری اساسی شده و به شکل بی سابقه ای اوبژه جریانها و تفکرات مختلف واقع شده است. این چنین تغییری با توجه به گستردگی و عمیق بودنش از لحاظ جامعه شناسی نیازمند تبیین و تحلیل است. ◀️بر همین اساس به نظر می رسد که روحانیت جهت بازیابی تعامل خود با جامعه پیرامونی، نیازمند بازتعریف هویت خویش است، بازتعریفی که حداقل باید سه محور را شامل شود: 🔸تعریف سازمان و نهاد روحانیت و جایگاه روحانیون در این سازمان؛ امروزه این نهاد به حدی از پیچیدگی و متداخل رسیده است که بر اساس نگرش ها و مبانی سابق، امکان درک و تحلیل آن وجود ندارد(کتاب شکل‌گیری سازمان روحانیت شیعه نوشته محمدعلی اخلاقی) 🔸کارکرد و نقش روحانیت: هرچند به کاركرد و نقش روحانیت(به معناي شغل، وظيفه، هدف و...) پرداخته شده اما آن چه مراد است و کمتر بدان پرداخته شده عمل و وظيفه اجتماعي سازمان روحانيت شيعه است. 🔸اشکال و شیوه های ایفای نقش: طی سالهای گذشته ورود مولفه های جدیدی که بدان اشاره خواهد شد، موجب تغییر نقش و وظیفه اجتماعی روحانیت شده است، اما همچنان شیوه ایفای نقش روحانیت در شکل و قالب سنتی خود باقی مانده و توجهی به تنوع اَشکال حضور خود ننموده است. ⬅️در این بازتعریف واقعیتهایی نیز باید مورد توجه قرار گیرد: 🔸1. این بازتعریف نمی تواند در خلا یا در محیط درون روحانیت مشخص گردد، بلکه باید در تعامل با جامعه اتفاق بیافتد، حداقل دو محور از این محورهای سه گانه (کارکرد و شیوه های ایفای نقش) نمی تواند بودن در نظر گرفتن اجتماعی که روحانیت در آن حضور دارد، تعریف و تبیین گردد. 🔸2. به این مسئله توجه نمود که دنیای مدرن ویژگی ها مشخصه هایی دارد که اگر جایگاه، نقش و شیوه عمل بدون توجه به این فضا ترسیم گردد، امکان عمل و کنشگری فراهم نخواهد شد. مهمترین مشخصه و وجه تمایز جهان کنونی با جهان سنت را به تعبییر امیل دورکیم(جامعه شناس فرانسوی)باید در تنوع، تکثر و تفاوت دنیای مدرن و تشابه و یک دستی جهان سنت باید جست. 🔸3. روحانیت باید متوجه باشد که در دنیای جدید رسانه، ابزاری جانبی و عارضی نیست و بدون توجه با نقش و جایگاه رسانه ها روحانیت نمی تواند به ایفای نقش بپردازد. توجه به محوریت رسانه در دنیای مدرن که در نظریه بازنمایی استوارت ها(نظریه پرداز فرهنگی) بر آن تأکید می شود شرط اولیه ایفای نقش و بازیگری است. 🔸4. روحانیت بر خلاف فضای سنت که فاقد رسانه عام و فراگیر بود، هر روز به مدد فضای رسانه ای، صدها رقیب جدی می یابد. چنین فضای رقابتی، از اقتضاعات دیگر دنیای امروز است. این تنوع و تکثر رقیب به حدی است که با توجه به گسترش دین و معنویت فردمحور و خویش‌محور است، هر فردی، خود رقیبی برای روحانیت می تواند باشد. در چنین فضایی هرگونه کنشگری روحانیت بدون توجه به این حجم از تنوع و تعدد رقیب، نتیجه ای جز طرد و انزوا برای روحانیت به بار نخواهد آورد. -به نقل از http://mobahesat.ir http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠آشنایی با تعدادی از دانشگاه ها و مراکز علمی غربی در حوزه ⬅️برخی از مهم ترین دانشگاه ها و مراکز علمی جهان غرب که دارای کرسی تخصصی شیعه شناسی هستند و یا دروس مربوط به تشیع، از جایگاه و اهمیت خاصی در آنها برخوردارند: ♦️1. دانشگاه عبری اورشلیم (بیت المقدس/ رژیم اشغالگر قدس) www.ol.huji.ac.il ⬅️دانشگاه عبری اورشلیم دارای کرسی تخصصی شیعه شناسی است. از جمله کتابهای منتشر شده این دانشگاه: «تشیع(ساختار سنتی دنیای اسلام)» ، «اندیشمند مسلمان مؤثر سده های میانه: ابن طاووس و کتابخانه اش» ، «کلام و فقه در شیعه امامیه» به قلم «اتان کولبرگ» و «کتاب مقدس و تفاسیر آن در شیعه امامیه اولیه». ♦️2. دانشگاه حیفا (رژیم اشغالگر قدس) www.haifa.ac.il ⬅️توجه این دانشگاه بیشتر بر زبان و ادبیات عرب است و در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو می پذیرد. جهت گیری مقالات و اخبار این دانشگاه به سمت ایران، عراق، لبنان و شیعیان این مناطق است. ♦️3. دانشگاه_بارایلان (رژیم اشغالگر قدس) www.biu.ac.il ⬅️تمرکز تحقیقات بخش مطالعات عربی ـ اسلامی این دانشگاه و دانشکده زبان عربی، بر مسائل مربوط به ایران به عنوان مدل عینی حکومت شیعه است. در این دانشگاه مجله «مریا» در حوزه مذهب، فلسفه، کلام و عرفان منتشر می شود. از جمله طرح های مطالعاتی این دانشگاه عبارتند از: انتخابات سال 2000م (2 خرداد 1376) ایران؛ انتقال نظام سیاسی ایران به سمت مدلی جدید؛ تلاش برای ایجاد دموکراسی در جمهوری اسلامی ایران؛ ارزیابی نیروهای مسلح و نظامی جمهوری اسلامی ایران؛ مطالعه بر عکس العمل ایران نسبت به تحریم اقتصادی؛ ایران حل معما(نیکی کدی). ♦️4. دانشگاه_هاروارد (آمریکا) www.harvard.edu ⬅️تمرکز این دانشگاه بر حقوق اسلامی در عصر معاصر است که با افتتاح برنامه «مطالعات حقوق اسلامی» در دانشکده حقوق این دانشگاه از سال 1991م به صورت جدی پیگیری می شود. دروس این دانشگاه نیز عمدتاً درباره نظام قضایی و حقوقی اسلام بوده و سمینارهای آن نیز اکثراً حول موضوعات حقوق اسلامی است؛ ولی به تأثیر از وقایع 11سپتامبر همایش هایی مرتبط با آن برگزار کرده اند. در این دانشگاه در باره «مفهوم سلطان عادل در جامعه چند حزبی دینی» مناظراتی میان دکتر عبدالکریم سروش و دکتر محسن کدیور در سال 2001م برگزار شد. ♦️5. دانشگاه_پرینستون (آمریکا) www.princeton.edu ⬅️هدف بخش مطالعات اسلامی این دانشگاه توسعه و پیشرفت مطالعات در حوزه عقاید و آداب اسلامی با تأکید بر تاریخ و فرهنگ خاورمیانه است. برخی از مواد درسی این دانشگاه عبارتند از: شیعه در دوران میانه، درآمدی بر اسلام، زیارت و سفر به اماکن مقدس اسلام،... ⬅️از کتاب های الکترونیکی درباره خاورمیانه و اسلام این دانشگاه می توان به «دشمن در آینه بنیادگرایی اسلامی و محدوده های عقل گرایی مدرن» نوشته «ایبان» اشاره کرد. ♦️6. دانشگاه کالیفرنیا (UCLA آمریکا) www.ucla.edu ⬅️«مرکز مطالعات خاور نزدیک گوستاو وون گرانبوم» این دانشگاه به مطالعات اسلامی و بررسی مسائل مختلف فرهنگی ـ اجتماعی خاورمیانه مشغول است. ⬅️عناوین بعضی از دروس کارشناسی ارشد و دکتری عبارتند از: متون اسلامی، مشکلات موجود در هنر اسلامی، بررسی خاورمیانه، نهادهای نخستین اسلامی، مردم و حکومت در خاورمیانه، و مقدمه ای بر اسلام. ⬅️از پژوهش های انجام شده در این مرکز می توان به این موارد اشاره کرد: «مطالعات اسلامی و آینده اسلام» (فضل الرحمن) و «تصوف و شهادت» (آنه ماری شیمل). ♦️7. دانشگاه ییل (آمریکا) www.yale.edu ⬅️این دانشگاه در زمینه مطالعات اسلامی در مقطع دکتری پذیرش دارد. برخی از مواد درسی آن عبارتند از: شیعیان کلاسیک، توسعه افکار شیعی، جهاد و بنیادگرایی اسلامی (با تمرکز بر ایران، لبنان و مصر)، ساختار ایران مدرن. ⬅️از موضوعات و پروژه های تحقیقی مرتبط با تشیع در این دانشگاه می توان به این موارد اشاره کرد: درآمدی بر تشیع (تاریخ و دکترین شیعیان دوازده امامی)، ریشه های انقلاب (تاریخ تشریحی ایران مدرن)، اسلام تندرو، اسلام و انقلاب در خاورمیانه. در سایت دانشگاه مقالات متعددی در مورد شیعه موجود است. -مجله معارف، مهر و آبان۹۱ -به نقل از کانال مطالعات شیعه در غرب http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠با افتخار اعلام می کنیم که از مرحله تدوین اسناد راهبردی عبور کرده ایم. 🔊آیت الله اعرافی مدیر حوزه های علمیه (در جمع مدیران و کارکنان مرکز مدیریت حوزه های علمیه) ⬅️برای تحقق هر تحولی در جامعه، دو عنصر لازم است: ۱. طراحان و برنامه ریزان از آگاهی و آشنایی کافی برخوردار باشند. ۲. اهل اقدام، شجاعت کافی برای عمل داشته باشند. 🔸همچنان که موفقیت هر جامعه ای در گرو داشتن این دو عنصر است، رمز شکست هر جامعه ای نیز، ضعف یا ناتوانی در یکی از این دو عنصر یا هر دو است. جوامع شکست خورده یا فاقد دانش و آگاهی هستند یا اهل اقدام و عمل شجاعانه نیستند. ⬅️دستاوردهای مهم مرکز مدیریت حوزه های علمیه طی دو سال گذشته را در دو محور می توان برشمرد: ♦️طراحی و تدوین اسناد راهنما: 🔸از مهمترین نیازهای ما طراحی و تدوین اسناد راهنما و راهبردی بود که برای هر برنامه ای باید از این مرحله عبور می کردیم که امروز با سربلندی اعلام می کنم که مرکز مدیریت حوزه های علمیه قریب به صد سند و طرح راهنمای حرکت آماده و نهایی کرده است. 