#سعیدم ،فرد #خیر و#اهل #زیارت بود در#حل #مشکلات بسیار #فعال بود.همیشه #نماز اول وقت بجا می آورد ، همیشه #دست #من و #مادرش را #می بوسیدو برای #خواهرانش #احترام زیاد #قائل بود.
🍃🌷🍃
#پسرم#متاهل بود و ۲#فرزند پسر داشت ،که خانواده و#فرزندانش رو خیلی #دوست داشت.😭
🍃🌷🍃
#پشت سر #هیچکس #حرف نمی زد.به #کارش #اعتماد داشت کاری که #سپرده می شد به #احسن انجام می داد.#جوان #پاک #مومن #متدین و#شایسته ای بود.😭
🍃🌷🍃
خیلی #دلتنگش میشیم.😭
#بعداز ظهرها سر #مزار می رویم #زیارت عاشورا می خوانیم #ثوابش را #هدیه می کنم به #ارواح پاک تمام #شهدا و#دلتنگی مان رفع می شود.😭
🍃🌷🍃
سرانجام#شهید سعید لطف الله پور هم درتاریخ ۱۳۹۶/۴/۲# در #سوریه به آرزویش
که همانا#شهادت در راه #خدا🤍 بود رسید.
🍃🌷🍃
#مزار #شهید :
شهرستان هشترود محله خورجستان.
🍃🌷🍃
هیچ وقت در زندگی احساس #کمبود چیزی را #نداشتم. همه زندگی ما در یک اتاق خلاصه می شد که در خانه عموی ایشان ساکن بودیم. از هر وسیله ای که داشتم استفاده بهینه می کردم مثلاً از چمدان به عنوان میز.
🍃🌷🍃
همکارانش می گفتند در محل کار زودتر از همه می آمد و دیرتر از همه می رفت و در هفته چند ساعت برای خود "کسر کار" می زد. وقتی از او سوال می شد شما از همه زودتر می آید و از همه دیرتر می روید، چرا کسر کار؟
🍃🌷🍃
در جواب می گفت: در #حین #کار #احتمال می رود یک لحظه #ذهنم به سمت خانه، همسر و یا فرزندم رفته باشد، وقت کار من #متعلق به #بیت المال هستم و حق استفاده #شخصی ندارم.
🍃🌷🍃
همیشه در مقابل #پدر و#مادر #دو زانو می نشست و هر وقت به دیدن آنها می رفت #دستشان را #می بوسید و وقتی هم #خداحافظی می کرد باز #دست آنها را #می بوسید.😭
🍃🌷🍃
#آقا مهدی کوچیکترین فرزندمون بود و #ته تغاری 😭 و من و پدرش خیلی دوستش داشتیم. بچه ی #بامحبتی بود. به یاد ندارم #کوچیکترین #بی احترامی به من و پدرش کرده باشه. 😭
🍃⚘🍃
از راه که می رسید #دست من و پدرش را #می بوسید. اونقدر #دل مهربانی داشت که برای من و پدرش و خونواده #مرتب #هدیه می خرید و #محبتش را بروز می داد. 😭
🍃⚘🍃
#دوم راهنمایی بود که یک #مفاتیح برایم خرید. این #هدیه اش را خیلی دوست دارم. کوچیکتر هم که بود با خواهرش پول تو #جیبیشون رو جمع کرده بودند و یک #روسری برام خریدند. کلاً آدم #دست و دلبازی بود. 😭😭
🍃⚘🍃
#شهید مدافع حرم ،
مهدی موحد نیا🍃⚘🍃
در ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۶ در شهر سبزوار در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شد.۴فرزند بودند ، ۲ برادر و ۲ خواهر
فرزند آخر خانواده و ته تغاری بود.
🍃⚘🍃
و #دومین #شهید مدافع حرم سبزوار هست.
🍃⚘🍃
پس از گذروندن دوران مختلف سنی و تحصیلی در بین دوستان و آشنایان به #شخصی #سالم و #شوخ طبع و در كارش جدی معروف بود.
