نامش هم مرا یاد #ارباب می اندازد ، اما وقتی فهمیدم در دهه اول محرم🏴 چشم به این جهان گشوده است، مطمئن شدم خریدارش ، #غریبِ_مادر 💐است....
.
هرچه از زندگیش📖 خواندم ، به اندازه تمام لحظه های زندگیم که در غفلت گذراندم ..#شرمنده شدم😞.
.
عشق به مادر ِ ارباب را، از اسم دخترش فهمیدم و وقتی دل نوشته📝 فاطمه را خواندم که اقتدا به #سه_ساله مشگل گشا😔 کرده بود ، فهمیدم گاهی کوچکترها، دل بزرگی دارند...به اندازه درک ما رایت الا جمیلا😍 ..
.
استاد #تخریب ، در آخرین روز ماموریتش ، مدال شهادت🥀 نصیبش شد.
آن هم با بسته انتحاری که آسمانی اش🕊 کرد...
.
دلم سوخت😓؛ وقتی ، فهمیدم همچون حضرت مادر 😭غریبانه سوخته است.
.
گویی، #سوختن🔥 ، سرنوشت فرزندان مادر است، چه #مدافع🌷 باشند .چه #رزمنده 🌹.
.
بازهم به رسم مادر، شهادتش ، غریبانه ترین اتفاق آن ایام و بعدها، به عنوان #اولین_شهید_مدافع_حرم ، تیتر اول رسانه های خبر 🗞شد.
.
رفیق ِشهید ِشاگردانش 😊شد ، #رسول_خلیلی💐 آنقدر #زائر #مزارش شد تا عاقبت بخیر شد ...شاید هم #محمود_رضا_بیضایی🥀 در حضور #شهید ، از کوثرش گذشت و به عشق حقیقی لبیک ❤️گفت.
و #محمدرضا_دهقان هم به نیت شهادت ، کنار مزار شهید عکس یادگاری گرفت و گفت :"شهید ترک، کلید فتح شهدای ایران در سوریه است . "
.
شهید جان..
.
تو را قسم به همان سوره واقعه ای که مونس روزهایت بود ؛مدت هاست در #برزخ ظلمت نفسی😔 ، راه گم کرده ایم ، چشم های 👀پر از گناهمان ، نابینای😓 راه #سعادت شده است...
.
فانوس #هدایت این روزهای سرگردانی😔 باش....
.
نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
.
🖤به مناسبت #شهادت_محرم_ترک 🖤
.
❤️تاریخ تولد❤️ : ۱۳۵۷/۱۰/۱
.
🖤تاریخ شهادت 🖤: ۱۳۹۰/۱۰/۳۰
.
📇تاریخ انتشار طرح 📇:۱۳۹۸/۱۰/۲۹
.
❣️محل شهادت❣️ : #دمشق
.
🥀محل دفن🥀 : #بهشت زهرا تهران .
.
#مدافعان_حرم #مشهد #اربعین #طراحی #عمار_عبدی #فتوشاپ #صلوات #شهدا_گاهی_نگاهی
🍃چرتکه ی دلم را که بالا پایین می کنم، دلتنگی بیشتر از #صبر است.روزهای هفته را #انتظار می کشم اما پنج شنبه ها، نفسم می گیرد به یاد شب های جمعه کربلا .😔
.
🍂می گویند: #بیچاره آن است که کربلا را ندیده باشد و بیچاره تر اویی که #حرم را ببینید...😞
.
🍂سخت است بیچاره شوی، در تب عشق آنقدر بسوزی که #سه_ساله حسین برایت پادرمیانی کند .چشم های بسته ات را در کربلا بگشایی و #بیچاره تر شوی و حال، فراق از آن صحن و سرا دلت را به بازی بگیرد. 💔
.
🍃سخت است دلتنگ شوی برای خیابانی که با هر قدم به سویش قلبت #بتپد ، بلرزد، #بسوزد.😓
.