🔸این، محور بزرگی بود که باید انجام می شد که انجام شد و با افتخار اعلام می کنیم که از این مرحله عبور کردیم و ان شالله از ابتدای سال آینده، ذهن مدیران ما درگیر اسناد و طرحهای کلان نخواهد بود مگر در حد تکمیل و اصلاح. 🔸هر چند که این اسناد به سرعت نتایج خود را نشان نمی دهد اما ریل گذاری آینده حوزه را تعیین می کند. 🔸از جمله این اسناد و طرحهای کلان می توان به طرح کارویژه روحانیت، طرح آمایش، درختواره رشته های حوزوی، نظام های جامع و چند طرح دیگر اشاره کرد که همه این طرحها در اولین طرح برنامه ۵ساله حوزه تجلی یافته است. ♦️اقدامات اساسی: 🔸در محور دیگر یعنی اقدامات نیز دستاوردهایی داشته ایم. هر چند که در این دو سال در مرحله گذار بوده ایم و در مرحله گذار ضعف ها و نقصانهایی وجود دارد، اما تلاش کرده ایم که در این مدت خللی در فعالیت های روتین ایجاد نشود. 🔸طرحهایی مثل اصلاح نظام آموزشی، امتحانات، نظام پذیرش، راه اندازی کرسی های درس خارج استانها و گروههای علمی مدارس که فقط کلید آن زده شد و در آینده منشا آثار علمی فراوانی خواهد بود، از مهمترین اقدامات ما طی دو سال گذشته است. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠"روحانیت و فقدان "خودآگاهی" 🔸چرا روحانیت به خودش نمی اندیشد؟ 🖋علی زمانیان ⬅️گرچه روحانیان نیز مانند سایر اقشار اجتماعی یک دست و یکسان نیستند و نمی توان حکم کلی در باره‌ی آن‌ها صادر کرد، اما می‌توان این قشر را در ترازوی سنجش و ارزیابی کلی نهاد و کم و بیش تحلیل‌شان کرد، با این شرط که باید آن تفاوت‌ها را نیز در میان آورد. می‌دانیم که هر توضیحی کافی نیست و باید ابعاد بیشتری را مورد واکاوی قرار داد. با این همه، آن چه در نوشته‌ی حاضر بدان اشاره می‌شود صرفا کلیاتی قابل بحث و تامل است و نه الزاما حکم قطعی. ⬅️روحانیان، با ورود به عرصه‌ی سیاست و مدیریت اجتماعی، خود را در آزمونی بزرگ و ترازوی حساس نگاه‌های اجتماعی قرار دادند. از این رو در سال‌های اخیر، با مسئله‌‌های متعددی مواجه شده‌اند. و مهمتر این که برای برون رفت از وضعیت پیچیده ی خویش، راه حلی سراغ ندارند. به گونه ای که احساس می شود به استیصال و درخود‌فروماندگی رسیده‌اند. برای برون رفت از مخمصه‌های چند گانه، تلاش هایی نیز اگر می‌کنند، عموما عقیم و بی توفیق است. از این رو نوعی وخامت و آشفتگی در این اردوگاه قابل مشاهده است. و عجیب‌تر این که خود را نه در زمان پرتلاطم و زمین ناهموار، که در آسودگی تاریخی می‌یابند. گویی اتفاقی نیفتاده و همه چیز همان طور است که باید باشد. در یک چشم انداز کلی، روحانیان، آگاهی به خویش و از شرایط و پیچ و خم‌هایی که در آن قرار گرفته‌اند، ندارند. خودآگاهی یعنی آگاهی به شرایطی که در آن زیست می‌کنند و مسئله‌ها و بحران‌هایی که از سر می‌گذرانند و سستی ها و بن بست‌هایی که پیش رو دارند. ⬅️روحانیت، خود را نقد نمی کند، زیرا به خویش آگاهی ندارد. همان گونه که هر صنف و گروهی، به صورت علنی و به صراحت خویش را تحلیل و نقد می کند، اما تا کنون سراغ نداریم که روحانیت، به تحلیل و نقد خویش اهتمام ورزیده باشد. نه تنها چنین نکرده اند که از نقدهایی که دیگران از ایشان دارند، هراسان و بیزارند. از این رو آن ها را وادار به سکوت می کنند. همان گونه که برخی روشنفکران دینی را به علت نقد روحانیت، از صحنه بیرون راندند. روحانیت نمی داند که آگاهی تاریخی نسبت به خویش را از رهگذر نقدها و تحلیل ها می تواند بدست بیاورد. "خودآگاهی"، در خود فرو رفتن و خویش را نگریستن نیست، بلکه از خود بیرون رفتن و از بیرون، خود را تماشا کردن است. خود را سوژه ی فهم خود قرار دادن است. خودآگاهی یعنی بدانند اکنون با چه مسئله هایی روبرو هستند و کجای کارشان می لنگد. ⬅️چه چیز مانع خودآگاهی تاریخی روحانیت شده است؟ و از آن مهم تر این که چه چیزی مانع شده که روحانیت با این پرسش روبرو نشود که چرا با فقدان خودآگاهی روبروست؟ به سخن دیگر، چرا پرسش از خویش، اساسا برای روحانیت مطرح نمی شود؟ احتمالا "خود مقدس پنداری" و "قدرت"، دو مانع بزرگی است که روحانیت را از خودآگاهی تاریخی‌اش تهی کرده است. به نحوی که مواجه شدن با پرسش بنیادین از خویش، در حال حاضر میسر و ممکن نیست. "خود مقدس پنداری" و تکیه زدن بر سریر قدرت، روحانیت را از خودبیگانه کرده است. "خود" را نمی شناسد و از خویش غافل است. مرحوم مطهری با نقد سازمان روحانیت، آغازی مبارک بود، اما چه زود شمعِ نقدی که او شروع کرد، در طوفان "قدرت" خاموش شد. 🔴روحانیت، به هر مسئله‌ای می‌پردازد اما خودش، مسئله‌ی خودش نیست، و این یعنی فقدان "خودآگاهی" http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠آمریکا مذهبی ترین کشور جهان اولی! 🖋محسن روحانی ⬅️آمریکا معروف است به کشوری مذهبی، کشوری که تا چند دهه ی قبل خرید و فروش الکل در آن ممنوع بوده و همین امروز هم سن خرید الکل بیست و یک سال است در حالیکه در اروپا به طور میانگین، شانزده سالگی سن قانونی استفاده از الکل است. (مصرف آبجو در سنین پایین تر هم گاها مجاز است و در برخی از کشورها هم این سن هجده سال است) ⬅️روسپیگری و پرداخت و دریافت پول در این ارتباط کاملا غیر قانونیست، درحالیکه در کشورهای اروپایی، این امر بعضا بیزینسی رسمی به شمار می رود و پروانه ی اشتغال دارد. ⬅️پوشش مذهبی هیچ ممنوعیتی و حتی بی احترامی عمومی را هم به همراه ندارد حال آنکه در برخی کشورهای اروپایی مدام قوانین ضد پوشش اسلامی به تصویب می رسد. 🔹 تهیه ی غذای کوشر که مخصوص یهودیان است و غذای حلال که مخصوص ما مسلمانان هست نیز به شدت راحت است. ⬅️در این کشور به مذهب و آزادی مذاهب بی اندازه احترام گذاشته می شود، دولت حمایت مالی میکند و در این مسیر هیچ تبعیضی بین ادیان قائل نمی شود، یعنی طبق قانون اساسی و در عمل نمیتواند بین اسلام و مسیحیت و یهودیت تفاوت بگذارد و حمایت های مالی نابرابر را لحاظ کند. کشوری که مردم در پوشش و بوسیدن هایشان هم حریم به شدت بیشتری به نسبت کشورهای اروپایی رعایت می کنند. ⬅️بخش زیادی از دانشگاهها، زیر نظر مذاهبی مثل مسیحیت و یهودی ها اداره می شود. حال در چنین جامعه ای هم، جوانان روز به روز دین گریز تر می شوند و قوانین مذهبی را به چالش می کشند. در گفتگوی ادیان این مطلب را خواندم که به نظرم کلیتش درست است هرچند که آمارش را بسیار کمتر از واقعیت جامعه یافته ام: 🔹 مرکز تحقیقاتی PEWپژوهشی را در پاسخ به این پرسش انجام داده است: چرا بخش قابل توجهی از آمریکائیها مایل نیستند خود را پیرو هیچ مذهبی بدانند؟ آنها پیمایش مشابهی در ۲۰۱۴ انجام داده بودند که بر اساس آن معلوم شد ۲۳ درصد از آمریکائیها خود را پیرو هیچ مذهبی نمیدانند. این درصد در سال ۲۰۰۷، فقط ۱۶ درصد بود. در پیمایش جدید که با جامعه آماری ۱۳۰۰ شرکت کننده انجام شد، پرسشهایی برای فهم چرایی بی مذهب بودن این افراد مطرح شده است. اکثریت شرکت کنندگان در این پیمایش از خانواده‌های مذهبی هستند. دلیل اصلی که اکثریت این افراد (۶۰ درصد) برای غیر مذهبی بودن خود عنوان کره اند این است که به آموزه های مذهبی شک دارند. ۴۹ درصد نیز گفته اند از مواضع کلیسا در موقعیت های سیاسی و اجتماعی مختلف ناراضی هستند. ۴۱ درصد علت غیرمذهبی بودن خود را عملکرد سازمانهای دینی عنوان کرده اند و ۳۷ درصد هم گفته اند اساسا به خدا اعتقاد ندارند. ۳۴ درصد هم گفته اند رهبران مذهبی کلیسا را افراد لایقی نمیدانند و آنها را دوست ندارند. 🔹 دین گریزی مختص به دین خاصی نیست. دانشجویان یهودی ای را میبینم که کلاه مخصوصشان را در کیفشان میگذارند و در بدو نزدیک شدن به منزلشان از ترس خانواده های بسیار متعصبشان به سر میگذارند. در دانشگاه و جامعه غذای معمولی می خورند ولی در کنار خانواده وانمود میکنند که همیشه غذای کوشر مصرف می کنند و فرایض دینی و نمازهای روزانه شان لحظه ای تاخیر ندارد. 🔹 به عبارتی دین گریزی شدت گرفته ولی تظاهر به دین داری در نسل جوانشان هم. -به نقل از کانال بنیاد اسلامی الرسول http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠همایش "علوم اسلامی، اخلاق و هنر در جهان تشیع: بررسی موردی مدینه" Islamic Sciences, Ethics and Art in Shi'a World: The Case of Medina ۲۶ و ۲۷ مهر ۱۳۹۷ (18 – 19 October 2018) 💠شهر کلن آلمان 💠این همایش به مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس کتابخانه شیعی مرحوم پروفسور عبدالجواد فلاطوری و در ادامه همایش "هزار سال مدرسه شیعی" سال قبل در برلین برگزار می‌شود.