🍃⚘🍃
متاهل بود و یک فرزند رو به یادگار دارد
آقا ابوالفضل.
که زمان #شهادت ایشان #دو ماه و نیمه بود.
🍃⚘🍃
از #پیشتازان #كارهای فرهنگی در #سطح شهرستان سبزوار بود. از #برپایی و #علم كردن #عمود تكیه های مراسم عزاداری ، #ایستگاه های #فرهنگی و صلواتی و ...
🍃⚘🍃
#دست اندرکار در برگزاری #یادواره های #شهدا ،#حضور در گروه های جهادی و #خدمت رسانی به #مناطق محروم ، #اعزام و #شركت در اردوهای مناطق جنگی راهیان نور و ... بود.
🍃⚘🍃
ایشان در شرايط #دشوار #عمليات نيز فضيلت #نماز شب را از دست نمی داد، #بی تفاوتی و #کم توجهی به مسائل #شرعی و #خون# شهدا را از #گناهان بزرگ می دانست و در کنار #فعاليتهای نظامی در #جبهه از #مسائل #اجتماعی نيز غافل نبود.
🍃🌷🍃
در 6#آبان 1362# در مرحله #دوم #عمليات والفجر 4 در بازپس گيري #کله قندی در منطقه #پنجوين عراق به همراه #گردان #حضرت ابوالفضل العباس (ع)🌷 وارد #عمليات شدند.
🍃🌷🍃
اين #گردان در نبرد شبانه به# اهداف مورد نظر دست يافت و نيروها در مقر نيروهای عراقي مستقر شدند . اما ارتش عراق گردان #حضرت ابوالفضل العباس (ع)🌷 به #فرماندهی ایشان را از #3 جهت به #محاصره درآورد.😔
🍃🌷🍃
و تعداد #اندکی از #نيروهای تحت امر ایشان با #مهمات ناچيز در برابر پاتک اول عراقی ها #يک شبانه روز #ايستادگی کردند.
🍃🌷🍃
در #نيمه شب روز #دوم نيروهاي عراقي با اجراي پاتک سنگين ، نيروهاي #گردان #حضرت ابوالفضل العباس (ع)🌷 را با شرايط بسيار #دشوار روبرو کردند با شدت گرفتن #حملات دشمن بر اثر #اصابت ترکش #دست راست ایشان #قطع شد.
🍃🌷🍃
#سردار شهید دفاع مقدس مجتبی قطبی
🍃🌷🍃
در پانزدهم شهریور ماه 1340در شیراز و در جوار بارگاه ملکوتی #احمد بن موسی شاهچراغ (ع)🌷 در خانواده ای متدین ومذهبی متولدشد.
🍃🌷🍃
در سن #شش سالگی وارد مدرسه شدو پس از سالها تلاش و کوشش، با اخذ مدرک دیپلم به تحصیلات خود پایان داد.
پس از پیروزی انقلاب به #عضویت سپاه پاسداران شیراز در آمد.
متاهل بود و تنها یادگار ایشان دختر عزیزشان هست.
🍃🌷🍃
ایشان از اولین روزهای #جنگ به عنوان #مسئول #طرح و #عملیات سپاه در چندین #عملیات از جمله #عملیات سرنوشت ساز «خیبر» که به مجروحیت شدیدش از ناحیه #دست انجامید شرکت کرد.
🍃🌷🍃
به روایت از یکی از #خلبانان:
در یکی از #عملیاتها که در آن حضور داشتم (به #فرماندهی #شهید حراف) به قصد شکار تانکهای عراقی راهی شده بودم.
پس از #شکار موفقیت آمیز تک تک تانکهای عراقی و اتمام مهمات به پیشنهاد #شهید حراف با #اسکید (پایه ی هلیکوپتر) به چادرهای باقی مانده در منطقه میکوبیدیم.
پس از اتمام #ماموریت در هنگام خروج از معرکه متوجه شدیم، یکی از موتورهای هلی کوپتر نجفی آتش گرفته و ایشان مجبور به نشستن داخل نیروهای عراقی میکند.
