eitaa logo
این عماریون
365 دنبال‌کننده
240.7هزار عکس
65.3هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
بعدها همین گروه سرود پایش را به ها باز کرد. قرار شد گروه سرود به عنوان تشویق به مشهد مقدس اعزام شوند. 🍃⚘🍃 ایشان سال بیشتر نداشت که احساس کرد اش هست بنا براین در همان جا ماندنی شد، جسم و روحش با خاک و فضای آسمانی آن دیار، یکی شده بود؛ 🍃⚘🍃 کاری در آنجا انجام می داد، می گفت، نماز جماعت بود، می کرد، به دست می گرفت و جنگید. شده بود یک نیروی عیار. 🍃⚘🍃
به روایت از برادر آقا ، رزمنده ومداح بیت(ع)⚘: وقتی اذان می گفت خیلی از بچه های رزمنده، تحت تاًثیر حزن صداش قرار می گرفتند و گاه در گوشه ای کز کرده و از عمق جان گریه می کردند. 🍃⚘🍃 قبل از اینکه ها باشد به عنوان در های رزمی به وظیفه مشغول بود و در کنار آن هم می کرد. 🍃⚘🍃 خیلی بود، اصلاً اتفاق نمی افتاد که از من، که برادر بزرگش بودم، یک قدم جلوتر راه بره، با آنکه تفاوت سنی ما چند سال بیشتر نبود در که بود هیچ کس ندید او از اش یک قدم جلوتر راه بره. 🍃⚘🍃 تنها در یک مورد دیدم که از گروهان پیشتر قدم برمی دارد؛ بعدها فهمیدم گفته: دیدم خاکریز کوتاهه، خواستم خود را در مقابلش سپری قرار دهم تا او بماند و بیشتر کند! 🍃⚘🍃
در دورانی که در ، می گفت و می کرد، بسیاری از جوانان علاقه مند به شیوه ی او می کردند. 🍃⚘🍃 آخرین بار که می خواست اعزام بشه ،با همه، برخوردهایی متفاوت داشت. به هر جا که می رفت می گفت این آخرین مرخصی منه 😭خلاصه به هر ترتیبی خداحافظی می کرد. 🍃⚘🍃 گفت: روز دیگر ان شاء الله جنازه ام خواهد بود و در حرم آقای عاصی خواهد کرد. به هرصورتی بود راهی منطقه شد. و من هنوز مات حرفهای او بودم که نکند ...😔 🍃⚘🍃 چند روز گذشت و همان طور که منتظر بودم خبر رسید، قرار شد پیکرش با قطار بیاید، تا آن روز ده روز از اعزامش می گذشت و قرار بود پیکر و یک عزیز دیگر، با تعدادی ازحجاج جمعه خونین سال 66 با هم تشییع بشه. 🍃⚘🍃 ناگهان خبر رسید که برای اولین بار پیکر اشتباه به تهران برده و تا باز گردانده شود دو روز طول می کشد! بنا براین تشییع حج را هم عقب انداختند، تا با هم تشییع شوند و همین باعث شد آن دوازده روزی که وعده داده بود تحقق یابد. 🍃⚘🍃
سال ٩٣ هم علی به دنیا اومد. تقی همیشه می‌گفت : « به نیت پنج تن آل عبا من دوست دارم پنج تا بچه داشته باشیم. » تولد علی مصادف شد با سالگرد آقا♡ به بجنورد و عید غدیر هم بود و نامش را « علی » گذاشتیم. علی به دنیا که اومد بعد از سه روز زردی گرفت به طوری که میزان بیلی روبین خونش به ٢٩ رسید. 😔 در بیمارستان هم بستری شد ولی کار از کار گذشته بود. به علت رسوبات مغزی کم‌ شنوا شد و مشکل حرکتی هم داشت. در واقع تا یک سال بی‌ حرکت بود. یک سال‌ و‌ نیم کار درمانی بردیم. هنوز هم کلاس گفتار درمانی میره. 😔 در و میدانی همیشه اول بود و هم می‌ رفت. بالایی داشت. در هر کاری که وارد می‌ شد انگار در اون کار بود. خیلی بود. خونه را خودش سیم‌ کشی کرد. البته هم می‌ کرد. در طول هفته ادعیه را منظم داشت. گاهی با او همراه می‌ شدم و گاهی هم فرصت دست نمی‌ داد. 🍃⚘🍃
