#سردار شهید دفاع مقدس، صالح الهیار لو
🍃🌷🍃
در تاریخ ۱۳۴۱/۱/۱ در خانواده اي مذهبي در محله ينگجه شهر فيرورق درشهر خوی در خانواده ای متدین و مذهبی متولدشد.
پدرش به دامداري و کشاورزي اشتغال داشت ،ایشان تحت توجه حاج آقا علي برادر بزرگترش که در کسوت #روحانيت بود در فضائي #معنوي و روحاني رشد کرد.
🍃🌷🍃
شروع تحصيلات دبيرستاني اش با اوجگيري مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي مصادف بود ایشان و علي اصغر با راهنمائي و هدايت حاج آقا علي فعالانه در #تظاهرات و مبارزه عليه دستگاه طاغوت شرکت
می کردند.
🍃🌷🍃
و از اين زمان به بعد با #عشق به امام خميني (ره) و #ايمان و #اعتقاد به #اهداف نهضت اسلامي به طور #تمام وقت در #خدمت #مبارزه و #نهضت قرار گرفت.
🍃🌷🍃
با سري نترس به همراه برادر کوچکترش #اعلاميه ها و #نوارهاي سخنراني امام خميني را به دور از چشمان مأمورين ساواک بين مردم #پخش می کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در سال 1360 در رشته #راه و ساختمان از دبيرستان فني #شهيد رجائی با رتبه ای#ممتاز موفق به اخذ ديپلم شد و به عضويت #سپاه پاسداران خوی درآمد.
🍃🌷🍃
به روایت از پدر #شهید:
#شهید رضای من از همان اول #شهید بود. دایی بزرگوارش از #شهدای دفاع مقدس بود و #رضا در مکتب #شهادت پرورش یافت.
🍃🌷🍃
#آقا رضا #اولین نوه پسری بابابزرگ مادرش بود. یعنی بعد #دایی #شهیدش به دنیا آمد و از همان اوایل این حس در بین خانواده به وجود آمد که #شهید احسان دوباره #متولد شده. همه #رضا را در جایگاه #دایی #شهیدش میدیدند.
🍃🌷🍃
در دوران #ابتدایی همیشه جزء شاگردان #ممتاز و #با اخلاق مدرسه بود تا جایی که هر مدیری در مقابل #ادبش کم میآورد این را من از زبان #مدیرانش شنیدهام.
🍃🌷🍃
در اکثر جلسات مدرسه #آقا رضا را به عنوان #الگو برای خانوادهها مثال می زدند و میگفتند این بچه به جای #بالایی میرسد. می گویند اگر ایشان #شهید نمیشد ما به خیلی چیزها شک میکردیم.
🍃🌷🍃
دوران پیش دبستانی و دبستان را با موفقیت پشت سر گذاشت نه تنها از نظر درسی بلکه در بعد #معنوی دوران #ابتدایی (جزء 30 قرآن) را حفظ کرد و در حسینیه محل #مکبری میکرد و #اذان میگفت.
🍃🌷🍃
دوران #راهنمایی وارد پایگاه #بسیج محل شد با آن #سن کم #مسئول #فرهنگی پایگاه و #پای ثابت #اردوهای #راهیان نور شد.
🍃🌷🍃
به روایت از همسر#شهید:
من در خانوادهای مرفه زندگی میکردم که#ایوب به خواستگاریام آمد. آن زمان فقط یک راننده بود. رانندهای که هیچ سرمایه دنیایی نداشت.
اما من #سرمایههای #معنوی و #الهی بیشماری در #وجود او دیدم.
#صداقت، #ایمان،#اخلاص، #نجابت و از همه #مهمتر #تدین و #ارادتش به #اهل بیت (ع)⚘
🍃⚘🍃
من و #ایوب #11 سال زندگی کردیم. #ایوب شغلهای متعددی را تجربه کرد. ابتدا راننده تاکسی بود بعد رفت سراغ مرغ فروشی و مرغداری و بعد هم راننده ماشینهای سنگین شد و سر آخر هم پیمانکار بود.
🍃⚘🍃
#پیمانکاری که با اوضاع و احوال #سوریه کار و زندگی و همه تعلقاتش را کنار گذاشت و #رفت.
# دو سال پیش از #شهادتش رفت و #داوطلبانه ثبت نام کرد.
🍃⚘🍃
در خدمت سربازیاش دورههای زیادی را گذرانده بود و از لحاظ رزمی #توانایی بالایی داشت. میگفت برای #خدمت به حرم #حضرت زینب (س)⚘به #سوریه میرم،خیلی پیگیری هم میکرد.
