eitaa logo
تبیین
2.7هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
428 ویدیو
34 فایل
🔺اهداف: 🔹تهذیب نفس 🔹امام شناسی و مهدویت 🔹روشنگری و بصیرت‌افزایی 🔹ارتقاء بینش دینی و سیاسی 🔹دشمن شناسی و جنگ نرم 🔹ارتقاء مهارت‌های تربیتی 🔹و... 🔸هدف ارائه‌ی الگوست؛ با شبکه‌های اجتماعی کسی متفکر نمی‌شود، باید #کتاب خواند.
مشاهده در ایتا
دانلود
اثر معروف و ارزشمند استاد است که در طی دهه های اخیر، همواره مورد علاقه کتاب دوستان بوده است. کتابی اصیل و مبتنی بر داستان های که از کتاب‌های حدیث و یا تاریخ و سیر، با زبانی توسط انقلاب، استخراج شده است. در آستانه فرارسیدن مطالعه این اثر و خواندنی و کردن آن به عزیزان مان، یک انتخاب دقیق بوده که به نوعی گرامیداشت یاد و خاطره نگارنده آن نیز هست. در کتاب «داستان راستان»، ده ها روایت شنیدنی به رشته تحریر درآمده که برای مردم در هر رده سنی جذابیت دارد؛ چون میل به و که روح حاکم بر این حکایت هاست، مورد اقبال عموم است. اکثریت قریب به اتفاق این ها جنبه دارد و تنها دو یا سه داستان با رویکرد نشان دادن رذالت ها بیان شده که هدف از آن، تأدیبی بوده است. آموخت که با نشان‌دادن یک نقطه ضعف اخلاقی، تنبه و تذکر حاصل می‌شود، مثل داستان «یک دشنام» و داستان «شمشیر زبان» که به دنبال داستان «دوستی ای که بریده شد» به تناسب آن داستان آمده است. @tabyinchannel @daneshgahevelyat
⭕️ امام‌ على عليه السلام: 🔹در بيان موعظه هاى (ع) به پسرش: «اى پسرم! كسى كه يقينش كم شده و نيّتش در طلبِ روزى ضعيف گشته [بايد بداند كه] تبارك و تعالى به اراده خود، او را در آفريده و به او داده است، كه در هيچيك از آن [حالت] ها كارى از دست او بر نمى آمد. [بنابراين، او بايد بداند كه] خداوند تبارك و تعالى او را در حالت چهارم نيز روزى میدهد. حالت اوّل، اين است كه او در رحم مادرش بود و خداوند عزوجل او را در جايى استوار، روزى رساند، به طورى كه گرما و سرما اذيّتش نكرد. سپس [در حالت دوم] او را از آنجا بيرون آورد و روزىِ او را از راه شير مادرش جارى ساخت و با اين وسيله، او را كفايت كرد و پرورش داد و بى آنكه او توان و نيرويى داشته باشد، او را بزرگ كرد. سپس [در حالت سوم] او را از شير گرفت و روزىِ او را در كسب و كار پدر و مادرش قرار داد، و چنان در دل هاى آنان براى او محّبت و رحمت نهاد كه گويى غير از آن، چيز ديگرى ندارند؛ بطورى كه در بسيارى از حالات، او را بر خودشان مقدّم مى داشتند. تا اينكه [به حالت چهارم رسيد و] بزرگ و عاقل شد و براى خودش مشغول كسب و كار گرديد. [در اين حال] عرصه بر او تنگ شد و به پروردگارش بد گمان گشت و همه را در مالش انكار كرد، و از ترس تنگىِ روزى و بدگمانى به اين كه خداوند تبارك و تعالى اكنون و در آينده، روزىِ بازماندگانِ او را بدهد، بر خود و خانوانده اش سخت گرفت؛ اى پسرم! ، همين است. 