🍂سخت است دلت بگیرد برای لحظه ای که به سوی #قتلگاه می روی و پاهایت را گویی وزنه سنگین بسته اند.به یاد چشم های منتظر #زینب به گودال، صدبار بمیری و زنده شوی.😭
.
🍃شش گوشه دلت را به #شش_گوشه ارباب ببری و برای غریبی #امام_زمان گریه کنی...😥
.
🍂در خیابان #بین_الحرمین با پاهای پر از التهاب #گناه قدم بگذاری، توبه کنی و از مادر پهلو شکسته بخواهی برایت وساطتت کند...😔
.
🍃در حرم سقا با اشک چشم
برای حال خسته ات یا #کاشف_الکرب... بخوانی .📿
.
🍂در کف العباس ، روضه دست های قلم شده ، بی تابی #علی_اصغر و مشک پاره ، دلت را آواره #خیمه_گاه کند.😓
.
🍃سخت است همیشه جامانده #اربعین باشی...😭
.
این روزها از خودم گله دارم .جوهر عهدهایم بر روی کاغذ خشک شد و به هیچ کدامشان عمل نکردم.شرمنده تر از همیشه ام .از گناهانم #شرم دارم.اما شب جمعه است و من، بیچاره تری هستم در #خرابه دلم برای کربلا اشک #حسرت می ریزم.💔😔
#شب_جمعه_است_هوایت_نکنم_میمیرم
.
✍️نویسنده :#طاهره_بنائی_منتظر
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃هرچه از #مدافعان_حرم خواندم ، شنیدم و دیدم ، بیشتر دلم سوخت.😔
.
🍃دهه #هفتادی ها و #هشتادی ها، گوی سبقت در دست گرفته، نَفسشان را برای #قربانی به #قتلگاه بردند و خبر شهادتشان شد تلنگر این روزهای سرگردانی.😢
.
🍃جمله معروف دهه شصتی ها #نسل_سوخته اند به گوش همه آشنا است اما من می گویم نسل پخته ای بودند .همان ها که دست ما را گرفتند و سوی #هیئت بردند و راه را نشانمان دادند.
همان ها که تا خبر #دفاع از حرم #عمه_سادات شد پیشقدم شدند و راه را برای کوچکترها آسان کردند.
.
🍃نادر حمید از همان دهه شصتی های پخته و با غیرت است. در این #محرم که غربتش #دل را می شکند به این می اندیشم که #نادر های هیئت ، حال #اسرا را خوب فهمیدند و برای غریبی آنها در #شام سوختند که وقتی حرف بی حرمتی به حرم ها شد بند پوتین ها را محکم تر کردند و راه افتادند.
.
🍃شاید هم در روضه #گودال، زینب مضطر را برای حاجتشان قسم دادند که #شهادت نصیبشان شد😞
.
اما نمی دانم برای #خرابه_شام و رقیه چه کردند که دلتنگی های #سه_ساله برای پدر شد سهم دخترانشان .😭
.
🍃 شهید جان.قدر #حسین و روضه هایش را شما فهمیدید و حاجت روا شدید.جامانده ایم از راه شما و از هیئت حسین. اسیر دنیایی شده ایم که ما را #بدهکار وجدانمان کرد .برایمان طلب بخشش کن همانگونه که در #وصیت_نامه ات نوشتی #يا_مُحْسِنُ_قَدْ_اتاكَ_الْمُسىءُ.....
.
✍️نویسنده: #طاهره_بنائی_منتظر
🍃به مناسبت تولد #شهید_نادر_حمید
📅تاریخ تولد : ۲ شهریور ۱۳۶۳
📅تاریخ شهادت : ۲۶ مهر ۱۳۹۴ سوریه
.
📅تاریخ انتشار: ۲ شهریور ۱۳۹۹
.
🥀مزار : اهواز
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی #عمار_عبدی #دلتنگی #کرونا
🍃دختر، پدری
.
🍂همه جای وجودش #کبود بود اما برای پدرش دم نزد چون سر پدرش را که دید....
#زهرای قافلهِ حسین، همین #سه_ساله است همه تنش کبود بود اما چون لب و دهن پدرش چاک، چاک بود نفس نکشید تا حرف بزند.😔
.