من هم گفتم همراه شما میآیم و آنجا هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم. آشپزی، خیاطی و هر چیز دیگه، بعد از #شهادتش مسئول مربوطه گفت خودمان ایشان را با #تأخیر اعزام کردیم.
اینقدر #اخلاص داشت که گفتیم بره زود #شهید میشه
🍃⚘🍃
ایشان بیش از ۲#سال به عنوان #امور تعمیراتی تراکتور و ادوات کشاورزی با شعار ” همه با هم جهاد سازندگی ” به صورت #افتخاری و #رایگان #خدمت کرد.
🍃🌷🍃
در سن ۱۸#سالگی و در #تابستان سال ۱۳۶۵# برای #اولین بار #عازم #جبهه های حق علیه باطل در #منطقه عملیاتی #مهران شد.
🍃🌷🍃
در این #سفر #رزمی و #جهادی خود در #منطقه عملیاتی #مهران شاهد #شهادت #دو تن از #دوستان و #هم رزمان و #هم روستایی های خود به نام های #حسین علی شمس آبادی و #محمد قدر آبادی بود.
🍃🌷🍃
ایشان در همانجا به صورت #پاسدار #افتخاری به #ادامه #نبرد بر علیه متجاوزان بعثی عراق پرداخت و اینگونه #مرحله جدیدی از #زندگی و #حیات دوباره اش به عنوان #پاسدار در سال ۱۳۶۵# شکل گرفت.
🍃🌷🍃
درسن ۱۹#سالگی با دختر دایی اش وبا انجام مراسمی #ساده و #معنوی ازدواج کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در ادامه #خدمت خود با عنوان #مسئول #تسلیحات گردان عبد ا….🌷در م#نطقه عملیاتی جنوب با #انتظاری و #محمد حصاری آشنا شد.
🍃🌷🍃
✨﷽✨
بارمز #یا_فاطمه_الزهرا (س)
🚨#حتما_مطالعه_فرمایید.
💠سلام علیکم خدمت اعضای محترم کانال #ایستگاه_صلواتی، خواهران و برادران دینی ام، #یک_پیشنهاد برای تک تک اعضای کانال دارم ، هر کدام از دوستان که #سی_نفر از بستگان و دوستان خود رو دعوت و عضو کانال کند طوری که اعضای جدید معرفی شده مطالب را دنبال کنند #یک_هدیه_ی_معنوی و #یک_هدیه_ی_مادی پیش من دارد ، البته شما به نیت خدا و شهدا #خالص_کار_کنید .
🌷ولی من چون ساکن قم هستم و اصالتا مشهدی هستم به نیابت هر فردی که این کار را انجام دهد یک زیارتنامه و دو رکعت نماز در #حرم_امام_رضا (ع) و یک زیارتنامه و دو رکعت نماز در #حرم_حضرت_معصومه (س) آن شاالله به نیابتشان میخوانم و علاوه بر این مبلغی ناقابل با توجه به شرایط مالی خودم برایشان واریز میکنم.
🛑دوستان عزیز با توجه به اینکه کانال تبلیغ و تبادل و ... ندارد پس من دنبال منفعت مالی از بیشتر شدن کانال نیستم ، مطالب سعی میشود #معنوی و #مفید و #راهگشا باشد و وقتم را میگیرد ، علاوه بر اینکه در آینده ای نزدیک بعضی از مباحثی که در موردش مطالعه و تفکر کردم را به صورت #فایل_صوتی به تدریج در کانال آن شاالله بارگذاری خواهم کرد .
به روایت از پدر #شهید:
#شهید رضای من از همان اول #شهید بود. دایی بزرگوارش از #شهدای دفاع مقدس بود و #رضا در مکتب #شهادت پرورش یافت.
🍃🌷🍃
#آقا رضا #اولین نوه پسری بابابزرگ مادرش بود. یعنی بعد #دایی #شهیدش به دنیا آمد و از همان اوایل این حس در بین خانواده به وجود آمد که #شهید احسان دوباره #متولد شده. همه #رضا را در جایگاه #دایی #شهیدش میدیدند.
🍃🌷🍃
در دوران #ابتدایی همیشه جزء شاگردان #ممتاز و #با اخلاق مدرسه بود تا جایی که هر مدیری در مقابل #ادبش کم میآورد این را من از زبان #مدیرانش شنیدهام.
