به روایت از پدر #شهید:
#فرزندم #معلم و #دوست #دانش آموزان بود و با #عمل به #شاگردان خود #درس #معنویت می داد، حتی برای رفتن به #سوریه هم می گفت: من می روم تا #درسی باشد برای #شاگردانم تا نگویند #معلم ما نشست و به #حرف خود #عمل #نكرد.
🍃🌷🍃
#نماز برای #مجیدم #همه چیز بود و هر وقت صدای #اذان را می شنید، #عبای خود را به تن می كرد و به #نماز می ایستاد، همچنین به #شركت در #نماز جمعه بسیار #اهمیت می داد و #شاگردان خود را با #تشویق، #همراه خود به مصلا می برد.
🍃🌷🍃
#مجیدم #تلاش بسیاری برای #كمك به #دانش آموزان #نیازمند و همچنین #آموزش #قرآن در مناطق #محروم شهر قم انجام داد كه هیچ وقت راجع به آن باما #سخن #نمی گفت.😭😭
🍃🌷🍃
همیشه دوست داشت #مدافع حرم شود. هر چند نتوانست #مدافع حرم باشدولی توفیق داشت که #مدافع وطن شود.
🍃⚘🍃
به روایت از مادر#شهید :
وقتی #محمد خواست در نیروی انتظامی فعالیت کنه باهاش مخالفت کردم و دوست نداشتم در این شغل باشه.گفتم که این شغل سخته اما #محمد علاقه ی بسیاری به #پلیس شدن داشت و می گفت که می خوام در این #شغل #خدمت کنم. 😭
🍃⚘🍃
وقتی خبر #شهادت #محمد رو دادند از هوش رفتم و چیز دیگری نفهمیدم و امروز هم #فرزندم مایه ی #افتخارمه.
🍃⚘🍃
#پسرم به #شغلش #علاقه ی بسیاری داشت و در عید نوروز که همه می خواستند در کنار خانواده هاشون باشند باید در محل #خدمت خود حضور پیدا میکرد.
🍃⚘🍃
#محمد لایق #شهادت بود و بالاخره نیز به #آرزویش رسید و این غم نبودش برای ما و همسر و فرزندش سخته.
🍃⚘🍃
#شهید نایبی وقتی متوجه شد که محموله ای از مواد مخدر در کویر شهرستان خوسف قرار است جا به جا شود به دلیل آشنایی که با منطقه داشت به این ماموریت رفت. 😔
🍃⚘🍃
به روایت از پدر #شهید:
با #خدا #معامله کردم و #فرزندم را #فدای
#حضرت زینب(س)🌷 ، #حضرت رقیه(س)🌷 ، #اسلام و #رهبر نمودم.😭
🍃🌷🍃
چرا که #محمد لایق #شهادت بود و از #خدا #سلامتی #رهبر عزیز انقلاب و همه #پاسداران و #خدمتگذاران نظام را خواهانم.
🍃🌷🍃
#محمد وقتی به #ماموریت می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از #کربلا به #سوریه رفت و من نمی دانستم که در #ماموریت #سوریه بوده.
🍃🌷🍃
#مداحی برای #اهل بیت #عصمت و #طهارت🌷 را یکی از #خصوصیات #پسرم بود😭 #محمد #نوکر #اهل بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه #می خواند #توجه قلبی داشت.😭
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۲# در #حلب #سوریه به آرزویش که همانا #شهادت در راه #خدا🤍 بود رسید.
🍃🌷🍃
#مزار#شهید :
گلزار #شهدای شهر سپیدان، شیراز.
🍃🌷🍃
شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای
و علی الخصوص شهید سرفراز
💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠
🌷 صلوات 🌷
✨ التماس دعای فرج وشهادت✨
یاعلی مدد
به روایت از مادر#شهید :
هےچ وقت حس نڪرده ام ڪه #فرزندم را از دست داده ام😭 هر صبح ڪه بیدار مے شوم با #محمدرضا صحبت مے ڪنم و او را در ڪنار خودم به خوبے حس مے ڪنم.😭
پیش از #شهادت #محمدرضا همیشه وقتے به بهشت زهرا (س)⚘ مے رفتیم اول سرے به مزار #شهداے گمنام مے زدیم . این شهدا باعث #افتخار هستند و من تنها مادر #شهید #محمدرضا بیات نیستم بلڪه مے توانم خواهر و مادر همه #شهدا باشم.😭😭 شاید #محمدرضا در نظرها نیست ولے در قلب ما زنده است مخصوصا ڪه حالا یک #شهید بهزیستے هم به ما داده اند ڪه درد دل هایمان را با او در میان مے گذاریم😭.