🍃سر پدرش را که دید فهمید بابا کجا مهمانی بوده و وقتی این سر بابا باشد وای که چه بر سر بدنش آمده است
دق مرگ شد اما نه از زجری که کشید، از این #مصیبت که سفری که پدرش رفته بود مقصدش با خودش یکی بود.😞
.
🍂دست های کوچکش را داخل تشت کرد و سر را به دامن گرفت شاید اگر #مولای ما در #گودال کسی را نداشت که سرش را به دامن بگیرد اینجا #خدا خواست دخترش سرش را به دامن بگیرد، شاید #حسین در همین #خرابه جان داده باشد، شاید موقعی جان داده باشد که دخترش با دست های کوچکشاش غبار و خاکستر از روی صورتش بر میداشت و سرش را در آغوش کشید.😭
شاید...
.
🍃نوشتن #دل صاف میخواهد اما حال، دل #خون است...💔
.
✍نویسنده : #محمد_صادق_زارع
.
🍁به مناسبت #شهادت_حضرت_رقیه
.
📅تاریخ انتشار: ۱مهر۱۳۹۹
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی #دخترها_باباییاند #شام #گوشواره #موی_سپید
🍃نامش هم مرا یاد #ارباب می اندازد ، اما وقتی فهمیدم در دهه اول محرم چشم به این جهان گشوده است، مطمئن شدم خریدارش ، #غریبِ_مادر است....
.
🍃هرچه از زندگیش خواندم ، به اندازه تمام لحظه های زندگیم که در غفلت گذراندم #شرمنده شدم😞.
.
🍃عشق به مادر ِ ارباب را، از اسم دخترش فهمیدم و وقتی دل نوشته فاطمه را خواندم که اقتدا به #سه_ساله مشگل گشا کرده بود ، فهمیدم گاهی کوچکترها، دل بزرگی دارند...به اندازه درک ما رایت الا جمیلا ..
.
🍃 استاد #تخریب ، در آخرین روز ماموریتش ، مدال شهادت نصیبش شد.
آن هم با بسته انتحاری که آسمانی اش کرد...
.
🍃 دلم سوخت؛ وقتی ، فهمیدم همچون حضرت مادر غریبانه سوخته است.گویی، #سوختن ، سرنوشت فرزندان مادر است، چه #مدافع باشند .چه #رزمنده.
.
🍃بازهم به رسم مادر، شهادتش ، غریبانه ترین اتفاق آن ایام و بعدها، به عنوان #اولین_شهید_مدافع_حرم ، تیتر اول رسانه های خبر شد.
.
🍃رفیق ِشهید ِشاگردانش شد ، #رسول_خلیلی آنقدر #زائر #مزارش شد تا عاقبت بخیر شد .شاید #محمود_رضا_بیضایی در حضور #شهید ، از کوثرش گذشت و به عشق حقیقی لبیک گفت.
و #محمدرضا_دهقان به نیت شهادت ، کنار مزار شهید عکس یادگاری گرفت و گفت :"شهید ترک، کلید فتح شهدای ایران در سوریه است . "
.
🍃شهید جان، تو را قسم به همان سوره واقعه ای که مونس روزهایت بود ؛مدت هاست در #برزخ ظلمت نفسی ، راه گم کرده ایم ، چشم های پر از گناهمان ، نابینای راه #سعادت شده است، فانوس #هدایت این روزهای سرگردانی باش....
.
✍نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
.
به مناسبت سالروز تولد #شهید_محرم_ترک
.
📅تاریخ تولد: ۱ دی ۱۳۵۷
.
📆تاریخ شهادت : ۳۰ دی ۱۳۹۰
.
📅تاریخ انتشار : ۱ دی ۱۳۹۹
.
🥀 مزار: #بهشت زهرا تهران .
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃جزیره مجنون بعد از یازده سال از #پیکر جواد دل کند و#استخوان های باقی مانده از #شهید، تسکینِ دل داغدار مادر شد و نور چشم هایِ متتظر ِپدر .اما #هادی، دلش لرزید از پیکر برادر شهید و با خود عهد کرد ادامه دهنده راهش شود .
