eitaa logo
همانوشت ✎ | هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی
534 دنبال‌کننده
739 عکس
42 ویدیو
51 فایل
از میدان کلمه‌ها تا قله تربیت 🙌 ارتباط با ادمین جهت ارسال محتوا: @writing_team_1405 مدرسه نویسندگی همانوشت: @Ghalamasa گروه نقد و دیدگاه: ble.ir/join/DHZ7EhRX1q ⭕کپی‌برداری فقط با لینک رسمی کانال امکان‌پذیر است
مشاهده در ایتا
دانلود
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔴 بهترین‌های همانوشت قاب چهارم ✍نویسنده معلم فاطمه محمدی از دید یک کالسکه‌ران یک عاشقانه ایدئولوژیک بابا فرشته شد آشتی، آشتی تراکنش موفق ✍نویسنده معلم محمدایمان ریاضی‌فر گره‌گشا غریبه‌ای در آینه نماز عشق به امامت دست‌های بریده ✍نویسنده معلم ریحانه خورشیدی خبر جنگ رمز استقامت در برابر نقشه‌های دشمن ✍ نویسنده معلم رویا رستمی‌وند معلم‌های در میدان او اینجاست زوال زرد ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔴 بهترین‌های همانوشت قاب پنجم ✍نویسنده معلم زهرا سادات موسوی مدادهایی که می‌خواستند آینده را رنگ بزنند شاید امروز یاعلی ✍نویسنده معلم شهربانو میرزایی عطر چای عراقی تربت امام حسین ✍نویسنده معلم زهرا خلیلیان چرا در جنگ ۱۲روزه رهبری به پناهگاه رفتند ولی در این جنگ نه؟! سوال همیشگی این شب‌ها ✍نویسنده معلم محدثه اسماعیلی‌پور اربعین تولد امام رضا ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ 🔴 بهترین‌های همانوشت قاب ششم ✍سکینه ذاکری معجزه ✍نویسنده معلم مائده براتی سرزمین آریو برزن ✍سید محمدامین موسوی یک خیابان، دو دیدار ✍نویسنده معلم فاطمه پروا در سایه دود؛ اما بر صفحه‌ای سفید ✍آسیه نجاتی پرداز برای آخرین بار ✍نویسنده معلم امیررضا ساجدی واگذاری معنای بهتری سراغ دارید؟ ✍محدثه غیاثوند داماد در راه است ✍زهرا زرگران داداش کوچولو ✍اویس پذیرایی یادگار امام شهید ✍فاطمه نجار نقش معلمان در شرایط بحرانی جنگ از منظر حکمرانی تربیتی ✍نویسنده معلم مریم رضایی نیا زنبور کلاس ✍نویسنده معلم نرگس سهیلی الفبای جنگ ✍نویسنده معلم فاطمه حسنی در سایه درخت طوبی ✍نرگس علیمردانی الگوی سوم زن مسلمان و بازتعریف هندسه قدرت زنان ✍زینب خان‌نیا معلم‌ها ━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ @Homanevesht
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ بانوی استوار کربلا بانویی بلندبالا و استوار دیدم. کنارش ایستادم. چشمانی نافذ داشت و قامتی که گویی هیچ طوفانی توان خم کردنش را نداشت. نامش را پرسیدم. گفتند: «زینب.» زینب، خواهر حسین بن علی(ع). با خود اندیشیدم؛ چگونه می‌توان داغ برادر، فرزندان، خاندان و یاران را بر دوش کشید و همچنان پابرجا ماند؟ چگونه می‌توان در میان شعله‌های خیمه‌های سوخته، کودکان هراسان را آرام کرد و به آنان آموخت که صبر کنند و استوار بمانند؟ اما او زینب بود... کنار خیمه‌های شعله‌ور ایستاده بود. رقیه سر بر دامانش نهاده بود و کودکان گرد او پناه گرفته بودند. اندوه بر دلش سنگینی می‌کرد، اما قامتش هنوز استوار بود. پس از آنکه حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، خاندان پیامبر را به اسارت بردند. و چه دردی بالاتر از آنکه برای مصیبتت شادی کنند و بر رنجت هلهله بزنند؟ زینب همهٔ این دردها را دید، اما نشکست. در مجلس یزید ایستاد؛ با قامتی که از رنج خمیده شده بود، اما با روحی که هرگز خم نشد. سخن گفت؛ سخنانی که چون تازیانه‌ای بر وجدان‌های خفته فرود آمد. فریاد زد تا تاریخ بداند با خاندان پیامبر چه کردند و چگونه فرزندان رسول خدا را به اسارت کشیدند. او زینب بود... راوی کربلا، پیام‌آور عاشورا و نگهبان حقیقت. اگر زینب نبود، کربلا در کربلا می‌ماند و پیام عاشورا در میان غبار تاریخ گم می‌شد. او در کنار برادرش ایستاد و با صبر، شجاعت و روشنگری خود، نهضت حسین(ع) را جاودانه کرد. و جهان اسلام هرگز این بانوی بزرگ را فراموش نخواهد کرد؛ بانویی که در اوج