eitaa logo
این عماریون
365 دنبال‌کننده
240.7هزار عکس
65.3هزار ویدیو
1.4هزار فایل
کانال تحلیلی درباب مسائل سیاسی واجتماعی https://eitaa.com/joinchat/2102525986Cbab1324731
مشاهده در ایتا
دانلود
،فرد و بود در بسیار بود.همیشه اول وقت بجا می آورد ، همیشه و را بوسیدو برای زیاد بود. 🍃🌷🍃 #متاهل بود و ۲ پسر داشت ،که خانواده و رو خیلی داشت.😭 🍃🌷🍃 سر نمی زد.به داشت کاری که می شد به انجام می داد. و ای بود.😭 🍃🌷🍃 خیلی میشیم.😭 ظهرها سر می رویم عاشورا می خوانیم را می کنم به پاک تمام و مان رفع می شود.😭 🍃🌷🍃 سرانجام سعید لطف الله پور هم درتاریخ ۱۳۹۶/۴/۲# در به آرزویش که همانا در راه 🤍 بود رسید. 🍃🌷🍃 : شهرستان هشترود محله خورجستان. 🍃🌷🍃
هیچ وقت در زندگی احساس چیزی را . همه زندگی ما در یک اتاق خلاصه می شد که در خانه عموی ایشان ساکن بودیم. از هر وسیله ای که داشتم استفاده بهینه می کردم مثلاً از چمدان به عنوان میز. 🍃🌷🍃 همکارانش می گفتند در محل کار زودتر از همه می آمد و دیرتر از همه می رفت و در هفته چند ساعت برای خود "کسر کار" می زد. وقتی از او سوال می شد شما از همه زودتر می آید و از همه دیرتر می روید، چرا کسر کار؟ 🍃🌷🍃 در جواب می گفت: در می رود یک لحظه به سمت خانه، همسر و یا فرزندم رفته باشد، وقت کار من به المال هستم و حق استفاده ندارم. 🍃🌷🍃 همیشه در مقابل و زانو می نشست و هر وقت به دیدن آنها می رفت را بوسید و وقتی هم می کرد باز آنها را بوسید.😭 🍃🌷🍃
مهدی کوچیکترین فرزندمون بود و تغاری 😭 و من و پدرش خیلی دوستش داشتیم. بچه ی بود. به یاد ندارم احترامی به من و پدرش کرده باشه. 😭 🍃⚘🍃 از راه که می‌ رسید من و پدرش را بوسید. اونقدر مهربانی داشت که برای من و پدرش و خونواده می‌ خرید و را بروز می‌ داد. 😭 🍃⚘🍃 راهنمایی بود که یک برایم خرید. این اش را خیلی دوست دارم. کوچیکتر هم که بود با خواهرش پول تو رو جمع کرده بودند و یک برام خریدند. کلاً آدم و دلبازی بود. 😭😭 🍃⚘🍃
مدافع حرم ، مهدی موحد نیا🍃⚘🍃 در ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۶ در شهر سبزوار در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شد.۴فرزند بودند ، ۲ برادر و ۲ خواهر فرزند آخر خانواده و ته تغاری بود. 🍃⚘🍃 و مدافع حرم سبزوار هست. 🍃⚘🍃 پس از گذروندن دوران مختلف سنی و تحصیلی در بین دوستان و آشنایان به و طبع و در كارش جدی معروف بود. 🍃⚘🍃 متاهل بود و یک فرزند رو به یادگار دارد آقا ابوالفضل. که زمان ایشان ماه و نیمه بود. 🍃⚘🍃 از فرهنگی در شهرستان سبزوار بود. از و كردن تكیه های مراسم عزاداری ، های و صلواتی و ... 🍃⚘🍃 اندرکار در برگزاری های ، در گروه های جهادی و رسانی به محروم ، و در اردوهای مناطق جنگی راهیان نور و ... بود. 🍃⚘🍃