.
🍃نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر ، شاهد روح بزرگ او بود.
عشق به #اهل_بیت سبب شد کبوتر دلش مدتی در آسمان #سوریه پرواز کند.اما بیقراری اش در کنار سردار دل ها قرار گرفت.محافظِ سردار شد و سردار، محافظِ دل بیتاب او.
.
🍃 روضه ی #حضرت_زهرا دلش را بیتاب می کرد و در میان #اشک هایش، #شهادت طلب می کرد .محبتش به حضرت مادر سبب شد در #شب_جمعه به همراه ح.ا.ج ق.ا.س.م مهمان شعله های آتش شود و اربا اربا.
.
🍃 بیقراری و اشک های دخترانش ، روضه #سه_ساله حسین را تداعی می کرد و مادر بازهم #علی_اکبر هدیه داد و #علی_اصغر تحویل گرفت. حال ، از مزار جواد تا مزار هادی #بین_الحرمینِ مادر است تا #بغض هایش را رها کند و اندکی از دلتنگی هایش را #تسکین دهد .
.
✍نویسنده:#طاهره_بنائی_منتظر
.
به مناسبت سالروز شهادت #شهید_هادی_طارمی
.
📅تاریخ تولد: ۱۳۵۸
.
📅تاریخ شهادت : ۱۳ دی ۱۳۹۸. بغداد
.
📅تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۹
.
🥀مزار: بهشت زهرا
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃نامش هم مرا یاد #ارباب می اندازد، اما وقتی فهمیدم در دهه اول محرم چشم به این جهان گشوده است، مطمئن شدم خریدارش، #غریبِ_مادر است❣
.
🍃هرچه از زندگیش خواندم، به اندازه تمام لحظه های زندگیم که در غفلت گذراندم #شرمنده شدم😞
.
🍃عشق به مادرِ ارباب را، از اسم دخترش فهمیدم و وقتی دل نوشته فاطمه را خواندم که اقتدا به #سه_ساله مشگل گشا کرده بود، فهمیدم گاهی کوچکترها، دل بزرگی دارند، به اندازه درک ما رایت الا جمیلا.
.
🍃 استاد #تخریب، در آخرین روز ماموریتش، مدال شهادت نصیبش شد.
آن هم با بسته انتحاری که آسمانی اش کرد🌹
.
🍃 دلم سوخت؛ وقتی، فهمیدم همچون حضرت مادر غریبانه سوخته است. گویی سوختن، سرنوشت فرزندان مادر است، چه #مدافع باشند، چه رزمنده.
.
🍃بازهم به رسم مادر، شهادتش ، غریبانه ترین اتفاق آن ایام و بعدها، به عنوان اولین شهید مدافع حرم، تیتر اول رسانه های خبر شد.
.
🍃رفیقِ شهیدِ شاگردانش شد، #رسول_خلیلی آنقدر زائر مزارش شد تا عاقبت بخیر شد. شاید #محمود_رضا_بیضایی در حضور شهید، از کوثرش گذشت و به عشق حقیقی لبیک گفت و #محمدرضا_دهقان به نیت شهادت، کنار مزار شهید عکس یادگاری گرفت و گفت :"شهید ترک، کلید فتح شهدای ایران در #سوریه است."
.
🍃شهید جان، تو را قسم به همان سوره واقعه ای که مونس روزهایت بود، مدت هاست در برزخ ظلمت نفسی، راه گم کرده ایم، چشم های پر از گناهمان، نابینای راه #سعادت شده است، فانوس هدایت این روزهای سرگردانی باش😓
.
✍نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
.
🕊به مناسبت سالروز شهادت #شهید_محرم_ترک
.
📅تاریخ تولد: ۱ دی ۱۳۵۷
.
📅تاریخ شهادت : ۲۹ دی ۱۳۹۰
.
📅تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۹
.
🥀 مزار: بهشت زهرا تهران
.
