بعدها همین گروه سرود پایش را به #جبهه ها باز کرد. قرار شد گروه سرود به عنوان تشویق به مشهد مقدس اعزام شوند.
🍃⚘🍃
ایشان #۱۲ سال بیشتر نداشت که احساس کرد #جبهه #خانه اش هست بنا براین در همان جا ماندنی شد، جسم و روحش با خاک و فضای آسمانی آن دیار، یکی شده بود؛
🍃⚘🍃
#همه کاری در آنجا انجام می داد، #اذان می گفت، #مکبر نماز جماعت بود، #مداحی می کرد،#اسلحه به دست می گرفت و #می جنگید. شده بود یک نیروی #تمام عیار.
🍃⚘🍃
به روایت از برادر#شهیدعلی آقا ،
رزمنده ومداح #اهل بیت(ع)⚘:
وقتی #حسین اذان می گفت خیلی از بچه های رزمنده، تحت تاًثیر حزن صداش قرار می گرفتند و گاه در گوشه ای کز کرده و از عمق جان گریه می کردند.
🍃⚘🍃
#حسین قبل از اینکه #مداح #جبهه ها باشد به عنوان #رزمنده در #گردان های رزمی به #انجام وظیفه مشغول بود و در کنار آن #مداحی هم می کرد.
🍃⚘🍃
خیلی #مودب بود، اصلاً اتفاق نمی افتاد که از من، که برادر بزرگش بودم، یک قدم جلوتر راه بره، با آنکه تفاوت سنی ما چند سال بیشتر نبود
در #گردانی که بود هیچ کس ندید او از #فرمانده اش یک قدم جلوتر راه بره.
🍃⚘🍃
تنها در یک مورد دیدم که از #فرمانده گروهان پیشتر قدم برمی دارد؛ بعدها فهمیدم گفته: دیدم خاکریز کوتاهه، خواستم خود را در مقابلش سپری قرار دهم تا او بماند و بیشتر #خدمت کند!
🍃⚘🍃
#حسین در دورانی که در #جبهه،#اذان می گفت و #مداحی می کرد، بسیاری از جوانان علاقه مند به شیوه ی او #مداحی می کردند.
🍃⚘🍃
آخرین بار که می خواست اعزام بشه ،با همه، برخوردهایی متفاوت داشت. به هر جا که می رفت می گفت این آخرین مرخصی منه 😭خلاصه به هر ترتیبی خداحافظی می کرد.
🍃⚘🍃
#حسین گفت: #۱۲ روز دیگر ان شاء الله #تشییع جنازه ام خواهد بود و در حرم آقای عاصی #مداحی خواهد کرد. به هرصورتی بود راهی منطقه شد. و من هنوز مات حرفهای او بودم که نکند ...😔
🍃⚘🍃
چند روز گذشت و همان طور که منتظر بودم خبر #شهادتش رسید، قرار شد پیکرش با قطار بیاید، تا آن روز ده روز از اعزامش می گذشت و قرار بود پیکر #حسین و یک #شهید عزیز دیگر، با تعدادی ازحجاج جمعه خونین سال 66 با هم تشییع بشه.
🍃⚘🍃
ناگهان خبر رسید که برای اولین بار پیکر#شهدا اشتباه به تهران برده و تا باز گردانده شود دو روز طول می کشد! بنا براین تشییع #شهدای حج را هم عقب انداختند، تا با هم تشییع شوند و همین باعث شد آن دوازده روزی که #حسین وعده داده بود تحقق یابد.