🍃🌷🍃
در اکثر جلسات مدرسه #آقا رضا را به عنوان #الگو برای خانوادهها مثال می زدند و میگفتند این بچه به جای #بالایی میرسد. می گویند اگر ایشان #شهید نمیشد ما به خیلی چیزها شک میکردیم.
🍃🌷🍃
دوران پیش دبستانی و دبستان را با موفقیت پشت سر گذاشت نه تنها از نظر درسی بلکه در بعد #معنوی دوران #ابتدایی (جزء 30 قرآن) را حفظ کرد و در حسینیه محل #مکبری میکرد و #اذان میگفت.
🍃🌷🍃
دوران #راهنمایی وارد پایگاه #بسیج محل شد با آن #سن کم #مسئول #فرهنگی پایگاه و #پای ثابت #اردوهای #راهیان نور شد.
🍃🌷🍃
به روایت از پدر#شهید:
#پسرم هر #شب جمعه حرم حضرت عبدالعظیم(ع)⚘ ودر مراسم مناجاتخوانے حاج منصور ارضے بود و یڪے از #افتخارات خود را #بسیجے بودن عنوان میڪرد.
🍃⚘🍃
#پسرم ،همانند #فرمانده خود #حاج قاسم سلیمانی به #شهادت #علاقه داشت و همواره در ذهن و فکر خود به این ماجرا میپرداخت و به دوستان خود که سفرهای زیارتی داشتند، می گفت دعا کنند تا به آرزوی خود یعنی #شهادت برسد.
🍃⚘🍃
علاوه بر #صورتی #بشاش در #تلاش بود با #کمکهای #مادی و #معنوی خود به #مستضعفین، صورت آنها را نیز #خندان کند و #لبخند را به آنها #هدیه دهد.
🍃⚘🍃
به جرأت میتوانیم بگوییم یکی از #خصیصههای اخلاقی ایشان #دستگیری از #مستمندان بود و همواره نسبت به #سادهزیستی #تأکید داشت و خودش نیز پیشقراول #سادهزیستان بود.
🍃⚘🍃
#پسرم علاوه بر تمام #خوبیهایی که در وجود خود داشت؛ #بسیار #شجاع و #دلیر بود. #خداوند هیچگونه #ترسی در وجودش قرار #نداده بود؛ برای همین همواره در #صحنههای سخت #حضور داشت.
🍃⚘🍃
#سردار شهید دفاع مقدس، صالح الهیار لو
🍃🌷🍃
در تاریخ ۱۳۴۱/۱/۱ در خانواده اي مذهبي در محله ينگجه شهر فيرورق درشهر خوی در خانواده ای متدین و مذهبی متولدشد.
پدرش به دامداري و کشاورزي اشتغال داشت ،ایشان تحت توجه حاج آقا علي برادر بزرگترش که در کسوت #روحانيت بود در فضائي #معنوي و روحاني رشد کرد.
🍃🌷🍃
شروع تحصيلات دبيرستاني اش با اوجگيري مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي مصادف بود ایشان و علي اصغر با راهنمائي و هدايت حاج آقا علي فعالانه در #تظاهرات و مبارزه عليه دستگاه طاغوت شرکت
می کردند.
🍃🌷🍃
و از اين زمان به بعد با #عشق به امام خميني (ره) و #ايمان و #اعتقاد به #اهداف نهضت اسلامي به طور #تمام وقت در #خدمت #مبارزه و #نهضت قرار گرفت.
🍃🌷🍃
با سري نترس به همراه برادر کوچکترش #اعلاميه ها و #نوارهاي سخنراني امام خميني را به دور از چشمان مأمورين ساواک بين مردم #پخش می کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در سال 1360 در رشته #راه و ساختمان از دبيرستان فني #شهيد رجائی با رتبه ای#ممتاز موفق به اخذ ديپلم شد و به عضويت #سپاه پاسداران خوی درآمد.
🍃🌷🍃
ایشان بیش از ۲#سال به عنوان #امور تعمیراتی تراکتور و ادوات کشاورزی با شعار ” همه با هم جهاد سازندگی ” به صورت #افتخاری و #رایگان #خدمت کرد.
🍃🌷🍃
در سن ۱۸#سالگی و در #تابستان سال ۱۳۶۵# برای #اولین بار #عازم #جبهه های حق علیه باطل در #منطقه عملیاتی #مهران شد.