دغدغه‌های حوزوی
💠همایش "علوم اسلامی، اخلاق و هنر در جهان تشیع: بررسی موردی مدینه" Islamic Sciences, Ethics and Art i
💠گزارشی از همایش "علوم اسلامی، اخلاق و هنر در جهان تشیع: بررسی موردی مدینه" 🔹شهر کلن-آلمان، ۲۶ مهرماه۹۷ ⬅️این همایش کار خود را در محل یک بنای تاریخی متعلق به دانشگاه کلن به نام قصر وان Wchloss Wahn که در سال ۱۷۵۷ م. ساخته شده است، آغاز کرد. محل این نشست یک سالن کوچک، کم‌نور و پر از نقاشی دیواری ویژه تئاتر در این قصر با حداقل تجهیزات متعارف بود. ⬅️در آغاز جلسه دیروز، مقاله‌ای کوتاه از سوی از سوی خانم دکتر کتایون امیرپور به زبان انگلیسی با عنوان "کتابخانه شیعی عبدالجواد فلاطوری و مطالعات اسلامی در دانشگاه کلن" ارائه شد. ⬅️سپس نُه مقاله از ساعت ده صبح تا پنج بعد از ظهر به این ترتیب ارائه شد: 🔸مقاله اول از سوی آقای دکتر احمدعلی حیدری عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان "تبیین اصول اخلاقی حضرت_محمد صلی الله علیه و آله در مدینه از نظر اخلاق اگزیستانسیال" به زبان آلمانی بود که نقطه محوری آن ضمن اشاره به ملاقات مرحوم فلاطوری با هایدگر، تکیه بر این بود که آن دسته از اندیشمندان مسلمان که تجربه زیستن در غرب دارند و آن را از نزدیک فهم کرده‌اند دریافته‌اند که راه شناساندن فرهنگ و معارف اسلامی به مخاطب غربی بهره‌گرفتن از مفاهیم انسان‌شناختی اگزیستانسیالیسم است. 🔸مقاله دوم، مقاله بنده با عنوان "تاریخ پیامبران پیشین در روایات امام باقر علیه السلام" به زبان انگلیسی بود که متن فارسی آن در نشانی زیر در دسترس است: http://m-alviri.ir/ 🔸عنوان مقاله‌های "حیات و آثار امام جعفر بن محمد در مدینه" و "نقش و آثار امام جعفرالصادق علیه السلام در تحول دانش حدیث" به زبان آلمانی از سوی آقایان آریا اوانلو از دانشگاه کلن و حسام عوف از دانشگاه توبینگن گویای محتوی آن‌هاست. 🔸مقاله بعدی به زبان انگلیسی از سوی آقای حسین قزوینی استاد حوزه علمیه کربلا به "امکان‌سنجی ایجاد فقه شیعی بدون خبر واحد" اختصاص داشت که در آن با تتبعی در خور به بررسی پیامدهای نپذیرفتن حجیت خبر واحد در آثار فقهی چند تن از فقهای متأخر و جدید پرداخته شده بود. 🔸مقاله بعدی را استاد مجید هادیزاده از حوزه علمیه اصفهان با عنوان "مدارس کلامی شیعه: نخستین نشانه‌های پیدایش مدرسه کلامی شیعه" ارائه کردند. 🔸سپس آقای سجاد رضوی از دانشگاه اگسیتر انگلستان مقاله خود را به زبان انگلیسی با عنوان "خاندانی از فیلسوفان شیراز در دو قلمرو قدسی: بررسی موردی سید علی خان مدنی" ارائه کرد. 🔸عنوان مقاله آقای لیاقت تکیم از دانشگاه مک ماستر کانادا نیز چنین بود: "بین نظریه و عمل: منازعه قدرت بین ائمه و شاگردانشان". 🔸آخرین مقاله ارائه شده در نشست دیروز از سوی خانم رقیده مصری از دانشگاه لبنانی بیروت با عنوان "مبانی عقلی و معرفت‌شناختی مکتب اهل بیت علیهم السلام در قرن اول هجری" به زبان عربی بود. -به نقل از کانال دکتر محسن الویری http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠چهار مؤلفه‌ی مهم دین‌داری 🔈مصطفی ملکیان 1⃣ اولین مؤلفه‌ی دینداری تعبد است. دیندار سخن کس و یا کسانی را که اولیای ادیان‌اند، مطلقا پذیرفته است. یهودی کسی است که سخن موسی را بی‌چون و چرا بپذیرد، از این رو گفته می‌شود امکان ندارد کسی را متدین به دینی نامید بدون اینکه او متعبد باشد و بی‌چون و چرا سخن بنیان‌گذاران دین را بپذیرد. انسان فرهیخته‌ی امروزی نمی‌تواند به سه جهت تعبد را بپذیرد؛ دلیل نخست این است که حجیت معرفت‌شناختی تجربه نبوی و دینی از لحاظ انسان امروز مسلم نیست. من وقتی تعبد می‌ورزیدم که وحی و تجربه دینی را منبع شناخت تلقی می‌کردم، امروزه با فرهیختگی انسان امروزی وحی علاوه بر شش منبع شناخت، منبع نیست. دلیل دوم این است که تحقیقات تاریخی، وثاقت تاریخی متون دینی را زیرسؤال برده است، این کار توسط اسپینوزا آغاز شده است. با اعمال این روش به هر متن دینی ما همین نتیجه را خواهیم یافت. دلیل سوم تضعیف تعبد این است که دینداران باور دارند که عقایدی که امروز توسط علما القا شده است، همان عقاید بنیانگذاران ادیان است، اما می‌بینیم که عقاید امروز محصول یک انباشت تاریخی است. در کنش و واکنش‌ها و تجربه تاریخی پیروان یک دین است که عقاید شکل گرفته و آنها لزوما عقاید بنیان‌گذاران ادیان نیست. 2⃣ مؤلفه‌ی دوم دینداری، داشتن یک سری باورهای خاص در خصوص فیزیک، تاریخ، متافیزیک است اما پیشرفت فلسفه، علوم تجربی و علوم تجربی انسانی نشان می‌دهد بسیاری از باورهای دینی قابل التزام نیست. تصور قبلی ما این بود که ما علم حضوری به درون خود داریم، امروز می‌فهمیم ما اندکی از آنچه را که «باور داریم، انجام می‌دهیم و احساس می‌کنیم» وقوف داریم و ساحتی ناخودآگاه ما را پیش می‌برد. تصور دینی این بود که همه مخلوقات برای انسان خلق شده است اما آیا لازم بود که برای انسان ۱۵۰۰ کهکشان ساخته شود؟ تصور دینی از انسان امروز دشوار است. 3⃣ مؤلفه‌ی سوم دینداری، مناسک و شعائر دینی است. اخلاق دینی محل بحث من نیست. برای نمونه نماز، عشای ربانی و ... مدنظر من است. آیا فکر کرده‌اید چرا مناسک وجود دارد؟ مراد اخلاق نیست زیرا ما می‌دانیم که اگر اخلاق نداشته باشیم چه می‌شود. اگر مردم شعائر نداشته باشند چه خواهد بود؟ کارکرد این بخش چیست؟ مناسک و شعائر آمده‌اند تو را از دیگران متمایز کنند. اگر بگویند هر مسلمانی به هر سو بخواهد بایستد و نماز بخواند، مسلمانان دیگر از بقیه متمایز نخواهند بود. مناسک آمده‌اند بگویند شما خودی‌ها مرز خود را از ناخودی‌ها جدا کنید. از این رو هدف مناسک ایجاد هویت جمعی است. همه مناسک و شعائر دینی به این جهت درست شده‌اند. انسان امروز می‌گوید ما باید مرزهای خود را از بین ببریم و همه انسان‌ها خود را برادر و خواهر هم بدانند نه اینکه بگویند از میان ۶ میلیارد انسان تنها شیعیان امامیه معتقد به یک باور دینی، خواهر و برادر هستند. انسان امروز در پی انسان‌هایی است که حقیقت‌طلب و جهان‌وطن باشند. 4⃣ مؤلفه چهارم یک نوع احساس عضویت و تعلق گروهی است. یک یهودی نافرهیخته در جدال یک یهودی با غیر یهودی به این نگاه نمی‌کند که حق با کیست و در طرف یهودی می‌ایستد. اسلام البته چنین رویکردی را نقد می‌کند اما متأسفانه در جهان امروز چنین احساس عضویت و تعلق گروهی در دینداران دیده می‌شود. جهان امروز ما پیرو اخلاق جهانی است که می‌گوید در هر نزاعی اول باید دید حق با کیست و چه کسی ظالم است. چهار مؤلفه‌ی یاد شده امروز توسط اخلاق، تاریخ، معرفت‌شناسی و حقوق بشر تضعیف شده است و انسان امروز نمی‌تواند به گزاره‌های دینی ملتزم باشد، اما معنایش این نیست که باید ماتریالیست یا فیزیکالیست باشیم. امر دایر بین التزام بین ادیان کلاسیک و ماتریالیسم نیست. راه سوم این است که ما معنویت بنیانگذاران ادیان را کشف و در پی آن باشیم. بنیانگذاران ادیان در پی ایجاد معنویت بودند ولی در تاریخ این آفات را یافت. من به جد معتقدم آینده‌ی ما یا نابودی است و یا در گروی عقلانیت و معنویت. فیزیکالیسم و ماتریالیسم جای حیات را برای بشر تنگ می‌کنند. معنویت نجات‌بخش، معنویت عقلانی است. 🔸بخشی از سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان در همایش «پرسش از امر دینی در عصر حاضر» (۱۳۹۷/۷/۲۸) -به نقل از کانال نقدنامه http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
دغدغه‌های حوزوی
💠همایش "علوم اسلامی، اخلاق و هنر در جهان تشیع: بررسی موردی مدینه" Islamic Sciences, Ethics and Art i
💠مقالات دومین روز همایش "علوم اسلامی، اخلاق و هنر در جهان تشیع: بررسی موردی مدینه": 🔹شهر کلن-آلمان، 27 مهرماه۹۷ 🔸 " مسجد النبی به عنوان مرکز آموزشی شیعه"، از سوی آقای سیف الدین کارا از حوزه علمیه مسیحی هارتفورد امریکا که به زبان انگلیسی ارائه شد و چگونگی بهره‌گیری امامان باقر و صادق علیهم السلام و شاگردانی مثل مومن الطاق و ابان بن تغلب از فضای مسجد النبی را برای تدریس و انتقال مفاهیم دینی مورد بررسی قرار داده بود. 🔸"شیعه در مدینه: بررسی موردی نخاوله"، این مقاله که آقای یاسر محمد یاسین از سامرا آن را به زبان عربی عرضه کرد برآمده از یک تحقیق میدانی بود و پس از بیانی کوتاه در باره فضایل مدینه و تنوع قومی ساکنان آن در طول تاریخ که این شهر را به یکی از شهرهای نمونه در زمینه تنوع جمعیتی تبدیل کرده بود و نیز سیر تحول مذهب ساکنان این شهر از تشیع به تسنن، شیعیان اثنی‌عشریه کنونی شهر مدینه را بر چهار دسته شمرده است: اشراف که بقایای سادات حسنی هستند، المشاهده که گروهی هم‌پیمان از شیعیان هستند، بنوجهم و نخاوله. به اعتقاد ایشان نخاوله صورت جمع کلمه النخلی یا النخولی است. شیعیان نخاوله اشتراک نژادی ندارند و این شیعیان غیرغالی که ائمه را عباد مکرمون میدانند، افرادی از قبایل مختلف هستند که باور مشترک آنها و شاید شغل اولیه‌ای که در پیوند با نخل بود آنها را گرد هم آورده است. 