🍃⚘🍃
سال ٩٣ هم علی به دنیا اومد. #محمد تقی همیشه میگفت : « به نیت پنج تن آل عبا من دوست دارم پنج تا بچه داشته باشیم. »
تولد علی مصادف شد با سالگرد #ورود #حضرت آقا♡ به بجنورد و عید غدیر هم بود و نامش را « علی » گذاشتیم. علی به دنیا که اومد بعد از سه روز زردی گرفت به طوری که میزان بیلی روبین خونش به ٢٩ رسید. 😔
در بیمارستان هم بستری شد ولی کار از کار گذشته بود. به علت رسوبات مغزی کم شنوا شد و مشکل حرکتی هم داشت. در واقع تا یک سال بی حرکت بود. یک سال و نیم کار درمانی بردیم. هنوز هم کلاس گفتار درمانی میره. 😔
#همسرم در #دو و میدانی همیشه #نفر اول بود و #فوتسال هم می رفت. #استعداد بالایی داشت. در هر کاری که وارد می شد انگار در اون کار #مسلط بود.
خیلی #فعال بود. خونه را خودش سیم کشی کرد. البته #مداحی هم می کرد. در طول هفته #قرائت ادعیه را منظم داشت. گاهی با او همراه می شدم و گاهی هم فرصت دست نمی داد.
🍃⚘🍃
خبرنگار مدافع حرم
#شهیدمحسن_خزایی خبرنگاری بود که یک بار از کمین گروه تروریستی جندالشیطان در #زاهدان گریخته بود، اما در یکی از عملیاتهای جبهه مقاومت در حومه #حلب_سوریه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به #شهادت رسید.
حضور #شهید_خزایی در زاهدان تنها به حوزه خبرنگاری معطوف نبود، بلکه این شهید والامقام تأکید بسیاری بر رسوا کردن گروه تروریستی جندالشیطان داشت که در آن زمان اقدامات خرابکارانه بسیاری را علیه امنیت مردم انجام داده بود.
شرایط تا جایی پیش رفت که محسن خزایی یک مرتبه از کمین تروریستها در حادثه تروریستی تاسوکی گریخت.
وی بعد از مدتی که در زاهدان بود، برای ادامه فعالیتش به گیلان رفت، اما بهدلیل علاقهای که برای دفاع از حرم اهل بیت داشت به سوریه رفت تا به تهیه گزارشهایی با موضوع اقدامات جبهه مقاومت در این کشور بپردازد.
خزایی علاوه بر تهیه گزارشهای خبری، بهدلیل مهارتی که در #مداحی داشت، برای رزمندگان #مداحی میکرد. حتی در برخی از عملیاتها که به همراه رزمندگان عازم خط مقدم میشد، بعد از اتمام گزارشهای خبری، به رزمندگان در حوزه #نظامی نیز کمک میکرد.
#شهید_خزایی در نهایت در ۲۲ آبان سال ۱۳۹۵ درحالیکه مشغول تهیه گزارش میدانی یکی از عملیاتهای مدافعان حرم در حلب سوریه بود، در اثر اصابت ترکش به ناحیه سر، ناشی از انفجار خمپاره، به شهادت رسید. از شهید خزایی دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است.
https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
#مداح بود و #مراسمهای خانوادگی از صدای #مداحی او برای #اهل بیت(ع)🌷 گرم میشد اما حالا مدتهاست #صدای #دلنشین و #پرشورش در فضا شنیده نمیشود و جای خالی او در #مناسبتها بیشتر احساس میشود.😭😭
🍃🌷🍃
وقت #رفتن بهش گفتم اگر #دلیل رفتنت را مردم از من پرسیدند چی بگم؟ گفت: بگو #خودش رفت،
با #عشق هم رفت، بگو خودش
را #فدای #اهل بیت(ع)🌷 و #دینش کرد. من هم این روزها خودم را با همین #موضوع #دلداری میدهم.😭
🍃🌷🍃
هر زمان ناراحت میشم به این فکر میکنم که #محمد #نعمت و #امانتی از طرف #خدا بود و من #امانتی را به #صاحبش #پس دادم و #خدا را #شکر میکنم که در این #امتحان #سربلند بودم و این قلبم را# آرام میکند.