ایشان در شرايط نيز فضيلت شب را از دست نمی داد، تفاوتی و توجهی به مسائل و # شهدا را از بزرگ می دانست و در کنار نظامی در از نيز غافل نبود‌. 🍃🌷🍃 در 6 1362# در مرحله والفجر 4 در بازپس گيري قندی در منطقه عراق به همراه ابوالفضل العباس (ع)🌷 وارد شدند. 🍃🌷🍃 اين در نبرد شبانه به# اهداف مورد نظر دست يافت و نيروها در مقر نيروهای عراقي مستقر شدند . اما ارتش عراق گردان ابوالفضل العباس (ع)🌷 به ایشان را از #3 جهت به درآورد.😔 🍃🌷🍃 و تعداد از تحت امر ایشان با ناچيز در برابر پاتک اول عراقی ها شبانه روز کردند. 🍃🌷🍃 در شب روز نيروهاي عراقي با اجراي پاتک سنگين ، نيروهاي ابوالفضل العباس (ع)🌷 را با شرايط بسيار روبرو کردند با شدت گرفتن دشمن بر اثر ترکش راست ایشان شد. 🍃🌷🍃
شهید دفاع مقدس مجتبی قطبی 🍃🌷🍃 در پانزدهم شهریور ماه 1340در شیراز و در جوار بارگاه ملکوتی بن موسی شاهچراغ (ع)🌷 در خانواده ای متدین ومذهبی متولدشد. 🍃🌷🍃 در سن سالگی وارد مدرسه شدو پس از سالها تلاش و کوشش، با اخذ مدرک دیپلم به تحصیلات خود پایان داد. پس از پیروزی انقلاب به سپاه پاسداران شیراز در آمد. متاهل بود و تنها یادگار ایشان دختر عزیزشان هست. 🍃🌷🍃 ایشان از اولین روزهای به عنوان و سپاه در چندین از جمله سرنوشت ساز «خیبر» که به مجروحیت شدیدش از ناحیه انجامید شرکت کرد. 🍃🌷🍃
به روایت از یکی از : در یکی از که در آن حضور داشتم (به حراف) به قصد شکار تانکهای عراقی راهی شده بودم. پس از موفقیت آمیز تک تک تانکهای عراقی و اتمام مهمات به پیشنهاد حراف با (پایه ی هلیکوپتر) به چادرهای باقی مانده در منطقه میکوبیدیم. پس از اتمام در هنگام خروج از معرکه متوجه شدیم، یکی از موتورهای هلی کوپتر نجفی آتش گرفته و ایشان مجبور به نشستن داخل نیروهای عراقی میکند. 🍃🌷🍃 زمان برای رسیدن رسکیو(نجات) بسیار کم بود به همین دلیل حراف در یک اقدام داخل نیروهای عراقی و در کنار کوپتر نشست. 🍃🌷🍃 و با سرعت نجفی و خلبان را که روی هلیکوپتر نشسته بودند از منطقه خارج کرد! کوپتر صدمه دیده لحظه ای بعد در میان آتش کاملا سوخت.😭 🍃🌷🍃 حدود 17 نفر از از نیروهای عراقی در حال فرار بودند. بلافاصله هلیکوپترش(کبرا) را جلوی آنها نشانده و خالی هیچ و ای از هلیکوپتر پیاده شده و به سمت آنها میرود. 🍃🌷🍃
قدر نعمت‌هایی که خداوند بخشنده بهمون داده رو بدونیم و اونها رو در راه معصیت "گناه" به کار نبریم. با چشم حقارت به همسایه‌مون که مثل ما وضع مالیش خوب نیست نگاه نکنیم که در آخرت، شخصیت انسان به اعمال اوست، نه به اموالش پای جلسات غیبت ننشینیم . چون اگه بنشینیم، گوش میدیم. با دستمون مال دیگران رو به نفع خودمون مصادره نکنیم. اگه چیزی بعنوان امانت بردیم، با همون دستی که بُردیم، با همون دست برگردونیم. پولی یا شی‌ء قیمتی روی زمین دیدیم، ورنداریم مگه اینکه یقین داشته باشیم مال فلانی هستش و بهش برگردونیم. با انگشتمون، علیه دیگران پیام یا نامه ننویسیم؛ به فلان شخص اشاره نکنیم که او دزد و ... است. با زبانمون راست بگیم، حتی اگه یه ضررمون باشه. غیبت نکنیم که غیبت کردن، تلاشِ انسانِ ناتوان است. دیگران رو مسخره نکنیم، که بدور از اخلاق و جوانمردیست. به دیگران تهمت نزنیم. فکر نکنیم که اگه فلان شخص رو تخریب بکنیم، بالا میریم! هرگز اینطور