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃به شوق نور در ظلمت قدم بردار که رمز زندگانی همین شوق و #امید است، آدمی به شوق رسیدن، راه میپیماید و این حکایت آنانی است که قلب هایشان آکنده از مهر و عطوفت خداوندیست، درخت امید در وجودشان ریشه دوانده و طالب نوری در این تاریکی هستند پس به همین دلیل سرسختانه به سمت نور پرواز میکنند.
🍃غل و زنجیر ها را باز میکنند و رها میشوند در آسمان، در #آغوش_خدا!
و ما که در این ظلمات پرواز آنها را نظاره گریم گرفتار تناقضی عجیب شده ایم اینگونه که هجرشان برایمان بس سخت و طاقت فرساست وَ لحظه #پرواز و خدایی شدنشان حسرت برانگیز و به همان اندازه مسرت بخش.
🍃و حالا سالگرد پرواز یکی از همان #مهاجرین را شاهد هستیم! مرتضی بصیری پور، مهاجری که در بهار ابدی شد و به هنگامه شهادت #موسیبنجعفر در دل خاک آرام گرفت. و قصه تناقض زمینیان بار دیگر تکرار شد...
🍃حسرتی در دل هایشان مهمان شد برای نفس او که چگونه در مسلخ #عشق قربانیاش کرد و حج را به جا آورد. حسرت دل کندن از زمین و زمان!
از طاهای #سه_ساله که بعد ها جمله "بابا نان داد" برایش کمی عجیب و غریب شد.
🍃آخر #بابا در خاطرات او نبود که نان بدهد، نبود که آب به دستش بدهد بابا در تابوت خوابیده بود. فارغ از همهمه اطرافش، #طاها تصویر مشخصی هم از بابا نداشت، در رویای سه سالگی بابا پیش #خدا رفت و برای همیشه سنگ مزارش مأمنی شد برای او که #مردانه با پدر درد و دل کند. و اکنون سه سال است که طاها دلگویه هایش را بر سر مزار پدرش میگوید.
✍نویسنده: #مهدیه_نادعلی
🌸به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_مرتضی_بصیری_پور
📅تاریخ تولد : ۱٣۶۵
📅تاریخ شهادت : ٢۰ فروردین ۱٣٩٧
📅تاریخ انتشار : ٢۰ فروردین ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : مزار شهدای بیرجند
#استوری_شهدایی #گرافیست_الشهدا
♡دختر، پدری♡
🍃همه جای وجودش #کبود بود اما برای پدرش دم نزد چون سر پدرش را که دید.... #زهرای قافلهِ حسین، همین #سه_ساله است همه تنش کبود بود اما چون لب و دهن پدرش چاک، چاک بود نفس نکشید تا حرف بزند😭
🍃سر پدرش را که دید فهمید بابا کجا مهمانی بوده و وقتی این سر بابا باشد وای که چه بر سر بدنش آمده است، دق مرگ شد اما نه از زجری که کشید، از این #مصیبت که سفری که پدرش رفته بود مقصدش با خودش یکی بود.
🍃دست های کوچکش را داخل تشت کرد و سر را به دامن گرفت شاید اگر #مولای ما در #گودال کسی را نداشت که سرش را به دامن بگیرد اینجا خدا خواست دخترش سرش را به دامن بگیرد، شاید #حسین در همین خرابه جان داده باشد، شاید موقعی جان داده باشد که دخترش با دست های کوچکشاش غبار و خاکستر از روی صورتش بر میداشت و سرش را در آغوش کشید😔
شاید...
🍃نوشتن دل صاف میخواهد اما حال، دل #خون است...💔
✍نویسنده : #محمد_صادق_زارع
🍁به مناسبت سالروز #شهادت_حضرت_رقیه_سلام_الله_علیها
📅تاریخ انتشار : ۲۰ شهریور ۱۴۰۰
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃هرچه از #مدافعان_حرم خواندم ، شنیدم و دیدم ، بیشتر دلم سوخت. دهه #هفتادی ها و #هشتادی ها، گوی سبقت در دست گرفته، نَفسشان را برای #قربانی به #قتلگاه بردند و خبر شهادتشان شد تلنگر این روزهای سرگردانی.