📚الخصال، ص ۱۲۲ ح ۱۱۴؛ بحار الأنوار، ج ۱۳ ص ۴۱۴ ح ۵ @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️لقمان حکیم 🔹پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله در مورد فرمود: در حقيقت، ، پيامبر نبود؛ ليكن بنده اى بود مصمّم، انديشه مند و با حُسن ظن. خدا را دوست می‌داشت، پس خدا نيز او را دوست داشت و را بر او ضمانت كرد. وسط روز خوابيده بود كه ناگهان به پذيرش خلافت فرا خوانده شد كه: «اى ! آيا مى خواهى كه خداوند تو را خليفه اى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق داورى كنى؟»، بيدار شد و در پاسخ گفت: «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى پذيرم؛ زيرا مى دانم كه اگر با من چنين كند، يارى ام مى نمايد و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد، ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا را نمى پذيرم». فرشتگانى كه نمى ديدشان، با صدايى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنين گفتى؟ 🔹لقمان گفت: «زيرا حكمران، در سخت ترين و مشكل ترين مقام جاى گرفته كه ظلم از هر طرف، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود يا يارى گردد؛ اگر به صواب داورى كند، اميد است كه نجات يابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنيا حقير و بى مقام باشد، بهتر از اين است كه صاحب مقام باشد، و هر كس دنيا را در مقابل آخرت برگزيند، دنيا او را مى آزمايد، ولى به پادشاهىِ آخرت دست نمى يابد». فرشتگان از زيبايىِ گفتار او در شگفت شدند. لحظه اى خوابيد و سراسر وجودش آكنده از شد. پس، از خواب بيدار شد و [از آن پس] سخن گفت. پس از او، (ع) به پذيرش خلافت فرا خوانده شد و او آن را پذيرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... لقمان با دانش و حكمتش، حضرت داوود (ع) را يارى مى كرد. داوود (ع) گفت: «خوشا به حالت اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گرديد، ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصيبت و فتنه (امتحان و آزمون الهی) گرديد». 📚تاريخ مدينه دمشق، ج ۱۷ ص ۸۵؛ كنز العمّال، ج ۱۴ ص ۳۴ ح ۳۷۸۶۵؛ مجمع البيان، ج ۸ ص ۴۹۴؛ نوادر الاصول، ج ۱ ص ۲۴۷؛ تفسير القمی، ج ۲ ص ۱۶۲ @tabyinchannel
⭕️امام علی عليه السلام: 🔸«قيلَ لِلعَبدِ الصّالِحِ لُقمانَ: أيُّ النّاسِ أفضَلُ؟ قالَ: المُؤمِنُ الغَنِيُّ، قيلَ: الغَنِيُّ مِنَ المالِ؟ فَقالَ: لا، وَ لكِنَّ الغَنِيَّ مِنَ العِلمِ الَّذي إنِ احتيجَ إلَيهِ انتَفَعَ بِعِلمِهِ، و إنِ استُغنِيَ عَنهُ اكتَفى».  🔹به عبد صالح، يعنى ، گفته شد: كدام يك از ترند؟ گفت: ؛ گفته شد: از ؟ گفت: «نه؛ ليكن برخوردار از كه اگر به او محتاج شدند، از سود برند و اگر از او بى نياز شدند، خودش به آن اكتفا كند». 📕بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۴۲۱، ح ۱۶ @tabyinchannel