😭
🍃🌷🍃
به تشویق #خواهر شوهرم که حکم #مادر برای #شوهرم را داشته در حال ادامه تحصیل هستم تا بتوانم مسیر #تعالی #همسرم را #ادامه دهم.
خبر #شهادت #همسرم را ابتدا به #پدرش اطلاع دادند و پدرشون هم من و دیگر اعضای خانواده را مطلع کردند.
😭😭
🍃🌷🍃
به روایت از پدر #شهید:
با #خدا #معامله کردم و #فرزندم را #فدای
#حضرت زینب(س)🌷 ، #حضرت رقیه(س)🌷 ، #اسلام و #رهبر نمودم.😭
🍃🌷🍃
چرا که #محمد لایق #شهادت بود و از #خدا #سلامتی #رهبر عزیز انقلاب و همه #پاسداران و #خدمتگذاران نظام را خواهانم.
🍃🌷🍃
#محمد وقتی به #ماموریت می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از #کربلا به #سوریه رفت و من نمی دانستم که در #ماموریت #سوریه بوده.
🍃🌷🍃
#مداحی برای #اهل بیت #عصمت و #طهارت🌷 را یکی از #خصوصیات #پسرم بود😭 #محمد #نوکر #اهل بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه #می خواند #توجه قلبی داشت.😭
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۲# در #حلب #سوریه به آرزویش که همانا #شهادت در راه #خدا🤍 بود رسید.
🍃🌷🍃
#مزار#شهید :
گلزار #شهدای شهر سپیدان، شیراز.
🍃🌷🍃
شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای
و علی الخصوص شهید سرفراز
💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠
🌷 صلوات 🌷
✨ التماس دعای فرج وشهادت✨
یاعلی مدد
از #کودکی در #مراسمهای مختلف #نوحهخوانی میکرد اما به طور رسمی از ۱۵# سال پیش به #مداحی روی آورد و دلیلش هم #علاقه #بسیار زیاد و #تشویق و #دعای #پدر و #مادرش بود که خیلی دلشان میخواست ایشان مداح شود.
🍃🌷🍃
یکی از #اشعاری که #عنایت #شهدا بود در #مراسم #تشییع پیکر #شهدای گمنام در حدود #چهار سال پیش سرود، شعر «واویلا از شهدا شدیم جدا» که بیشتر این #ابیات را با آهنگ محزون #شعر #عصر عاشورای حاج محمود کریمی شنیدهاند.
🍃🌷🍃
ایشان #نوای جانسوز استاد حاج منصور ارضی، #مناجاتخوانی استاد میرزامحمدی را خیلی دوست داشت ، #مقتلخوانی و #سنتیخوانی حاجمیثم مطیعی و #عزاداریهای حاج محمود کریمی را میپسندید و #نمونه بارز
#یک #ذاکر #اهلبیت (ع)🌷 را در وجود
حاج مهدی سلحشور دیده بود.
#مداح و #شهید حادثه تروریستی کرمان،
عادل رضایی
🍃🌷🍃
درسال ۱۳۶۲# در شهر کرمان در خانواده ای متدین و مذهبی متولدشد.
متاهل بود و دو فرزند پسر به نام محمدحسن و محمدهادی به یادگار دارد ،در اکثر مجالس همسرش و
۲ فرزندش همراه ایشان بودند.
🍃🌷🍃
ایشان #مداح #اهل بیت(ع)🌷بود که #مداحی هایش در #کرمان و #رفسنجان همیشه مورد توجه #عاشقان #اهل بیت🌷 بود و مجلس گرمی و پرشوری داشت. از #کودکی وارد #مداحی شد و در #مناسبت ها و #ایام محرم و صفر و #ماه رمضان #نوحه خوانی و #مرثیه سرایی می کرد.
🍃🌷🍃
یکی از بهترین #مشوقها و #راهنمایان ایشان در این امر همسرش بود که خودشان کارشناس حوزه هستند و بسیار دقیق بر #روضههایی که ایشان میخواند #نظارت داشت.