🍃جمله معروف دهه شصتی ها #نسل_سوخته اند به گوش همه آشنا است اما من می گویم نسل پخته ای بودند. همان ها که دست ما را گرفتند و سوی #هیئت بردند و راه را نشانمان دادند. همان ها که تا خبر دفاع از حرم #عمه_سادات شد پیش قدم شدند و راه را برای کوچکترها آسان کردند.
🍃نادر حمید از همان دهه شصتی های پخته و با غیرت است. در این #محرم که غربتش دل را می شکند به این می اندیشم که #نادر های هیئت، حال اسرا را خوب فهمیدند و برای غریبی آنها در #شام سوختند که وقتی حرف بی حرمتی به حرم ها شد بند پوتین ها را محکم تر کردند و راه افتادند.
🍃شاید هم در روضه #گودال، زینب مضطر را برای حاجتشان قسم دادند که #شهادت نصیبشان شد. اما نمی دانم برای خرابه شام و رقیه چه کردند که دلتنگی های #سه_ساله برای پدر شد سهم دخترانشان😭
🍃 شهید جان! قدر #حسین و روضه هایش را شما فهمیدید و حاجت روا شدید. جامانده ایم از راه شما و از هیئت حسین. اسیر دنیایی شده ایم که ما را #بدهکار وجدانمان کرد. برایمان طلب بخشش کن همانگونه که در وصیتنامه ات نوشتی #يا_مُحْسِنُ_قَدْ_اتاكَ_الْمُسىءُ
✍️نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
🍃به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_نادر_حمید
📅تاریخ تولد : ۲ شهریور ۱۳۶۳
📅تاریخ شهادت : ۲۶ مهر ۱۳۹۴
📅تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : اهواز
🕊محل شهادت : سوریه
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃زائر حرم #عمه_سادات شده بود. همان روزها که امنیت در سوریه برقرار بود و خبری از جنگ و تهدید نبود. دلش را دخیل بسته بود به شبکه های #ضریح و از خانم خواسته بود واسطه شود تا خدا دختری به او عطا کند.
🍃خواهر ارباب دست های خالی #زائرش را با حاجت های برآورده شده پر کرده بود و پس از مدتی خداوند #دختری به او هدیه کرد. #خیرالله برحسب ارادت به عمه سادات، نامش را زینب نامید.
🍃قرار بود یک سالگی #زینب را به رسم تشکر از خواهر ارباب به حرمش بروند اما زمزمه تهدیدها در گوش جهان پیچید و حسرت #زیارت سه نفره را قاب کردند و گوشه دلشان گذاشتند.
🍃دلتنگی هایشان را در حرم #امام_رضا تسکین دادند. هربار حاجتی می خواست اما در آخرین زیارتش توفیق #شهادت خواسته بود. امام رضا این بار هم حاجت دلش را داد و شهادت نامه اش امضا شد.
🍃زمزمه ها بیشتر شد و نوکر ارادتمند #ارباب راهی شد و مهر مدافع حرم بر قلبش حک شد. روزها با #دلتنگی گذشت و خانواده روزشماری می کردند برای برگشتنش. به همسرش گفته بود #عملیات مهمی پیش رو دارند، برایشان صدقه کنار بگذارد. بی تابی مونس همسرش شده بود و دست به دعا شده بود.
🍃۱۶۰ کیلومتر پیاده رفته بود عقب تا جایی بتواند عکس هایش را برای دخترش بفرستد و گفته بود زمان کمی تا #پیروزی باقی مانده و به زودی برمیگردد. چشم های زینب درانتظار دیدن قامت پدر به در خشک شد و با شنیدن خبر شهادت مسافرش، حسرت #آغوش پدر به دلش ماند.
🍃قصه دخترها بابایی اند را همه می دانند دلم شکست به یاد #سه_ساله حسین که چشم انتظار پدر بود و با #سر_بریده بابا امیدهایش ناامید شد و آنقدر ناله کرد که جان داد...