🍃🌷🍃
زمان برای رسیدن #هلیکوپتر رسکیو(نجات) بسیار کم بود به همین دلیل #شهید حراف در یک اقدام #متبحرانه داخل نیروهای عراقی و در کنار #هلی کوپتر #نجفی نشست.
🍃🌷🍃
و با سرعت #عبدالله نجفی و #کمک خلبان را که روی #اسکید هلیکوپتر نشسته بودند از منطقه خارج کرد! #هلی کوپتر صدمه دیده لحظه ای بعد در میان آتش کاملا سوخت.😭
🍃🌷🍃
حدود 17 نفر از از نیروهای عراقی در حال فرار بودند.#حراف بلافاصله هلیکوپترش(کبرا) را جلوی آنها نشانده و #دست خالی #بدون هیچ #ترس و #واهمه ای از هلیکوپتر پیاده شده و به سمت آنها میرود.
🍃🌷🍃
قدر نعمتهایی که خداوند بخشنده بهمون داده رو بدونیم و اونها رو در راه معصیت "گناه" به کار نبریم.
#چشم
با چشم حقارت به همسایهمون که مثل ما وضع مالیش خوب نیست نگاه نکنیم که در آخرت، شخصیت انسان به اعمال اوست، نه به اموالش
#گوش
پای جلسات غیبت ننشینیم .
چون اگه بنشینیم، گوش میدیم.
#دست
با دستمون مال دیگران رو به نفع خودمون مصادره نکنیم.
اگه چیزی بعنوان امانت بردیم، با همون دستی که بُردیم، با همون دست برگردونیم.
پولی یا شیء قیمتی روی زمین دیدیم،
ورنداریم مگه اینکه یقین داشته باشیم مال فلانی هستش و بهش برگردونیم.
با انگشتمون، علیه دیگران پیام یا نامه ننویسیم؛
به فلان شخص اشاره نکنیم که او دزد و ... است.
#زبان
با زبانمون راست بگیم، حتی اگه یه ضررمون باشه.
غیبت نکنیم که غیبت کردن، تلاشِ انسانِ ناتوان است.
دیگران رو مسخره نکنیم، که بدور از اخلاق و جوانمردیست.
به دیگران تهمت نزنیم.
فکر نکنیم که اگه فلان شخص رو تخریب بکنیم، بالا میریم! هرگز اینطور نیست.
با هر تهمتی، چندین درجه سقوط می کنیم.
کسی که به دیگران تهمت بزنه(تهمت یعنی آش نخورده و دهان سوخته)
ایمان توی قلبش از بینمیره؛ همچنانکه نمک توی آب حل میشه، از بین میره و هیچ اثری ازش باقی نمیمونه، ایمان توی قلب چنین شخصی، اینچنین بلایی سرش میاد
#پاها
با پاهامون خونه همسایه نریم برای نمّامه گری(سخن چینی) و دو به هم زنی.
میان هیچ زن و شوهری رو شكرآب نکنیم.
بشینیم و خودمون رو قضاوت کنیم و توبه بکنیم اگر مرتکب چنین جنایاتی شدیم.
یادمان نرود که قبرها پُر هستن از جوانانی که میخواستن در پیری توبه کنند
#شهید مدافع حرم ،
مهدی موحد نیا🍃⚘🍃
در ۱۸ فروردین سال ۱۳۶۶ در شهر سبزوار در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شد.۴فرزند بودند ، ۲ برادر و ۲ خواهر
فرزند آخر خانواده و ته تغاری بود.
🍃⚘🍃
و #دومین #شهید مدافع حرم سبزوار هست.
🍃⚘🍃
پس از گذروندن دوران مختلف سنی و تحصیلی در بین دوستان و آشنایان به #شخصی #سالم و #شوخ طبع و در كارش جدی معروف بود.
🍃⚘🍃
متاهل بود و یک فرزند رو به یادگار دارد
آقا ابوالفضل.