🍃🌷🍃
ایشان #خادم الرضا🌷 و از #خادمیاران بخش #صندلی چرخدار #حرم رضوی🌷 بود.همیشه در #مداحیهایش از #حاج قاسم و #زهرایی🌷 بودنش میگفت و در #پایان جلسه هیأت، دعا میکرد تا این که #عاقبتش #ختم به #شهادت و عاقبت بهخیری اش شد.
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید حاج عادل رضایی هم روز ۱۳# دی در #مراسم #چهارمین #آیین سالگرد #شهادت #سردار #سپهبد حاج قاسم سلیمانی، پس از انجام #مداحی در #گلزار #شهدای کرمان، در #انفجارهای انتحاری تروریستی عناصر جنایتکار داعش به #شهادت رسید.
🍃🌷🍃
#پیکر #شهید پیش از ظهر یکشنبه (۱۷ دی ۱۴۰۲) با حضور جمعی از مردم در گلزار #شهدای کرمان تشییع و تدفین شد.
🍃🌷🍃
#مداح بود و #مراسمهای خانوادگی از صدای #مداحی او برای #اهل بیت(ع)🌷 گرم میشد اما حالا مدتهاست #صدای #دلنشین و #پرشورش در فضا شنیده نمیشود و جای خالی او در #مناسبتها بیشتر احساس میشود.😭😭
🍃🌷🍃
وقت #رفتن بهش گفتم اگر #دلیل رفتنت را مردم از من پرسیدند چی بگم؟ گفت: بگو #خودش رفت،
با #عشق هم رفت، بگو خودش
را #فدای #اهل بیت(ع)🌷 و #دینش کرد. من هم این روزها خودم را با همین #موضوع #دلداری میدهم.😭
🍃🌷🍃
هر زمان ناراحت میشم به این فکر میکنم که #محمد #نعمت و #امانتی از طرف #خدا بود و من #امانتی را به #صاحبش #پس دادم و #خدا را #شکر میکنم که در این #امتحان #سربلند بودم و این قلبم را# آرام میکند.
😭
🍃🌷🍃
به تشویق #خواهر شوهرم که حکم #مادر برای #شوهرم را داشته در حال ادامه تحصیل هستم تا بتوانم مسیر #تعالی #همسرم را #ادامه دهم.
خبر #شهادت #همسرم را ابتدا به #پدرش اطلاع دادند و پدرشون هم من و دیگر اعضای خانواده را مطلع کردند.
😭😭
🍃🌷🍃
به روایت از پدر #شهید:
با #خدا #معامله کردم و #فرزندم را #فدای
#حضرت زینب(س)🌷 ، #حضرت رقیه(س)🌷 ، #اسلام و #رهبر نمودم.😭
🍃🌷🍃
چرا که #محمد لایق #شهادت بود و از #خدا #سلامتی #رهبر عزیز انقلاب و همه #پاسداران و #خدمتگذاران نظام را خواهانم.
🍃🌷🍃
#محمد وقتی به #ماموریت می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از #کربلا به #سوریه رفت و من نمی دانستم که در #ماموریت #سوریه بوده.
🍃🌷🍃
#مداحی برای #اهل بیت #عصمت و #طهارت🌷 را یکی از #خصوصیات #پسرم بود😭 #محمد #نوکر #اهل بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه #می خواند #توجه قلبی داشت.😭
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۱۲# در #حلب #سوریه به آرزویش که همانا #شهادت در راه #خدا🤍 بود رسید.
🍃🌷🍃
#مزار#شهید :
گلزار #شهدای شهر سپیدان، شیراز.
🍃🌷🍃
شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای
و علی الخصوص شهید سرفراز
💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠
🌷 صلوات 🌷
✨ التماس دعای فرج وشهادت✨
یاعلی مدد