⭕️امام جعفر صادق (علیه السلام): 🔸«فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد هَلَكَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَاجعَل سَفينَتَكَ فيهَا الإِيمانَ، وَاجعَل شِراعَهَا التَّوَكُّلَ، وَاجعَل زادَكَ فيها تَقوَى اللهِ، فَإِن نَجَوتَ فَبِرَحمَةِ اللهِ، و إن هَلَكتَ فَبِذُنوبِكَ». 🔹«در پندهاى به پسرش؛ اى پسرم! ، درياى عميقى است كه بسيارى در آن گرديده ‏اند؛ پس كشتى ‏ات را در دنيا، به خدا قرار بده و بادبان آن را بر خدا، و توشه راهت را عز و جل قرار بده؛ اگر نجات يافتى، از رحمت خداست و اگر هلاك شدى، به سبب خواهد بود». 📕بحار الأنوار، ج ۱۳ ، ص ۴۱۱ ، ح ۲ @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️چگونه به عیوب خود پی ببریم؟ 🔸مرحوم «فيض كاشانى» در اين زمينه بحث مفيد و راهگشايى دارد؛ مى گويد، براى پى بردن به چهار راه است؛ 1⃣طریق نخست این که: به سراغ برود كه آگاه از است، و بر خفايا و آفات اخلاقى آگاهى دارد، او را حاكم بر نفس خويش سازد و از ارشادات او بهره گيرد، و اين در زمان ما كم است! 2⃣طریق دوم این که: «دوست‌ راستگوى‌ آگاه باايمانى» جستجو كند و او را خويش سازد تا و او را مورد بررسى دقيق قرار دهد؛ هرگاه اخلاق و افعال ناپسند و عيوب پنهان و آشكارى از او ببيند به او اطّلاع دهد، همان گونه كه بعضى از بزرگان دين مى فرمودند: «رَحِمَ اللّهُ امْرَءً اَهْدى اِلَىَّ عُيُوبى» (خدا رحمت كند كسى كه مرا به من هديه كند). 🔹(تعبير به هديه تعبير جالبى است كه دليل بر اهمّيّت فوق‌العاده اين مطلب است) ... ولى اين گونه افراد نيز كم اند، زيرا غالباً مداهنه و مجامله مى كنند، و بعضى بعكس به خاطر حسد عيوب را بيش از اندازه بزرگ مى سازند. به داوود طائى [۱] گفتند: چرا از كناره گيرى كردى و با آنها آميزش ندارى؟ گفت: من چه كنم با كسانى كه مرا از من پنهان مى كنند! 🔹آرى! شديداً علاقه داشتند كه با استفاده از نصيحت ديگران از شان آگاه شوند؛ ولى امروز كار ما به جايى رسيده كه منفورترين افراد نزد ما كسانى هستند كه ما را مى كنند و از آگاه‌مان مى سازند!؛ نه تنها از آنها خوشحال نمى شويم، بلكه به مقابله با آنان برمى‌خيزيم و مى گوييم: تو خود نيز داراى اين عيوبى، و چنين و چنان كردى، كينه او را به دل مى گيريم، و از نصايح او محروم مى مانيم! 3⃣طريق سوم آن است كه: انسان عيوبش را از بشنود، چرا كه دشمنان با دقّت تمام مراقب و انسانند؛ به همين دليل، گاهى انسان از دشمن‌ كينه‌ توزش بيش از و چاپلوسش بهره مى گيرد. 4⃣طريق چهارم اين است كه: انسان با مردم كند؛ آنچه را از صفات آنها مى بيند در مورد خودش نيز بررسى كند كه آيا او نيز داراى اين صفات نكوهيده هست يا نيست؟ زيرا آيينه و مرآت مؤمن است، و مى تواند خويش را با مشاهده عيوب ديگران ببيند. به (عليه السلام) گفتند چه كسى تو را آموخت؟ گفت كسى مرا ادب نياموخت، ولى من را ديدم و در نظر ناپسند آمد و از آن دورى نمودم. داستان معروف را كه به او گفتند را از كه آموختى گفت از بى ادبان تعبير ديگرى از اين مطلب است. [۲] پی نوشت‌ها؛ [۱] داود بن نصير طائى را از بزرگان فقها و زهّاد و عبّاد قرن دوم هجرى شمرده اند و همطراز با ابراهيم ادهم و فضيل دانسته اند (لغتنامه دهخدا). [۲] المحجة البيضاء فی تهذيب الإحياء، ملا محسن فيض كاشانى، مؤسسه انتشارات اسلامى جامعه مدرسين، قم، چ۴، ج۵، ص۱۱۲ 📕اخلاق در قرآن‏، ج ۱، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، مدرسه الامام على بن ابیطالب(ع)، قم، چ ۱، ۱۳۷۷ش، ص ۳۳۳ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel
⭕️امام سجاد علیه السلام 🔸«قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، أخلِص طاعَةَ اللهِ حَتّى لا يُخالِطَها شَيءٌ مِنَ المَعاصی، ثُمَّ زَيِّنِ الطّاعَةَ بِاتِّباعِ أهلِ الحَقِّ؛ فَإِنَّ طاعَتَهُم مُتَّصِلَةٌ بِطاعَةِ اللهِ، و زَيِّن ذلِكَ بِالعِلمِ، و حَصِّن عِلمَكَ بِحِلمٍ لا يُخالِطُهُ حُمقٌ، وَاخزُنهُ بِلينٍ لا يُخالِطُهُ جَهلٌ، وشَدِّدهُ بِحَزمٍ لا يُخالِطُهُ الضِّياعُ، وَامزُج حَزمَكَ بِرِفقٍ لا يُخالِطُهُ العُنفُ». 🔹در بيان سفارش هاى (ع) به پسرش: اى پسرم! (عبادتِ) الهى را انجام بده، به طورى كه گناه كوچكى هم با آن مخلوط نشود، سپس با پيروى از ، طاعت خود را ببخش؛ زيرا طاعت آنان، به طاعت الهى پيوسته است، و همين طاعت را با ، آراسته كن، و دانشت را با حراست كن، تا با آن درنياميزد، و را با ذخيره كن، تا با همراه نگردد، و نرم خويى ات را با استوار كن، تا نابودى در آن راه نيابد، و تدبيرت را با درآميز، تا زورى در آن نباشد. 📕بحارالأنوار، ج۱۳، ص۴۲۰ ح۱۵ @tabyinchannel
⭕️امام موسی كاظم (عليه السلام): 🔸«كانَ لُقمانُ عليه السلام يَقولُ لاِبنِهِ: «...يا بُنَيَّ، خُذ مِنَ الدُّنيا بُلغَةً، و لا تَدخُل فيها دُخولاً يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ، و لا تَرفُضها فَتَكونَ عِيالاً عَلَى النّاسِ».  🔹« همواره به پسرش میگفت: «...پسرم! از به اندازه كفايت (نياز) برگير، و آنچنان در فرو نرو كه به زيان رسانَد، و چنان هم رهايش مكن كه گردى». 📕بحارالأنوار، ج ۱۳، ص ۴۱۶ ح ۱۰ @tabyinchannel
✨🔹✨🔹✨🔹✨🔹✨ ✨ ⭕️آيا اهميت «تعليم و تعلم»، منحصر به علوم دينی است؟ (بخش دوم) 🔸ممكن است بعضى چنين تصوّر كنند که اين همه تأكيدات كه درباره فراگرفتن و و نشر علوم و دانش ها در آيات «قرآن مجيد» و «روايات اسلامى» آمده است تنها ناظر به «علوم دينى» است، و آنچه را در «بحث حكومت اسلامى» و گسترش همه علوم مورد توجّه است، شامل نمى شود؛ ولى اين اشتباه بزرگى است، زيرا هم از آيات قرآن و هم از روايات اسلامى اهميّت و و به طور مطلق استفاده مى شود. شواهد اين معنى فراوان است از جمله در ، موارد زير به چشم مى خورد: 9⃣در اواخر «سوره كهف» در داستان سخن از او به عنوان يك واقعه مهم به ميان آمده، و حتى جزئياتى از چگونگى تدبير او در امر ساختن يك سد نيرومند آهنين براى جلوگيرى از هجوم قبايل فاسد و مفسد [يأجوج و مأجوج] را بيان مى كند: «آتُونِى زُبُرَ الْحَدِيدِ حَتّى اِذَا ساوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انْفُخُوا حَتّى اِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ آتُونِى اُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً». [۱] ( را برايم بياوريد [و آنها را روى هم بچينيد] تا هنگامى كه كاملا ميان دو كوه را پوشانيد، سپس گفت: [در اطراف آن آتش بيفروزيد] و در آن بدميد [آنها دميدند] تا را سرخ و گداخته كرده، گفت اكنون مس مذاب برايم بياوريد تا بر روى آن بريزم). اين موهبت نيز به علم و اشاره مى كند. 🔟در «سوره لقمان» نيز در آياتى كه شرح وصاياى به فرزندش مى باشد به يك سلسله دستورات برخورد مى كنيم كه جنبه و و دارد كه رعايت آنها براى همگان در زندگى مهم و كارساز است؛ از جمله اينكه به پسرش دستور مى دهد: «نسبت به مردم بى اعتنايى و ترشرويى نكن، مغرورانه بر زمين راه نرو، در راه رفتن اعتدال را رعايت كن، بلند سخن‌ نگو، فرياد نكش و صبر و شكيبايى و استقامت در كارها داشته باش». [۲] اين در حالى است كه خداوند مقام را به خاطر برخوردارى از موهبت و و ، بزرگ داشته است، تا آنجا كه سخن او را در كنار سخن خويش قرار داده است! 1⃣1⃣در «سوره سبأ» در شرح حال (عليه السلام)، سخن از برنامه هاى گسترده و به ميان آمده است، كه زير نظر سليمان (عليه السلام)، انجام مى دادند: «يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَ تَماثيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوَابِ وَ قُدُورٍ رَاسِيَاتٍ». [۳] (آنها هر چه مى خواست [و دستور مى داد] برايش درست مى كردند معبدها، تمثال‌ها، ظروف‌ بزرگ‌ غذا همانند حوض و ديگ هاى ثابت!). و در آيه قبل از آن، به دستيابى (عليه السلام) به «دانش‌ ذوب‌ فلزّات» اشاره كرده، و مى فرمايد: «وَ اَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ القِطْرِ». [۴] (ما چشمه هاى [مذاب] را براى او روان ساختيم). 2⃣1⃣در «سوره بقره» درباره زمامدارى (عليه السلام)، مى فرمايد: «وَ قَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَ آتَاهُ اللهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشَاءُ». [۵] ( [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] را كشت و خداوند و و را به او بخشيد و از آنچه مى خواست به او تعليم داد). روشن است علم و حكمت در اينجا دانشى است كه براى تدبير و لازم است؛ و اگر معنى وسيع ترى نيز داشته باشد، اين بخش از علوم مربوط به كشوردارى و نظام حكومت را قطعاً شامل مى شود. 💠از مجموع اشاراتى كه در آيات فوق و بعضى ديگر از آيات قرآن وارد شده به خوبى مى توان استفاده كرد كه: بر خلاف پندار كسانى كه تصوّر مى كنند، تنها به علوم دين و معارف الهيّه اهميّت داده و سخنى از به ميان نياورده است، براى اين بخش از علوم اهميّت فوق العاده اى قائل است، و آن را از «مواهب‌ بزرگ‌ الهيّه» مى شمرد، و را تشويق به فراگيرى هر گونه «علم مفيد و نافع» در زندگى مادّى و معنوى مى نمايد. ... پی نوشت‌ها؛ [۱] سوره كهف، آيه ۹۶ [۲] سوره لقمان، آيات ۱۷ تا ۱۹ [۳] سوره سبأ، آيه ۱۳ [۴] همان، آيه ۱۲ [۵] سوره بقره، آيه ۲۵۱ 📕پيام قرآن‏، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ‏۱۳۸۶ش، چ ۹، ج ۱۰، ص ۲۵۲ منبع: وبسایت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (بخش آئین رحمت) @tabyinchannel