خبرنگار مدافع حرم خبرنگاری بود که یک بار از کمین گروه تروریستی جندالشیطان در گریخته بود، اما در یکی از عملیات‌های جبهه مقاومت در حومه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به رسید. حضور در زاهدان تنها به حوزه خبرنگاری معطوف نبود، بلکه این شهید والامقام تأکید بسیاری بر رسوا کردن گروه تروریستی جندالشیطان داشت که در آن زمان اقدامات خرابکارانه بسیاری را علیه امنیت مردم انجام داده بود. شرایط تا جایی پیش رفت که محسن خزایی یک مرتبه از کمین تروریست‌ها در حادثه تروریستی تاسوکی گریخت. وی بعد از مدتی که در زاهدان بود، برای ادامه فعالیتش به گیلان رفت، اما به‌دلیل علاقه‌ای که برای دفاع از حرم اهل بیت داشت به سوریه رفت تا به تهیه گزارش‌هایی با موضوع اقدامات جبهه مقاومت در این کشور بپردازد. خزایی علاوه بر تهیه گزارش‌های خبری، به‌دلیل مهارتی که در داشت، برای رزمندگان می‌کرد. حتی در برخی از عملیات‌ها که به همراه رزمندگان عازم خط مقدم می‌شد، بعد از اتمام گزارش‌های خبری، به رزمندگان در حوزه نیز کمک می‌کرد. در نهایت در ۲۲ آبان سال ۱۳۹۵ درحالی‌که مشغول تهیه گزارش میدانی یکی از عملیات‌های مدافعان حرم در حلب سوریه بود، در اثر اصابت ترکش به ناحیه سر، ناشی از انفجار خمپاره، به شهادت رسید. از شهید خزایی دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است. https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
بود و خانوادگی از صدای او برای بیت(ع)🌷 گرم می‌شد اما حالا مدت‌هاست و در فضا شنیده نمی‌شود و جای خالی او در بیشتر احساس می‌شود.😭😭 🍃🌷🍃 وقت بهش گفتم اگر رفتنت را مردم از من پرسیدند چی بگم؟ گفت: بگو رفت، با هم رفت، بگو خودش را بیت(ع)🌷 و کرد. من هم این روزها خودم را با همین می‌دهم.😭 🍃🌷🍃 هر زمان ناراحت میشم به این فکر می‌کنم که و از طرف بود و من را به دادم و را می‌کنم که در این بودم و این قلبم را# آرام می‌کند. 😭 🍃🌷🍃 به تشویق شوهرم که حکم برای را داشته در حال ادامه تحصیل هستم تا بتوانم مسیر را دهم. خبر را ابتدا به اطلاع دادند و پدرشون هم من و دیگر اعضای خانواده را مطلع کردند. 😭😭 🍃🌷🍃
به روایت از پدر : با کردم و را زینب(س)🌷 ، رقیه(س)🌷 ، و نمودم.😭 🍃🌷🍃 چرا که لایق بود و از عزیز انقلاب و همه و نظام را خواهانم. 🍃🌷🍃 وقتی به می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از به رفت و من نمی دانستم که در بوده. 🍃🌷🍃 برای بیت و 🌷 را یکی از بود😭 بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه خواند قلبی داشت.😭 🍃🌷🍃 سرانجام محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ   ۱۳۹۳/۱۲/۱۲#   در به آرزویش که همانا در راه 🤍 بود رسید. 🍃🌷🍃 #شهید : گلزار شهر سپیدان، شیراز. 🍃🌷🍃 شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای و علی الخصوص شهید سرفراز    💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠                            🌷  صلوات 🌷‌ ✨ التماس دعای فرج وشهادت✨ یاعلی مدد
از در مختلف می‌کرد اما به طور رسمی از ۱۵# سال پیش به روی آورد و دلیلش هم زیاد و و و بود که خیلی دلشان می‌خواست ایشان مداح شود. 🍃🌷🍃 یکی از که بود در پیکر گمنام در حدود سال پیش سرود، شعر «واویلا از شهدا شدیم جدا» که بیشتر این را با آهنگ محزون عاشورای حاج محمود کریمی شنیده‌اند. 🍃🌷🍃 ایشان جان‌سوز استاد حاج‌ منصور ارضی، استاد میرزامحمدی را خیلی دوست داشت ، و حاج‌میثم مطیعی و حاج‌ محمود کریمی را می‌پسندید و بارز (ع)🌷 را در وجود حاج‌ مهدی سلحشور دیده‌ بود.