🔸"مدیریت حج و زیارت مرقد مطهر پیامبر از سوی ائمه"، به زبان عربی از سوی آقای عمار عبوده محمد حسین از دانشگاه کوفه که بهره‌برداری از فضای ایام حج برای تقویت پیوند شیعیان با یکدیگر با محوریت امام معصوم علیه السلام محور آن بود. 🔸"تاریخ‌زدایی: فضا، هویت و قبرستان بقیع" که آقای آدام بِبِک از دانشگاه لایپزیگ آن را به زبان انگلیسی ارائه کرد و با این پیش‌فرض که بقیع برای شیعیان تنها مکانی برای ادای احترام به ائمه علیهم السلام نیست، بلکه کارکردهای اجتماعی هم دارد، نقش مکمل بقیع را در هویت‌بخشی به شیعیان در کنار کربلا و نجف و مشهد مورد بررسی قرار داد. 🔸"معماری مرقد ائمه اطهار در بقیع و پیوند آن با مراقد خاندان اهل بیت در مصر و عراق" که آقای عادل محمد زیاده از قاهره آن را به زبان عربی ارائه کرد و پس از برشمردن تعابیر مختلفی که در سرزمین‌های اسلامی برای مراقد ائمه به کار می‌رود مانند قبه و مشهد و عتبه و اظهار این که در خیابان "شارع الاشراف" در قاهره تعداد زیادی ضریح متعلق به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وجود دارد، با این پیش‌فرض که المعز لدین الله اولین کسی بود که در بقیع گنبد ساخت، معماری مراقد باقیمانده در مصر را بر اساس تصاویر موجود از بقیع قبل از تخریب ملهم از معماری بقیع معرفی کرد. 🔸"تحول معماری مسجد_النبی در طول قرون و تاثیر آن بر معماری مساجد تاریخی اردن" مقاله دیگری در این زمینه بود که خانم دکر جمانه سالم احمد دویکات از اردن آن را به زبان عربی ارائه کرد و در خلال آن اطلاعات قابل توجهی از مساجد کهن اردن ارائه داد. 🔸"ریشه‌های شیعه معاصر در مدینه: بین سیاست و دانش، از مدینه تا نجف و قم" عنوان مقاله آقای دکتر عبدالمجید مبلغی بود که به زبان انگلیسی ارائه شد. 🔸"بازسازی جنت البقیع" از سوی آقای زهیر حسینی از موسسه فناوری نیویورک به زبان انگلیسی آخرین مقاله ارائه شده در این نشست بود که معماری پیشنهادی بقیع را در صورت فراهم آمدن شرایط بر اساس مؤلفه‌های مختلفی مانند مهندسی، رفاه حال زائران، حداکثر توجه به قبور اولیاء موجود در بقیع با انواع نقشه‌های مهندسی پیشنهاد کرده بود. -به نقل از کانال دکتر محسن الویری http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠روایت خوف‌انگیزی از حاشیه! 🔸حاشیه ای بر فیلم تازه اکران شده «مغزهای کوچک زنگ زده» 🖋محمد فاضلی ♦️فیلم‌هایی که شما را از زندگی خودتان جدا کنند و به دنیای دیگرانی ببرند که خیلی از شما دورند و شاید هیچ‌گاه به زندگی آن‌ها فکر نکرده‌اید زیاد نیستند. «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به نویسندگی و کارگردانی هومن سیدی از همین جنس فیلم‌هاست. فیلم شما را به دنیای آدم‌هایی می‌برد که برای زندگی اکثریت جامعه ناشناخته‌اند، و شیوه‌ای از فکر کردن در میان آن آدم‌ها را تصویر می‌کند که برای بخش عظیمی از جامعه غریب است. ♦️«مغزهای کوچک زنگ‌زده» روایت خوف‌انگیزی از زیستن در حاشیه، در منتهای فقر، در سایه آسیب اجتماعی و به دور ماندن از آموزش و چگونگی برآمدن تعصب کور از دل این شیوه زیست است. شما هیچ وقت از خودتان پرسیده‌اید زندگی کردن در حاشیه، در سایه کسب درآمد از «آشپزخانه» (جایی که در آن مواد مخدر صنعتی مثل شیشه تولید می‌شود)، و در جایی که کودکان بی‌سرپرست نگهداری می‌شوند تا وقتی بزرگ‌تر شدند برای تولید و توزیع مواد مخدر به‌کار گرفته شوند چگونه است؟ فیلم روایتی از این گونه زیستن است. ♦️روابط اجتماعی در حاشیه چگونه است؟ رانده‌شدگان به حاشیه جامعه چگونه حق‌شان را از متن جامعه می‌گیرند؟ اخلاق در حاشیه چگونه تعریف می‌شود؟ هومن سیدی برای همه این‌ها پاسخ‌هایی دارد. فیلم هومن سیدی اما روایت «حاشیه در حاشیه» هم دارد. ♦️زن، حاشیه‌ای در حاشیه است. زن در همان حاشیه‌ای که خودش در فقر و فلاکت دست و پا می‌زند، حاشیه‌ای بر دنیای خشن مردانه است، اوست که قربانی تعصب کور برآمده از زیست حاشیه‌ای می‌شود. ♦️«مغزهای کوچک زنگ‌زده» روایتی است که یکی از مسیرهای خیزش ذهنیت داعشی را هم نشان می‌دهد. ذهنیت داعشی بیش از آن‌که بر قرائتی از دین بنا شده باشد، پایه‌اش مشروع پنداشتن خشونت برآمده از تعصب است و فیلم تصویری واقع‌گرایانه از سازوکارهای اجتماعی پیدایش ذهن و عمل خشونت‌آمیز ارائه می‌کند. فیلم نسبت بین بیکاری، فقدان مسکن باکیفیت، فقدان آموزش و پیدایش خشونت را به‌خوبی کاوش می‌کند. ♦️«مغزهای کوچک زنگ‌زده» بی‌شباهت نیست به تصویری که فیلم «ابد و یک روز» از حاشیه ارائه می‌کند و اتفاقاً در آن‌جا هم زن «حاشیه‌ای بر حاشیه» است و بازی نوید محمدزاده در هر دو فیلم در نقشی کم‌وبیش قابل مقایسه، هر دو فیلم را به روایت‌هایی مکمل از حاشیه بدل می‌کند. نکته مهم اما راهی است که جامعه ایران در حاشیه و روایت کردن آن پیموده است. ♦️«اجاره‌نشین‌ها» ساخته داریوش مهرجویی، یکی از مهم‌ترین فیلم‌هایی است که در ایران بعد از انقلاب به نوعی به حاشیه شهر و کیفیت سکونت و مسکن می‌پرداخت (البته معانی دیگری هم برای فیلم برشمرده‌اند). هنرمندان را اگر بیان‌کننده روایتی از وضع جامعه لحاظ کنیم، به این نکته می‌رسیم که داریوش مهرجویی در بیان وضع حاشیه، روایتی نه تلخ و نه آسیب‌زده، بلکه مسأله‌دار ارائه می‌دهد. روایت مهرجویی از حاشیه، بیان امری سرطانی‌شده، خوفناک یا به غایت غیراخلاقی نیست. فیلم‌ها به «ابد و یک روز» و «مغزهای کوچک زنگ‌زده» که می‌رسند، تصویر حاشیه‌ای غرق در آسیب، خشونت و بی‌اخلاقی و تعصب ارائه می‌کنند. این البته همه حاشیه نیست و حتماً حاشیه هم وجوه مثبتی برای روایت دارد، لیکن این گذار از «اجاره‌نشین‌ها» به «مغزهای کوچک زنگ‌زده» معنادار و هشداردهنده است. ♦️«مغزهای کوچک زنگ‌زده» روایتی هنری از موضوعی اقتصادی، جامعه‌شناختی و سیاسی است که می‌توان دیدن آن‌را به همه توصیه کرد. ساعت‌ها به فکر فرو می‌روید. مسئولین سیاسی و اقتصادی جامعه دیدن آن‌را بر خود واجب بدانند. فیلم روایت بخشی از جامعه ایران است اما نمونه‌ای از قربانیان این جامعه را به رخ می‌کشد، قربانی‌ای که از حاشیه به متن هجوم می‌برد. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠برآمدن نسل تازه ای از روشنفکران پسا سکولار- پسااسلامیست 🔸گزارشی از همایش «امکان امر دینی در عصر حاضر» تهران ۲۹مهرماه۹۷ ⬅️«اینک چهل سال پس از انقلاب اسلامی و استقرار حکومت دینی در ایران امر قدسی بیش از همیشه، در معرض خطر حذف کامل از سپهر فرهنگی-اجتماعی ایران آینده قرار گرفته است.» این موقعیت خطیر تاریخی بنیاد پروژه بیژن عبدالکریمی و همایش دو روز اخیر درباره کتاب «امکان امر دینی در عصر حاضر» بود. از جزئیات اندیشه عبدالکریمی که در این دو روز به تفصیل مورد بررسی و نقد قرار گرفت اگر بگذریم، این همایش به طور کلی ورود روشنفکری و اندیشه ایرانی به جهان پسا سکولار- پسااسلامیستی تازه ای را نوید می داد. ⬅️تاریخ اخیر ایران بیهودگی نزاعهای روشنفکری دهه شصت و هفتاد شمسی را آشکار کرده است، چه هر دو نسخه ی اصرار بر تئولوژی و الهیات حوزوی از یکسو و سپر انداختن در برابر سوبجکتیویسم مدرن و ادغام در لیبرال-سرمایه داری جهانی هیچیک نتوانستند گرهی از مصائب تاریخی ایران دردآلود امروز باز کنند و امروز حتی در میان قائلان سابق خود نیز بی اعتبار گشته اند. ⬅️عبدالکریم سروش با سخن گفتن از «نولیبرالیسم مسلح» از تجدید نظر خود در ارزیابی مدرنیته سخن می گوید و رضا داوری اردکانی از هر فرصتی استفاده می کند که خوش بینی دهه شصتی خود به اسلام گرایی حداکثری را تصحیح کند. مصطفی ملکیان هم اسلامیسم و هم سیانتیسم را شکست خورده در حل معضلات بشر معرفی می کند و با زبان فلسفه تحلیلی از موضع عبدالکریمی تقدیر می کند و رضا داوری اردکانی تلویحاً بر موضع ملکیان صحه می گذارد و مجتهد شبستری فراسوی تئولوژی و سوبجکتیویسم از «اونتولوژی سخن» که نهفته در متن مقدس است و سرچشمه رودخانه در سیلان تفکر اسلامی است سخن می گوید. طرفه آنکه روحانیون حاضر در همایش «امکان امر دینی» هم هیچیک حاضر به دفاع از موضعی تئولوژیک نشدند. مهدوی زادگان از این گفت که در دین تعبد نیست و خسروپناه پروژه جمع دین و عقلانیت مدرن را پروژه ای ممکن، موفق و قابل دفاع توصیف کرد. پارسانیا نیز تئولوژی را طاغوت دانست و از امکان گشودگی به هستی در تفکر کلاسیک فیلسوفان ایرانی سخن گفت. ⬅️چنین به نظر می رسد که اینک در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب، طرفین دعوای اسلام و سکولاریسم به تدریج از مسیرهای مختلف به این نتیجه می رسند که هر دو سالها در زندان معرفت شناسی اسیر بوده اند و بی اعتنا به بحرانهای بنیادین جامعه ایرانی، ساده لوحانه به میراث سنت و مدرنیته نظر داشته اند. ⬅️اینک که پس از دو دهه جولان کارگزاران و تکنوکراتهای ریش دار و بی ریش بر سپهر سیاسی و اجتماعی ایران نزاع بیهوده ی