🍃آخرین وداع زینب ختم می شود به چهره پدر که با #تابوت پوشیده با پرچم سه رنگ قاب شده بود. زینب این روزها چادرش را محکم تر می گیرد می خواهد حافظ #خون پدرش باشد. چشم های بی تابش را با دیدن عکس های پدر آرام می کند و داغ دلش را با سنگ سرد مزار پدر...
✍نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
🌹به مناسبت سالروز #شهادت
#شهید_خیرالله_صمدی
📅تاریخ تولد : ۲۷ مهر ۱۳۴۷
📅تاریخ شهادت : ۲۵ آبان ۱۳۹۶
📅تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : زنجان، گلزار شهدای بهشت زهرا
🕊محل شهادت : بوکمال سوریه
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
🍃راوی قصه های #شام قاصدکی ست که معرکه عاشقی را به نظاره نشسته و پایان سرنوشت #رزم_آوران را در دل تاریخ حک میکند♡
🍃از آن روزی که پیکِ عدرا* برایش از #هتک_حرمت گفت آغاز قصه رقم خورد، رزم #فاطمیون و #زینبیون را به تصویر کشید و ضمیمه کرد: بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.* و اینبار قرعه به نام دو یار افتاده بود #ذکریا و #الیاس.
🍃به هنگام نماز که تماشایشان میکردی اللهم الرزقنا هایشان رنگ #شهادت و نیتشان بوی #خلوص داشت. #یالطیف_إرحَم_عَبدِکَ_الضَعیفِ سجده آخر نمازشان روادید آسمان را به دستشان داد و بلیط رفتِ بدون برگشت را، حداقل برای الیاس اینگونه بود.
🍃حلب مشتاقانه #پیکر او را به آغوش کشیده بود. همسر و فرزندانش چشم انتظارش بودند و غروب هایی که چشم #مادر به قاب در خشک میشد.
🍃فاطمه #سه_ساله زانوی غم بغل گرفته بود و بغضی میهمان گلویش شده بود لحظهای #آسمان چشمانش آرام نمیگرفت و ابرهای #دلتنگی همچنان میبارید، برای قاصدک از پدرش سخن میگفت تا بلکه به گوشش برساند.
🍃یادم به خرابهی #شام افتاد، دختری سه ساله که بهانه #پدر را میگرفت میخواست از #خار_مغیلان و درد سیلی به پدر شکایت کند. به انتظار پدر نشسته بود بی رمق با خدای خود نجوا میکرد و پدر را میخواست.
🍃ذکریا، سه ساله اش را تنها گذاشت تا مدافع سه ساله #حسین(ع) شود و چه غمگین است قصه فرزندان #شهدا، چه #فاطمه هایی که دلتنگ مهر پدریاند و چه محمد صدراهایی که پدر را فقط در یک قاب عکس دیدند.
🍃حالا بعد از پنج بهار ذکریا با هفت شقایق دیگر برگشت و الیاس هنوز هم #مهمان سرزمین #حلب است.
🍃میگویم بهار چون به قول شاعر: #پاییز بهاری ست که عاشق شده و دلتنگ است برای عاشقانی که از سرزمین دور ماندهاند همچون الیاس. #بغض میکند و برگ هایش را سنگفرش خیابان ها میکند به امید اینکه الیاس ها برگردند.
◇پروازتان مبارک عباس های زینب(س)◇
پ.ن: * مرج عذراء که امروز عدرا نامیده میشود شهری است در #سوریه که در آنجا حجر بن عدی به خاک سپرده شده است.
پ.ن:*سوره بقره آیه ۲۰۷
✍نویسنده : #مهدیه_نادعلی
🕊به مناسبت سالروز #شهادت #شهید_ذکریا_شیری
#شهید_الیاس_چگینی
📅تاریخ شهادت : ۴ آذر ۱۳۹۴
📅تاریخ انتشار : ۳ آذر ۱۴۰۰
🕊محل شهادت : حلب العیس
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی