eitaa logo
رَدا
784 دنبال‌کننده
91 عکس
90 ویدیو
1 فایل
رَدا:آغوشِ امنِ واژه‌ها،پناهِ آرامِ احساس‌ها🫂 اینجا می‌نویسیم، می‌سازیم، می‌گذاریم ماندنی‌ها بدرخشند🌿 شاهد نمودهای ذهن من باشید✍️ کپی فقط اونایی که آیدی ندارن🌱 جانم؟ @redazy2829
مشاهده در ایتا
دانلود
+فقط رفته بود سربازی برای خدمت به کشورش... -فردای شهادت حضرت آقا با دهان روزه:)) "آنچه را که مشاهده میکنید مدارک خارج شده از لباس شهید علی اصغر خانی،پس از شهادت است." -شهید علی اصغر خانی; @Redazy
[برمدارِدلتنگی۵] انتظار تمام شد؛اما نه آن‌گونه که من خواب دیده بودم. دیدمش… خودش را؟نه. عکسش را با لبخندی که هنوز زنده بود و چشم‌هایی که از قاب مرا نگاه می‌کردند؛ بر تابوتی که پرچم آخرین آغوشِ تنِ بی‌برگشتش شده بود. و من همان‌جا فروریختم. اشک‌هایم دیگر برای ریختن اجازه نمی‌خواستند. از هم سبقت می‌گرفتند برای رسیدن به سقوط. عجیب است؛آدم گاهی آن‌قدر می‌شکند که حتی گریه هم مرهم نیست، فقط شکلِ دیگری از ویرانی‌ست. دنیا در همان لحظه تمام شد که تابوت را جلوی پایم گذاشتند. پرچم را تار می‌دیدم. اشک‌هایم را پاک کردم،اما دنیا چند ثانیه بعد دوباره خیس شد. قلبم‌چین‌خوردهٔ اندوه بود و دست‌هایم از شدتِ درد بی‌حسِ فریاد. خواستم پرچم را کنار بزنم که صدای مخالفتی بلند شد. سر برگرداندم؛ دوستِ پدرم بود،همرزمِ دیرینه‌اش،مردی که اندوه بر شانه‌هایش چند سال پیرترش کرده بود. گفت این کار را نکن. نگاهم کردانگار می‌خواست مرا از دیدنِ حقیقت نجات بدهد. اما مگر حقیقت نجات‌دادنی‌ست؟ ادامه دارد... "به‌قلم زهرا یزدیان" @Redazy
983.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه‌های‌بسیج‌بارسلونا🤌😎 @Redazy
دست‌های سردم وقتی در دست‌های او آرام گرفت فهمیدم گاهی آدم تمامِ دنیا را نه در آغوش، که در دو دست پیدا می‌کند. نگاهم را که به نگاهش دوختم دلم خواست زمان از حرکت بایستد. در آغوشش که گم شدم تازه فهمیدم آدم گاهی در آغوشِ دیگری خودش را پیدا می‌کند. و بوسه‌اش بر پیشانی‌ام مُهرِ رفتنی بود بر حکمِ رفتنش. @Redazy
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو را من آرزو کردم کس دیگر تو را دارد...! @Redazy
○بسم الله الرحمن الرحیم○