روحانیون و روشنفکران دینی در ایستگاهِ دوگانه ی مبتذل روحانی-رییسی به فرجام خود رسیده است، عبدالکریمی از استیلای کامل نیهیلیسم قدیم و جدید بر روح ایرانی سخن می گوید. هشدار عبدالکریمی اگرچه لحنی عارفانه و اشراقی و انزواجویانه دارد -و من به تفصیل آنرا در ارائه ام در همایش مورد نقد قرار دادم- اما هشدار او را هشدار نسبت به مرگ مدنیت و سیاست در ایران تلقی می کنم. هشدار نسبت به آغاز دوران طولانی ای از انحطاط، روزمرگی، نیهیلیسم، سردرگریبانی، منفعت جویی، تعصب و بی خردی در ایران که چهره شوم و طنین کریه و بوی ناگوار آن چند صباحی است که خود می نمایاند. ⬅️امروز که حاکمیت ما روزبه روز بیشتر در بن بست تئولوژیک-غربزده ی خودساخته اش گرفتار می شود و امکاناتی برای برون رفت خود متصور نیست، بیژن عبدالکریمی، سیدجواد میری و همایش «امکان امر دینی در عصر حاضر» نوید آرام اما امیدوار کننده ای از برآمدن نسل تازه ای از روشنفکران دینی پساسکولار-پسااسلامیستی را در گوش ایران آینده زمزمه کردند. جریان نویی که به زعم من توفیق آن تنها زمانی خواهد بود که با اعلام پایان تقابل انسان و خدا و امر مقدس و امر عرفی، بتواند به صورت بندی تازه ای از «اومانیسم تعالی خواهانه» و «عقلانیت انتقادی غیرتئولوژیک-غیرسوبجکتیو» دست یابد. چشم اندازی که در میان مفسران هایدگر بیش از هانری کربن نزد هانا آرنت و در میان مفسران علی شریعتی بیش از عبدالکریمی و خانواده شریعتی نزد جواد میری دنبال شده است. -به نقل از کانال سید جواد میری http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
4_5890785802400564200.pdf
1.62M
💠نسخه کامل نشریه حریم امام شماره 338 با موضوع: 🔸چه کسی مدیریت می کند؟!🔸 بررسی مسائل و‌ چالشهای مدیریت حوزه های علمیه http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠ابهامات «سند الگوی پیشرفت » (بخش اول) 🖋محمدتقی سهرابی‌فر ⬅️آنچه در چهلمین سال انقلاب اسلامی به عنوان «سند الگوی اسلامی-ایرانی » ارائه شد درجه و اعتبار نهادهای فکریِ نظام اسلامی را به نمایش می‌گذارد از این‌رو دقت و شفافیت در آن امری اجتناب‌ناپذیر است. بنده با توجه به اهمیتِ موضوع نکاتی چند از جمله برخی ابهامات را عرض می‌کنم: ♦️کلیات 🔸1. «پیشرفت» به عنوان یکی از کلیدواژه‌های این سند، تعریف نشده است. مسلم است که منظور از آن با پیشرفت و توسعه دنیای غرب متفاوت است. 🔸2. با توجه به متفاوت بودن معنای «پیشرفت» در این سند، بیان این نکته که در سال 1444 جزءِ چند کشور پیشرفته آسیا و جهان می‌شویم، مبهم خواهد شد. 🔸3. یکی از ویژگی‌های سندِ قوی و پویا آن است که بسته و تمام شده نباشد، یعنی خود امکان تغییر و به‌روز شدن را در خود داشته باشد. این امکان در بندهایِ سند دیده نمی‌شود. 🔸4. «در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دین‌دار، عموماً پیرو قرآن کریم، سنت پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) ....» برنامه‌هایی که یک طرفش مربوط به اراده و تلاشِ آحادِ انسان‌ها و طرف دیگر آن وابسته به مقدار لطف و تفضل الهی است، برای به نتیجه رسیدن آن‌ها نمی‌توان زمان تعیین کرد طبق صریح قرآن هدایت انسان‌ها حتی در اختیار شخص پیامبر (ص) نیست و هدایت تنها به‌وسیله خداوند متعال با لحاظِ نوعِ تلاشِ انسان و ... صورت می‌گیرد. آنچه در اختیار حاکمان و مسئولان است زمینه‌سازی است اما اینکه این زمینه‌سازی در چه تعداد از انسان‌ها و در چه مدت زمانی مثمر ثمر واقع شود، معلوم نیست. باید توجه داشته باشیم که انسان‌ها رکن اصلی این آرمان هستند و باور و ایمانِ آنها امری درونی است و لذا صرفِ تصمیم و تصویب مسئولان تنها به دوگانگیِ ظاهر و باطنِ انسان‌ها منجر می‌شود. باید میانِ رساندنِ انسان‌ها به این چارچوب با رسیدنِ آنها به این مرحله تفکیک قائل شد. ♦️مبانی انسان‌شناختی اساسی‌ترین شرط برای رسیدن به آرمان‌هایِ والا تحول واقعی انسان‌هاست و هیچ تئوری و نظریه‌ای هر چقدر متقن و محکم نمی‌تواند جایِ تحولِ انسان‌ها را پر کند. به همین دلیل آموزه‌های دینی نیز بیشترین تأکید را بر تهذیب و تعلیم انسان‌ها می‌کنند. ما انسان‌ها بهترین سند(قرآن) را در اختیار داریم اما انسان‌های ناصالح با استناد به همین قرآن، بزرگ‌ترین جنایت‌ها را مرتکب می‌شوند. با توجه به این، نکاتی درباره مبانی انسان شناختیِ سند عرض می‌شود:  🔸1. عبارت «هدف از آفرینش انسان، معرفت و عبادت پروردگار و در پرتو آن، دستیابی به مقام قرب و خلیفه‌اللهی است» دقیق نیست بالاخره هدف نهایی معرفت، عبادت، عبودیت و یا خلافت است؟ از نظر نگارنده، قرآن و سیره نبوی(ص) و ائمه(ع) گواهند بر اینکه نه مطلقِ معرفت و نه مطلقِ عبادت هیچ‌کدام هدف نهایی نبوده است اینکه رسول اکرم(ص) در معراج در بالاترین درجه قرب و معرفت قرار می‌گیرد اما جهت اجرایِ دستور رسالت به جامعه بت‌زده و شرک‌آلود برمی‌گردد و اینکه بسیاری از عبادت‌ها مورد نهیِ معصومان(ع) قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد هدف نهایی معرفت از طریق عبودیت و بندگی است و شاید همین نکته(طریقیّتِ عبودیت برای معرفت) وجه فارق میان عرفان اسلامی با دیگر عرفان‌هاست. 🔸2. آیا همه انسان‌ها می‌توانند به مرتبه نهایی کمال نائل شوند؟ طبق برخی از ادله و آرا پاسخ منفی است. طبق برخی نظرات انسان‌ها علاوه بر تفاوت‌هایِ پسینی، تفاوت‌های پیشاخلقت نیز دارند و زمینه رسیدن به کمال نهایی برای همه در همه ساحات فراهم نیست.  🔸3. مباحث «مبانی انسان‌شناختی» به برخی از امور مهم نپرداخته است از جمله اینکه: ـ انسان‌ها ضمن اشتراک در فطرت اولیه، در نتیجه اختیار، تربیت، محیط و.... ماهیت‌های متفاوت پیدا می‌کنند. ـ انسان‌ها همه عوالم موجود در جهان هستی (غیب، شهود) را در خود دارند. از این‌رو دیدگاه‌های آنان با توجه به جایگاهی که در آن قرار گرفته‌اند متفاوت است. ـ انسان‌ها به ویژه در دوران معاصر در نتیجه اختیار، عقل و کرامت از هرگونه جبر و تحمیل بیزارند تا جایی که حتی نسبت به آنچه باور دارند اگر احساس جبر و تحمیل بکنند موضع تدافعی می‌گیرند. تحمیل ولو با انگیزه‌های الهی انسان‌ها را از اهداف متعالی دور می‌کند. 🔸4. در عبارت «تمدن‌سازی و پیشرفت اسلامی افزون بر تکیه بر اصول، ارزش‌ها و تعالیم اسلامی، مبتنی بر عقل و دانش بشری نیز هست» به‌طور غیر مستقیم عقل بیرون از تعالیم اسلامی شمرده شده است، در حالی‌که دست‌آوردِ عقل قطعی جزءِ تعالیم اسلامی است. 🔸5. با توجه به اینکه زیربنایِ اصلیِ این سند به اصلاحِ علمی و عملیِ انسان برمیگردد و با توجه به اینکه روزبه‌روز از مقدارِ تأثیرگذاریِ نهادهایِ آموزشی و تربیتیِ معمول مانند آموزش و پرورش، کاسته می‌شود لذا این نوع نهادها نیازمند تدبیری اساسی هستند. در سند حاضر چنین تدبیری دیده نمی شود. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠ابهامات «سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» (بخش دوم) 🖋محمدتقی سهرابی فر ♦️مبانی دین‌شناسی «الگوی پیشرفت اسلامی» بدون تعریف روشن و دقیق از دین و اسلام، به دلیلِ تعاریفِ مختلف از دین در معرضِ سوءِ استفاده خواهد بود. 🔸1. مراد از دین چیست؟ آیا مراد، تسلیم در برابر حقیقت است؟ آیا مراد، باورهایی خاص و معین با انجام کارها و مناسک خاص دین محسوب می‌شود؟ آیا مراد از کافر کسی استکه شهادتین نگفته باشد؟ آیا مطلق انکار (چه بعد از علم و چه قبل از علم به حقانیت) کفر محسوب می‌شود؟ آیا انکار بعد از علم به حقانیت، کفر محسوب می‌شود؟ ـ با توجه به اینکه بسیاری از احکامِ دین مبتنی بر اسلام و کفر تنظیم شده است؛ ـ با توجه به اینکه برخی از ناباورمندی‌ها نسبت به برخی آموزه‌های دینی، نه از روی لجاجت با حق بلکه بخاطر شبهاتی است که برای اشخاص مطرح می‌شود. ـ و با توجه به اینکه نگاه جهانیِ نظام اسلامی با تعریفِ محدودِ مصداقی از دین سازگار نیست. ـ لذا تعریف دقیق و روشنی از اسلام لازم است. قرآن مرزبندی دینی با نام یهود و نصاری، و نگاه‌هایِ تعصب‌آمیزِ پیروانِ آنها را برنمی‌تابد. قرآن بر اسلام به عنوان دین فطری از زمان ابراهیم (ع)[1] تأکید دارد. در تعابیر قرآن «مُسلِم» واژه‌ای مشترک میان انبیای بعد از ابراهیم (ع) است از این‌رو ما در تعریف اسلام باید تعریفی شامل و جامع داشته باشیم تا همه حق‌مداران را ولو اینکه اشتباهاتی در مصادیق داشته باشند تحت لوای اسلام به حساب آوریم تا خدای ناکرده جزءِ گروه‌بندی‌های مذموم در قرآن نباشیم. ⬅️به نظر می‌رسد که با الهام گرفتن از کلام امیرالمؤمنین (ع) که «الاسلام هو التسلیم» همه کسانی که حق‌مدارند و عناد و لجاجتی در برابرِحق ندارند در محدوده فراخ اسلام قرار می‌گیرند.[2]   🔸2. فطری بودن دین رمز فرازمانی و فرامکانی بودن دین است. ازاین‌رو هر کدام از آموزه‌های دینی ابتدا باید از پیرایه‌های زمانی و مکانی پیراسته شود و سپس به عنوان آموزه دینیِ جهان‌شمول تلقی شود.   