🍃⚘🍃
به روایت از یڪے از همرزمان #شهید :
تو ابان ماه سال ۹۴ وارد لشڪر عملیاتے ۲۷ محمد رسول الله⚘ شدیم و مشغول آموزش دیدن براے اعزام به منطقه عملیاتے سوریه.
دوره هامون تا اول بهمن طول ڪشید و به اتمام رسید .
#علی تو بحث عملیاتے واقعا خیلے قوے بود و همیشه طرح و برنامش براے عملیات عالے بود ڪه خودش و تو #بحث فتنه ۸۸ و... ڪاملا نشون داده بود .
#علی تو اورژانس ۱۱۵ ڪار میڪرد و دوره هاے ڪامل امداد رو دیده بود .
تو لشڪر برا بحث امداد و تیربارچے ، تڪور قرار شد فعالیت ڪنه .
بعد از اعزام به سوریه چون تو ڪار عملیاتے خیلے خوب بود از لشڪرے ڪه اعزام شدیم به لشڪر غیور فاطمیون منتقل شد و بعنوان #فرمانده عملیاتے تو اونجا شروع به ڪار ڪرد.
🍃⚘🍃
به روایت ازمادر#شهید:
« زمانی که به بیمارستان رسیدیم. دیدیم یکی صدا میزند مامان، مامان. برگشتم به طرف صدا . از شدت جراحت ابتدا صورتش را نشناختم ولی از صدایش فهمیدم #فرزندم است. با اینکه اوضاع و احوالش مناسب نبود و پزشک هم وسیلهای شبیه سوتک به گلویش وصل کرده بود تا بتواند راحت نفس بکشد، گفت: تو را به خدا بگذارید من برگردم به #جبهه. من باید برگردم. بابا را راضی کنید اجازه بدهد من به #جبهه برگردم.»
🍃⚘🍃
درروز ۲۶ دی ماه سال. ۱۳۶۱ عازم جبهه اندیمشک شد وازآنجا به منطقه عملیاتی فکه رفت،حضورش درجبهه فقط #۳۳ روزدوام داشت چراکه درروز ۲۷ بهمن ماه همون سال براثر اصابت ترکش گلوله خمپاره ازناحیه شکم وسینه به شدت مجروح شد.
🍃⚘🍃
با اصابت تركش و تیر به دست و پا بخصوص بر روده و شكم به شدت زخمی شده و در اصفهان بستری شد و طی 2 روز جراحت درد سختی را بر جان پذیرفت....
🍃⚘🍃
و در ساعت 2:30 نیمهشب جمعه 29 بهمن ماه با جمله #السلام علیك یا اباعبدالله⚘به سوی لقاء یار شتافت و خود را به هدفش که همان #شهادت بود رسان و دیداری تازه را با دوستانش بخصوص دوست عزیزش #رضا جهازی انجام داد.
🍃⚘🍃
#تازه داماد #شهید مدافع حرم، حجت باقری
🍃🌷🍃
در تاریخ ۱۳۶۴/۳/۱# در خانواده ای متدین ومذهبی در شهر فراشبند استان فارس متولدشد.
فرزند #سوم خانواده بود.
بعد از دو خواهرش متولد شد و #اولين پسر خانواده. نام مستعار ایشان #محسن بود.
🍃🌷🍃
مادرش هنگام تولدش #روزهدار بودند و ایشان را از همان ابتدا به #حضرت فاطمه زهرا(س)🌷 و
#حضرت علی (ع)🌷سپرده بودند.
🍃🌷🍃
مادرش هميشه ميگفت #مادر معنوي #فرزندم #حضرت زهرا(س)🌷و #پدرش
#حضرت علی (ع)🌷است. همين #توسل بود كه باعث شد ایشان #علاقه بسيار شديدي به
#حضرت زهرا(س)🌷 داشته باشد.
🍃🌷🍃
متاهل بود.
مراسم عقدشان 31#فروردين سال 93# مصادف با #سالروز و#لادت #حضرت فاطمه زهرا(س)🌷 برگزار شد.