نیست. با هر تهمتی، چندین درجه سقوط می کنیم. کسی که به دیگران تهمت بزنه(تهمت یعنی آش نخورده و دهان سوخته) ایمان توی قلبش از بین‌میره؛ همچنانکه نمک توی آب حل میشه، از بین میره و هیچ اثری ازش باقی نمیمونه، ایمان توی قلب چنین شخصی، اینچنین بلایی سرش میاد با پاهامون خونه همسایه نریم برای نمّامه گری(سخن چینی) و دو به هم زنی. میان هیچ زن و شوهری رو شكرآب نکنیم. بشینیم و خودمون رو قضاوت کنیم و توبه بکنیم اگر مرتکب چنین جنایاتی شدیم. یادمان نرود که قبرها پُر هستن از جوانانی که میخواستن در پیری توبه کنند
مدافع حرم ، مهدی موحد نیا🍃⚘🍃 در ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۶ در شهر سبزوار در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شد.۴فرزند بودند ، ۲ برادر و ۲ خواهر فرزند آخر خانواده و ته تغاری بود. 🍃⚘🍃 و مدافع حرم سبزوار هست. 🍃⚘🍃 پس از گذروندن دوران مختلف سنی و تحصیلی در بین دوستان و آشنایان به و طبع و در كارش جدی معروف بود. 🍃⚘🍃 متاهل بود و یک فرزند رو به یادگار دارد آقا ابوالفضل. که زمان ایشان ماه و نیمه بود. 🍃⚘🍃 از فرهنگی در شهرستان سبزوار بود. از و كردن تكیه های مراسم عزاداری ، های و صلواتی و ... 🍃⚘🍃 اندرکار در برگزاری های ، در گروه های جهادی و رسانی به محروم ، و در اردوهای مناطق جنگی راهیان نور و ... بود. 🍃⚘🍃
مهدی کوچیکترین فرزندمون بود و تغاری 😭 و من و پدرش خیلی دوستش داشتیم. بچه ی بود. به یاد ندارم احترامی به من و پدرش کرده باشه. 😭 🍃⚘🍃 از راه که می‌ رسید من و پدرش را بوسید. اونقدر مهربانی داشت که برای من و پدرش و خونواده می‌ خرید و را بروز می‌ داد. 😭 🍃⚘🍃 راهنمایی بود که یک برایم خرید. این اش را خیلی دوست دارم. کوچیکتر هم که بود با خواهرش پول تو رو جمع کرده بودند و یک برام خریدند. کلاً آدم و دلبازی بود. 😭😭 🍃⚘🍃
به روایت از مادر : یك فرزند دل داره، و به همین دلیل من خیلی راضی نبودم كه به بره، اما فرزندم گفت؛ متعال و است. 🤍😭 🍃🌷🍃 خانواده بود و تو همه جا داشت😭 در تمام دوران زندگی بسیار و در عین حال بود، از بسیار داشت تا به كند و در نهایت هم به رسید  الهی بود كه تقدیم شد.😭😭 🍃🌷🍃 نسبت به و بسیار بود و هرگاه به خانه ما می آمد، و بوسید و در جواب برخی از اعضای خانواده كه می گفتند چرا این كارها را می كنی، می گفت شما نمی دانید این كار چه دارد.😭😭 🍃🌷🍃 نسبت به شب و روزه مطهر معصومه (س)🌷 بسیار بود و اگر یك مرتبه بنا به دلایلی نمی توانست این را انجام دهد، حتما آن را به جا می آورد.😭 🍃🌷🍃
بچه‌ها بهش اجازه ندادند چنین کاری کند و به او گفتند شما گردانی و باید بمانی تا را کنی.😭 🍃🌷🍃 از ساله تا ساله‌ای که اکبر گویان یکی یکی روی می‌افتادند و از آن‌ها# رد می‌شدند. 😭😭 🍃🌷🍃 با خالی دشمن‌ تا بتوانند از کنند، با و پوست و استخوان‌شان از کردند.....😭 🍃🌷🍃 سرانجام شهید دفاع مقدس محمد علی زرین قلم  هم پس از حدود بستری  در بقیه الله (عج)♡ درتاریخ   ۱۳۹۹/۸/۲۹#  به علت به شد و به پیوست‌. 🍃🌷🍃