مصیبت ایستاد و به همهٔ تاریخ آموخت که حقیقت هرگز در برابر ظلم سر فرود نمی‌آورد. سلام بر زینب کبری(س)، بانوی صبر و استقامت. مائده براتی✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ تولد در شهادت یا شهادت در تولد بیست‌وهفت خرداد سال پنج، مصادف با شب سوم محرم، که مزین به نام سه‌سالهٔ ارباب است. میدان شهدای تهران شبی گرم و عجیب را تجربه می‌کند. قرار است عزاداری‌های امشب همه به نام دُردانهٔ ارباب باشد. مجری، زهراساداتِ سه‌ساله را به جایگاه فراخواند؛ دختربچهٔ شیرین‌زبانی که هنوز کلمات را درست ادا نمی‌کند. عجب عروسک صورتیِ زیبایی دارد؛ گویا هم‌اندازهٔ دخترکوچولوی روسری‌به‌سر است. بعد از احوال‌پرسی و خوش‌وبشی کوتاه، مجری پرسید: «زهراسادات، می‌دونی امشب چه شبیه؟» «شب بازی» «آفرین، امشب شب بازی هست و البته تولد.» چه اتفاقی در راه است؟ مگر امشب عزاداری نیست؟ تولد چه صیغه‌ای بود؟ صدای امشبِ مجری، بغضی آشنا دارد. گویا ما هم این بغض را تجربه کردیم؛ وقتی دختربچه‌های سه یا چهار ساله را از جمعیت برای تولد فرا می‌خواند. هاج‌وواج برنامه را دنبال می‌کنم. خنده‌های بچه‌ها زیباست، دور هم بودن‌شان قشنگ و تولد گرفتن‌شان ناب. اما امشب...! بغض، وقتی راهی برای خروج از گلو پیدا نمی‌کند، اشک می‌شود و کلمه. مجری: «تولد زهراسادات، دختر شهید سیدابوالفضل موسوی، مبارک.» زمان می‌ایستد؛ همه بی‌حرکت. نه صدایی، نه حرکتی. باران اشک است که جاری می‌شود؛ از چشمان اهل میدان. اما در کنار سیل اشک‌ها، لبخند روی لب، پارادوکسی است برای گفتن تبریکِ تولدِ این سه‌سالهٔ عزیز. اهالی میدان آداب و رسوم می‌دانند. از دختر سه‌ساله و فرزند شهید. بعد از گذشت دقایقی و تبریکِ بچه‌های روی سن، کادوها پرواز می‌کنند تا جا بگیرند در دست‌های کوچکِ زهراسادات و خنده‌ای از ته دل بشود برای او و اشک‌های نابی برای حاضران. مرام مردم مقاوم ایران همین است که به وقت برپاییِ عزا، باز هم تولد سه‌ساله‌های فرزند شهید را فراموش نمی‌کنند. زهراسادات میکروفن می‌خواهد؛ به گمانم شعر بخواند، اما فقط یک جمله می‌گوید: «عمو، بابام قهرمانه» و روضه شروع شد. زینب مرادی✍ تهران ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ روز ترویه هشتم ذی‌الحجه بود. شمشیرها زیر لباس‌های احرام آماده بود تا کار حسین را در مکه تمام کنند. عباس بالای کعبه رفت و خطبه خواند: «تا وقتی من زنده‌ام، دستتان به حسین نمی‌رسد!» منبع: مناقب سادة الکرام مریم صفدری ✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله
━━━•️❀•━━ق✐ل✐م━━•️❀•️━━━ محرم، فصل دوباره شنیدن صدای حق است! این هفته، با معرفی کتابِ «هم‌رزمان حسین» در کنار شما خواهیم بود. کتاب هم‌رزمان حسین، اثری از رهبر شهید، سید علی حسینی خامنه‌ای است. این اثر توسط مؤسسهٔ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید)، بر اساس فایل‌های صوتی سخنرانی‌های ایشان استخراج، تنظیم و در سال ۹۶ به چاپ رسیده است. این کتاب شامل ده سخنرانی از رهبر شهید است که مضمون اصلی آن‌ها، مبارزه در سیرهٔ امامان شیعه است. در این اثر، به مسائلی چون امامت، شناخت توطئهٔ دشمنان و همچنین نظریهٔ انسان ۲۵۰ ساله پرداخته شده است. در ادامه، قسمتی از کتابِ هم‌رزمان حسین دربارهٔ شناخت توطئهٔ دشمنان را با هم مطالعه خواهیم کرد: «برای اینکه کسی را تصرّف کنی، اوّل کوچکش کن، اوّل تحقیرش کن، اوّل به او حالی کن که چیزی نیست، اوّل در دل او این مطلب را فرو کن که هیچ نقطهٔ مثبتی در زندگی او وجود ندارد. وقتی که او خوب باورش آمد که هیچی نیست، وقتی باورش آمد که بی‌شخصیّت است، وقتی باورش آمد که حقیر است، وقتی باورش آمد که بی‌بُتّه و بی‌ریشه است، خیلی آسان می‌شود او را تصرّف کرد.» برای دریافت این کتاب، می‌توانید به تارنمای انتشارات انقلاب اسلامی رجوع کنید. زهرا خلیلیان✍ ┄┅═✧❁🕊🇮🇷🕊❁✧═┅┄ 🔰مرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان ایتا | بله