و حادثه تروریستی کرمان،  عادل رضایی 🍃🌷🍃 درسال   ۱۳۶۲# در شهر کرمان در خانواده ای متدین و مذهبی متولدشد. متاهل بود و دو فرزند پسر به نام محمدحسن و محمدهادی به یادگار دارد ،در اکثر مجالس همسرش و ۲ فرزندش همراه ایشان بودند. 🍃🌷🍃 ایشان بیت(ع)🌷بود که هایش در و همیشه مورد توجه بیت🌷 بود و مجلس گرمی و پرشوری داشت. از وارد شد و در ها و محرم و صفر و رمضان خوانی و سرایی می کرد. 🍃🌷🍃 یکی از بهترین و ایشان در این امر همسرش بود که خودشان کارشناس حوزه هستند و بسیار دقیق بر که ایشان می‌خواند داشت. 🍃🌷🍃
ایشان الرضا🌷 و از بخش چرخدار رضوی🌷 بود.همیشه در از قاسم و 🌷 بودنش می‌گفت و در جلسه هیأت‌، دعا می‌کرد تا این که به و عاقبت به‌خیری اش شد. 🍃🌷🍃 سرانجام حاج عادل رضایی هم روز ۱۳# دی در سالگرد حاج قاسم سلیمانی، پس از انجام در کرمان، در انتحاری تروریستی عناصر جنایتکار داعش به رسید. 🍃🌷🍃 پیش از ظهر یکشنبه (۱۷ دی ۱۴۰۲) با حضور جمعی از مردم در گلزار کرمان تشییع و تدفین شد. 🍃🌷🍃
بود و خانوادگی از صدای او برای بیت(ع)🌷 گرم می‌شد اما حالا مدت‌هاست و در فضا شنیده نمی‌شود و جای خالی او در بیشتر احساس می‌شود.😭😭 🍃🌷🍃 وقت بهش گفتم اگر رفتنت را مردم از من پرسیدند چی بگم؟ گفت: بگو رفت، با هم رفت، بگو خودش را بیت(ع)🌷 و کرد. من هم این روزها خودم را با همین می‌دهم.😭 🍃🌷🍃 هر زمان ناراحت میشم به این فکر می‌کنم که و از طرف بود و من را به دادم و را می‌کنم که در این بودم و این قلبم را# آرام می‌کند. 😭 🍃🌷🍃 به تشویق شوهرم که حکم برای را داشته در حال ادامه تحصیل هستم تا بتوانم مسیر را دهم. خبر را ابتدا به اطلاع دادند و پدرشون هم من و دیگر اعضای خانواده را مطلع کردند. 😭😭 🍃🌷🍃
به روایت از پدر : با کردم و را زینب(س)🌷 ، رقیه(س)🌷 ، و نمودم.😭 🍃🌷🍃 چرا که لایق بود و از عزیز انقلاب و همه و نظام را خواهانم. 🍃🌷🍃 وقتی به می رفت ، کسی مطلع نمی شد که به کجا می رود و اخیراً هم از به رفت و من نمی دانستم که در بوده. 🍃🌷🍃 برای بیت و 🌷 را یکی از بود😭 بیت علیه السلام🌷 بود و به آنچه خواند قلبی داشت.😭 🍃🌷🍃 سرانجام محمد صاحبکرم اردکانی هم درتاریخ   ۱۳۹۳/۱۲/۱۲#   در به آرزویش که همانا در راه 🤍 بود رسید. 🍃🌷🍃 #شهید : گلزار شهر سپیدان، شیراز. 🍃🌷🍃 شادی ارواح طیبه ی شهدا،امام شهدا،شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس،شهدای مدافع حرم، شهدای مدافع امنیت، شهدای مدافع سلامت،شهدای هسته ای و علی الخصوص شهید سرفراز    💠 شهید محمد صاحبکرم اردکانی💠                            🌷  صلوات 🌷‌ ✨ التماس دعای فرج وشهادت✨ یاعلی مدد