🍃🌷🍃
ایشان س از ورود به #سپاه پاسداران در #ماموریتهای مختلفی در نقاط مرزی کشور و درگیری با اشرار، قاچاقچیان مواد مخدر و گروهکهای ضد انقلاب در مناطق شمال غرب کشور و سیستان و بلوچستان #شرکت داشت.
🍃🌷🍃
به روایت ازمادر#شهید:
« زمانی که به بیمارستان رسیدیم. دیدیم یکی صدا میزند مامان، مامان. برگشتم به طرف صدا . از شدت جراحت ابتدا صورتش را نشناختم ولی از صدایش فهمیدم #فرزندم است. با اینکه اوضاع و احوالش مناسب نبود و پزشک هم وسیلهای شبیه سوتک به گلویش وصل کرده بود تا بتواند راحت نفس بکشد، گفت: تو را به خدا بگذارید من برگردم به #جبهه. من باید برگردم. بابا را راضی کنید اجازه بدهد من به #جبهه برگردم.»
🍃⚘🍃
درروز ۲۶ دی ماه سال. ۱۳۶۱ عازم جبهه اندیمشک شد وازآنجا به منطقه عملیاتی فکه رفت،حضورش درجبهه فقط #۳۳ روزدوام داشت چراکه درروز ۲۷ بهمن ماه همون سال براثر اصابت ترکش گلوله خمپاره ازناحیه شکم وسینه به شدت مجروح شد.
🍃⚘🍃
با اصابت تركش و تیر به دست و پا بخصوص بر روده و شكم به شدت زخمی شده و در اصفهان بستری شد و طی 2 روز جراحت درد سختی را بر جان پذیرفت....
🍃⚘🍃
و در ساعت 2:30 نیمهشب جمعه 29 بهمن ماه با جمله #السلام علیك یا اباعبدالله⚘به سوی لقاء یار شتافت و خود را به هدفش که همان #شهادت بود رسان و دیداری تازه را با دوستانش بخصوص دوست عزیزش #رضا جهازی انجام داد.
🍃⚘🍃
به روایت ازمادر#شهید:
« زمانی که به بیمارستان رسیدیم. دیدیم یکی صدا میزند مامان، مامان. برگشتم به طرف صدا . از شدت جراحت ابتدا صورتش را نشناختم ولی از صدایش فهمیدم #فرزندم است. با اینکه اوضاع و احوالش مناسب نبود و پزشک هم وسیلهای شبیه سوتک به گلویش وصل کرده بود تا بتواند راحت نفس بکشد، گفت: تو را به خدا بگذارید من برگردم به #جبهه. من باید برگردم. بابا را راضی کنید اجازه بدهد من به #جبهه برگردم.»
🍃⚘🍃
درروز ۲۶ دی ماه سال. ۱۳۶۱ عازم جبهه اندیمشک شد وازآنجا به منطقه عملیاتی فکه رفت،حضورش درجبهه فقط #۳۳ روزدوام داشت چراکه درروز ۲۷ بهمن ماه همون سال براثر اصابت ترکش گلوله خمپاره ازناحیه شکم وسینه به شدت مجروح شد.
🍃⚘🍃
با اصابت تركش و تیر به دست و پا بخصوص بر روده و شكم به شدت زخمی شده و در اصفهان بستری شد و طی 2 روز جراحت درد سختی را بر جان پذیرفت....
🍃⚘🍃
و در ساعت 2:30 نیمهشب جمعه 29 بهمن ماه با جمله #السلام علیك یا اباعبدالله⚘به سوی لقاء یار شتافت و خود را به هدفش که همان #شهادت بود رسان و دیداری تازه را با دوستانش بخصوص دوست عزیزش #رضا جهازی انجام داد.
🍃⚘🍃
همیشه دوست داشت #مدافع حرم شود. هر چند نتوانست #مدافع حرم باشدولی توفیق داشت که #مدافع وطن شود.
🍃⚘🍃
به روایت از مادر#شهید :
وقتی #محمد خواست در نیروی انتظامی فعالیت کنه باهاش مخالفت کردم و دوست نداشتم در این شغل باشه.گفتم که این شغل سخته اما #محمد علاقه ی بسیاری به #پلیس شدن داشت و می گفت که می خوام در این #شغل #خدمت کنم. 😭
🍃⚘🍃
وقتی خبر #شهادت #محمد رو دادند از هوش رفتم و چیز دیگری نفهمیدم و امروز هم #فرزندم مایه ی #افتخارمه.