🔸3. «اسلام با نظام هستی و سرشت انسان، هماهنگی دارد و نقش بدیل‌ناپذیری در تأمین نیازهای نظری و عملی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی ایفا می‌کند. به همین جهت استطاعت کامل برای تمدن‌سازی و ارائهٔ الگوی پیشرفت دارد»   ـ با توجه به اینکه حدود هزار و دویست سال از منابعِ ناب و مفسران معصوم (ع) محروم بوده‌ایم؛ ـ و با توجه به اینکه دنیای امروز بسیار متفاوت از دنیای صدر اسلام است، امکان اظهارِ نظر از سوی دین در همه عرصه‌ها وجود ندارد و به احتمال زیاد منجر به افتراء بر خداوند خواهد شد از جمله شواهد این ادعا اختلافات بسیاری است که در میان آرایِ عالمانِ حتی یک مذهب دیده می‌شود. نتیجه اینکه ضمن تصریح به کامل بودن دین اسلام، ناگزیریم در شرایط فعلی جهت اجرای آموزه‌های دین در جامعه تنها بر مسلُّمات دین اکتفا کنیم. در غیر این‌صورت اختلافِ آرایِ عالمان دین، هر روز بر تَذَبذُبِ جامعه خواهد افزود و در این میان سودجویان، از دین به عنوان ابزاری برای سودجویی استفاده خواهند کرد. ما ناگزیریم که راه حلِّ برخی از مسائلِ امروزی را در محدوده «نمی‌دانیم» قرار دهیم و برداشت‌های احتمالی از منابع دین را به نام دین معرفی نکنیم. البته این امر هیچ منافاتی با لزومِ محتاط بودنِ آحاد مؤمنان درزندگیِ فردی جهت صعود به قله‌های معنوی ندارد.   🔸4. طبق ادله متقن و آرای بسیاری از علما، در صورتی می‌توانیم آموزه‌ای را منتسب به دین کنیم که علم به آن انتساب داشته باشیم و مظنونات و حدسیات را نمی‌توان به خدایِ متعال و دین او منتسب کرد.   🔸5. نگاه ما به موضوع ظهور حضرت ولی عصر(عج) دست‌کم دو نوع می‌تواند باشد:   الف) اینکه در چند دهه آتی ظهور اتفاق می‌افتد. ب) اینکه ضمن تأکید بر اصلِ ظهور، نزدیک یا دور بودنِ آن را لحاظ نکنیم. ⬅️این دو نگاه در سیاست‌گذاری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و .... کاملاً تأثیرگذار است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که قریب‌الوقوع دانستنِ ظهور و ابتنایِ برنامه‌ها و سیاست‌های روزمرّه جامعه بر آن صحیح نبوده است. -به نقل از دین آنلاین http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠آش شله قلمکاری به نام سریال «دلدادگان»! 🖋محمد وکیلی ⬅️سریال دلدادگان بلاخره بعد از سه فصل، و بعد از اشغال چندین ماهه بهترین زمان کنداکتور شبکه سوم سیما به پایان رسید ⬅️سریالی که با درآمیختن هرآنچه به دستش می رسید، از فیلم فارسی تا فیلم های هندی و سریالهای دهه هفتاد میلادی ایتالیایی، یک سریال به تمام معنا شعله قلمکاری را به صدا و سیما قالب کرد. ⬅️ترانه فیلم، یادآور صدای خوانندگانی است که در سریال ها و فیلم فارسی های دهه پنجاه پای ثابت خوانندگی بودند. سریال «دلدادگان» اگر هم نتوانسته بود در قسمتهای قبلی این یادآوری را تکمیل کند، در قسمت پایانی به تمام معنا به اینگونه فیلمها، ادای دین کرد. ترانه هایی به سبک پاپ ایرانی دهه چهل و پنجاه بر روی تصاویری از عشقهای نافرجام و انتقام که تلاش می کند احساسات مخاطب را برانگیزد. اینقدر تهی شدن صدا و سیما از محتوا را باید فاجعه ای به تمام معنا دانست! ⬅️ظاهرا این حجم از تزریق احساسات جهت سواستفاده از مخاطب ظاهرا کافی نبوده که فیلمساز به سراغ ایده های هندی رفته تا با ایده ای که سابقه چند ده ساله در فیلمهای هندی دارد، ترکیب این آش را دلپذیرتر کند. دختری که در کودکی دزدیده شده و پسری که در کودکی زیر دست ناپدری و نامادری بزرگ شده، اینک عاشق و دلبسته هم شده اند. هندی تر از این دیگر نمی شود! ⬅️پرداختن به شبکه ای که در قالب شرکت، مشغول فعالیت های خلاف قانون است، ساده تر و عامیانه تر از این دیگر نمی شد. این ساده انگاری بیش از حد در پرداختن به چنین موضوع مهمی، نشان می دهد فیلمساز به جای اینکه زحمت یک تحقیق جدی در ریشه یابی چنین مسئله مهمی را به خود بدهد، با تزریق روابط احساسی به دل داستان، کلاه گشادی بر سر مخاطب نهاده است. ⬅️در طول داستان نوع نگاه سریال به معضلات اجتماعی همچون اعتیاد جوانان، روابط بیرون از چهارچوب خانواده، ازدواجهای غیرآگاهانه، فرزندان ناخواسته و... در نوع خود جالب توجه است. به خوبی می دانیم که چنین مسائلی در جامعه امروز ما فروان است و نهادهای مختلفی با چنین مسائلی درگیر هستند و در این میان امید می رود که صدا و سیما با استفاده از ظرفیتی که در اختیار دارد، با ترسیم شرایط و بسترهای پیدایش و رواج چنین معضلاتی، به جامعه و خانواده ها کمک نمایند تا در یک بستر عقلانی برخوردی آگاهانه با اینگونه معضلات نماید، اما در این سریال با تقلیل حداکثری ریشه این معضلات، ریشه ای در یک توطئه خانوادگی و کینه ای شخصی برخواسته از یک عشق ناکام می یابد. اینگونه ریشه یابی و ارجاع معضلات به یک توطئه و نزاع شخصی، خود دستاوری جدیدی برای صدا و سیماست! ⬅️از طرف دیگر هر چند مسئله ای به نام عشقهای مثلثی، باید سوژه ای کهنه و متعلق به دهه های گذشته باشد، اما اصرار بر پرداخت درام بر چنین سوژه ای، نشان از ضعف و ناتوانی شدید فیلمسازن همکار با صدا و سیما دارد. در سریال دلدادگان روابط فرزانه مالک و نادر بر همین بستر شکل می گیرد و بر اساس همین عشق مثلثی داستان در سه فصل روایت می شود و در نهایت باز هم با عشق مثلثی امیر و ارغوان و هاتف، داستان پایان می یابد. ظاهرا در ذهن چنین درام نویسانی در خارج از چهارچوب چنین عشقهایی، امکان روایت داستان وجود ندارد! ⬅️امروزه رسانه ها یکی از مهمترین بازوهای مدیران جامعه (متخصصان علوم اجتماعی و رفتاری، قانون گذاران و مجریان قانون، اصلاحگران اجتماعی و...) هستند در تحلیل و تبیین مسائل و‌ معضلات اجتماعی و نیز در همراه سازی جامعه برای مقابله با این مسائل، اما صدا و سیما با چنین سریالهایی، نه تنها در این چرخه جایگاهی نخواهد داشت، و نه تنها کمکی به شناسایی، تحلیل، آسیب شناسی و ریشه یابی مسائل جامعه نمی کند، بلکه خود با ساخت و پخش چنین سریالهایی تبدیل به یکی از مراکز ترویج چنین معضلاتی خواهد بود. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠از مرجعیت جریان‌ساز تا جریان‌های مطرح‌کنندهٔ مرجعیت! 🖋حمید عنایت‌اللهی ⬅️در قاموس تشیع و سازمان حوزه‌های علمیه «مرجعیت» رفیع‌ترین جایگاهی است که تاکنون شناخته شده‌ است. در کنار احترام و توجه به سایر کارکرد‌های روحانیت، این جایگاه «نیابت عام» امامت محسوب شده و نقطه‌ٔ اتکای تشیع در زمان غیبت امام معصوم است. ⬅️مسیر رسیدن به این جایگاه چگونه است و دقیقاً چه کسانی به این «منصب غیر انتصابی» می‌رسند؟ این یادداشت تلاش می‌کند سیر رسیدن به جایگاه مرجعیت را از زاویه‌ای متفاوت و باتوجه به شرایط جدید و البته به صورت خلاصه مورد ارزیابی قرار دهد. ⬅️در یکصد سال اخیر مراجع تقلید شیعه در ایران به‌صورت کاملاً فردی مراحل رشد را سپری نموده‌اند. عالمانی که سال‌های سال در پی تربیت طلاب بوده‌اند و به‌واسطه‌ٔ امتیازات خاص علمی و تقوایی مورد توجه قرار گرفتند و کرسی درسی‌شان روز‌به روز گسترش پیدا کرد. «شخصیت حقیقی‌» آنان بدون تبلیغات خاصی مورد استقبال و توجه حوزویان قرار گرفت و عموم حوزویان و مردم مرجعیت را در آنان متعین می‌دانستند. 🔸آیت‌الله‌ شیخ عبدالکریم حائری یزدی نخستین نمونه‌ٔ مورد توجه این یادداشت است. جایگاه حقیقی وی به‌گونه‌ای بود که به درخواست حوزویان و برخی علما برای بازتأسیس و برگرداندن رونق پیشین حوزه‌ٔ علمیه قم وارد این شهر شد. 🔸نمونه‌ٔ دوم آیت‌الله‌ بروجردی است که با توجه به جایگاه خاص علمی و تقوایی وارد شهر قم شد و دو دهه مرجعیت مطلق ایران و به تعبیری جهان تشیع را برعهده داشت. ⬅️در بررسی ده‌ها مورد از مراجع سده‌ٔ اخیر نیز این روند رشد و رسیدن به جایگاه مرجعیت کاملاً صادق است. اساساً تا نسل امروز مراجع تقلید جریان‌های فکری به‌هیچ‌عنوان بستر رشد و رسیدن به جایگاه مرجعیت نبوده‌اند؛ بلکه این مسیر به صورت کاملاً فردی طی شده و جریان‌سازی، پس از رسیدن به جایگاه مرجعیت بوده‌ است؛ به تعبیر دیگر، جریان‌های مختلف فکری تحت تأثیر مراجع بوده‌اند. ⬅️در مبانی فکری جریان‌ها و چگونگی موضع‌گیری‌های آنان افراد و مسائل مختلفی سهم تأثیر دارند و روند کار خارج از ارادهٔ افراد است؛ به‌نوعی شبیه حزب‌گرایی است؛ مراجع برآمده از جریان‌ها باید تسلیم تصمیمات جریان و یا همان حزب خود باشند. ⬅️تنها مواردی که می‌تواند به نوعی بستر رشد برای مراجع پیشین محسوب شود وابستگی‌های قومیتی بوده است؛ ترک‌زبان یا لر‌زبان و خراسانی و… بودن در مقطعی می‌توانست در گسترش جایگاه مرجعیت مؤثر باشد. اما این تأثیر در مقایسه با جریان‌های فکری سطحی بسیار نازل دارد که از بحث ما خارج است. در برخی موارد هم دولت‌ پهلوی تلاش کرد با محدودکردن یک مرجع و حمایت‌های ضمنی از مرجعی دیگر آنگونه که تصور می‌کرد نهاد مرجعیت را دچار تغییر کند که عملاً این برنامه با شکست مواجه شد. ⬅️ضمن آرزوی طول