که زمان #شهادت ایشان #دو ماه و نیمه بود.
🍃⚘🍃
از #پیشتازان #كارهای فرهنگی در #سطح شهرستان سبزوار بود. از #برپایی و #علم كردن #عمود تكیه های مراسم عزاداری ، #ایستگاه های #فرهنگی و صلواتی و ...
🍃⚘🍃
#دست اندرکار در برگزاری #یادواره های #شهدا ،#حضور در گروه های جهادی و #خدمت رسانی به #مناطق محروم ، #اعزام و #شركت در اردوهای مناطق جنگی راهیان نور و ... بود.
🍃⚘🍃
#آقا مهدی کوچیکترین فرزندمون بود و #ته تغاری 😭 و من و پدرش خیلی دوستش داشتیم. بچه ی #بامحبتی بود. به یاد ندارم #کوچیکترین #بی احترامی به من و پدرش کرده باشه. 😭
🍃⚘🍃
از راه که می رسید #دست من و پدرش را #می بوسید. اونقدر #دل مهربانی داشت که برای من و پدرش و خونواده #مرتب #هدیه می خرید و #محبتش را بروز می داد. 😭
🍃⚘🍃
#دوم راهنمایی بود که یک #مفاتیح برایم خرید. این #هدیه اش را خیلی دوست دارم. کوچیکتر هم که بود با خواهرش پول تو #جیبیشون رو جمع کرده بودند و یک #روسری برام خریدند. کلاً آدم #دست و دلبازی بود. 😭😭
🍃⚘🍃
به روایت از مادر #شهید:
#مجید یك فرزند #روشن دل داره، و به همین دلیل من خیلی راضی نبودم كه به #سوریه بره، اما فرزندم گفت؛ #خداوند متعال #نگهدار و #مراقب #همه است.
🤍😭
🍃🌷🍃
#آقامجید #فرزند #اول خانواده بود و تو #دل همه جا داشت😭 در تمام دوران زندگی بسیار #فعال و در عین حال #مظلوم بود، از#كودكی بسیار #علاقه داشت تا به #دیگران #كمك كند و در نهایت هم به #شهادت رسید #امانت الهی بود كه تقدیم #اسلام شد.😭😭
🍃🌷🍃
نسبت به #پدرش و#من بسیار #متواضع بود و هرگاه به خانه ما می آمد، #پیشانی #پدرش و #دست #منو #می بوسید و در جواب برخی از اعضای خانواده كه می گفتند چرا این كارها را می كنی، می گفت شما نمی دانید این كار چه #ثوابی دارد.😭😭
🍃🌷🍃
نسبت به #نماز شب و #زیارت #هر روزه #حرم مطهر #حضرت معصومه (س)🌷 بسیار #مقید بود و اگر یك مرتبه بنا به دلایلی نمی توانست این #مستحبات را انجام دهد، حتما #قضای آن را به جا می آورد.😭
🍃🌷🍃
بچهها بهش اجازه ندادند چنین کاری کند و به او گفتند شما #فرمانده گردانی و باید بمانی تا #عملیات را #هدایت کنی.😭
🍃🌷🍃
از #نوجوان #هفده ساله تا #جوانهای #سی سالهای که #الله اکبر گویان یکی یکی روی #میدان #مین میافتادند و #دیگران از #روی آنها# رد میشدند.
😭😭
🍃🌷🍃
#بچهها با #دست خالی #مقابل دشمن#ایستادند تا بتوانند از #کشورشان #دفاع کنند، #رزمندهها #کم #نگذاشتند با #گوشت و پوست و استخوانشان از #مملکت #دفاع کردند.....😭
🍃🌷🍃
سرانجام #جانباز شهید دفاع مقدس محمد علی زرین قلم هم پس از حدود #دوماه بستری در #بیمارستان #حضرت بقیه الله (عج)♡ درتاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۹# به علت #ابتلا به #کرونا #آسمانی شد و به #دوستان #شهیدش پیوست.
🍃🌷🍃