🍃⚘🍃
#پسرم به #شغلش #علاقه ی بسیاری داشت و در عید نوروز که همه می خواستند در کنار خانواده هاشون باشند باید در محل #خدمت خود حضور پیدا میکرد.
🍃⚘🍃
#محمد لایق #شهادت بود و بالاخره نیز به #آرزویش رسید و این غم نبودش برای ما و همسر و فرزندش سخته.
🍃⚘🍃
#شهید نایبی وقتی متوجه شد که محموله ای از مواد مخدر در کویر شهرستان خوسف قرار است جا به جا شود به دلیل آشنایی که با منطقه داشت به این ماموریت رفت. 😔
🍃⚘🍃
به روایت از پدر #شهید:
#فرزندم #معلم و #دوست #دانش آموزان بود و با #عمل به #شاگردان خود #درس #معنویت می داد، حتی برای رفتن به #سوریه هم می گفت: من می روم تا #درسی باشد برای #شاگردانم تا نگویند #معلم ما نشست و به #حرف خود #عمل #نكرد.
🍃🌷🍃
#نماز برای #مجیدم #همه چیز بود و هر وقت صدای #اذان را می شنید، #عبای خود را به تن می كرد و به #نماز می ایستاد، همچنین به #شركت در #نماز جمعه بسیار #اهمیت می داد و #شاگردان خود را با #تشویق، #همراه خود به مصلا می برد.
🍃🌷🍃
#مجیدم #تلاش بسیاری برای #كمك به #دانش آموزان #نیازمند و همچنین #آموزش #قرآن در مناطق #محروم شهر قم انجام داد كه هیچ وقت راجع به آن باما #سخن #نمی گفت.😭😭
🍃🌷🍃
به روایت از پدر #شهید:
با #خدا #معامله کردم و #فرزندم را #فدای
#حضرت زینب(س)🌷 ، #حضرت رقیه(س)🌷 ، #اسلام و #رهبر نمودم.😭
🍃🌷🍃
چرا که #محمد لایق #شهادت بود و از #خدا #سلامتی #رهبر عزیز انقلاب و همه #پاسداران و #خدمتگذاران نظام را خواهانم.
🍃🌷🍃
#محمد وقتی به #ماموریت می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از #کربلا به #سوریه رفت و من نمی دانستم که در #ماموریت #سوریه بوده.
🍃🌷🍃
#مداحی برای #اهل بیت #عصمت و #طهارت🌷 را یکی از #خصوصیات #پسرم بود😭 #محمد #نوکر #اهل بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه #می خواند #توجه قلبی داشت.😭
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۲# در #حلب #سوریه به آرزویش که همانا #شهادت در راه #خدا🤍 بود رسید.
🍃🌷🍃
#مزار#شهید :
گلزار #شهدای شهر سپیدان، شیراز.
🍃🌷🍃
شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای
و علی الخصوص شهید سرفراز
💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠
🌷 صلوات 🌷
✨ التماس دعای فرج وشهادت✨
یاعلی مدد
همان چند روزی که #عراق بود خیلی عربها با او دوست شده بودند. آن قدر که حاضر نبودند به مناطق خطرناک برود اما #جواد میگفت من آمده ام تا به هر شکلی که هست هر کاری که از دستم بر میآید انجام دهم و به #شهادت برسم.
#پسرم گاهی به #آسایشگاه جانبازان امام خمینی (ره) در پارک ملت نیز سر میزد. #جانبازان را حمام می برد و آنها را خیلی دوست داشت. بعضی از جانبازان با صندلی های چرخ دارشان از تهران برای شرکت در مراسمش آمده بودند.😔🍃⚘🍃
#ارادت خاصی به امام رضا (ع)♡ داشت. #خادم افتخاری حضرت بود در کنار صاحب اسمش هم به #شهادت رسید. #فلوجه نزدیک #حرم امام جواد (ع) است. #جواد در همان مکان پر کشید.😔
روی هیچ یک از قبور #شهدا نام « ثارالله » حک نشده است اما روی مزار #فرزندم نوشته اند : « مدافع حرم ثارالله » اولین کسی که از مشهد در عراق #شهید شد فرزند من بود.😔
سرانجام #شهید جواد کوهساری هم در تاریخ ٩۴/۴/٢۶ در فلوجه ی عراق به آرزویش که همانا #شهادت بود رسید.
مزار شهید⚘
مشهد مقدس ، بهشت حضرت رضا (ع)