eitaa logo
پژوهشگاه حم
333 دنبال‌کننده
988 عکس
1.2هزار ویدیو
39 فایل
بخشی از مقالات متنوع سیدمحمدحسینی(منتظر) فرزند مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمین؛ حاج سید میربابا حسینی(فاطمی) (اعلی الله مقامه الشریف) در حوزه‌های مذهبی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام علیکم سید جان مقاله شما در خصوص شهادت طلبی ممنوع اشعار میدارد که شخص حقوقی با شهادت طلبی سر از جهنم در می‌آورد این نظر ناصواب است به این منظر که مگر امام حسین علیه السلام شخصی حقوقی نبود آنهم در طراز ممتاز ودگر اینکه مگر ایشان شهادت طلبی نفر مودند؟ وانگهی امیر المومنین علی علیه السلام را چه میگویید در لیلة المبیت ایشان نیز هم شهادت طلبی کرده وهم شخص حقوقی است پس ممحز میشود براینکه شهادت طلبی چنانچه مایه جسارت دشمن ونفله شدن شخصی اعم از حقیقی و حقوقی شود لا محاله ممنوع ومذموم است چنانچه امام حسین علیه السلام در کنار کعبه متوجه نظر پلید وشوم شیطان صفت عوامل یزید لعنهم الله شدند وحج را مبدل به افراد کرده و مکه را ترک کرده وکذالک پیغمبر اکرم حضرت محمد صلوات الله علیه و آله و سلم در لیلة المبیت وصلح امام حسن و پذیرش ولایت عهدی امام رضا و... (حجة‌الاسلام الماسی)👉 ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌مشترک لفظی یا مفهوم مشترک! ضمن تشکر از اظهار نقادی جناب الماسی، از 👈یادداشت «شهادت‌طلبی ممنوعه برای اشخاص حقوقی»👉، بنظر می‌رسد؛ در دو مسئله، سوءتفاهمی رخ داده است: ۱) مفهوم شهادت طلبی ۲) مفهوم شخص حقوقی برای توضیح مسئله، از همین نکته ارجاعی ایشان در موضوع ، استفاده می‌کنم. به گزارش منابع تاریخی، جمعی از کفار قریش در دارالنَّدْوه جمع شدند تا در باره نوع برخورد با پیامبر(ص) تصمیم بگیرند. در این جلسه تصمیم بر این شد که از هر قبیله یک نفر انتخاب شود و شبانه به پیامبر(ص) حمله کنند و دسته‌جمعی او را در خانه‌اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او میان همه قبایل پراکنده می‌شد و بنی‌هاشم که خاندان و خونخواهان پیامبر بودند، نمی‌توانستند با همه طوایف قریش بجنگند و مجبور می‌شدند به گرفتن دیه رضایت دهند.[۶] بر پایه روایت مجلسی، پیامبر به علی(ع) فرمود: «مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در بستر من می‌خوابی؟» امام علی(ع) گفت: «در این صورت شما سالم می‌مانید؟» پیامبر(ص) فرمود: «آری». امام علی(ع) تبسمی کرد، سجده شکر به جا آورد و وقتی سر از سجده برداشت گفت: «آنچه را که مأمور شده‌ای انجام بده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد.»[۹] پیامبر(ص)، علی(ع) را در آغوش گرفت و هردو گریه کردند و از هم جدا شدند.[۱۰] ⁉️چرا علی(ع)، در بستر پیامبر خوابید؟ 🔲تا پیامبر از ترور کفار، سالم بماند 🔲تا عیار ایمان علی شناخته شود ✅هر۲ 🔲هیچکدام 👌آنچه که در این واقعه، کاملاً ممحض است؛ ۱) پیامبر اکرم(ص)، به دستور الهی از شهادت‌طلبی، گریخته و به مدینه هجرت می‌کند. زیرا او اینک یک است و مکلف به انجام رسالت الهی است و امامت مسلمانان را بر عهده دارد. ۲) حضرت علی(ع) در این مقطع، صرفاً یک شخص حقیقی است که بعنوان یک مسلمان مجاهد، آماده جانفشانی برای پیامبر است. امام علی(ع) در و بعد از ، تبدیل به شخص حقوقی می‌‌شود. فلذا در لیلة‌المبیت، مجاز است که باشد و وجود نازنین خود را در معرض ضربات شمشیرهای مشرکین قرار بدهد و به استقبال مرگ برود. ۳) تمایز حضرت (ص) بر (ع) در اینست که پیامبر، یک شخص حقوقی است و حق شهادت‌طلبی (پذیرای خطر مرگ) را ندارد ولیکن علی(ع)، یک شخص حقیقی است و حق شهادت‌طلبی دارد و می‌تواند به استقبال مرگ برود. ۴) شخصیت حقوقی یافتن