عمر برای یکایک مراجع عظام تقلید، نگاهی دقیق به مراجع نسل بعدی نشان می‌دهد روند طی نمودن مسیر مرجعیت تحول جدی خواهد داشت و جریان‌ها مرجع‌ساز خواند بود؛ نه اینکه مراجع جریان‌ساز باشند! بدین صورت که مراجع نسل بعدی عملاً بر بستر جریان‌های مختلف فکری، فرهنگی و سیاسی مطرح خواهند شد و گویا روش رشد براساس جایگاه حقیقی عملاً به اتمام رسیده است. ⬅️نگاهی به مراجع احتمالی نسل بعد نشان می‌دهد اکثر آنان جریان‌های فکری‌ای مانند حوزه انقلابی، حوزه مستقل، حوزه سنتی، جریان تقریبی، جریان ضدتقریبی و… را نمایندگی می‌کنند و حامیان این جریان‌ها تمام تلاش خود را برای تبلیغ و معرفی علمای مورد نظر خود به‌کار می‌برند. شاید در نگاه نخست این تغییر نه‌تنها منفی نیست، بلکه نشان از اقتضائات روز جامعه دارد؛ اما سوگمندانه باید گفت نتیجه‌ٔ سبک جدید معرفی مراجع چیزی جز بالا رفتن سطح تخاصمات مراجع نسل بعدی نخواهد بود؛ چراکه این روند برخلاف مسیر فردی، تابع شرایط مختلفی است. در مبانی فکری جریان‌ها و چگونگی موضع‌گیری‌های آنان افراد و مسائل مختلفی سهم تأثیر دارند و روند کار خارج از ارادهٔ افراد است؛ به‌نوعی شبیه حزب‌گرایی است؛ مراجع برآمده از جریان‌ها قاعدتاً تحت تأثیر  تصمیمات جریان‌ها خواهند بود. ازسوی دیگر متأسفانه برخی جریان‌ها ـ که بالاتر به نام برخی از آنها اشاره شد ـ گاه تنش‌های بسیاری با یکدیگر دارند و تبعاً و طبعاً مراجع برآمده از این جریان‌ها نیز از این تنش‌ها و تخاصمات مصون نخواهند بود. ⬅️نگرانی نگارنده، فراتر از دغدغه‌ٔ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نسبت به نهاد مرجعیت،  هشدار نسبت به احتمال بروز تنش و اصطکاک‌های جدی بین مراجع نسل آینده است؛ امری که تأثیر منفی آن بر جامعه‌ٔ دینی کشور بر همگان هویداست. -به نقل از سایت مباحثات http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠ما « تنهای انبوه» هستیم! 🖋فردین عدالتخواه(جامعه شناس) ⬅️نه اینکه آدم بدبینی باشم یا دچار تکنوفوبیا (واهمه از تکنولوژی) شده باشم. ولی گاهی اوقات وقتی که در ذهنم آینده نه چندان دور را مجسم می کنم به این تصویر می رسم که افراد به تدریج توانایی حرف زدن را از دست خواهند داد. اگر زندگی به همین شکل پیش رود تکلم، به عنوان یکی از مهم ترین مهارت ها و هنرهای انسان سخنگو با او خداحافظی خواهد کرد. ⬅️این روزها در مهمانی ها، در کلاس درس، در سخنرانی ها، در مراسم سوگواری، در اتاق خواب، در دورهمی های دوستانه، در سالن موسیقی، هنگام کتابخوانی، موقع نوشتن انشاء، در کنار همسر یا فرزندمان، بر فراز قله و یا در کنار دریاچه، موقع کار اداری و حتی زمانی که مهم ترین چالش زندگی مان معنای زندگی است با انگشتانمان در حال تایپ و دنبال کردن کلمات و سطرهای بی روحِ روی صفحه نمایش تلفن همراه هستیم. همه موقعیت ها را فدا می کنیم تا بتوانیم با « او » یا « آنها» چت کنیم و یا در صفحه این یا آن گشتی بزنیم. مدام پیام می فرستیم و پیام می گیریم. سرمان بسیار شلوغ است. در خانه، در دانشگاه، در پارک، در کافه یا رستوران، در مهمانی و هر جایی که باید حرف زد مشغول تایپ و ارسال پیام به او یا آنها هستیم. مدام در انتظار رسیدن پیامی بسر می بریم ولی نمی دانیم دقیقا از طرف چه کسی، فقط منتظریم. کسی اعتنایی به دیگرانی که در کنارش نشسته اند ندارد. بی اعتنایی مدنی در اینجا به خوبی رخ داده است. دیگران هم به او که در حال تایپ و یا ُسر دادن انگشت روی صفحه نمایش است بی اعتنایند. چون آنها هم مشغول اند. میثاق اجتماعی نانوشتۀ این روزهای ما این جمله است: " من تو را تنها می گذارم و کاری به کارت ندارم و تو هم قول بده کاری به کار من نداشته باشی. بیا هر دو با گوشی هایمان مشغول باشیم". ⬅️در سال 1950، و زمانی که رسانه های جمعی همه عرصه های اجتماعی را فراگرفتند دیوید رایزمن جامعه عصر خود را « انبوه تنها» The Lonely Crowd نامید. منظور او مردمی بودند که در شهرها متراکم اند و به شکل فشرده ای در کنار هم زندگی می کنند ولی از نظر تعامل و ارتباط جدا از یکدیگرند. او این مردمی را که «بی ارتباط» با یکدیگر بودند انبوه تنها نامید. ویژگی این تودۀ فشرده، تنهایی بود. ⬅️من فکر می کنم که پس از حدود 70 سال، عصر ما را نه عصر انبوهِ تنها؛ بلکه باید عصر « تنهای انبوه» نامید. در درون هر یک از ما هزاران شبکه اجتماعی و تصاویر آدم های جورواجور حضور دارند. وقتی به افرادی که می شناسیم فکر می کنیم در چند دقیقه می توانیم صدها نفر را نام ببریم که بیشتر آنها را از طریق شبکه های اجتماعی شناخته ایم. با برخی از آنها هر روز چت می کنیم. ولی مانند 70 سال پیش در عصر رایزمن، باز هم احساس تنهایی رهایمان نمی کند. ما تنهای انبوه هستیم. « تن های » « تنها» بهترین توصیفِ ماست. ⬅️ما نیاز داریم در دنیای واقعی با هم حرف بزنیم. گاهی اوقات گوشی تان را به گوشه ای پرتاب کنید. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠نواصول‌گرایان و پروژه پایان مرجعیت 🖋محمدتقی سبحانی ⬅️نامه آیت الله یزدی برخلاف شگفتی که در بین حوزویان و نخبگان برانگیخت، به گمان بنده هیچ جای تعجب نداشت، و تنها چیزی که تازه بود، «سرگشاده» بودن و «زبان تهدید» در آن نامه بود: 🔸1- پیشتر در دو یادداشت «اصول‌گرائی و روحانیت سنتی انقلابی» و «نو‌اصول‌گرائی؛ بازخوانی هویت و اهداف» به مبانی و افق‌های فراروی سیاست‌ورزیِ نواصول‌گرایان اشاره کردم و نشان دادم که این جریان با بازتولید منابعِ جدیدِ قدرت، ثروت و معرفت، راه خویش را از مرجعیت و سنت علمی و اجتماعی حوزه‌های علمیه جدا ساخته و خاستگاه خویش را از متن حوزه به حاشیه‌ها برده‌اند. نامه آیت الله بیش از هر چیز اعلام رسمی جدائی نواصول‌گرایان از جامعه سنتی و مرجعیتی حوزه و اردوکشی رسمی به پایگاه جدید موسوم به «حوزه انقلابی» است. 🔸2- علی رغم کوشش سالهای نخستین انقلاب برای نزدیک سازی حوزه سنتی با مشی و مقصود نظام، از حدود یک دهه پیش، نشانه های واگرائی میان این دو‌ پیکره، بیش از پیش خودنمائی کرده و با شتاب تحولات سیاسی و فرهنگی در کشور، انتظار می رود که این شکاف روز به روز آشکارتر شود. برآمدن این گسل، زمانی اهمیت خویش را عریان ساخت و نگرانی نواصول‌گرایان را دامن زد که برخلاف انتظار آنان، این شکاف به نسل جوان حوزه نیز منتقل گشت و نه تنها مرجعیت کهن‌سال حوزه به حاشیه نرفت، بلکه بسیاری از فقیهان جوان‌ به همان سنت‌های حوزوی تمایل نشان دادند. با این وصف، با تقویت «نظام مرجعیتی» از سوی گروه‌ها و گرایش‌های گوناگونِ درون حوزوی و به ویژه با فراگیر شدن شعار «استقلال حوزه»، بخشی از پروژه نواصول‌گرایان در باب ادغام حوزه در «نظام حکومتی» با تردید و مقاومت جدی روبرو گردید. 🔸3- پررنگ‌کردن دوگانه‌های «حکومت/حوزه»، «ولایت/ مرجعیت»، «علوم اسلامی/علوم انسانی» و به دنبال آن، فاصله‌گذاری عمیق سیاسی و ایدئولوژیک بین گروه‌های مختلف شیعی در درون ‌و‌ بیرون حوزه، بخش بزرگی از تلاش گفتمانی نواصولگرایان برای دستیابی به آرمان‌ها و یا ارضای حس آرمانخواهی خود در طول دو دهه گذشته بوده است. سیره عملی نواصول‌گرایان در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که آنها حیات و بقای آینده خود را در دامن‌زدن به این تضادها و بیرون راندن طرف دوم از این دوگانه‌‌های فرضی می بینند. این تضاد‌اندیشی و حذف‌گرائی نه تنها منطق گفت‌و‌گو و همدلی را در نواصول‌گرایان به محاق برده، بلکه سبب شده است که هر گونه ندای نزدیکی و تعامل را نشانه‌ای برای نابودی اصول و آرمان‌های خود بدانند. فشار شدید این گروه برای یکدست‌سازی حوزه و به حاشیه راندن رقیبان فکری و سیاسی، پیامدهای وارونه‌ای را به دنبال داشته و اقتدار پنهان نظام مرجعیتی را فزونتر و مقاومت آنان در برابر دخالت‌های برون‌حوزوی را بیشتر کرده است. 🔸4- پس از شکل‌گیری نهادهای حوزوی جدیدی همچون «نشست اساتید» و نیز با گسترش نهادهای غیرحکومتی در بدنه حوزه که خود را بیشتر وابسته به نظام مرجعیتی می دانند، نگرانی نواصول‌گرایان فزونی یافته و علی رغم تلاش برای کم‌رنگ‌کردن حضور رقیب، امید به توفیق این پروژه چندان نمایان نیست. نواصول‌گرایان در سال‌های اخیر، بیشتر بر بدست‌گیری سکان نهادهای رسمی حوزوی و تاسیس موسسات خصولتی و مدارس علمیه با پشتوانه مالی نهادهای حکومتی، متمرکز بوده‌اند و این حرکت در افکار عمومی حوزویان به عنوان پروژه صف‌آرائی در برابر نظام مرجعیت سنتی و بیرون راندن اساتید مستقل از بدنه حوزه تلقی شده است. 🔸5- ماجرای زیرزمین فیضیه و نامه آیت‌الله یزدی نشان می دهد که صبحگاه خوش‌زبانیِ نواصول‌گرایان با نظام سنتی حوزه، اینک به عصرگاه جدائی و خداحافظی نزدیک می‌شود. آنچه در این چند ماه به صورت عریان در صحنه عمومی حوزه به نمایش درآمد، نمایشی بود که ‌پرده‌های پیشین آن، سالها در محافل خاص در حال اجراست. ⬅️این که زمان این واکنش‌های علنی، از روی یک محاسبه دقیق انتخاب شده و یا درهم‌ریختگی روانی رهبران نواصول‌گرائی، قدرت سنجش را از آنان بازگرفته است، چندان مهم نیست؛ مهم این است که آنان پروژه پایان مرجعیت در حوزه‌های علمیه را کلید زده اند. پیامدهای این اقدامات و افق‌های گشوده بر این تفکر و فرهنگ را در نوشتار دیگری تقدیم خواهم کرد. -به نقل از نامه های حوزوی http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
دغدغه‌های حوزوی
💠نواصول‌گرایان و پروژه پایان مرجعیت 🖋محمدتقی سبحانی ⬅️نامه آیت الله یزدی برخلاف شگفتی که در بین حو
💠عیب رندان... 🔹نقدی بر یادداشت‌های سه‌گانه‌ی حجه الاسلام محمدتقی سبحانی(بخش اول) 🖋محمدرضا آتشین صدف 🔸۱. حجه الاسلام محمدتقی سبحانی در واکنش به نامه‌ حضرت آیت‌الله یزدی به حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی یادداشتی منتشر کردند که بخشی از سه‌گانه‌ای است که خود در بخش سوم به دو بخش نخستین نیز ارجاع داده‌اند. (قابل‌مشاهده در وبگاه پژوهشکده‌ی فلسفه و کلام) 🔸۲. بنده ارتباط نزدیکی با آقای سبحانی نداشته‌ام و تنها گاهی در راهروی انجمن‌های علمی حوزه همدیگر را دیده‌ایم و یا گاه در جلساتی عمومی که ایشان سخنران یا حاضر بوده‌اند، من هم بوده‌ام. از قبل و قلب ایشان را دوست دارم و همواره ستایش کرده‌ام و او را وزنه‌ای سنگین و ارزشمند برای حوزه دانسته‌ام و می‌دانم. 🔸۳. من وارد این دعوای نامه و جنبه‌های آن و درست بودن یا نادرست بودن آن و حواشی گوناگونش نمی‌شوم. چند نکته‌ای درباره‌ی یادداشت آقای سبحانی می‌خواهم عرض کنم؛ هرچند ترجیح می‌دادم این چند جمله را هم نمی‌نوشتم و بلکه در موقعیتی قرار می‌گرفتم که در معرفی و بیان فضایل ایشان چیزی می‌نوشتم تا اینکه بخواهم بر سخن ایشان خرده بگیرم؛ ولی دیدم اینجا حقی در حال ضایع شدن است. و قاعدتاً باید حقیقت را از افلاطون بیشتر دوست داشت. 🔸۴. بخشی از ادعاها و تحلیل‌های ایشان در این یادداشت‌ها را نیز پذیرفتنی و بخشی را نیز بررسی پذیر می‌دانم و بخشی دیگر هم دغدغه‌ی من نیستند. این بخش‌ها همان‌هایی هستند که درباره‌شان چیزی نخواهم گفت. 🔸۵. این سه یادداشت را که می‌خوانی در آغاز خیال می‌کنی که کسی بی‌طرفانه و از بالا به قضیه نگاه می‌کند و تحلیل می‌کند؛ ولی جلوتر که می‌آیی، کمی بهت بر می‌خورد؛ چون احساس می‌کنی رودست خورده‌ای (اگر بخواهم از اصطلاحات خود ایشان استفاده کنم) که خیر نویسنده خود سنت‌گرایی است که نواصول‌گرایان را به توپ بسته است؛ ولی کوشیده نوشته‌اش آن‌گونه به نظر برسد که عرض کردم. همچنین در نگاه اول به نظر می‌رسد که نویسنده با آرامش و بدون درگیری احساسی، وضعیتی را تحلیل و توصیف کرده است؛ اما به‌تدریج متوجه می‌شوی که خیر در پشت این پوسته‌ی آرام چیزی وجود دارد که روان شناسان به آن پرخاشگری پنهان می‌نامند. و دیگر اینکه در پشت ادبیات ادیبانه و به‌ظاهر مؤدبانه، بدوبیراه‌هایی را نثار چند نفر و چند ایده کرده است که در ادامه عرض می‌کنم. 🔸۶. نویسنده در بخشی از یادداشت دوم خود این‌چنین می‌نویسد: «منابع معرفت: نواصول‌گرایان گام به گام از ریشه های معرفتی خود فاصله گرفته اند. سخنگویان اصول‌گرائی که روزی فقیهان نامدار و یا دست کم اساتید فاضل و یا فرهنگیان دین‌شناس و دنیادیده بودند، جای خود را به گویندگان مذهبی و سیاسی که فاقد پیشینه علمی و شخصیت اجتماعی‌اند، داده است و در بهترین حالت، این نقش بر عهده شخصیت‌هائی گذاشته شده که همسو با نیازهای نواصول‌گرایان سخن می گویند. آنان که روزی اسلافشان، فقه و نظام دانشی حوزه را چاره کار مدیریت خُرد و کلان کشور می دیدند، با رویگردانی از دانش های حوزوی ‌و نقد رادیکال به علوم انسانی، دست خویش را در اداره کشور تهی می بینند. بهره‌برداری از فلسفه های وجودی و پست‌مدرن و نیز برخی نظریات سیاسی و جامعه شناختی از سوی اصول‌گرایان جوان، تنها پادزهری در مقابل روشنفکران عصر اصلاحات بود که با فرو کش کردن التهاب نزاع های سیاسی و ایدئولوژیک، این زرادخانه اصطلاحات پرطمطراق نیز تاریخ مصرف خود را از دست داد. اسباب کشی به فلسفه اسلامی و تلاش برای استخراج سیاست و مدیریت از حکمت متعالیه -که در سال‌های جدید، در میان اصول‌گرایان حوزوی طرفدارانی یافته است- ظاهرا از همین اکنون علائم نازائی خود را آشکار کرده و و دست کم، اشتهای اصول‌گرایان در قدرت را که به دنبال نسخه‌های آماده برای بیماری های صعب العلاج اند، چندان تحریک نمی کند. اما مهم تر از همه این که نظام آموزش و پژوهش جدید در علوم انسانی و اسلامی که بیش از دو دهه در حوزه و دانشگاه به راه افتاده است، ظاهرا از دید نواصولگرایان حاصلی برای حمایت از حکومت نداشته و ناباورانه و ناامیدوارانه بدان می نگرند. با این وصف، قابل درک است که چرا تئوریسین‌های میدانی نواصول‌گرایان که غالبا نه در دانش‌های حوزوی دستی دارند و‌ نه از دانش های مدرن نصیبی می برند، امروز از حوزه و دانشگاه عصبانی هستند و معلوم است که چرا همه کاسه و کوزه ناکارآمدی حکومت را بر سر فقیهان حوزه و اساتید علوم انسانی فریاد می زنند. این فریادکشی ها در اجتماعات عمومی حوزه و دانشگاه، آن هم از سوی کسانی که سالها در صندلی شورای انقلاب فرهنگی جاخوش کرده اند و قرار بود به جای اساتید کهنه کار، کار تولید دانش و دولت فرهنگ را به سامان آورند، بسیار پرمعنا و رقت‌برانگیز است» 👈ادامه دارد http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0
💠عیب رندان... 🔸نقدی بر یادداشت‌های سه‌گانه‌ی حجه الاسلام محمدتقی سبحانی(بخش دوم) 🖋محمدرضا آتشین صدف ⬅️پرسش: نوک پیکان این عبارت‌ها به سمت چه کسی است؟ تا آنجا که من می‌دانم یکی حضرت حجه الاسلام آقای دکتر حمید پارسانیا است و دیگری آقای حسن رحیم‌پور ازغدی است. تعابیر را یک‌بار دیگر ببینیم: گویندگان مذهبی و سیاسی که فاقد پیشینه علمی و شخصیت اجتماعی‌اند. اسباب‌کشی به فلسفه اسلامی و تلاش برای استخراج سیاست و مدیریت از حکمت متعالیه (به تعبیر تسخرآمیز اسباب‌کشی دقت کنید.) رقت‌برانگیز !!(تعبیر را ببینید) 🔸۷. این مته به خشخاش گذاشتن و برجسته کردن برخی تعابیر برای این است که خواننده‌ی محترم گمان نکند وقتی از لحن و طعنه سخن می‌گویم، سر بی‌صاحبی دارد تراشیده می‌شود. 🔸۸. در جاهای دیگری از این یادداشت‌ها نیز تعابیری مانند «به قلب قدرت کوچ کردن»، «روحانیت درون حاکمیتی» که سهل است خواننده استنباط کند شامل افرادی که نام بردم و مشابه آنها مثلاً حجه الاسلام آقای دکتر عبدالحسین خسروپناه هم می‌شود. 🔸۹. اینکه از افراد نام می‌برم؛ زیرا خود آقای سبحانی چنان وصف‌هایش را مشعر به کار برده است که به نظر می‌رسد برخی جاها حتی نگران بوده که نکند خواننده متوجه نشود که منظورشان با کیست؛ مثلاً تأکید می‌کند «که سالها در صندلی شورای انقلاب فرهنگی جاخوش کرده اند» به تعبیر «جاخوش کردن» کردن دقت بفرمایید. نمی‌گویم آقای سبحانی حتماً این معنا را قصد کرده اند؛ اما جاخوش کردن را گاهی کسی به کار می‌برد که انگار عصبانی است که چرا کسی مدتی بیش از حد انتظار او در جایی نشسته و باید نوبتی هم باشد دیگر بلند شود چون مثلاً من باید بنشینم. 🔸۱۰. احتمالاً برخی خوانندگان عزیز از این ریزه‌کاری‌ها اعصابشان خرد شده است و از دست من عصبانی شده‌اند؛ ولی دوستان اهل اطلاع می‌دانند که در روش‌های کیفی تحلیل محتوا به‌ویژه با رویکرد نشانه‌شناختی این دقت‌ها چقدر برای خواندن سطرهای سفید مهم است. 🔸۱۱. جناب آقای سبحانی عزیز: طوری از «قدرت» حرف می‌زنید که انگار این افراد مثلاً (نستجیر بالله) به حکومت طاغوت کوچ کرده‌اند و در تقویت آن می‌کوشند؛ •آیا تنها شما دارای پیشینه‌ی علمی و شخصیت اجتماعی‌ هستید؟ •بهتر نیست به جای گفتن دیالوگ ناامیدانه‌ای شبیه شخصیت منفی‌باف گالیور نسبت به مجاهدت‌های علمی برای یافتن پاسخ برای صدها پرسش نوظهور، از دل منابع بومی و اصیل علوم اسلامی، شما نیز به جای نبش قبرهایی از قبیل «ایده‌ی بلاکیف» و «کتاب مصقل صفا»، برای پاسخ‌دهی به پرسش‌ّهای بی‌پاسخ مانده‌ی امروز جامعه به کمک بیایید و روحیه بدهید و راه پیدا کنید و راه نشان دهید؟ 🔸۱۲. در باب اینکه من از افرادی اسم آوردم و گمان بردم که مرجع ضمیر آقای سبحانی آنها هستند، باید عرض کنم که حتی اگر ایشان یا کس دیگری بگوید، مراد ایشان، آنها نبوده‌اند، باز در اصل موضوع فرقی نمی‌کند که گمان می‌کنم اگر الآن شهید مطهری زنده بود، با توجه به جایگاهی که ایشان برای کار رسانه‌ای و به‌طور خاص تلویزیون قائل بودند، احتمالاً مسئولیت صداوسیما را به عهده می‌گرفتند و نیز به شهادت آثارشان برای مطالعه‌ی دانش‌های مدرن وقت می‌گذاشتند و به پرسش‌های نوپدید معاصر می‌پرداختند و به فلسفه‌ی صداریی اعتنای جدی می‌کردند؛ و آن وقت از نظر جناب آقای سبحانی باید می‌گفتیم او به قلب قدرت کوچ کرده است و به فلسفه‌ی صدرایی اسباب کشی و مشغول فعالیتی نازا. http://eitaa.com/joinchat/2263875587C5a248fd4a0