🍃🌷🍃
در این #سفر #رزمی و #جهادی خود در #منطقه عملیاتی #مهران شاهد #شهادت #دو تن از #دوستان و #هم رزمان و #هم روستایی های خود به نام های #حسین علی شمس آبادی و #محمد قدر آبادی بود.
🍃🌷🍃
ایشان در همانجا به صورت #پاسدار #افتخاری به #ادامه #نبرد بر علیه متجاوزان بعثی عراق پرداخت و اینگونه #مرحله جدیدی از #زندگی و #حیات دوباره اش به عنوان #پاسدار در سال ۱۳۶۵# شکل گرفت.
🍃🌷🍃
درسن ۱۹#سالگی با دختر دایی اش وبا انجام مراسمی #ساده و #معنوی ازدواج کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در ادامه #خدمت خود با عنوان #مسئول #تسلیحات گردان عبد ا….🌷در م#نطقه عملیاتی جنوب با #انتظاری و #محمد حصاری آشنا شد.
🍃🌷🍃
#پدرم خيلي #مردمدار بود و به #پاييندستان خودش خيلي #كمك ميكرده و #خوشرو و #معنوي بوده ، وبه #ظاهرش #اهميت ميداده.
🍃🌷🍃
دو هفته پيش خيلي دلم براي پدرم تنگ شد و دو بيت شعر برايش گفتم.
«بقاي عمرم بدون پدر عدم معني است/ سالها با تكه سنگي مأنوسم.»💔😭😭😭
🍃🌷🍃
گلزار #شهدا و هرجا كه #شهيدي دفن است ميروم #يك تكه از #بهشت است. جايي است كه انسان #پاكي آرميده كه ميتواند به ما #انرژي مثبت بدهد.
🍃🌷🍃
و#مادرم 😔 دراین سال ها هم برای ما
#پدربوده وهم# مادر😔
خانمی ۲۶#ساله با #سه بچه و......
🍃🌷🍃
ایشان بیش از ۲#سال به عنوان #امور تعمیراتی تراکتور و ادوات کشاورزی با شعار ” همه با هم جهاد سازندگی ” به صورت #افتخاری و #رایگان #خدمت کرد.
🍃🌷🍃
در سن ۱۸#سالگی و در #تابستان سال ۱۳۶۵# برای #اولین بار #عازم #جبهه های حق علیه باطل در #منطقه عملیاتی #مهران شد.
🍃🌷🍃
در این #سفر #رزمی و #جهادی خود در #منطقه عملیاتی #مهران شاهد #شهادت #دو تن از #دوستان و #هم رزمان و #هم روستایی های خود به نام های #حسین علی شمس آبادی و #محمد قدر آبادی بود.
🍃🌷🍃
ایشان در همانجا به صورت #پاسدار #افتخاری به #ادامه #نبرد بر علیه متجاوزان بعثی عراق پرداخت و اینگونه #مرحله جدیدی از #زندگی و #حیات دوباره اش به عنوان #پاسدار در سال ۱۳۶۵# شکل گرفت.
🍃🌷🍃
درسن ۱۹#سالگی با دختر دایی اش وبا انجام مراسمی #ساده و #معنوی ازدواج کرد.
🍃🌷🍃
ایشان در ادامه #خدمت خود با عنوان #مسئول #تسلیحات گردان عبد ا….🌷در م#نطقه عملیاتی جنوب با #انتظاری و #محمد حصاری آشنا شد.
🍃🌷🍃
#پدرم خيلي #مردمدار بود و به #پاييندستان خودش خيلي #كمك ميكرده و #خوشرو و #معنوي بوده ، وبه #ظاهرش #اهميت ميداده.
🍃🌷🍃
دو هفته پيش خيلي دلم براي پدرم تنگ شد و دو بيت شعر برايش گفتم.
«بقاي عمرم بدون پدر عدم معني است/ سالها با تكه سنگي مأنوسم.»💔😭😭😭
🍃🌷🍃
گلزار #شهدا و هرجا كه #شهيدي دفن است ميروم #يك تكه از #بهشت است. جايي است كه انسان #پاكي آرميده كه ميتواند به ما #انرژي مثبت بدهد.
🍃🌷🍃
و#مادرم 😔 دراین سال ها هم برای ما
#پدربوده وهم# مادر😔
خانمی ۲۶#ساله با #سه بچه و......
🍃🌷🍃