حضرت محمد(ص) را اساساً (صرف‌نظر از مقام رسالت الهی و غیبی) باید در این نکته ببینیم که در عالم شهود، از طرف ، دعوت شده است به حکمیت و میان آنان فلذا حق شهادت‌طلبی از آن‌حضرت، سلب شده است و بلکه مکلف گشته که از جان خود، قویاً محافظت نماید ولو با قربانی کردن شخصیتی مثل علی‌بن‌ابیطالب که در آینده، خواهد شد! حال با همین قاعده برویم سراغ امام حسین(ع)؛ آن‌حضرت (صرف‌نظر از این که از جانب پروردگار متعال، است ولیکن) تا بیعتی از طرف با او نشود، همچنان ، محسوب شده و حق شهادت‌طلبی دارد. اما از مقطعی که دعوت‌نامه‌های را دریافت می‌کند، تبدیل به شخص حقوقی شده و لذا مکلف به حفظ جان خود می‌گردند ولو به قیمت ناتمام نهادن واجب الهی! ولیکن در روز وقتی مسجل می‌گردد که ، نه تنها منکر ارسال دعوتنامه‌های خود شده بلکه علیه آن‌حضرت، شمشیر کشیده‌اند، قاعدتاً شخصیت حقوقی امام(ع)، خاتمه یافته و مجدداً به حالت شخصیت حقیقی برمی‌گردند و لذا حق شهادت‌طلبی یافته و حق دارند بانگ برآورند که؛ «.. فیاسیوف خذینی»! یعنی اگر اهل کوفه (ولو در قالب امتی کوچک)، بنحوی خود با امام را ابراز می‌کردند، شهادت‌طلبی (ع)، به محاق می‌رفت. در اینجاست که عبارت مورد اشاره بنده در یادداشت مورد بحث، خود را به رخ می‌کشد و الخ! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۳
❌️پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه شد 🔻رئیس‌‌جمهور در حکمی «سید حمید پورمحمدی» را به سمت معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه منصوب کرد. 🎬 برای بیداری وجدانها👇 @Bidari_Media ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر نصب س.ح.پورمحمدی نماد وفاق رژیم مشانژاد با رژیم مسعود باکونژاد! 👌سیدحمیدپورمحمدی از بچگی، آرزو داشت تا روزی برسد که امضای او روی اسکناس‌های ایران، چاپ شود و بالاخره توسط رژیم به آرزویش رسید! او گماشته در شد تا مانع بازرسی‌های مرسوم آن از بانک‌های خصوصی شود! ⁉️چرا؟! طبق طرح «براندازی نظام از درون»، بانک‌های خصوصی، وظیفه داشتند و دارند که را به برسانند. ولیکن بازرسی بانک مرکزی، می‌توانست خنثی‌سازی نماید اما مشانژاد بدل زد و مانع بازرسی‌ها شد و لذا بانک‌های خصوصی، هر بلایی که توانستند بر سر اقتصاد ایران آوردند! این فرد، چنان تحت حمایت جریاناتی بود که حتی بعد از برکناری از قائم‌مقامی بانک مرکزی، کماکان اعمال اراده می‌کرد! و نهایتاً تداوم اجرای طرح مذکور را به سپردند! و انصافاً همتی، راه پورمحمدی را جسورانه‌تر دنبال کرد! خدماتی که پورمحمدی و همتی در بانک مرکزی به نفع ، دنبال کردند، کم‌نظیر بود. فلذا هر دو مستحق دریافت پاداش شدند! در نتیجه همتی به مقام ، ارتقاء رتبه یافت ولیکن توانست تا حدودی او را مهار نماید. و حال نوبت حال دادن به پورمحمدی بود که امروز حکمش را از دریافت نمود! فقط خدا به داد ایران برسد! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۴
نقشه گریز زیگ‌زاگی پیامبر اسلام ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر راهبرد الهی خروج از دسترسی‌ها گریختن از عروس زیبای شهادت! فرار مقدس رسول اکرم (ص) یا هجرت از امر شهادت‌طلبی! نقشه مسیری که مکرم (صلوات الله علیه و علی آله و سلم) در خود از به ، در مقایسه با مسیر عمومی و عادی کاروان‌ها، خود گویای این نکته است که کل مسیر مکه تا مدینه برای (ص)، مسیری بوده است. یعنی اینطور نبوده که صرفاً در قلمرو مکیان، مورد بوده‌اند و بلکه تا منطقه را در بوده است! پیامبر ۱۳ سال در مکه بود و هرچه که باید در مکه به دست می‌آمد، به دست آمده بود. مکه دیگر جایی برای اسلام نداشت و اگر اسلام تنها در مکه می‌ماند، تنها معدود مسلمانان این شهر بودند که پیرو این می‌شدند که ممکن بود با گذشت زمان، اثری از آنان نیز باقی نماند. مکه جایگاه خاصی در دل مردم بود و بدون سیطره بر آن و برچیدن بت‌پرستی و جایگزینی آیین اسلامی، پیامبر(ص) شکست خورده به حساب می‌آمد. بنابراین ضرورت داشت جایی به عنوان پایگاه این دعوت انتخاب شود که علاوه بر نزدیکی، بتوان از آنجا اوضاع مکّه را زیر نظر داشت و نوعی فشار سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی به وقت لزوم بر آن وارد ساخت. مدینه همان جایی بود که مقدمات و لوازم اعمال چنین فشاری در آن موجود بود. 👌 کدامیک ۱۰ سال طول کشید؟ 🔲 از مصر 🔲 از مکه 🔲 از قیام ✅هر سه گزینه ⁉️، چقدر طول خواهد کشید؟😭😭😭 ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۴
راهبرد الهی خروج از دسترسی‌ها گریختن از عروس زیبای شهادت! (بخش اول): : در () «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى‌ قالَ يا مُوسى‌ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ» (۲۸/۲۰) و (در اين هنگام) مردى از دورترين نقطه شهر (كه مركز استقرار فرعونيان بود) شتابان (به سوى او) آمد و گفت: اى موسى! همانا سران قوم در مورد تو مشورت مى‌كنند تا تو را بكشند، پس (فوراً از اينجا) خارج شو، همانا كه من از خيرخواهان و دلسوزان تو هستم. «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» (۲۸/۲۱) پس (موسى) از شهر خارج شد در حالى كه نگران و ترسان بود. گفت: پروردگارا! مرا از (دست) اين گروه ستمگر نجات ده. نکته‌ها مراد از كلمه‌ى‌ «رَجُلٌ» در اين آيه، همان «مؤمن آل‌فرعون» است كه سوره‌ى «مؤمن» (غافر) به نام اوست. او ايمان خود را كتمان و در لباس تقيّه به موسى كمك مى‌كرد. (جلد ۷ - صفحه ۳۴) پیام‌ها 1- حضرت موسى در دربار فرعون، عامل نفوذى و طرفدار داشت. «جاءَ رَجُلٌ» 2- كمك به ظالم در هر شكلى حرام است؛ ولى ورود و نفوذ در دستگاه براى كمك به اهل ايمان كارى پسنديده است. «جاءَ رَجُلٌ» (حضور علىّ ابن‌يَقطين يكى از ياران امام كاظم عليه السلام در دستگاه ظلم بنى‌عبّاس نيز از همين باب بود.) 3- طاغوت‌ها براى امنيّت و آسايش بيشتر خود، در ميان مردم و مركز شهر زندگى نمى‌كنند. «أَقْصَى الْمَدِينَةِ» 4- در حفظ جان رهبران و نخبگان جامعه، نهايت تلاش خود را بكار ببريم. «يَسْعى‌» 5- گاه، خبررسانى به موقع و سوز و سرعت در كار، سرنوشت يك ملّت را عوض مى‌كند. «يَسْعى‌» (چه بسا كه اگر اين مرد، اخبار را به موسى عليه‌السلام نمى‌رساند و آن حضرت از شهر بيرون نمى‌رفت، به دست مأموران فرعون كشته مى‌شد.) 6- يك انسان انقلابى مثل موسى، جبهه‌ى كفر و مهره‌هاى آن را به اضطراب و تكاپو مى‌اندازد. «إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ» 7- اطرافيان طاغوت‌ها نيز در جرم آنها شريك هستند. «يَأْتَمِرُونَ بِكَ» 8- افشاى توطئه‌ها و طرح‌هاى خائنانه واجب است. «يَأْتَمِرُونَ بِكَ» 9- مصلحان جامعه بايد همواره آمادگى هجرت و آوارگى را داشته باشند. «فَخَرَجَ» 10- به هشدارهاى دلسوزانه بها دهيم و نصيحت ديگران را بپذيريم. «فَاخْرُجْ‌- فَخَرَجَ» 11- شجاعت، به معناى در دسترسِ دشمن قرار گرفتن نيست. «فَخَرَجَ» 12- زندگى انبيا غالباً با آوارگى و سختى همراه بوده است. «فَخَرَجَ» 13- سعى و همّت خود را بكار بريم؛ ولى نتيجه را از خداوند بخواهيم. «فَخَرَجَ‌- قالَ رَبِّ نَجِّنِي» 14- دعا بايد با تلاش و حركت همراه باشد. «فَخَرَجَ مِنْها- قالَ رَبِّ نَجِّنِي» 15- رهبران الهى، در همه حالات از خداوند استمداد مى‌كنند. «رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»، «رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي» «1»، «رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ» «2» و «رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» «3» محسن قرائتی (تفسیر نور)👉👉 ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر فرار مقدس حضرت موسی(ع) یا هجرت از امر شهادت‌طلبی! 👌بند ۱۱م از پیام‌های تفسیر مذکور (خروج شجاعانه از دسترسی فرعونیان)، قابل توجه است. لازم به توضیح است که؛ (ع) در با ، اقدام به تشکیل نمود ولیکن به علت یکی از اعضای گروه مخفی ، او ناچار به فرعونی شد. اما با این حال، لو رفت و قرار گرفت. آیات مذکور، مقطعی را مورد اشاره قرار داده است که آن‌حضرت (در جایگاه فرمانده ) از ماجرای تحت پیگرد قرار گرفتن خود، مطلع شده و با «فرار از شهادت‌طلبی»، اساساً مصر را به مدت ۱۰ سال ترک می‌کند. ناگفته نماند که موسی(ع)، زمانی که در دربار فرعون بود، در جایگاه «فرمانده کل نیروهای نظامی فرعونیان»، برای فراعنه، با سرکوب متجاوزین و تجزیه‌طلب‌ها، کشورگشایی هم کرده بود! فلذا بدنی ورزیده داشت و می‌توانست با کوبیدن یک مشت، فردی را از پای در آورد که یک مصری را به درک واصل کرد اما خودش در ادامه ماجرا، شناسایی شد. (ع)، شهادت‌طلب بود ولیکن خود را هم بر عهده داشت فلذا ناچار شد از در بگریزد و گریخت و در شهری دیگر (مدین در استان تبوک؛ شرق خلیج عقبه در جنوب اردن)، داماد حضرت (ع) شد و بعد از ۱۰ سال چوپانی برای او بسوی مبارزه با در مصر رهسپار گردید. و در مصر برادر خود ()، را یافت و متفقاً به سراغ فرعون رفتند. اول از طریق و زبان نرم و نهایتاً با کوچانیدن بنی‌اسرائیل از مصر و شکافتن رود نیل به کنعان و... ✍️ سیدمحمدحسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | محل نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۴
راهبرد الهی خروج از دسترسی‌ها گریختن از عروس زیبای شهادت! (بخش دوم): 👈بخش قبلی👉 پس از بیعت عقبه و بازگشتن هفتاد و پنج نفر اصحاب بیعت دوم عَقَبه به مدینه و آگاه شدن قریش از دعوت و بیعتی که اوس و خزرج با رسول خدا(ص) انجام داده‌اند، سخت‌گیری قریش نسبت به مسلمانان شدت یافت؛ به‌گونه‌ای که زندگی در مکه برای مسلمانان بسیار سخت شد تا آنکه از رسول خدا اذن هجرت خواستند و رسول خدا به آنان فرمود رهسپار مدینه شوند و نزد برادران انصار خود روند و به آنان گفت: «خدای عزّ و جلّ برای شما برادرانی و محلّ امنی در آنجا قرار داده است».[۳] بنا بر روایات، مسلمانان دسته‌دسته، رهسپار مدینه شدند و رسول خدا به انتظار اذن خدا در مکه باقی ماند. هجرت مسلمانان به مدینه از ذی الحجّه سال سیزدهم بعثت آغاز شد.[۴] «بیعت دوم عقبه» در ذی الحجه سال سیزدهم بعثت به انجام رسید و سپس در فاصله‌ای کمتر از سه ماه، بیشتر اصحاب رسول خدا(ص) به‌سوی مدینه رهسپار شدند. مردان قریش دانستند که یثرب به‌صورت پایگاه و پناهگاهی برای رسول خدا(ص) و یاران او درآمده و مردم آن برای جنگیدن با دشمنان رسول خدا آماده‌اند؛ بدین رو از هجرت رسول خدا(ص) بیمناک شدند و برای جلوگیری از آن، درآخر ماه صفر سال ۱۴ بعثت، در دارالندوه، جلسه‌ای برقرار کردند؛ سپس از هر طایفه‌ای، افرادی انتخاب شدند تا در مورد رسول الله(ص) تصمیم بگیرند. در این حال پیرمردی جلوی در ایستاده بود و هنگامی که می‌خواستند داخل دارالندوه شوند، گفت: مرا هم به داخل ببرید. گفتند: تو که هستی‌ای پیرمرد؟ گفت: من پیرمردی از قبیله بنی مُضَر (و بنابر برخی نقل‌ها پیرمردی از اهل نجد) هستم و نظری دارم که شما را به آن راهنمایی می‌کنم. پس همگی وارد شدند و نشستند و به مشاوره پرداختند، در حالی که پیرمرد هم نشسته بود. پس از بحث و نظر قرار گذاشتند که رسول الله را اخراج کنند. او گفت: این رأی خوبی نیست، اگر او را اخراج کنید، افرادی را جمع می‌کند و با شما خواهد جنگید. گفتند: راست می‌گویی، این رأی خوبی نیست. برای همین با هم مشورت کردند و قرار گذاشتند که وی را حبس کنند. او گفت: این رأی خوبی نیست، اگر چنین کنید، از آنجا که محمد(ص) مردی شیرین‌زبان است، فرزندان و بردگان شما را به‌تدریج فاسد می‌کند و اگر برادر و فرزند و همسر شما را فاسد کند، حبس وی چه فایده‌ای خواهد داشت؟ سپس با هم مشورت کردند و تصمیم گرفتند که وی را به قتل برسانند و برای این کار جوانانی را از هریک از طوایف انتخاب کنند که با شمشیر آن حضرت را بکشند.[۱۲] بنا بر برخی نقل‌ها آن پیرمرد ابلیس بوده است.[۱۳] در شب پنجشنبه اوّل ماه ربیع الاول (سال چهاردهم بعثت) رسول خدا(ص) از مکه بیرون رفت و در همان شب علی(ع) در بستر رسول خدا خوابید و آن شب را لیلة المبیت نامیده‌اند.[نیازمند منبع] [۱۴] علت آن آگاهی پیامبر(ص) از نقشه مشرکان قریش برای ترور بود که برخی بیان می‌دارند که آیه وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماکرینَ (ترجمه:هنگامی که کافران ضد تو حیله کنند تا تو را زندانی کنند یا بکشند یا تبعید نمایند آنان با خدا از در حیله وارد می‌شوند خداوند حیله می‌کند و خداوند بهترین حیله کنندگان است.)[انفال–۳۰] درباره همین خبردادن به پیامبر(ص) نازل شده است.[۱۵] لیلةالمبیت شبی است که پیامبر(ص) به امر الهی از مکه به مدینه هجرت کرد و به‌سبب تصمیم سران قریش بر قتل آن حضرت، از علی(ع) خواست تا به‌جای او در بسترش بخوابد و مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشوند. خداوند در عظمت این جانفشانی علی(ع) آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه:و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.)[بقره–۲۰۷] را نازل فرمود.[۱۶] 👈منبع👉 ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر فرار مقدس پیامبر اعظم(ص) یا هجرت از امر شهادت‌طلبی! در این‌باره، باندازه لازم در 👈 این‌جا 👉 و 👈 این‌جا 👉، توضیحاتی داده شد. ولیکن شاید تذکر این نکته، خالی از فایده نباشد؛ (ص)، قبل از خود، را راهی کردند و همچنین هجرت اقربای خود از جمله فواطم را به (ع) سپردند و مستقلاً را ترک فرمودند که مسیر آن در پیام قبلی، قابل مشاهده است. نکته مهم‌تر بعدی آنکه، سال وقوع همین ، سرآغاز سالشمار مسلمین گردید که اینک ۱۴۰۴ سال ش. از آن واقعه (هجرت رسول اعظم‌ص) می‌گذرد. گویا که همین هجرت، مبداء هر امر خطیری است که باید در دنیای ، دنبال کرد. الغرض؛ گاهی هجرت (فرار مقدس)، خودش موضوعیت دارد و اینکه بر ، ارجحیت می‌یابد بویژه برای اشخاص حقوقی. ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۴
: 💠«إذهب أنت و أخوک بآیاتی و لا تنیا فی ذکری» (۲۰/۴۲) تو و برادرت با نشانه‌های من بروید و در ابلاغ ذکر من، سستی نورزید. 💠«إذهبا إلی فرعون إنه طغی» (۲۰/۴۳) هر دو باهم به سوی فرعون بروید؛ زیرا او سرکشی کرده است. 💠«فقولا له قولاً لیناً لعله یتذکر أو یخشی» (۲۰/۴۴) پس با گفتاری نرم به او سخن بگویید، امید است که متذکر شود [به حق گراید] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد] ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر خدا؛ نخستین مذاکره کننده در محدوده نرمش+هشدار+خشیة مطلب در ، چنان ارزشمند است که را باید نخستین ، تلقی کرد. چنانکه به حضرات و (علیهماالسلام)، به مذاکره با می‌دهد که سر به بلند کرده است. یعنی ، قبل از اقدام به ، برای او از ، وارد می‌شود. ولیکن برای ، و شرایطی را هم تعریف می‌کند که لازمست مراعات شوند: الف) مأمورین مذاکره؛ 🔲متکی به باشند 🔲در بیان ، سستی نورزند ✅هر۲ 🔲هیچکدام ب) نحوه پرداخت مذاکره؛ 🔲به و دل‌پذیر سخن گویند 🔲عبارات باش بکار ببرند 🔲ترس و الهی به‌بار آورند ✅هر سه 👌بنابراین گفتگو با ، فی‌نفسه امر خطیر و ارزشمندی است. بشرطی که ابعاد و تعریف‌شده آن، در حین مذاکرات، دقیقاً مراعات گردد. 👌مذاکره با دشمنان؛ با آغاز می‌شود تا به منتهی گردد. ⚠️ همه این‌ها در فقهی بودن آن، دارد و لا غیر👉 👈گزینه سوم فقهی👉 ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۵
🔴۱/ در واقعه عاشورا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)؛ آیا مطابق قاعده «آتش به اختیاری» عمل کردند⁉️ یا مطابق قاعده «رعایت سلسله مراتب فرماندهی»❗️ 🖤۲/ ایشان بجای استفاده از اختیارات خود برای رفتن به جنگ مستقیم در میدان رزم؛ 💚با اطاعت از فرمان امام حسین علیه السلام به اجرای مأموریت پشتیبانی و آوردن آب پرداختند‼️ ♥️و در یک درگیری با اشقیاء به شهادت رسیدند 🔴۳/ در همین جنگ ۱۲ روزه ایران بر علیه آمریکا و اسرائیل؛ آیا رعایت قاعده «سلسله مراتب فرماندهی» ⬅️ باعث سازماندهی قوای لشکری و کشوری و پیروزی ایران شد⁉️ یا «آتش به اختیاری افسار گسیخته»❗️ ❌❌❌ ⚫️ ۴/ کسانی که مدتهاست با تحریف مقوله «آتش به اختیاری» خط مشی «انتقاد و مطالبه گری افسار گسیخته» را در برابر نظام در پیش گرفته اند؛ 🔻چه زمانی میخواهند فاصله شان را از مکتب عاشورائی انقلاب جبران کنند⁉️ ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر چالش‌های امام در تشکیل نظام (بخش۰۴۸): 👈بخش قبلی👉+👈این‌جا👉 آتش باختیار؛ رکنی از ساختار نظام انقلابی! (و بتعبیر ؛ در بیانیه انقلاب اسلامی)، در واقع عبارت موجزی از مفهوم «نهضت+نظام اسلامی» است. ⁉️کدام گزینه در ، صحیح است: 🔲نهضت منهای نظام؟ 🔲نظام منهای نهضت؟ ❌هر۲؟ ✅هیچکدام؟ «نهضت منهای نظام» و «نظام منهای نهضت»، هر دو غلط هستند. آنچه صحیح است؛ «نهضت اسلامی+نظام اسلامی» است. بعبارتی دیگر؛ «نهضت بشرط نظام» و «نظام بشرط نهضت»، معتبرند. فلذا حذف هر کدام، برای هیچ‌کدام، شأن، حیثیت، اعتبار و حرمتی، باقی نمی‌گذارد. ، تعبیری از همان نهضت و انقلاب است. فلذا امری کاملاً موجه است ولیکن بگونه‌ای باید تعریف شود که را برتابد و اگر قرار باشد که چنان تحدید و تهدید شود که نتواند «پلیدی‌ها و پلشتی‌های کارگزاران نظام» یا «اعوجاجات ساختاری در نظام» و یا «بدافزارهای حاکم بر نظام» را به چالش و اضمحلال و خلعیت بکشد، اساساً وجاهت ذاتی خود را از کف می‌دهد. آتش باختیار، زمانی معتبر است که به هر علتی، ارتباط مطمئن با ، دچار اختلال و تشویش باشد و در امر کسب تکلیف، مضایقی، عارض شود. بنابراین سؤال اول متن وارده که؛ آیا برای اعزام به جهت تأمین ، آتش باختیار عمل کرد یا در قالب اطاعت از فرماندهی میدان؟ اساساً سؤال غلطی است. زیرا در ، وقتی همه یاران ، به شهادت رسیده بودند و فقط عباس مانده بود و امام(ع)، هیچ‌گونه اختلال ارتباطی بوجود نیامده بود که نیاز به انتخابی سخت بین اطاعت یا آتش باختیاری باشد. و اما بند دوم؛ عباس، تابع بود و از آن‌جا که هیچ اختلالی در ارتباط با فرمانده خود نداشت، اساساً مجاز بآتش باختیار هم نبود. و اما اذن امام با عباس چگونه بود؟ ۱) بجز «اذن علمداری»، مأذون به هیچ امری نبود. و حال آنکه قوی‌ترین رزمنده صحنه، عباس بود ولیکن امام، اذن ندادند! علت این ممانعت در 👈این‌جا👉 توضیح داده شده است. ۲) وقتی که کل اعضای سپاه به شهادت رسیدند، بالتبع، مطلب «علم‌داری سپاه»، خود به خود منقضی شد. وضعیتی رخ داد که این دو برادر گویا آماده سبقت بر دیگری بود برای شتافتن به آغوش شهادت! با این‌حال، عباس، ملتزم به بود و صدای ، بهانه لازم را رقم زد و آن‌دو برادر را از بلاتکلیفی نجات بخشید! عباس (به تقاضای خود یا به توصیه امام)، مأذون شد که فقط برود آب بیاورد و حق جنگ مستقیم را هم نداشت و البته بدون اینکه از او سلب شده باشد. بنابراین، عباس تنها بود که در حالت تدافعی به شهادت رسید نه تهاجمی. و اما بند ۳ در جنگ ۱۱ روزه، بدیهی‌ست که در ، تابع «سلسله مراتب فرماندهی» بود ولیکن نحوه همکاری آحاد ملت، تابع اقدامات آتش باختیاری آنان بود. یعنی هیچ ایرانی برای انجام امر خاصی، حکم رسمی و موردی دریافت نکرد. و اما بند ۴ تفکیک امر راهبردی آتش باختیار به دو مقوله؛ «» و «...!» (چه؟! لابد افسار پیوسته!)، یک بحث ناقص، سخیف، غلط و انحرافی است. 👌وقتی که بفهمیم، امر خطیر «آتش باختیار خودی»، وجاهت شرعی و عقلی خود را از «نهضت اسلامی» کسب می‌کند، بالتبع نمی‌تواند غیر اسلامی (و بتعبیر این نویسنده؛ افسارگسیخته) باشد. و همچنین است «انتقاد و مطالبه‌گری» که جوهره نهضتی و انقلابی بودن است و اگر متصف به باشد، نمی‌تواند افسارگسیخته باشد. 👌آن‌چیزی که افسارگسیخته است، عملکرد کارگزارانی است که به علل مختلفی در مناصب ریز و درشت نظام، نفوذ کرده و به أیّ نحو کان، تیشه به ریشه نظام و نهضت می‌زنند. و اغیاری که برای هم‌پوشانی و خیانات خود، با یکدیگر می‌کنند! وفاقی آکنده از ! الا لعنة الله علی القوم الظالمین ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۵
راهبرد الهی خروج از دسترسی‌ها گریختن از عروس زیبای شهادت! (بخش سوم): 👈بخش قبلی👉 ⁉️چرا امام حسین(ع) آیه ۲۱ سوره قصص را کنار مزار پیامبر تلاوت کرد؟ امام حسین(ع) با انتخاب آیات قرآن در طول ماجرای قیامشان، کلیدهای رمزگونه‌ای به شیعیان خویش تا آینده ارائه می‌‎دهد. به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، حجت‌الاسلام موسوی‌مطلق در برنامه تلویزیونی «خوشبخت» به مناسبت آغاز محرم گفت: یکی از مباحث بسیار مهم، اساسی و کلیدی در جریان سیدالشهداء، انس و الفت امام با قرآن بود. استفاده امام حسین علیه السلام از آیات الهی از زمان حرکتشان تا شهادت و حتی پس از شهادتشان، از آنجا اهمیت می‌یابد که تبیینی از جامعه آن دوران برایمان آشکار می‌شود و از سوی دیگر می‌توان به اهداف قیام سیدالشهداء دست یافت. در واقع امام با انتخاب این آیات، کلیدهای رمزگونه‌ای به شیعیان خویش تا آینده ارائه می‌‎دهد. وی افزود: ما اگر بخواهیم یک ابتدای زمانی برای قیام حضرت سیدالشهداء یافت کنیم تا آیات را از آنجا مورد بررسی قرار دهیم، باید از مدینه آغاز کنیم. هرچند برخی مورخان قیام امام را حداقل از دو سال قبل می‌دانند، آنجا که در سرزمین منا رسماً قیام خویش را در بین اصحاب و اعوان اعلام کردند؛ با این حال، مبنا را از هنگام خروج از مدینه قرار می‌دهیم. موسوی‌مطلق در باره خلاصه‌ای از علت ظاهریِ خروج امام حسین(ع) گفت: دلیل خروج امام این است که نیمه رجب سال 60 هجری معاویه به دَرَک واصل شد. تا خبر مرگ معاویه به مدینه برسد، تقریباً‌ دو هفته‌ای به طول انجامید. به محض اینکه خبر مرگش رسید، یزید جانشین او شده بود؛ پیک از یک طرف باید خبر مرگ را منتقل می‌کرد و از سوی دیگر بیعت‌ها را می‌گرفت؛ منتها علاوه بر بیعت عمومی،‌ بیعت از سه نفر مهم بود: امام حسین(ع)، پسر زبیر و عبدالله بن عمر. آن دو نفر قبل از بیعت فرار کردند، اما امام ماند. ایشان کنار قبر مطهر رسول‌الله(ص) تشریف برد و در آنجا ضمن مناجات با جدّ بزرگوار خویش، آیه 21 سوره قصص را تلاوت کرد «فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین» یعنی موسى ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت [در حالى که مى‏]گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش.» این آیه مربوط به ماجرای خروج موسای نبی از مصر بود. اما سؤال اینجاست که چرا امام این آیه را بیان فرمود. خروج موسی از مصر چه سنخیتی با خروج امام حسین از مدینه دارد؟ با این توضیح که حضرت موسی به این دلیل خائف بود که در مصر علیه ظالمی قیام کرد و او را به دلیل آزار یکی از مؤمنان کشت. حالا می‌خواستند موسی را دستگیر کنند که ایشان در حالت خوف از مصر خارج شد. وی افزود: امام حسین قصد داشت با انتخاب این آیه مفاهیمی را منتقل کند: اول اینکه قصد خروج دارم. خروج یک معنای عادی به معنای بیرون رفتن از شهر دارد و یکی هم به معنای قیام است. از آیاتی که امام بعداً اشاره فرمود، متوجه می‌شویم امام قصد قیام داشتند. دوم اینکه انتظار حوادث تلخ را کشیدند؛ چرا که حضرت موسی رنج‌های فراوانی در طی مسیر دیدند. سوم اینکه امام قصد دارد این معنا را انتقال دهد که گاهی اصلاح جامعه با خروج و هجرت حاصل می‌شود. چهارم اینکه امام قصد دارد تفهیم کند شجاعت به این معنا نیست که همیشه در دسترس دشمن باشی؛ گاهی ایجاب می‌کند از دسترس او خارج شوی و حیات و ممات تو باید برای حریم خدا سودمند باشد. پنجم اینکه دعا و عمل کنار یکدیگرند؛ لذا در انتهای آیه می‌فرماید «قال رب نجنی من القوم الظالمین»؛ نکته دیگر اینکه امام قوم مقابل خویش را قوم ظالم می‌خواند. در واقع دشمن را به صفت ظلم معرفی می‌کند. ذکر این نکته ضروری است که رسول الله در حدیثی فرمود هر آنچه در امت بنی‌اسرائیل رخ داد،‌ در امت من هم اتفاق می‌افتد. این حدیث با عبارت «حذو النّعل‌ بالنّعل‌» شناخته می‌شود. منبع👉 ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر فرارهای مقدس سید الشهدآء یا هجرت از امر شهادت‌طلبی! (ع)، چهار مرتبه، مصمم به فرار از ماجراجویی و سعی در شدند که ملاحظه آن‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است: 1⃣بعد از شهادت (ع)، بخاطر پایبندی به آن‌حضرت با ، حدود ۱۰ سال در به کار و زندگی عادی خود مشغول بودند و حال آنکه در تمام این مدت، رژیم منحوس از هر اقدام تحریک‌آمیزی (از قبیل سب در منابر!)، فروگذار نکرد. 2⃣با مرگ معاویه (که با ، جانشین تعیین کرد)، (ع) تحت فشار قرار گرفته و لذا ناچار به از مدینه شدند. با اینکه می‌توانستند را بکنند. 3⃣در مکه هم وقتی دریافتند که ۸۰ ، دنبال ریختن در کنار هستند، از هم گریختند! 4⃣در هم وقتی متوجه شدند که ، ندارند، تقاضای بازگشت نمودند اما دشمنان، مهلت ندادند! ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۴
جنگ یا صلح؟ یا ؟ کدام را می‌پسندی؟ لسان الغیب: آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است با دوستان ، با دشمنان ☝️از پیام‌های وارده☝️ نقدونظر 👌تحمیق در قالب سؤال! این باور که؛ «امام حسن(ع)، و امام حسین(ع)، بودند!»، شاید در اوهام عوام‌الناس، چندان قابل مذمت نباشد ولیکن این تلقی که؛ (+)، سودای و و بودن دارد اما ! (+)، طالب و و هستند؛ در ذهنیت هر کسی که باشد، قطعاً قابل نکوهش و تحقیر است. زیرا نشانه ، بلاهت، سخافت و آن‌هاست. از آن‌جا که طبق اصل‏ ۱۱۰ ؛ «اعلام‏ ‏ و ‏ و بسیج‏ نیروها‏»، پنجمین وظیفه از ‏_رهبری است و با هم در ذیل همین وظایف است، بالتبع بدون مجوز و تفویض اختیار، احدی از مقامات (ولو رئیس )، حق دخالت در این امر را ندارد. و اگر کسی (ولو از طرف )، ادعا کند که ، می‌تواند در این ورود نماید، صرف‌نظر از جریمه بابت جهل به قانون اساسی، لازمست به جرم و و بافتن ، قضایی و قرار بگیرد. و اما تناسب شعر حافظ با «مذاکره با »، کاملاً بی‌ربط بوده و تفصیل آن 👈قبلاً در این‌جا بیان شده است.👉 👌«شیعیان حسین/امت اسماعیلی» هم 👈همچون سیدالشهداء(ع)، از ماجراجویی و جنگ‌افروزی گریزانند👉 اما.. ✍️حسینی(منتظر) 🌐 حیفه نبینی | نظرات ۱۴۰۴/۴/۱۶